سرخط خبرهای سازمان

معرفی کتاب: هنگام نیایش چه می‌کنیم (ونسان برومر)

 

عنوان : هنگام نیایش چه می‌کنیم؟

زیر عنوان: در باب نیایش و سرشت ایمان

نویسنده :ونسان برومر

مترجمان: مسعود رهبری-اشکان بحرانی

سال چاپ:۱۳۹۲

ناشر:انتشارات هرمس

صفحات: ۴۰۰

قیمت روی جلد:۱۸,۰۰۰ تومان

 


 

به پیشنهاد و معرفی :مسعود رهبری(مترجم کتاب ، رییس منطقه فارس، و معاون سیاسی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی)

کتاب «هنگام نیایش چه می‌کنیم؟» اثری مهم از فیلسوف دین معاصر، ونسان برومر است که سال گذشته با ترجمه‌ی اشکان بحرانی و مسعود رهبری و ویرایش حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی، استاد عرفان و فلسفه‌ی دانشگاه شیراز، از سوی نشر «هرمس» منتشر شد. جان کلام ونسان برومر در «هنگام نیایش چه می‌کنیم؟» این است که ایمان یک نوع اضافه بین انسان و خداست، ولی نه از آن اضافه‌های مقولی که بین دو شیء برقرار است (مثل همسایگی) که صرف نسبت است و هیچ مابه‌ازایی در دو طرف رابطه ندارد، بلکه از آن نوع اضافه‌هایی است که به تعلق وجودی و درونی بین دو شخص برمی‌گردد (مانند عشق). این نوع اضافه صرف نسبت نیست، بلکه مابه‌ازایی در درون و جان هر دو طرف ایمان دارد. ایمان خود از مقوله‌ی عشق دوسویه است که در هر دو طرف رابطه مابه‌ازا دارد. نیایش نیز ظهور و بروز این رابطه درونی است که به نوبه‌ی خود، بر هر دو طرف رابطه اثر می‌گذارد و باعث ایجاد، تشدید و بازسازی رابطه می‌شود؛ چراکه ایمان و عشق در درون یک شخص می‌تواند پیدا، کم و زیاد شود یا از بین برود و دوباره بازسازی شود.

از همین‌رو نیایش کارکردهای مختلفی دارد. گاه صرفا مسالت، استدعا و حاجت‌خواهی است که ما در آن وقوع چیزی یا انجام کاری را از خدا می‌خواهیم. گاه شکایت ‌بردن به دوست و غم دل با او گفتن است. گاه صرفاً سخن‌گفتن و نجوا و همنشینی با وی است، بدون اینکه هیچ خواست دیگری غیر از همنشینی در کار باشد (مناجات و ذکر). گاه توبه و بازگشت به درگاه او است پس از آنکه این رابطه به علت خطای ما از بین رفته یا آسیب دیده است. گاه سپاس است، گاه ستایش و گاه پرستش و ابراز سرسپردگی و بندگی. گاه نیز شفاعت است که یعنی برای دیگران چیزی بخواهیم نه برای خود. اینها همه آن کاری است که ما هنگام نیایش انجام می‌دهیم و برومر در فصول مختلف کتاب آنها را کالبدشکافی می‌کند. کتاب دو بخش و نه فصل دارد.
بخش اول درباره‌ی سرشت نیایش است و بخش دوم درباره‌ی ماهیت ایمان و ربط و نسبت آن با نیایش. برومر نیایش را «تمرین دائمی ایمان»، «نسخه‌ی صغیر زندگی ایمانی»، «کلید فهم ایمان» و «بازی زبانی ایمان» می‌داند. بنابراین ارتباط دو بخش کتاب با یکدیگر کاملاً مشخص است. جان کلام برومر در بخش اول این است که ایمان یک رابطه‌ی عاشقانه بیت فرد مؤمن و خدا است و نیایش عملی است که با آن این رابطه ایجاد، تعمیق یا بازسازی و ترمیم می‌شود. جان کلام وی در بخش دوم، تمایزگذاری بین ایمان و باور دینی صرف از یک‌سو، و ارتباط ذاتی بین این دو از سوی دیگر است. ایمان صرف باور دینی محض نیست، بلکه یک نوع تعهد و عشق و سرسپردگی نیز هست. البته ایمان مستلزم باورها و اعتقادات دینی نیز هست. پس می‌توانیم از ربط و نسبت نیایش و ایمان به ربط و نسبت نیایش و اعتقادات دینی نیز پی ببریم.

اصل اساسی‌ای که برومر هر دو بخش کتاب را بر آن مبتنی می‌کند، این است که خدای ادیان وحیانی و به ویژه مسیحیت، خدای متشخص است که می‌توان او را شخص انگاشت (نه شیء) و صفات انسان‌وار را به او نسبت داد. بر همین اساس، وی دین و ایمان را یک رابطه‌ی بیناشخصی میان انسان و خدا می‌بیند. به این‌ترتیب، وی از روش الگوسازی و استفاده از استعاره برای فهم این رابطه استفاده می‌کند. وی ابتدا یک الگو از رابطه‌ی بین دو انسان در مقوله‌یی مانند عشق یا حاجت‌خواهی به دست می‌دهد و عناصر و لوازم آن را با عشق بین انسان و خدا یا حاجت‌خواهی انسان از خدا (دعا) تطبیق می‌دهد. البته از آنجا که خدا با سایر اشخاص انسانی تفاوت‌های مهمی نیز دارد، رابطه‌ی بین انسان و خدا با رابطه‌ی بین دو انسان تفاوت‌هایی نیز دارد که هنگام تطبیق باید این تفاوت‌ها را در کنار آن تشابه‌ها در نظر گرفت. این کاری است که برومر در این کتاب انجام می‌دهد؛ یعنی به جای اینکه بگوید عشق خدا چیست یا ماهیت نیایش و دعا به درگاه خدا کدام است، می‌پرسد که عشق خدا شبیه چیست یا دعا به درگاه خدا به چه چیزی شبیه است.

این کاری است که ما معمولاً در همه‌ی موارد دیگر به جای بررسی انتزاعی سرشت و ماهیت یک شیء انجام می‌دهیم. برومر در فصل اول کتاب، به بررسی تأثیر و سودمندی دعا و در فصل دوم به این می‌پردازد که معنای تأثیر نیایش بر شخص نیایشگر چیست. در فصل سوم، برومر چند شبهه را مطرح می‌کند که به نحوی اشکالاتی است که پیروان الهیاتِ «گشوده» بر الهیات سنتی وارد می‌کنند و آن اینکه ماهیت حاجت‌خواهی دعا چگونه بر خدایی که قادر مطلق، تغییرناپذیر و عالم مطلق است، تأثیر می‌کند. این شبهات در واقع به بحث نسبت بین دعا و قضا و قدر و سرنوشت برمی‌گردد. در فصل چهارم، برومر به یکی دیگر از شبهات و اشکالات مربوط به استغاثه و حاجت‌خواهی می‌پردازد و آن اینکه خواسته‌ی ما در دعا اگر خلاف مصلحت ما است، خدایی که خیر مطلق است باید حتماً آن را برنیاورد و اگر آن خواسته به مصلحت ما است، همان خدای خیرخواه مطلق باید حتماً آن را برآورد، ولو آنکه ما دعا نکرده باشیم. در فصل پنجم، این سؤال مطرح می‌شود که عمل خداوند در استجابت دعا چگونه است؟ اینجا است که برومر به نحو عام‌تری از نحوه‌ی فاعلیت خدا در عالم سخن می‌گوید و وارد بحث کلامی مهمی می‌شود که ما آن را توحید افعالی می‌خوانیم. در فصل ششم، برومر به جنبه‌ی عرفانی دعا می‌پردازد.

در فصل هفتم، این سوال مطرح می‌شود که آیا نیایش که رابطه‌ی ما با خدا است بر رابطه‌ی ما با جهان تأثیر می‌گذارد؟ در فصل هشتم، برومر برای بررسی ماهیت ایمان، به فاجعه‌ای که پس از دوران مدرنیته برای ایمان پیش آمده است اشاره می‌کند و آن عبارت است از فروکاستن ایمان به باور دینی و قراردادن باور دینی در کنار باورهای علمی و ارزیابی آن با معیارهای تحقیق علمی. در فصل نهم، برومر در ادامه‌ی فصل هشتم، به این می‌پردازد که جهانی که مؤمن در آن با چشم ایمان می‌نگرد و می‌زید با جهان فرد غیرمؤمن فرق می‌کند. در فصل دهم، بحث این است که هرچند ایمان با باور دینی متفاوت است، ولی رابطه‌ای ذاتی با یکدیگر دارند.

 

 

 

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا