سرخط خبرهای سازمان

آن زمان که توانستیم هویت فرهنگی‌مان را درک کنیم

نگاهی اجمالی به کتاب عصر زرین فرهنگ ایران

 

نویسنده: حسن قاضی مرادی

ناشر: آمه

تعداد صفحات: ۳۸۰

سال انتشار: ۱۳۹۳

قیمت: ۲۲۰,۰۰۰ ریال

 

ایران به لحاظ جغرافیایی در منطقه‌یی واقع شده که با نظر به تاریخ کهن می‌توان آن را پلی میان غرب و شرق خواند؛ سرزمینی که محل برخورد فرهنگ‌ها و مردمان گوناگون بوده و همین خصلت و ویژگی سبب شده که همواره در طول تاریخ چند هزار ساله‌اش در معرض مهاجرت‌ها، حمله‌ها و دست‌اندازی اقوام و قبایل گوناگون باشد. حتی خود آریایی‌ها اقوامی بودند که از هزاران سال پیش در بخش‌های مرکزی یا شمالی آسیا (به روایت‌های مختلف) زندگی می‌کردند و به دلایل مختلف به تدریج و در طول زمان از مسیرهای مختلف به فلات ایران مهاجرت کردند. بعد از ایشان نیز ایران همیشه محل برخورد فرهنگ‌ها و جریان‌ها بوده است، از یونانیان و اعراب گرفته تا ترک و مغول هر یک به گونه‌یی و در دوره‌یی به ایران حمله کرده‌اند و در پی جنگ و جدال‌های اولیه، دورانی طولانی از داد و ستد فرهنگی فرارسیده که در آن ساکنان این سرزمین کوشیده‌اند با جذب عناصر متنوع و گاه متضاد فرهنگ مهاجم، آن را درونی سازند.

حسن قاضی‌مرادی، نویسنده و پژوهشگر معاصر معتقد است که در میان این تبادلات کارنامه ایرانیان در دو مورد مثبت‌تر و قابل دفاع‌تر از سایر موارد بوده است: نخست نحوه مواجهه ایرانیان با مسلمانان در قرون نخستین اسلامی که در نهایت به تعبیر ایشان و برخی دیگر از صاحبنظران به عصر زرین فرهنگ ایران در سده‌های سوم تا پنجم هجری منجر شده است و دوم هم نحوه مواجهه «تک روشنفکرانی است که در دوره تدارک نهضت مشروطه فعالیت می‌کردند. به علاوه یک نسل روشنفکرانی که تربیت شده این نهضت بزرگ بودند؛ نهضتی که ما با آن از جامعه سنتی در آمدیم و وارد دوره معاصر تاریخ‌مان شدیم.»

او این نظر را در کتابی با عنوان «نگاهی اجمالی به عصر زرین فرهنگ ایران» ارایه کرده که به تازگی به همت نشر آمه منتشر شده است. این کتاب که حاصل چندین جلسه مصاحبه مفصل پروین قریشی و نسرین تخیری با حسن قاضی‌مرادی است، در مورد دورانی از تاریخ ایران است که با وجود اهمیت و تاثیرگذاری‌اش در تاریخ ایران چنان که نویسنده نیز تاکید می‌کند، منابع کمی درباره‌اش نگاشته شده است. تا پیش از این مهم‌ترین کتابی که دقیقا به این موضوع پرداخته است، نوشته ریچارد نلسون فرای، ایران‌شناس و شرق‌شناس برجسته است که به تازگی از دنیا رفت و بر سر دفن پیکرش بحث و حدیث‌های فراوانی در گرفت. همین کمبود منابع یکی از دلایل به سرانجام رسیدن کتاب است، یعنی چنان که قاضی‌مرادی خود می‌گوید: «شاید مهم‌ترین انگیزه از (نگارش کتاب حاضر) این باشد که انجام آن بتواند این توجه را برانگیزد که تحقیق در مورد این عصر لازم است.»

اما چرا این تحقیق لازم است؟ قاضی مرادی در نگاهش به تاریخ، ‌سعی می‌کند «رویدادها و مقاطعی را انتخاب کند که شناخت عینی‌شان به ما کمک می‌کند موضوعات امروزمان به عنوان متن را بر زمینه موقعیت تاریخی کنونی‌مان درست‌تر بشناسیم». «امروزه ما در دوره گذار تاریخ‌مان، گذار از جامعه سنتی به جامعه متجدد، گیر افتاده‌ایم. بیش از ۱۵۰ سال است که تلاش می‌کنیم و نتوانسته‌ایم این گذار را به طور غیرقابل برگشت پشت سر بگذاریم.»

نویسنده عصر زرین را از دو منظر بیرونی و درونی حایز اهمیت می‌داند. از منظر بیرونی مراد «دستاوردهای این عصر در خارج از ایران و مشخصا اروپا» است. در این دوره

«ترجمه صدها کتاب و رساله عربی، بیشتر به زبان لاتین، ‌تاثیری شگفت بر دوره نخست رنسانس در اروپای سده‌های دوازدهم و سیزدهم گذاشت». در این دوران «غول‌هایی مثل خوارزمی، بیرونی، رازی، خیام و ابن‌سینا» در ایران ظهور می‌کنند که هر یک تاثیر شگفتی بر تحولات علم و دانش و فرهنگ پس از خود گذاشتند. اما از نظر درونی یا «داخلی» اهمیت این عصر در آن است که «حتی پیش از آنکه آل بویه با تسخیر بغداد برای حدود ۱۱۰ سال دستگاه خلافت را از نظر سیاسی به انقیاد خود در آورد، برمکیان توانستند به جایگاه قدرتمندترین افراد در امپراتوری اسلامی، بعد از خلیفه برسند»، قاضی‌مرادی جلوتر با تاکید بر آنکه «ایرانیان نخستین مردمانی بودند که با حفظ زبان فارسی از هویت قومی و فرهنگی شان دفاع کردند و در امپراتوری اسلامی ادغام نشدند» می‌گوید: «در اوج خیزش ادبی ایرانیان در عصر زرین، فردوسی با شاهنامه‌اش توانست بقای هویت قومی و فرهنگی این سرزمین و مردمان را تضمین کند.» و نتیجه می‌گیرد که «مهم‌ترین اهمیت داخلی عصر زرین فرهنگ و تمدن را دفاع از هویت قومی ایرانی با ابزار علم و فرهنگ و حتی غلبه بر تسخیرگر خود به اتکای همین ابزار می‌دانم». البته موضوع اهمیت این عصر بار دیگر و به نحو مفصل‌تر در فصل پنجم کتاب مورد بحث قرار می‌گیرد.

اما در فصل دوم زمینه‌های سیاسی و فرهنگی عصر زرین مورد بحث است و این فصل به تحلیل اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در زمانه آل بویه و سامانیان اختصاص دارد. فصل سوم حوزه‌های فعالیت در عصر زرین فرهنگ ایران نام دارد. کتاب در این فصول به دستاوردهای این عصر در حوزه‌های ادب فارسی، فلسفه، تاریخ‌نگاری و… اشاره دارد و سپس در فصل چهارم علل و عوامل زوال این عصر مورد بحث قرار می‌گیرد. ضمیمه کتاب علوم در عصر زرین نام دارد. در این فصل به تفکیک به اقدامات و پیشرفت‌هایی که در عصر زرین در حوزه‌های پزشکی، ریاضیات، نجوم و جغرافیا صورت گرفته اشاره می‌شود. کتاب با پی گفتاری با عنوان در عرصه فرهنگ و با این جملات به پایان می‌رسد: ‌«در عرصه فرهنگ، تکاپوی فرهنگی یعنی تلاش برای رستاخیز و نوزایش فرهنگی برای رهایی از مخاطره بحران هویت ملی و عقب‌ماندگی. محورهای این نوزایش فرهنگی، در درجه نخست، تکثرگرایی فرهنگی، انسان‌محوری و دموکراسی‌سازی بر زمینه نقد ریشه‌یی فرهنگ‌مان است».

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا