سرخط خبرهای سازمان

طبریسم

محمد رضا بزمشاهی- خبر اتهامات اکبر طبری گزارشی عادی و معمولی نیست اینکه فردی به مدت دو دهه دریکی از عالی‌ترین موقعیت‌های دستگاه قضائی آن‌هم با دو رئیس قوه قضائیه کارکرده و در این مدت به‌طور حرفه‌ای مشغول روابط ناسالم قضائی و مالی بوده امری نیست که بتوان به‌سادگی از آن گذشت اما این فرد تنها مورد و مصداق نیست گرچه بد‌خواهان نظام سعی دارند القاء کنند که فساد تمامی ارکان نظام را گرفته است اما باید اذعان کرد که امروز اکبر طبری یک مورد منحصربه‌فرد نیست و متأسفانه به یک جریان در دستگاه‌های مختلف نظام تبدیل‌شده است و اگر قصد مبارزه است باید با پدیده‌ای مبارزه کرد که آن را طبریسم مینامیم حضور و نفوذ افراد فاسد در دستگاههای مختلف و مصونیت آنان این پدیده ای است که باید ریشه های آن را خشکاند وگرنه هر روز موارد و مصداقهای جدیدی کشف خواهد شد در این نوشته بر آنم تا به بعضی عوامل رشد این پدیده بپردازم:

نخستین پرسش آن است که چگونه یک فرد می‌تواند در یک جایگاه حساس و به‌دوراز حاشیه‌های خبری و رسانه‌ای به مدت بیست سال حضور یابد و هیچ نظارتی هم بر رفتار او نباشد؟ قصور مسئول مافوق این فرد قابل‌اغماض نیست فردی فاسد همه کاری می‌کند و مسئول مافوق او بدون توجه به آنچه می‌گذرد سکوت کرده و همه فسادهای آن فرد ناخواسته به نام مسئول و رئیس او نوشته می‌شود به تعبیر خوش‌بینانه آش نخورده و دهان سوخته اما این قصور ناشی از دو علت است یکی عدم آشنایی دو رئیس سابق قوه قضائیه به امور اداری و اجرائی که باعث اعتماد بیش‌ازحد آنان به افراد فرصت‌طلب گردیده و دوم روحیه تملق پروری که آن‌هم زمینه‌ای برای رشد اشخاص ریاکار و فاسد ایجاد می‌کند متأسفانه روحیه تملق پروری آفتی است که بسیاری از مسئولان ما دچار آن شده‌اند و هرروز هم مسابقه تملق جلوه‌های جدیدی می‌یابد.

اگرچه آزادی رسانه‌ها و شفافیت می‌تواند یکی از عوامل مبارزه با مفاسد تلقی گردد و شاید بتوان گفت یکی از عوامل رشد پدیده طبریسم برخورد تند با رسانه‌های گروهی است اما در این ماجرا دو نکته دیگر را باید در نظر داشت رسانه هایی می‌توانند به‌طور مسئولانه با فساد مبارزه کنند که منبع مالی مطمئن و مستقلی داشته باشند یکی از مشکلات در عرصه رسانه نیاز مالی آنان است که خود باعث نوعی فساد یا گرو‌کشی در مبارزه با فساد می‌شود البته وقتی سخن از آزادی رسانه‌ها میرانیم منظور رفتار غیرمسئولانه و جنجالی آنان نیست چراکه رسانه‌ها نیز باید در انتشار اخبار رفتاری مسئولانه داشته باشند و تا از خبری اطمینان کامل کسب نکرده‌اند مبادرت به انتشار آن ننمایند به‌گونه‌ای که خبر آنان حجیت داشته و قابل‌تکذیب یا اصلاح و انکار نباشد اما شخصی مانند اکبر طبری در موقعیتی بوده که رسانه‌ها با او کاری نداشته‌اند و به‌عبارت‌دیگر نوعی حاشیه امنیتی رسانه‌ای داشته است یعنی کار او گونه‌ای بوده که رسانه‌ها توجهی به وی نداشته‌اند و انگیزه‌ای هم برای پیگیری کاره‌ای او نبوده است ازاین‌رو اگر رسانه‌های ما محدودیتی نداشتند شاید بازهم به این موردتوجه‌ی نمی‌شد و این فرد می‌توانست با خیال راحت به کاره‌ای خود ادامه دهد

آنچه امروز در دستگاه‌های مختلف به‌عنوان فساد مدیران گریبان گیر سیستم اداری شده حاصل سکوت‌های گذشته است در پایان مجلس ششم صلاحیت بیش از هشتاد نماینده به دلیل دیدگاه‌های سیاسی آنان رد شد اما باوجود طرح مباحثی در مورد روابط ناسالم مالی بعضی از نمایندگان صلاحیت همه آنان مورد تأیید واقع شد این برخورد و نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی و مالی عده‌ای از نمایندگان و در مقابل حساسیت نسبت به دیدگاه‌های سیاسی عده‌ای دیگر گرچه در آن زمان مشکل دوستداران نظارت استصوابی را حل کرد اما نتیجه آن شد که در مجالس بعد تعداد نمایندگان دارای مشکلات مالی و اخلاقی افزون شد و در هر دوره عده‌ای از آنان به دلیل همین مفاسد از شرکت در انتخابات بازماندند اوج این روند در مجلس دهم بود که اکثر نمایندگانی که فاقد صلاحیت شناخته شدند دچار مشکلات و روابط ناسالم اقتصادی و مالی بودند و متأسفانه عده قلیلی از رد صلاحیت شدگان به علت دیدگاه‌های سیاسی از حضور در انتخابات بازماندند امروز هم مجلس در عرصه آزمون است که در بررسی اعتبارنامه‌های افراد دارای روابط ناسالم مالی چگونه عمل خواهد کرد البته در این میان نباید از رفتارهای دولت‌های نهم و دهم غفلت کرد که با شعار مبارزه با فساد آمد اما در عمل چند تن از مقامات عالی آن به جرم فساد مالی به حبس رفتند.

نکته دیگر تناقضی است که در فرهنگ عمومی ما ایجادشده گرچه مبارزه با فساد یک مطالبه عمومی است اما خود این فسادها هم ناشی از یک مطالبه عمومی است امروزه ذهنیتی که در جامعه هست اینگون شده که هر مدیری که برای خودش یا اطرافیانش کاری نکرد فردی بی‌عرضه است البته اگر یک مدیر برای من کاری نکرد بی‌عرضه است اما اگر برای دیگران کارکرد فردی فاسد است آیا تاکنون پرسیده‌ایم که چرا میزان فساد در سیستمهای اداری بیشتر از دهه اول جمهوری اسلامی است باوجودآنکه سیستمهای نظارتی امروز بسیار بیشتر و دقیق‌تر از آن دهه هست در آن زمان نه این‌همه سیستم دیجیتال وجود داشت نه امکان رصد فعالیت‌های مالی و اقتصادی مثل امروز بود اما چرا در آن زمان این‌همه اختلاس و فساد مالی نبود پاسخ در فرهنگ حاکم بر جامعه است در آن دوران اگر مدیری یا هر فردی اندک بهبودی در وضع مالی خود ایجاد می‌کرد باید به همه پاسخگو می‌بود که از کجا آورده‌ای اما امروز اگر فردی در جایگاه مدیریتی قرار گیرد و بعد از چند سال زندگی‌اش مانند گذشته باشد از سوی خانواده و اطرافیانش به‌عنوان فردی بی‌عرضه و ناتوان شناخته می‌شود یکی از جرم‌های یک مدیر از دید اطرافیانش این است که برای کسی کاری نکرد گویا مدیر باید برای افراد کاری کند البته منظور از کار کردن هم نه رسیدگی به اجحاف و سوء جریان بلکه بخشیدن قسمتی از امکانات عمومی به افراد است از استخدام خارج از قانون گرفته تا وام و … این تفکر مشروعیت بخش طبریسم در جامعه است اگر می‌خواهیم شاهد این‌گونه مفاسد نباشیم باید با این تفکر مبارزه کنیم ریشه تئوریک این تفکر در این آموزه است که هر انسان فقط یک‌بار در دنیا زندگی می‌کند و برخورداری از رفاه بیشتر حق هر انسان است و حکومت هم باید این رفاه را فراهم کند وقتی هدف زندگی فقط رفاه باشد نتیجه آن این می‌شود که همه ارزش‌های اخلاقی را هم می‌توان برای رفاه بیشتر قربانی کرد.

در این میان پرسشی که باید مسئولان قضائی به آن پاسخ دهند اینکه فساد اکبر طبری از چه زمان آغاز شد؟ و دستگاه‌های نظارتی از چه زمان مطلع شدند؟ و فاصله اطلاع دستگاه‌های نظارتی تا برخورد قضائی چه مدت طول کشید؟ و چرا؟

برخورد صادقانه با فساد و خشکاندن ریشه آن مستلزم شفافیت و پرهیز از سیاسی‌کاری و نیز اصلاح فرهنگ عمومی جامعه است

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا