سرخط خبرهای سازمان

مرامنامه “سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی”

مرامنامه و اساسنامه “سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی” در فاصله خرداد ۱۳۷۶ تا مهرماه ۱۳۷۷ توسط هیات موسس حزب تنظیم و تدوین شد و در نهایت در تاریخ ۱۳۷۷/۹/۱۴ به تصویب رسید.

بسم الله الرحمن ارحیم

فبشّرعباد الذّین یستمعون القول فیتّبعون احسنه

مقدمه:

مردم هوشمند و بزرگوار ایران که همواره در طی گذشت اعصار به واسطه موقعیت حساس جغرافیایی و استراتژیکی از سخت ترین و پرتلاطم ترین حوادث تاریخی گذر کرده اند با انتخاب دین مقدس اسلام و پذیرش ولایت خاندان پاک پیامبر بزرگوار حضرت محمد مصطفی- صلی الله علیه و آله- و با حفظ ارزش ها و باورهای اصیل ملی خود و با هدف ساختن جامعه ای پویا، نوین و توانمند، مسیری آکنده از معنویت و حیانی و همراه با حفظ هویت فرهنگ ملی برگزیدند. در طول تاریخ مردم حق پرست ایران نشان داده اند که همواره شجاعانه مدافع حقانیت فرهنگ ملی و اصالت معنوی بوده و با حضور چشمگیر در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خالصانه و صادقانه در جهت حفظ ارزش های دینی و ملی خویش تلاش نموده اند.

انقلاب اسلامی ایران یکی از شگفت ترین و عظیم ترین این حرکت هاست که مردم ایران با مشاهده انحرافات اخلاقی و معنوی و حاکمیت دیرپای دیکتاتوریهای تحقیرآمیز و استبداد خشن و وابستگی های ذلت بار در همه عرصه های زندگی مردانه با قدرتمداران زمان که خود را حاکم مطلق برجان و مال و دین و فکر مردم می دانستند و ارزش های انسانی و ملی و دینی را بازیچه قرار داده بودند به ستیز برخاستند و در روز ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷، پس از سال ها مبارزه مستمر و خونین و با مشارکت اندیشه های گوناگون مذهبی و سیاسی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بر ستم پیشگان جاهل به پیروزی رسیدند به امید آن که حاکمیتی را بنیان گذارند تا در سایه آن و در چهارچوب اسلامیت و جمهوریت زمینه ساز عدالتی پایدار و فراگیر بوده و با حفظ حاکمیت بر سرنوشت خود به یک جامعه نمونه جهانی دست یابند.

ایجاد جامعه نمونه در جهان امروز، آزادی، معنویت، اخلاق، عرفان، عدالت اجتماعی، توسعه متوازن و همه جانبه، گفتگو و ارتباط منطقی با تمدن ها و فرهنگ های جهان، حمایت از محرومان و مستضعفان جهان، مبارزه با ستم و استعمار و خودکامگی، ایجاد یک جامعه قانون مند، تلاش در جهت برپایی صلح و امنیت جهانی، کوشش در جهت شناساندن مکتب انسان ساز اسلام و اصالت ایرانی و دست یابی به پیشرفت های علمی و عملی همگام با جهان امروز، رسالتی است که عقل سلیم، آرمان های والای اسلامی، فرهیختگان اندیشمند این مرز و بوم به ویژه شهیدان انقلاب اسلامی بر دوش یکایک ملت ایران نهاده اند و ملت باید تمام همت خود را مصروف نیل به اهداف پیش گفته بنماید.

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی جهت دستیابی به اهداف فوق و نهادینه ساختن دموکراسی در جامعه کنونی ایران، تشکل و انسجام بخشی به پیروان خط امام (ره) تشکیل گردیده است.

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران ۱۰۴)

و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود

نظام ارزشی

۱-    دین

دین به عنوان یکی از لطیف ترین گرایش های روح آدمی، ریشه در عمیق ترین لایه های تو بر توی وجود انسان و فطرت کمال طلب و زیبا پسند روح او دارد. پاسخ به بنیادی ترین پرسش های آدمی، سیراب کردن عطش آتشناک روح، گشودن قید و بند تعلقات زمینی از دست و پای آن، پیراستن جان برای ورود در عرصه آسمان و عرش الهی، امید بخشی در این جهان پرتنش و غفلت خیزمادی، دریدن حجاب های حس، حیرت در راز و رمز عالم ملکوت، مشاهده جمال و جلال حق، آموختن راه و رسم بندگی، پشتوانه بخشی به اخلاق راستین، رویارویی مجذوبانه با خداوند و جهت دهی معنوی به زندگانی آدمیان و در یک کلام تقویت ایمان، عرفان و اخلاص که لاجرم عمل صالح را در پی خواهد داشت، گوهری ترین وظیفه ای است که دین بر دوش گرفته است.

شناخت خداوند و پیامبر گرامی اسلام و پیشوایان معصوم، فهم کلام و خطاب خداوندی و جهت بخشی به زندگی بر اساس تعالیم حیات بخش آن بزرگواران و انجام اعمال صالح وظیفه مهمی است که دینداری بر عهده آدمی می نهد.

ایمان و معنویت به عنوان مرکزی ترین بخش دین و مقدمه عمل صالح و در نهایت رستگاری، بذری است که جز در فضای آزادی و آگاهی و فراهم آوردن زمینه انتخاب نمی روید و به بار نمی نشیند. اجبار و اکراه به دینداری بدون خضوع دل و روح و رام شدن جان سرکش و روان آدمی، چراغ دینداری را در سرای روح خواهد کشت و نهال خداباوری و معنویت را خشک خواهد نمود، از این رو هر گونه ایجاد فشار و زور در دینداری و تقابل افکندن بین حقوق و خواست های فطری و طبیعی آدمیان از یک سو و دین از سوی دیگر به شکست دیانت و ایجاد روحیه مادی گری و از دست رفتن لطافت و رحمت آسمانی دین، منتهی خواهد شد.

کاوش در نسبت میان دینداری و خردورزی و نگاهی به ترغیب و تشویق فراوان به تفکر و تعقل و تکریم و تجلیل عالمان و دانش پژوهان درقرآن مجید و سنت اسلامی، بیانگر این نکته است که دین رقیب عقل است و نه جانشین آن، بلکه دین دستاوردهای ارجمند خرد و تمدن بشری را به رسمیت شناخته و بدان با دیده احترام می نگرد. تجربه دراز دامنه تاریخ آدمیان به ما می آموزد: چه آنان که از مسند دینداری دکه و دکان عقلانیت را بی رونق می پسندند و چه آنان که از منظر خردورزی چراغ دیانت را بی روغن می خوانند، راهی می پیمایند که جز شکست فرجامی ندارد و دیانت و عقلانیت به منزله دو بال وجود انسانند که آدمی بدون هر یک از این دو بال پریدن نمی تواند.

انکار نمی توان کرد که دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین هدیه خداوندی برای رشد و تکامل آدمی دنیای او را نیز مورد توجه قرار داده است و بلکه با توجه به شرایط خاص رشد و گسترش آن، به صورتی عمیق با مسائل اجتماعی و سیاسی درهم تنیده و گره خورده است. آنچه مهم است اینکه از منظر اسلام دنیا مزرعه و مقدمه آخرت است و تا آنجا بدان پرداخته می شود که هدف و رسالت اصلی دین که تامین سعادت اخروی آدمی است، به فراموشی سپرده نشود.

راه ما آدمیان در رسیدن به آخرت از دنیا می گذرد و طبعاً دین نمی تواند و نباید به دنیای آدمی بی توجه باشد و به آن به میزانی که ممد و یا مزاحم سعادت اخروی است، پرداخت.

به باور ما، دین فخیم تر و فاخرتر از آناست که به عنوان ابزاری برای دستیابی به اغراض ناچیز دنیایی و سیاسی به کار گرفته شود و نگاه ابزار گرایانه به دین و آن را همردیف دنیا نشاندن و یا مقدمه رسیدن به دنیا خواستم، جفای بزرگی است که در حق دین و معنویت روا نمی باشد. پردازش دین به دنیا به صورت ثانوی و مقدمی است و از همین رو تفکیک روشمند بین اهداف اصلی و تبعی دین، قشر و لبّ دین، ذاتی و عرضی دین و ثابت و متغیر دین باید مد نظر قرار گیرد.

از این منظر، حکومت دینی حکومتی است که با بهره گیری از تجارب و دستاوردهای بشری، زمینه ای فراهم آورد که آدمیان بتوانند آزادانه و آگاهانهو بدون هیچ تحمیل فشار و اکراهی به خداوند به عنوان سرسلسله حقایق هستی ایمان بیاورند و دینداری کنند. امر حکومت و تعیین سرنوشت سیاسی پس از دوران غیبت حضرت ولیعصر (عج) به مردم واگذار شده و جامعه دینی با آگاهی و آزادی، این حق را بر اساس معیارهای دینی و شرایط ذکر شده در قانون اساسی، به حاکم منتخب خود به عنوان نماینده حاکمیت ملت واگذار می کند. انتخاب حکومت در چنین فرایندی، طبیعی ترین ثمره یک جامعه دیندار است که پاس دین را داشته و به دغدغه های دینی مردمان ارج می نهاد و البته حق نقد و نظارت بر حاکمان را برای مردم به رسمیت شناخته و به حقوق طبیعی و حرمت و کرامت شهرونددان خود احترام گذاشته و از آن عادلانه دفاع و صیانت خواهد کرد.

۲-    عدالت

قرار گرفتن عدل در زمره اصول مذهب شیعه بیانگر جایگاه خاص این اصل در اعتقادات دینی شیعیان می باشد. به تعبیری شاید بتوان یکی از مهمترین وجوه تمایز مکتب تشیع را با سایر مکاتب در حساسیت وافر این مکتب نسبت به مساله عدل بیان کرد. به تبع همین حساسیت عدالت جایگاهی والاتر از صلح می یابد و به ارزش مبارزات و جنگها در طول تاریخ بشریت به میزان اهمیت عدالت در اندیشه جنگاوران بستگی پیدا می کند.

در نگاهی فراگیر می توان آزادی را نیز عدالت در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی دانست و یکی از ارزش های مهم توسعه و آبادانی نیز در دستیابی به اهداف عدالت گسترانه نهفته است.

به دیگر سخن، عدالت به نحوی دربرگیرنده بسیاری از آرمان های بشری به شمار می آید. مصادیق عدالت را در زندگی بشر امروز می توان در موارد زیر برشمرد:

الف) برخورداری از ثروت و امکانات

ب) برخورداری از قدرت (دموکراسی)

پ) برخورداری از اطلاعات و معرفت

ت) برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی (آزادی)

   ابراز حساسیت به بی عدالتی های موجود در سطح جهان وظیفه یک دولت و ملت شیعه به شمار می رود و ذکر این نکته حائز اهمیت است که تلاش در جهت ایجاد عدالت در ابعاد جهانی و ستم ستیزی تا سرحد امکان لازم است و هر نوع سهل انگاری در این زمینه خطایی نابخشودنی تلقی می شود. تلاش برای ایجاد عدالت جهانی تا جایی لازم است که مانع تحقق عدالت در داخل کشور نگردد. هر نوع تلاش در جهت دستیابی به عدالت چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت به شمار می آید.

۳-    آزادی

آزادی به عنوان حق طبیعی و مسلم هر فرد گوهری گرانبهاست که انسانهای وارسته و دارای شخصیت متعالی جان خود را در راه به دست آوردن آن فدا می کنند تا آیندگان از آن نعمت برخوردار شوند و بدین گونه می فهمانند که ارزش آزادی بالاتر از ارزش حیات انسان است.

در تعالیم اسلامی، انسان موجودی آزادست و بر اساس حدیث شریف “لا تکن عبد غیرک، و قد جعلک الله حرا” انسان از ابتدای خلقت برده هیچ کس نبوده و از گوهر آزادی بهره مند گردیده است.

بر این اساس، آزادی امری نیست که به مقتضای بعضی مصالح و در زمانهای خاص به انسانها عطا گردد. اعطای آزادی وظیفه حکومتهاست. نه حق آنها و نه لطف و منتی در حق مردم، بلکه اصل بر وجود آزادی است و اگر کسی آن را از مردم سلب کند یکی از حقوق فطری انسانها را سلب نموده است.

آزادی انسان در عرصه های تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی و فکری و اقتصادی یک جامعه در گرو چند عامل است: زمانی که انسان بر اساس فطرت خویش زندگی اجتماعی را انتخاب می نماید و در عین حال نعمت آزادی را نیز با خود به همراه دارد باید بین این دو خصوصیت فطری خویش تعادلی ایجاد نماید؛ یعنی زندگی اجتماعی نباید سلب کننده آزادی وی باشد و آزادی نیز نباید مخل زندگی اجتماعی گردد. آزادی مطلق انسان از همه قیود وقتی محقق می گردد که انسان زندگی انفرادی و دور از اجتماع در پیش گیرد ولی در زندگی اجتماعی آزادی مطلق برای انسانها ممکن نیست و وجود این گونه آزادی در زندگی اجتماعی منجر به پدیده آنارشیسم و نظام بدون قانون و دولت می گردد.

در جامعه ای که افراد آن آزادانه و آگاهانه دینی را پذیرفته اند، آزادی طبیعتاً نمی تواند با فهم قطعی از دین و همچنین ارزشهایی چون عدالت ، استقلال، وحدت، امنیت ملی و تمامیت ارضی متعارض و منافی باشد و از سوی دیگر هیچکس هم حق ندارد به بهانه تضعیف یکی از ارکان پیش گفته اصل مسلم آزادی را مورد تهدید و تحدید قرار دهد.

باید توجه کرد که ثبات آزادی و توزیع عادلانه آن از ویژگی های یک جامعه سالم و پویا به شمار می رود و نمی توان برخی از افراد را بدون حکم قانون عادلانه از آن محروم نمود. همچنین، آزادی فردی در شرایط مختلف و تغییر دولتها نباید دچار افت و خیز شده و حدود و ثغور آن تغییر نماید.

۴-    استقلال

استقلال به معنای تعیین سرنوشت کشور، وضع قوانین و مقررات برای اداره جامعه، تعیین مسوولان کشور به وسیله مردم و عدم دخالت بیگانگان در امور داخلی حکومت می باشد. از آنجا که چهار شرط برای تشکیل یک ملت شامل سرزمین، جمعیت، حاکمیت و دولت لازم است، پس می توان گفت که در صورت عدم استقلال کشور، ارکان تشکیل دهنده ملت نیز زیر سوال خواهد رفت. در بستر استقلال، سایر ارزش های انسانی از رشد و شکوفایی بیشتری برخوردار بوده و فقدان آن پاره ا ی از ارزش های لازم برای اداره یک کشور را مورد تهدید قرار می دهد.

فهم ما از استقلال در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی در جهان امروز با وجود فن آوری پیشرفته ارتباطات و رسانه ها نباید به گونه ای باشد که ارتباط سالم، منطقی و مبتنی بر احترام متقابل را میان کشورهای مختلف دنیا از بین ببرد.

۵-    توسعه

توسعه به معنای رشد و شکوفایی، ازدیاد کمی ثروت و تغییر در ابزار و شیوه های تولید با تغییر کیفی در زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه می باشد. به تعبیر دیگر، توسعه به معنای کاهش فقر، بیکاری، نابرابری، فراهم آوردن زمینه رشد صنعتی و ارتباطات، ایجاد نظم اجتماعی مبتنی بر عدالت و افزایش مشارکت مردم در امور سیاسی تلقی می شود. هر انسانی در درجه اول نیازمند حرمت، کرامت، امنیت روانی، سیاسی و اقتصادی است. توسعه امری متوازن، فراگیر و کلی است که نمی توان ابعاد مختلف آن را از یکدیگر تفکیک کرد. این ابعاد لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. پذیرفتنی نیست که در یک کشور توسعه اقتصادی صورت گیرد ولی به لحاظ سیاسی و فرهنگی فاقد شاخص های توسعه باشد که در این صورت دچار عقب ماندگی و انحطاط خواهد شد.

برای دستیابی به توسعه باید تمامی ابعاد آن را در نظر گرفت. در بعد سیاسی باید مشارکت مردم، رقابت تشکل ها و گروه ها، آزادی های سیاسی و نهادهای مدنی را مدنظر قرار داد. در توسعه اقتصای،رشد اقتصادی، از بین بردن بیکاری ، فقر، نابرابری و مهاد تورم مورد توجه قرا می گیرد. مهمترین شاخص های توسعه در بعد فرهنگی احترام به حرمت و حفظ حیثیت افراد، افزایش سطح سواد و آگاهی های عمومی، ترویج فرهنگ مطالعه و برخورداری عادلانه از امکان تولیدات فرهنگی و استفاده از آن و پدید آمدن فضای آزاد برای طرح آرا و اندیشه ها و نظرات مختلف ونقادی آن می باشد.

دیدگاه ها

۱-    فرهنگ

فرهنگ مجموعه ای از اعتقادات، اندیشه ها، آداب، رسوم، هنجارها و رفتارهای حاکم بر یک مرز و بوم است که طبیعتاً دارای نکات مثبت و منفی، جلوه های زیبا و زشت و برتری ها و کاستی هاست که اقیانوس وار ملتی را در برگرفته و هویت آنان را تشکیل می دهد.

هویت فرهنگی امروز ما متشکل از فرهنگ های ایرانی، اسلامی و دیگر فرهنگ هاست. فرهنگ ملی و ایرانی ما میراثی است که از یکی از فرهنگ های برتر دنیای قدیم برا ما به جای مانده است و زبان شیرین فارسی به عنوان مهمترین تجلی آن، عامل همبستگی و و حدت ملت بزرگ ایران است. با ورود اسلام به ایران، ایرانیان عاشقانه اسلام پذیرفتند و با فداکاری و جانبازی و حق جویی، مهر خود را بر فرهنگ اسلامی زدند و خالصانه خدمات سترگی را به فکر، فرهنگ و ادب اسلامی ارائه دادند و در این راه از جان و مال خویش مایه گذاشتند.

شایان ذکر است که هم فرهنگ ملی ما و هم فرهنگ اسلامی به ویژه با گرایش شیعی و خصوصاً در برهه هایی از زمان نشان داده است که استعداد زیادی برای هماوردی با دیگر فرهنگ ها و هضم نقاط قوت آنها در هاضمه خود دارد.

هویت فرهنگی هویتی سیال است که دائماً با تبادل با دیگر فرهنگ ها و گرفتن برتری های آنان و پیراستن خود از کاستی ها و ضعف ها ساخته می شود و از این رو هیچ فرهنگی خصوصاً در دنیای متکثر امروز نمی تواند و نباید خود را بی نیاز از گفت و گو و تبادل بداند و خود بسندگی فرهنگی مقوله ای است که در چنین دنیایی نه ممکن است و نه مطلوب.

امروزه با پیشرفت فن آوری ارتباطات و فراگیری رسانه ها، تقریباً همه مرزها و محدودیت های فرهنگی درنوردیده شده و دیوارهای بلند انزوا و خودبسندگی فرهنگی فروریخته است. از این رو، هر فرهنگ برای سربلندی و پیروزی خود باید بکوشد با قوت استدلال و قدرت منطق در یک گفت و گوی مسالمت آمیز و صلح جویانه بین فرهنگها شرکت کرده و با رفع کاستی های خود و هضم و جذب نکات مثبت دیگران، در ساختن فرهنگ جهانی مشارکت نمایند.

صرف نظر از وجود پاره ای توطئه ها، بدخواهی ها و ستیزه جویی ها، باید دقت داشت که سیل عظیم ازلاعات و تولیدات متنوع فرهنگی رو به سوی ما آورده است و ما تنها با میدان دادن به فرهنگ سازان و هنرمندان مسلمان ایران و کوشش در تولید انبوه محصولات فرهنگی و آفرینش های هنری با توجه به نیازهای زمان و استفاده از ابزار روزآمد خواهیم توانست به فرهنگ اسلامی و ایرانی خودمان اعتلا بخشیم.

بازکردن موانع و قوانین دست و پاگیر و بازدارنده از دست و پای فرهنگ و آفرینندگان ان و رعایت حرمت اندیشه و احترام اندیشمندان و ایجاد امنیت برای سرمایه گذاری های فرهنگی و دوری از سطحی نگری، سخت گیری و قشری گرایی و وضع قوانین روشن و نظارت بر تولیدات فرهنگی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی ما را در حفظ و پیرایش فرهنگ خودی به عنوان زیربنایی ترین عامل در پیشرفت و توسعه کشور یاری خواهد داد.

۲-    سیاست

الف) سیاست داخلی:

حاکمیت اصالتاً متعلق به خداوند خالق عالم بوده و هم او در دوران غیبت حضرت ولیعصر (عج) این حق را به ملت واگذار نموده است و ملت بر اساس این حق فطری و الهی، حاکمیت را بر طبق قانون اساسی به فقیهی عادل، شجاع، مدیر، مدبر و آگاه واگذار می نماید؛ از این رو، ولایت فقیه به عنوان راس هرم قدرت در نظام اسلامی به شمار می رود.

در سیاسی داخلی، مردم به عنوان ولی نعمت حاکمان تلقی می شوند و حق دارند همه امور کشور را بر اساس خواست خود سامان دهند. از این رو، هیچ مقامی و با وضع هیچ قانونی حق ندارد ملت را از این حق بزرگ تعیین سرنوشت خود محروم نماید.

همه گروه ها و علاقمندان به این مرز و بوم موظفند وحدت و مصالح ملی را بر مصالح شخصی، گروهی و سازمانی ترجیح داده و تلاش نمایند که حرکت های خود را به گونه ای سامان دهند که وحدت ملی و مصالح نظام تقویت گردد. هیچ فرد و یا گروهی حق ندارد خود را عین اسلام و نظام تلقی کرده و به این بهانه دیگران را از شرکت در فعالیت های سیاسی محروم نماید.

ملاک عمل اجتماعی قوانین رسمی کشور و در راس آن قانون اساسی به عنوان بزرگترین میثاق ملی به شمار می رود و همه افراد این نظام در همه سطوح در برابر قانون یکسانند و موظفند به حکم قانون گردن نهند.

یکی از مهمترین لوازم اداره جامعه وفاق ملی است. وفاق ملی هرگز به معنای تک صدایی و تک فکری در جامعه نمی باشد بلکه بدین معناست که همه افراد و گروه ها ضمن حفظ و بیان آزادانه افکار و عقاید خود، در مسائلی که به سرنوشت مشترک ملت و مصالح کلی نظام مربوط می شود. با یکدلی و وحدت دست در دست یکدیگر نهاده و در راستای تحقق آن اهداف و آرمانها بکوشند.

از آنجا که توسعه همه جانبه یک ملت همواره در ارتباط با توسعه سیاسی آن ملت بوده است. لذا، باید توسعه سیاسی سرلوحه فعالیتهای عرصه سیاست داخلی نظام قرار گیرد و به ملزومات آن از جمله قانونگرایی، به رسمیت شناختن تکثر، فعالیت احزاب گوناگون و ایجاد نهادهای مدنی توجه کافی و لازم مبذول شود.

فعالیت احزاب در چهارچوب قانون باید به جدیت پیگیری شود و همه عوامل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه را باید در جهت توسعه و نظام یافتگی احزاب بسیج کرد.

همچنین، رسانه ها و مطبوعات با گرایش های مختلف و متفاوت باید مطابق با قانون، تمام فعالیت های گوناگون نظام را مورد نظارت و تقد قرار داده و جریان صحیح و سالم اطلاع رسانی را وجهه همت خویش قرار دهند.

ب) سیاست خارجی:

مهمترین محور و هدف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس حفظ و تامین منافع و مصالح ملی کشور، تلاش برای برقرای صلح عادلانه جهانی و بازنشر پیام جهانی اسلام به بشریت، استوار گردد.

با توجه به شرایط جامعه جدید جهانی لازم است سیاست گزاران خارجی کشور هر چه بیشتر در راه اجرای اصل تنش زدایی تلاش کرده و جهت گیری های بین المللی خود را به سوی تفاهم و دوری از تنش سوق دهند. بر این اساس، از آنجا که ملت ایران با پیشینه ای بیش از پنج هزار سال یکی از کهن ترین تمدنهای جهانی را بنیان گذاشته، خود را محق می داند تا با توجه به اصل گفت و گوی تمدنها و با شناخت کامل و کارشناسانه از تمدنهای دیگر، همواره با تمدنهای قدیم و جدید جهان گفت و گو کرده، مصالح جهانی خود را تامین نماید و تمدن کهن ایرانی – اسلامی را به جامعه جهانی به دور از هرگونه غوغاسالاری و برتری طلبی، معرفی کند.

مبنای سیاست خارجی باید بر پایه عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها و به طور متقابل عدم دخالت دیگران در امور داخلی کشور ما، رعایت احترام متقابل و رعایت اصل عدم سلطه جویی و سلطه پذیری استوار گردد و از انجا که جامعه بشری همانندیک پیکر واحد است این امور به معنای بی توجهی به مشکلات و مصائب دیگر کشورها نمی باشد.

سیاست خارجی باید به گونه ای تنظیم شود تا سایر ملت های رنج دیده جهان حرکتی آگاهانه و بر اساس اقتدار ملی خود به سوی آزادی و استقلال داشته باشند و سیاست خارجی ما نباید – جز در هنگام درخواست کمک از سوی ملت های دیگر – خود را متعهد به منافع مستقل سایر ملل و دول جهان بداند.

۳-    اقتصاد

در تحکیم بنیادهای جامعه، اقتصاد یکی از ارکان اصلی است. از دیدگاه جهان بینی اسلامی اقتصاد بخشی از حیات و فعالیت های انسان را در جهت رفع نیازهایش در جریان رشد و تکامل تشکیل می دهد، نه همچون نظام های مادی که جمع آوری و تکثیر ثروت و سودجویی صرف را هدف خود قرار داده اند.

در اسلام، اقتصاد وسیله است و از وسیله جز کارآیی بهتر در راه وصول به هدف انتظاری نمی توان داشت.

با این دیدگاه، برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی است و از این رو تامین امکانات مساوی و متناسب، ایجاد کار برای همه افراد، رفع نیازهای ضروری، فراهم کردن امنیت اقتصادی و بستر لازم برای تولید و سرمایه گذاری و حرکت به سوی یک جامعه توسعه یافته برای استمرار حرکت تکاملی انسان برعهده حکومت اسلامی است.

فصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان اقتصاد و امور مالی جهت گیری ها و سیاست گذاری های اقتصادی نظام را مشخص کرده و این تشکل خود را متعهد به پیگیری و اجرای این اصول در صحنه اقتصادی کشور می داند. طبیعی است که برای تحقق اهداف اقتصادی پیش گفته، بهره گیری از دانش و تجربه دیگران در ساماندهی اقتصاد کشور ضروری است. کشوری با شرایط اقتصادی ما جز در سایه یک عزم ملی و حرکت فراگیر اجتماعی برای حل مشکلات اقتصادی موفق نخواهد شد.

سازماندهی نیروها در قالب تشکل های صنفی، حرفه ای و سیاسی می تواند در زمینه سازی حضور و مشارکت مردم در عرصه های گوناگون، به ویژه فعالیت های اقتصادی موثر و مفید باشد و سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیز برای تحقق چنین امری تلاش خواهد کرد.

این مرامنامه در تاریخ ۱۳۷۷/۹/۱۴ همزمان با نیمه شعبان ۱۴۱۹ در یک مقدمه، ۲ فصل و ۸ بند به تصویب رسید.

یک نظر

  1. به نام خدای بی همتا

    با عرض سلام وخسته نباشید،لطفا نحوه عضوگیری و شرکت در دوره های آموزشی را بیان کنید.
    کادرسازی جبهه اصلاحات در بین کسانی که تمایل به کار تشکیلاتی در قالب یک جبهه دارند بسیار ضعیف بوده است. -آیا در استان مرکزی ،شهر اراک دفتر دارید؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا