سرخط خبرهای سازمان

گفتمان نوفل لوشاتو؛ پیمان امام و مردم

آرمان انقلاب در کلام امام انقلاب

آغاز نهضت؛ مروری سریع

بهراد بهشتی- با فرا رسیدن دهه فجر و روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، سراسر کشور شاهد برگزاری جشن‌ها و مراسم بزرگداشت این ایام است. در کنار برگزاری این مراسم، آنچه اهمیت بیشتری دارد، بازخوانی اهداف و آرمان‌هایی که ملت ایران برای دست یافتن به آنها انقلاب کرد و نظام ستمگر، آزادی‌ستیز و دیرپای سلطنتی را برانداخت و نظام جدیدی را به نام «جمهوری اسلامی» جایگزین آن کرد.

بر این اساس بهترین تبیین از اهداف و آرمانهای انقلاب را می‌توان در سخنان رهبر انقلاب و بنیادگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) جست‌وجو کرد که توانست توده‌های بزرگ مردم  ایران را بسیج کرده، به حرکتی بزرگ وادارد که نتیجه آن براندازی بنیاد سلطنت و ساختن نظامی نو  بر ویرانه‌های نظام پیشین بود.

اعتراض امام خمینی(ره) به رژیم شاه از سال ۱۳۴۱ و در قالب مخالفت با لایحه انجمن‍های ایالتی و ولایتی آغاز شده بود. در اعتراض به این لایحه امام خمینی در تلگرافی محترمانه خطاب به شاه با عنوان «حضور مبارک اعلیحضرت همایونی» دلسوزانه هشدار داد: «بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام وآرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه ومذهب رسمی مملکت است از برنامه های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود» صحیفه امام خمینی/جلد ۱/ صفحه ۸۷

بی‌توجهی شاه و دولت اسدالله علم به هشدارهای دلسوزانه امام، با تحریم رفراندوم توسط امام و سپس اعلام عزای عمومی در نوروز ۱۳۴۲ و متعاقب آن فاجعه دلخراش حمله نظامیان رژیم به مدرسه فیضیه و سپس اعلامیه‌های افشاگرانه امام خمینی بر ضد نظام ستم‌شاهی، ادامه یافت.

در خردادماه ۱۳۴۲ و همزمان با آغاز ماه محرم، جمعیت بزرگی از مردم تهران با در دست داشتن عکسهایی از امام در برابر کاخ مرمر که محل استقرار شاه بود، راه‌پیمایی کردند و برای نخستین بار در پایتخت شعار «مرگ بر دیکتاتور» سردادند. امام خمینی نیز در عاشورای سال ۱۳۸۳ هجری قمری مصادف با ‌۱۳ خرداد ۱۳۴۲ شمسی در مدرسه فیضیه، در سخنان تاریخی و افشاگرانه خویش که آغازی بر قیام ۱۵ خرداد شد خطاب به شاه فرمود: «آقا! من به شما نصیحت می‌کنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‌کنند تو را، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند….» همان/جلد ۱/ صفحه ۲۴۵

 در پی این سخنان کوبنده و افشاگرانه، امام خمینی در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ توسط کماندوهای اعزامی از تهران بازداشت و به زندان قصر تهران و مدتی بعد به پادگان نظامی عشرت‌آباد منتقل شد. انتشار خبر بازداشت امام، مردم قم را به خشم آورد و به اعتراض و تظاهراتی با شعار «یا مرگ یا خمینی» واداشت. این اعتراض به درگیری مردم با ماموران رژیم و سرکوب گسترده و کشتار و به خاک و خون کشیدن معترضان انجامید. راه‌پیمایی‌های دیگری نیز در اعتراض به دستگیری کشور در گوشه و کنار کشور برگزار شد و پیشوای ورامین نیز صحنه کشتار گسترده معترضان شد.

امام در ۱۵ فروردین ۱۳۴۳ از حبس و حصر رژیم ستم‌شاهی آزاد و به قم بازگشت و مورد استقبال مردم، مراجع تقلید و روحانیون قرار گرفت، اما استوار ایستاد و دست از مبارزه نکشید و چند روز پس از آزادی در ۲۱ فروردین طی سخنانی، گفت: «از زندانی بودن آقای طالقانی و مهندس [بازرگان] افسرده نباشید؛ تا این چیزها نباشد کارها درست نمی‌شود. تا زندان رفتن‌ها نباشد پیروزی به دست نمی‌آید. هدفْ بزرگتر از آزاد شدن عدّه‌ای است… ما که وسیله انتشاراتی نداریم؛ همه چیز را از ما گرفته‌اند. تلویزیون و رادیو را از ما گرفته‌اند. تلویزیون که در دست آن نانجیب است؛ رادیو هم که در دست خودشان هست… [عمال رژیم] نمی‌خواهند این مملکت اصلاح بشود؛ اجانب نمی‌خواهند مملکت آباد شود. اینها حتّی آب هم برای این ملّت تهیه نکرده‌اند!… اگر راست می‌گویند برای بیکاران کار پیدا کنند.

این جوان بعد از بیست سال تحصیل، کار می‌خواهد. فردا، که فارغ التّحصیل می‌شود، سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود نمی‌تواند دین خود را حفظ کند. شما خیال می‌کنید آن دزدی که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا می‌رود و یا زنی که عفت خود را می‌فروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشتْ بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامه‌ها می‌خوانید، به وجود می‌آورد… امروز جشن معنی ندارد. تا ملّت عمر دارد، غمگین در مصیبت پانزده خرداد است. یکی از اولیای امور، ضمن سخنرانی، گفته بود: پانزده خرداد ننگ ملّت ایران است؛ ولی من صحبت او را تکمیل می‌کنم: پانزده خرداد ننگْ ملّت بود، زیرا از پول همین ملّت، اسلحه تهیّه شده و با این اسلحه مردم را کشتند!… خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد…» همان/ج۱/ ص ۲۶۷ به بعد

در مهر ماه ۱۳۴۳ قانونی از مجلس شورای ملی گذشت که بر اساس آن به نظامیان آمریکایی مأمور در ایران و وابستگانشان مصونیت قضایی اعطا می شد و مستشاران امریکایی در ارتش، از شمول قانون ایران مستثنا می‌شدند.

امام خمینی که از تصویب کاپیتولاسیون به شدت برافروخته بود در ۴ آبان ۱۳۴۳ در سخنرانی تاریخی خود در جمع هزاران نفر از مردم که با استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) آغاز شده بود، اظهار داشت :رژیم ایران، استقلال کشور را فروخت و در عمل دست نشاندگی خود را به امریکا اعلام داشت، چنین روزی عزای ملت ایران است و جا دارد مردم بر سر در منازل و مغازه های خود پرچم سیاه بیاویزند. همان/ ج۱ / ص ۴۱۵

نه روز پس از این سخنرانی، در نیمه شب ۱۳ آبان، صدها کماندو منزل امام را در قم محاصره، ایشان را دستگیر و شبانه به تهران بردند و با یک هواپیمای باری و به همراه دو مأمور امنیتی به بورسای ترکیه تبعید کردند. ۱۱ ماه بعد نیز در پی اعتراض علمای ایران و عراق، امام خمینی از ترکیه به نجف اشرف در عراق تبعید شد و به مدت ۱۳ سال و تا ۵ ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در آن کشور به سر برد. در ایران نیز یاران نزدیک و شاگردان برجسته امام، همچون آیت‌الله منتظری و آیت‌الله طالقانی و بسیاری دیگر از مبارزان و مجاهدان، پرچم مبارزه با رژیم ستم‌شاهی را بر دوش گرفتند و مشعل آزادی‌خواهی و استبداستیزی را فروزان نگاه داشتند و در راه مبارزه متحمل رنج‌ها و مصائب فراوان شدند..

سفر به نوفل لوشاتو؛ نقطه اوج

با فشار روزافزون رژیم شاه که از فعالیت‌های سیاسی امام خمینی در نجف اشرف بیمناک بود، امام ناچار روز ۱۲ مهر ۱۳۵۷ شهر نجف را به سوی کویت ترک کرد اما دولت آن کشور نیز به خواست دولت ایران از ورود امام جلوگیری کرد و رهبر انقلاب ایران سرانجام رهسپار فرانسه و روز ۱۴ مهر، وارد پاریس شد و پس از چند روز به دهکده کوچکی به نام «نوفل لوشاتو» در ۳۵ کیلومتری جنوب غربی پاریس رفت و در آنجا اقامت گزید، نوفل لوشاتو آخرین منزلگاه امام خمینی پیش از بازگشت پیروزمندانه به ایران در دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ است.

بر خلاف خواسته رژیم پهلوی، اقامت ۱۱۶ روزه امام خمینی در نوفل لوشاتو، تحولی مثبت در روند انقلاب اسلامی رقم زد که نقطه اوج رهبری انقلاب به شمار می‌رود. قرار گرفتن مشاوران و دستیارانی آشنا به زبان جهانی در کنار امام و آزادی رسانه‌های جمعی و مطبوعات در کشور پاریس، امام خمینی را در مرکز توجه جهانی قرار داد. سخنان امام که تا قبل از آن، در ایران در قالب پخش اعلامیه‌ها و نوارهای صوتی و به شکلی محدود انجام می‌گرفت، با سفر به پاریس و دسترسی به رسانه‌های معتبر و شناخته شده، در صدر اخبار جهان و ایران قرار گرفت و امام نیز با هوشمندی تمام از این فرصت بهترین بهره را گرفت و به رهبری انقلاب پرداخت. سخنان و مواضع روشنگرانه امام در نوفل لوشاتو بود که توانست توده‌های بزرگ مردم را به حرکت درآورد و انقلاب را شتاب بخشد از این رو این سخنان را که «گفتمان نوفل لوشاتو» نامیده می‌شود، باید منشور آرمانها و ارزشهای انقلاب و میثاق امام و مردم دانست.

سخنان امام پس از بازگشت به ایران و پیروزی انقلاب نیز ادامه همان گفتمان محسوب می‌شود و تحلیل و بازخوانی و توجه ویژه به آن مواضع، در سالگرد پیروزی انقلاب از اهمیتی بسزا برخوردار است. هر چند پس از شعله‌ور شدن آتش اختلافات داخلی و آغاز مبارزه مسلحانه، ترورهای ناجوانمردانه و رفتارهای خشونت‌آمیز گروهک‌های معارض و متعاقب آن حمله رژیم بعثی صدام به نظام نوپای جمهوری اسلامی و جنگ تحمیلی، شرایط ویژه و استثنایی کشور، اقتضائات دیگری در پی آورد اما پس از پایان یافتن جنگ و طرد گسترده گروهک‌های معارض و خشونت‌گرا توسط ملت بزرگ ایران، باز باید بر گفتمان نوفل لوشاتو به عنوان آیینه روشن آرمان‌های انقلاب و پیمان میان امام و ملت تاکید ورزید و آن را پاس داشت.

گفتمان نوفل لوشاتو؛ پیمان امام و مردم

نگاهی به مواضع امام خمینی از آغاز نهضت و تا پایان عمر ایشان، به خوبی آشکار می‌سازد که آنچه برای امام به عنوان فقیهی برجسته و عارفی خداجو در درجه نخست اهمیت و اولویت قرار داشت، کسب رضای خدا و تحقق آموزه‌های اسلامی بود و البته در قرائت امام از اسلام، عدالت، آزادی و حقوق بشر و خواست مردم اهمیتی اساسی داشت. به نظر می‌رسد در کنار تأکید جدی بر مفاهیم و آموزه‌های اسلامی، دالّ مرکزی گفتمان نوفل لوشاتو را «آزادی» به مفهوم وسیع کلمه، تشکیل می‌دهد و امام این مفهوم را در کنار انبوهی از مفاهیم ثانوی، زیربنای مفهوم «حکومت اسلامی» خود قرار دادند و حتی دیگر مفاهیم اساسی تشکیل‌دهنده حکومت اسلامی، نظیر عدالت، جهموریت و استقلال با ارجاع به «آزادی» دال مرکزی این گفتمان، معنا می‌یابد آزادی از بند اختناق و استبداد، آزادی از بند ستم و استضعاف(عدالت)، آزادی از یوق استعمار ابرقدرت‌های جهانی(استقلال)، آزادی مردم در تعیین سرنوشت و اعمال نظر و خواست خود(جمهوریت) و آزادی عقیده و بیان، آزادی اقلیت‌های مذهبی و… و البته از نظر دور نیست که امام آزادی را از فساد و توطئه متمایز دانسته و به شدت بر آزادی به مثابه فساد و توطئه‌گری می‌تازد و آن را رد می‌کند.

مردم ایران نیز به این نگاه امام، لبیک گفتند و انقلاب ایران را رقم زدند و تا پایان در کنار این رهبر فرهمند ماندند و در برابر همه سختی‌ها پایداری و ایستادگی کردند. از این رو بازخوانی و تحلیل گفتمان نوفل لوشاتو اهمیتی درخور دارد که در مروری سریع به برخی از عناصر این گفتمان اشاره می‌کنیم. بدیهی است که سخنان امام در این زمینه بسیار بیشتر از اینهاست که تفصیل و استقصاء تام آن از عهده این مقال خارج بوده و مجالی دیگر می‌طلبد.

ویژگی‌های حکومت اسلامی

در نگاه و سخنان امام، حکومت اسلامی که مصداق اتمّ و اعلای آن در دوران حکومت پیامبر اکرم(ص) در مدینه و نیز حکومت چهارساله امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) محقق شده حکومتی است که در عین مردمی بودن، حقوق و آزادی مردم را پاس می‌دارد و آنان را از بند ستم و استضعاف می‌رهاند. در سخنان مهم امام خمینی در گفت‌وگو باخبرنگار روزنامه اندونزی تمپو ویژگی‌های نظام جمهوری اسلامی را چنین تشریح می‌کند:

بنیان‌گذار انقلاب در مصاحبه با خبرنگار مجله آلمانی اشپیگل، چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و آزادی‌های آن را چنین ترسیم می‌کند:

«۱- رهبری سیاسی از سلطه بیگانه آزاد می‌شود، از فساد مالی و سیاسی پاک می‌شود. ۲- اقتصاد کشور از سلطه بیگانه آزاد می‌گردد و دیگر برنامه‌های اقتصادی، برنامه‌هایی نخواهند بود که هدفهای شرکتهای بین المللی را در ایران به اجرا بگذارد. ۳- جامعه آینده ما، جامعه آزادی خواهد بود و همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت. ۴- انسانی که امروز در نظام پلیسی از فعالیتهای فکری و آزادی در کار محروم شده است، تمامی اسباب ترقی واقعی و ابتکار را به دست خواهد آورد. جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست.» صحیفه امام / ج۴/ ص۳۵۹

 «آنچه مهم است، ضوابطی است که در این حکومت باید حاکم باشد که مهمترین آنها عبارت است از اینکه: اولاً متکی به آرای ملت باشد، به گونه‏ای که تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد و یا افرادی که باید مسئولیت و زمام امور را در دست بگیرند شرکت داشته باشند؛ و دیگر اینکه در مورد این افراد نیز خط مشی سیاسی و اقتصادی و سایر شئون اجتماعی و کلیه قواعد و موازین اسلامی مراعات شود. در این حکومت به طور قطع باید زمامداران امور دائماً با نمایندگان ملت در تصمیم‏گیری‌ها مشورت کنند و اگر نمایندگان موافقت نکنند، نمی‏توانند به تنهایی تصمیم‌گیرنده باشند. افرادی که به عنوان نمایندگان یا مسئولین دولت در جمهوری اسلامی انتخاب می‏شوند، شرایطی دارند که با رعایت آن شرایط، حقیقتاً نمایندگان واقعی مردم انتخاب می‏شوند نه نمایندگان طبقه خاصی که به ضرر اکثریت ملت عمل کنند.» همان /ج۵/ص۴۳۶

امام خمینی با بهره‌گیری از حکومت‌های صدر اسلام، حکومت اسلامی مدنظر خود را چنین تشریح می کند:

«… آن حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود. ما بناست که رؤسا را [در نظر] بگیریم، رؤسا را نظر بکنیم، سیره رؤسا را نظر بکنیم؛ یکی از آنها هم حضرت امیر بود؛ یکی هم عُمَر بود. ما ببینیم اینها مثل عُمَر هم هستند؟ یکی از آنها هم حضرت امیر. خود پیغمبر را هرکس که سیره نوشته است از رسول اکرم، [نقل کرده که‌] وضعش در زندگی کمتر بوده است از این مردم عادی که آن وقت در مدینه‌ زندگی می‌کردند… بگویید که ایران وضعش اینطور است؛ دارند این کار را می‌کنند، این سران ممالک دارند اینطور ظلم به ما می‌کنند، این شاه دارد اینطور ظلم می‌کند، اینطور مردم را می‌کشد؛ مردم حقشان این است، این را می‌خواهند؟! مردم وحشی نیستند. این مردکه (شاه) دارد می‌گوید این مملکت ما مردمش حالا قابل نیستند که آزادی به آنها دادیم! او می‌گوید «قابل آزادی نیستند»… و می‌گوید که این ملت ما قابل آزادی نیستند، نمی‌شود به اینها آزادی داد، برای اینکه اگر آزاد بشوند، مرا نمی‌خواهند! حرف او این است، [خنده حضار]، تا به آنها گفتند «آزادی»، می‌گویند «مرگ بر شاه»!» همان/ ج ۴/ ص ۲۱۹ به بعد

امام خمینی در جای دیگری می‌فرماید:

«کجای حکومت اسلام دیکتاتوری بوده است که آقایان سخت از این می‌ترسند! دیکتاتوری چیست؟ حکومت اسلامْ حکومت قانون است. اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده. یک ظلم بکند، یک سیلی به یک کسی بزند- ظلماً- اسلام او را عزلش کرده، او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد. این دیکتاتوری است؟ حکومت قانون است، قانون خدا؛ یعنی حاکم، یعنی شخص اول مملکت، اگر یک کسی یک چیزی داشته باشد، شکایتی داشته باشد از او، پیش قاضی می‌رود و او را حاضرش می‌کند و او هم حاضر می‌شود. چنانکه شد، حضرت امیر این کار را کرد. ما هم یک همچو حکومتی می‌خواهیم: حکومت قانون. قانون، آن هم قانون مترقی اسلام… » همان/ ج۴/ ص۳۹۷

استقلال؛ آزادی از یوق استعمار و بردگی بیگانگان

تاکید بر استقلال نیز در جای‌جای گفتمان نوفل لوشاتو امام از جمله در مصاحبه با روزنامه استریت تایمز سنگاپور دیده می‌شود، از جمله:

«ایران کشوری مستقل است و دارای سیاستی مستقل. دست شرق و غرب را از وطن خود کوتاه می‏کنیم. تمام وابستگی‌های سیاسی را از بین می‏بریم و مردم را بر سرنوشتشان حاکم می‏گردانیم و مردم را که بیش از پنجاه سال است از همه‏گونه حقی در ایران محروم بوده‏اند، آزاد می‏گردانیم تا با کمال آزادگی به خواستهای مشروع خود برسند.» همان/ ج۵/ ص۴۷۱

امام در جای دیگری خطاب به کارگزاران رژیم پهلوی می‌فرماید:

ما می‏گوییم آقا، غلام حلقه به گوش دیگران نباشید؛ ما عزت و شرف شما را می‏خواهیم؛ ما به شماها نصیحت می‏کنیم که آقا، شما دولت اسلام هستید؛ هیات حاکمه بر مسلمین به اصطلاح، هستید؛ شما عزیز باشید؛ آقا باشید؛ بزرگ باشید؛ استقلال را حفظ کنید از تبعیت دست بردارید، دستتان را برای چهار دلار دراز نکنید .همان/ج۱/ص۲۸۷

مرحوم امام بر قطع ایادی اجانب راست و چپ از کشور تاکید کرده، می‌فرماید:

در همه حال، شعار ما قطع ایادی اجانب راست و چپ از سر کشور است؛ زیرا رشد، استقلال و آزادی با وجود دخالت اجنبی از هر جنس، مسلک و مکتب در هر امری از امور کشور، اعم از سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی خواب و خیالی بیش نیست و هر فرد در هر مقامی و به هر صورتی اجازه دخالت اجانب را در وطن عزیز ما، چه با صراحت و چه به وسیله طرح هایی که لازمه‏اش ادامه تسلط اجنبی یا ایجاد تسلط تازه‏ای باشد بدهد، خائن به اسلام و کشور است و احتراز از او لازم است. همان /ج۳/ص۴۸۵

خواست و رای مردم؛ جمهوریت

تاکید جدی و فراوان امام بر اجرای خواست و نظر اکثریت مردم از دیگر محورهای گفتمان نوفل لوشاتو است. ایشان در مصاحبه با یک خبرنگار مصری می‌فرماید:

«نظر ما، که ملت هم با آن موافق است، این است که پس از، از بین رفتن حکومت قلدری و خلاف اسلامی شاه، یک دولت اسلامی و یک جمهوری اسلامی متکی به قوانین اسلام و آرای مردم که اکثریت قریب به اتفاق مسْلم هستند، در ایران مستقر بشود.» همان/ج۵/ص ۴۵۷

مرحوم امام در سخنی بسیار مهم با قبول و تأیید نقش محوری مردم، رسمیت نظام را در گرو رای آنان می‌داند و معتقد است:

«با رای ملت، جمهوری اسلامی رسمیت دارد.» همان/ ج ‏۷/ ص ۵۱۸

ایشان در نجف هم در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لوموند در پاسخ به سئوالی فرموده بود:

«به خواست خداوند تعالی تا برچیده شدن بساط ارتجاعی شاهنشاهی و برپا کردن حکومت عدالت گستر اسلامی دست از مبارزه برنمی داریم تا حکومت دموکراسی به معنای واقعی جایگزین دیکتاتوریها و خونریزیها شود.» همان/ج۳/ ص۳۷۹

امام در پاسخ به خبرگزاری رویتر نیز بر آزادی بیان همه گروه‌ها و اتکای نظام جدید بر آرای مردم و نظارت  انتقاد عمومی تاکید می‌کند:

« همۀ گروهها در بیان عقاید خود آزادند، ولکن خیانت را اجازه نمی دهیم.‏.. این حکومت در همه مراتب خود متکی به‌آرای مردم و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.» همان/ ج۴/ ص۱۶۰

رهبر انقلاب همچنین در مصاحبه با روزنامه لوس آنجلس تایمز، شکل نظام اسلامی را به این صورت توضیح می‌دهد:

«اما شکل حکومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است.» همان/ ج۵/ص۱۸۱

«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی، مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسؤولیت هر یک از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یکی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.» صحیفه نور/ ج ۲/ص۳۵۷

امام در طول دوران زمامداریش همواره بر این نگاه تاکید داشت و مدام به مسئولان نظام ضرورت توجه به نظر و رضای مردم را گوشزد می‌کرد. از نظر امام، رضای خدا در رضای مردم است و مردم ولی نعمت حاکمان هستند:

«آن که همه چیز است به دست آوردن رضای خداست، و آن به این است که رضای مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سرو کار دارید این مردم را باید رضایشان را به دست بیاورید. همین مردم کوچه و بازار و کشاورزهای بسیار عزیز و کارمندان و کسانی که در کارخانه‌ها زحمت می‌کشند اینها هستند که مایه افتخار یک ملت و مایه پیروزی یک ملت است. پیروزی را برای ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولی نعمت ما هستند. و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولی نعمت‌های خودمان رفتاری بکنیم که خدا از آن رفتار راضی باشد.» همان/ ج۱۸/ ص۲۸۰

امام تا اواخر عمر شریف خود نیز با تاکید بر «میزان رای ملت است» بر آزادی مردم در انتخابات پای می‌‌فشارد و از جمله می‌فرماید:

«همان طور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای, حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارد. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است.» همان/ج۲۱/ص ۱۰

موافقت با مظاهر تمدن جدید

امام خمینی هرگز مظاهر تمدن غرب را که دموکراسی و آزادی و حقوق بشر نیز یکی از آنهاست نفی نمی‌کرد، بلکه آنچه از نظر امام ناپذیرفتنی بود انحرافات و مفاسد تمدن غربی بود. ایشان در این زمینه قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سخنان بسیاری دارند، از جمله:

«اینکه گفته می‏شود که ما می‏خواهیم مملکت را به عقب برگردانیم، این مطلبی بوده است که شاه برای اینکه دست و پا بزند و خلاص بشود از این گرفتاری که دارد، منتشر کرده. ما با جمیع آثار تمدن موافقیم و مایلیم که مملکت ما مجهز بشود به جمیع آثار تمدن، لکن نه به آنطور که شاه عمل کرد. شاه تمام آثار تمدن را در ایران به یک آثار فاسدکننده مفسد درآورد: سینماها را محل فساد درست کرد، اخلاق جوانهای ما را فاسد کرد، مراکز فحشا را زیاد کرد، مراکزی که جوانهای ما را عادت به چیزهای باطل مثل هروئین می‏کند زیاد کرد؛ و ما با اینها مخالفیم.» همان/ج۵/ص۵۰۰

از نظر امام، آنچه ناپذیرفتنی است ارتجاع و بازگشت به ۱۴۰۰ پیش است و گرنه او مظاهر تمدن را با آغوش باز می‌پذیرد:

«ما که می گوییم که حکومت اسلامی می خواهیم، می خواهیم‏‎ ‎‏جلوی این هرزه ها گرفته بشود؛ نه به منطق شاه که می گوید اینها می گویند که ما‏‎ ‎‏می خواهیم برگردیم به زمان هزار و چهار صد سال پیش از این! ما می خواهیم به عدالت‏‎ ‎‏هزار و چهار صد سال پیش از این برگردیم نه اینکه زندگی مان زندگیِ آن وقت بشود. نه؛‏‎ ‎‏همۀ مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم لکن اینهایی که اینها دارند مظاهر تمدن‏‎ ‎‏نیست. این همه آدمکشی مظاهر تمدن است؟! این حکومت نظامی ـ عرض می کنم که ـ‏‎ ‎‏به جان مردم ریختن، این مظاهر تمدن است؟!» همان/ج۳/ص۵۰۶

 و در سخنی دیگر:

«اسلام پیشرفته ترین حکومت را دارد و به هیچ وجه حکومت اسلام با تمدن مخالفتی نداشته و ندارد.» همان/ج۵/ ص۲۰۴

امام جمهوریت نظام را مانند سایر جمهوری‌ها و آن را با مظاهر تمدن موافق می‌داند:

«حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.» همان/ج۵/ص۴۲۹

همچنین ایشان در سخنان دیگری چنین می‌فرماید:

«دولت اسلامی قهقراگرا نیست و با همه مظاهر تمدن موافق است مگر آنچه که به آسایش ملت لطمه وارد آورد و با عفت عمومی ملت منافات داشته باشد.» همان/ ج ۵/ ص۴۱۷

آزادی:

از دیگر کلیدواژگان مهم و اساسی در گفتمان نوفل لوشاتو «آزادی» است که می‌توان آن را در کنار استقلال اصلی‌ترین خواست ملت ایران به شمار آورد که در شعار اصلی انقلاب «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» نمایان‌گر شد. رهبر کبیر انقلاب از آغاز نهضت به مسئله آزادی توجهی ویژه دارد و آزادی را عطیه‌ای الاهی و حق خدادادی بشر می‌داند و می فرماید:

«شما اگر چنانچه به احکام اسلام اعتقاد دارید، این احکام اسلام است، اسلام انسان را آزاد خلق کرده است و انسان را مسلط بر خودش و بر مالش بر جانش و بر نوامیسش خلق فرموده، امر فرموده است که مسلط است انسان، آزاد است انسان، هر انسانى در مسکن آزاد است، در مشروب و مأکول آنچه خلاف قوانین الهیه نباشد آزاد است، در مشى آزاد است… اسلام ارتجاع سیاه است؟!» همان/ج۱/ ص ۲۸۵

امام خمینی به درستی آزادی را حق اولیه بشر دانسته و هدف قیام را دست‌یابی به آزادی اعلام می‌کند:

«مملکت ما امروز قیام کرده است و این قیام, قیامی است که همه موظفیم دنبالش برویم… منطقی است که بشر باید دنبالش کند. این ها دارند حقوق اولیه بشریت را مطالبه می کنند، حق اولیه بشر است که من می خواهم آزاد باشم، من می خواهم حرفم آزاد باشد. این چه وضعی است که در ایران هست؟ این چه آزادی است که اعطا فرموده اند آزادی را؟ مگر آزادی اعطا شدنی است؟ خود این کلمه جرم است، کلمه این که اعطا کردیم آزادی را، جرم است. آزادی مال مردم است… آزادی اعطایی که آزادی حقیقتاً نیست.» همان/ج۳/ص۴۰۶

همچنین این سخن امام که آزادی را حق اولیه بشر و هدف انقلاب می‌داند، شنیدنی است:

«حق اولیۀ بشر است که من‏‎ ‎‏می خواهم آزاد باشم، من می خواهم حرفم آزاد باشد، من می خواهم مستقل ‏‏[‏‏باشم‏‏]‏‏، من‏‎ ‎‏می خواهم خودم باشم. حرف ما این است. این حرفی است که در هر جا شما بگویید،‏‎ ‎‏همه از شما می پذیرند. و ما همه موظفیم که به دنبال این مطلب باشیم.» همان/ج۳/ص۵۱۰

امام خمینی به خبرنگار روزنامه تمپو اندونزی که پرسیده بود:”اگر فرض شود دولت شما یا هر دولتی برخوردار از حمایت شما بر سر کار آید، آیا هیچ اختناق سیاسی وجود نخواهد داشت؟” چنین پاسخ می‌دهد:

«هرگز! آزادی به همه کس، تا آنجا که به ضرر ملت ایران نباشد، داده خواهد شد و هیچ گونه اختناق برای مردم نخواهد بود… من کراراً گفته‏ام و نوشته‏ام که ما بعد از بیرون کردن شاه و برچیدن رژیم شاهنشاهی، یک حکومت جمهوری اسلامی را به آرای عمومی می‏گذاریم. در این حکومت ایران آزاد خواهد شد و استقلال واقعی خود را به دست خواهد آورد؛ استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. در این حکومت همه آزادند تا اظهار عقیده کنند.»

آزادی آری، توطئه نه

 رهبر کبیر انقلاب همچنین در مصاحبه با مجله آلمانی اشترن، آزادی مخالفت احزاب با حکومت اسلامی را تا حدی که مضر به حال کشور نباشد، می‌پذیرند: 

من نمی‏خواهم ریاست دولت را داشته باشم. و طرز حکومت، حکومت جمهوری است و تکیه به آرای ملت؛ و قانون، قوانین اسلام است. و احزاب آزادند که مخالفت با ما یا با هر چیزی بکنند، مادامی که اقداماتشان مضر به کشور نباشد. همان/ج۵/ص۴۸۲

ایشان در آغاز قیام خود در نامه‌ای سرگشاده خطاب به امیرعباس هویدا نخست‌وزیر وقت، سلب آزادی مطبوعات توسط ساواک را سند عقب‌افتادگی رژیم می‌داند و خطاب به او می‌فرماید:

شماها می ‏دانید اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگیرد، وضع شماها این نحو نیست و باید تا آخر کنار بروید و اگر ۱۰ روز آزادی به گویندگان و نویسندگان بدهید، جرایم شما برملا خواهد شد؛ قدرت آزادی دادن ندارید «و الخائن خائف». سلب آزادی مطبوعات و دیکته کردن سازمان به اصطلاح امنیت، سند عقب‏افتادگی است. همان/ ج ۲/ ص ۱۲۳-۱۲۷

امام راحل همچنین در مصاحبه‌ای با روزنامه‏های اطلاعات و کیهان درباره حدود آزادی بیان و عقیده، خاطرنشان می‌کند:

«اگر مضر به حال ملت نباشد، بیان همه چیز آزاد است. چیزهایی آزاد نیست که مضر به حال ملت ما باشد.» همان/ج۵/ص۵۲۰

و فراتر از آن در همان مصاحبه آزادی بیان و اظهار عقیده مارکسیست‌ها راکه اصل اساسی توحید و خداپرستی را قبول ندارند، می‌پذیرد و می‌فرماید:

«اما در جامعه‌ای که ما به فکر استقرار آن هستیم، مارکسیستها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زیرا ما اطمینان داریم که اسلام دربردارنده پاسخ به نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آنها مقابله کند. در فلسفه اسلامی از همان ابتدا مسئله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می‌کرده‌اند. ما هیچ‌گاه آزادی آنها را سلب نکرده و به آنها لطمه وارد نیاورده‌ایم. هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند ولی برای توطئه کردن آزاد نیست.» همان/ج۳/ص۳۷۱

همچنین رهبر فقید انقلاب در همان مصاحبه با رزونامه‌های اطلاعات و کیهان، چنین می‌فرماید:

«اگر مضر به حال ملت باشد، جلوگیری می‏شود؛ اگر نباشد و فقط اظهار عقیده باشد، مانعی ندارد. همه مردم آزادند مگر حزبی که مخالف با مصلحت مملکت باشد.» همان/ج۵/ص۵۲۰

و البته چنان که گفته شد، آزادی به معنای توطئه‌گری از نظر امام به شدت مردود است:

معنای آزادی این نیست که کسی بخواهد توطئه کند یا حرف هایی را بزند که شکست ملت است, شکست نهضت است. این آزادی نیست. در چارچوب این نهضت انقلاب اسلامی همه مردم آزاد هستند. کسانی که حرف دارند حرف هایشان را می زنند حتی هر فرقه ای هم که باشند. اما اگر بخواهند توطئه کنند و بخواهند اسلام را بشکنند, بخواهند نهادهایی را که الآن مشغول فعالیت اسلامی هستند این ها را بشکنند همچو چیزی نمی شود. صحیفه نور/ ج۱۲/ ص۱۰۳

حقوق بشر

«حقوق بشر» نیز از کلیدواژگان پربسامد در گفتمان نوفل لوشاتو است و در قرائت امام خمینی از اسلام حکومت اسلامی، این دین طرفدار حقوق بشر بوده و آن را محترم می‌شمارد:

«اسلام هم حقوق بشر را محترم می شمارد، و هم عمل می کند. حقی را از هیچ کس نمی گیرد. حق آزادی را از هیچ کس نمی گیرد. اجازه نمی دهد که کسانی بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادی را به اسم آزادی از آنها سلب کند و حق استقلال را به اسم استقلال از آنها سلب کند.»همان/ج۴/ص۶۹

امام حقوق اجتماعی را حق تمامی مردم ایران و صرف نظر از هر مذهب و مرامی می‌داند و می‌فرماید:

«هر ایرانی حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعی برخوردار باشد. مسلمان یا مسیحی و یا یهودی یا مذهب دیگر فرقی ندارد.» همان/ج۴/ص۵۰۸

از نظر مرحوم امام، حکومت اسلامی موظف به تامین و رعایت حقوق بشر است:

«حکومت اسلامی مبنی بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی است. شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»همان/ج۵/ص۷۰

امام خمینی در پیام۱۴ ماده‌ای خود که در ۹ اسفند ۱۳۵۷ و قبل از ترک تهران به مقصد قم صادر کرد و تاثیری شگرف در استقرار آرامش و برقراری وضع عادی به دنبال التهابات انقلابی داشت، نیز نکات بسیار مهمی را درباره حقوق و آزادی‌های مردم مورد تاکید قرار می‌دهد:

«همه مى‏دانید که رمز پیروزى بزرگى که ملت به آن رسیده است وحدت کلمه بود. اکنون احتیاج بیشتر داریم به حفظ این وحدت کلمه و وحدت مقصد… در صورتى که آزادى بیان و قلم و عقیده براى همگان آزاد مى‏باشد و لکن مردم توطئه را هر گز اجازه نمی‌‏دهند… به تمام اعضاى کمیته‌‏ها و زندانبان‌ها حکم مى‏کنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند… من توصیه مى‌‏کنم حتى نسبت به کسانى که به من اهانت نموده‏‌اند نباید تعرض شود… من از ملت شریف انتظار دارم که به «جمهورى اسلامى» رأى دهند که تنها این، مسیر انقلاب اسلامى است و کسانى که مخالف هستند آزاد و مختارند که اظهار مخالفت نمایند و علماى اعلام شهرستانها و قرا وقصبات و خود ملت مکلفند که نگذارند کسى سلب آزادى از کسى بکند و مراقبت کنند آزادانه هر کس رأى خود را بدهد…» همان/ج۶/ ص۲۶۱ به بعد

حق تعیین سرنوشت

امام در روز ۱۳ بهمن ۱۳۵۷ در مدرسه علوی در جمع عده‌ای از روحانیون می‌فرماید:

«رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بوده. خلاف قانون، خلاف قانون اساسی است! در قانون اساسی، در حقوق بشر، این است که هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند یعنی ما الآن خودمان باید سرنوشت خودمان را تعیین کنیم. ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم. اعقاب ما بعد می‌آیند؛ خودشان سرنوشتی دارند، به دست خودشان باید باشد، نه به دست من و شما.»

امام خمینی همچنین ضمن تاکید بر آزادی های اساسی مردم در تشخیص و تصمیم نسبت به مسائل بنیادی و کلیدی چنین می‌فرماید:

«هیچ قدرتی الان در ایران نمی تواند یک کاری را تحمیل کند به ما، امروز باید خود شما بنشینید کارتان را انجام بدهید، انتخابات مثل سابق نباشد که از مرکز دستور داده می شد که این باید وکیل بشود، دیگر کسی هم حق ندارد حرفی بزند، انتخابات دست مردم است، رئیس جمهور و نخست وزیر با آن رعیتی که در کشاورزی کار می کنند و آن بازاری که در بازار کار می کند، راجع به انتخابات یک جور هستند، علی السواء هستند؛ یعنی رئیس جمهور یک رأی دارد، نخست وزیر هم یک رأی دارد و آن کشاورزی که در دور دست افتاده ترین این کشور است آن هم یک رأی دارد، رأی شان فرقی باهم ندارد و همه هم مسئول هستند» همان/ ج ۱۸/ ص ۲۸۵

امام همچنین استبداد را با اسلام قابل جمع نمی‌داند و می‌فرماید:

«دولتهای استبدادی را که وجود دارند نمی‌توان حکومت اسلامی خواند تا شما بتوانید‏‎ ‎‏سلطنتی آن را با جمهوری آن مقایسه کنید. رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی شود. آن‏‎ ‎‏رژیمهای جمهوری هم که استبدادی هستند در اسم جمهوری هستند ودر محتوا سلطنتی.‏» همان/ج۴/ص۱۴۷

امام در جمع نمایندگان خبرگان در ۱۴ مرداد ۱۳۵۸ چنین می‌فرماید:

«همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید.»

امام راحل به درستی حق تعیین سرنوشت را هم جزئی مهم از حقوق بشر می‌داند و می‌فرماید:

«و این ملت- هر ملتی- حق دارد خودش تعیین کند سرنوشت خودش را. این از حقوق بشر است که در اعلامیه حقوق بشر هم هست. هر کسی، هر ملتی خودش باید تعیین سرنوشت خودش را بکند، دیگران نباید بکنند. این ملت ما هم الآن همه ایستاده اند و می خواهند سرنوشت خودشان را تعیین کنند.» همان/ ج۳/ص۵۰۳

آزادی و حقوق اقلیت‌های مذهبی:

حضرت امام به عنوان نظریه‌پرداز فقه حکومتی، به آزادی اقلیت‌های دینی و مذهبی به عنوان یکی اصول حقوق بشر معتقد است:

 «دولت‏ اسلامی‏ یک‏ دولت‏ دموکراتیک‏ به معنای واقعی است و برای همه اقلیت‌های مذهبی‏، آزادی به طور کامل هست و هر کس می‏تواند اظهار عقیده خودش را بکند. و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق‌ها را با منطق جواب خواهد داد». همان/ج۴/ص۴۱۱

و در جای دیگری می‌فرماید:

«همه‏ اقلیت‌های‏ مذهبی‏ در اسلام محترم هستند. همه‌گونه آزادی برای انجام فرایض مذهبی خود دارند. ما با هیچ بشری ضدیت نداریم. آنان ایرانی‏ اند و مثل سایر ایرانیان همه گونه حق دارند.» همان/ج ۵/ج۴۲۴

«تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.» همان/ ج‏۲۱/ ص ۵۸۰

امام در همین زمینه بر حقوق طبیعی و خدادای اقلیت‌های مذهبی تاکید و جالب توجه اینکه حتی کمونیست‌ها را هم به آنها ملحق می‌کند و می‌فرماید:

اسلام بیش از هر دینی و بیش از هر مسلکی به اقلیتهای مذهبی آزادی داده است. آنان نیز باید از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همه انسانها قرار داده است، بهره مند شوند. ما به بهترین وجه از آنان نگهداری می کنیم. در جمهوری اسلامی کمونیستها نیز در بیان عقاید خود آزادند ….» همان/ ج ۴/ ص۳۶۳و ۳۶۴

حقوق اقلیت‌های دینی و هر انسانی صرف نظر از عقیده و مذهب نیز از نکات مورد توجه امام خمینی و گفتمان نوفل لوشاتو است:

«در اسلام مابین اقشار ملتها هیچ فرق نیست. در اسلام حقوق همه ملتها مراعات شده است: حقوق مسیحیین مراعات شده است؛ حقوق یهود و زرتشتیین مراعات شده است؛ تمام افراد عالم را بشر می داند، و حق بشری برای آنها قائل است؛ تمام عالم را به نظرِ محبت نگاه می کند.» همان/ ج۶/ص۴۶۸

حقوق زنان

از نظر امام خمینی زن از جایگاهی بلند در فکر و اندیشه اسلامی برخوردار است. او بسیاری از حقوق زنان را به رسمیت می‌شناسد و زن مسلمان ایرانی پس از انقلاب، توانست به برکت نوع نگاه امام، بسیاری از حقوق خود را احیا کند. امام در این زمینه می فرماید:

««زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورده و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی که علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین کرده است.» همان/ج۵/ص۷۰

امام همچنین می‌فرماید:

«اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است.» همان/ج۵/ص۴۱۷

همو در جای دیگری می‌فرماید:

«آری در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولی لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن می‏تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمی‏توانیم و اسلام نمی‏خواهد که زن به عنوان یک شیء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی‏دهیم تا زنان فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند.» همان/ ج‏۵/ ص۲۹۴

حق فعالیت اجتماعی و حضور در عرصه‌های مختلف تحصیلی، سیاسی و شغلی از نظر امام برای زنان به رسمیت شناخته شده است:

 «زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین آزادند. و تجربه کنونی فعالیتهای ضد رژیم شاه نشان داده است که زنان بیش از پیش آزادی خود را در پوششی که اسلام می گوید یافته اند.» همان/ج۴/ص۲۴۷

«اسلام می خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را از آن  چیزهایی که در جاهلیت بوده نجات داده است. آنقدر که اسلام به زن خدمت کرده است خدا می داند به  مرد خدمت نکرده است. شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده. حالا هم اینها دارند از جاهلیت بدتر می کنند. آن وقت آنها زن را بی اهمیت میکردند، و حالا ایشان (شاه) می فرمایند که زن باید لعبت باشد! زن باید نمی دانم  چه باشد، یک چنین حرفی که به کرامت زن برمی خورد… اسلام می خواهد زن همان طوری که مرد همه کارهای اساسی را می کند، زن هم بکند اما نه اینکه زن یک چیزی بشود که آقا دلشان می خواهد که بزک کرده بیاید توی جامعه و با مردم مخلوط بشود، با جوان ها آن  طوری مخلوط شود! اسلام می خواهد اینها را جلو بگیرد. اسلام می خواهد حیثیت و احترام زن را حفظ کند. می خواهد به زن شخصیت بدهد  که از این شیئیت بیرون بیاید. اینها میخواهند زن را بفروشند و او را از این دست به آن دست کنند، این را مخالف است اسلام. با زن مخالف است اسلام؟! اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقه ای ندارد. اسلام زن را از توی آن لجنزارها برداشته آورده و به او شخصیت داده. این اسلام با زن مخالف است؟ اینها تبلیغات است. می خواهند شما را از اسلام دور کنند…» همان/ج۴/ص ۴۲۸-۴۲۷

پس از پیروزی انقلاب نیز امام بر حضور فعال زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی و مشارکت در صحنه های مختلف تأکید داشتند. امام خمینی در مصاحبه ای با روزنامه لوس آنجلس تایمز  به تاریخ ۱۶/۹/۵۷ در ارتباط با حضور زنان در دانشگاه و ادارات فرمود:

«زنان در جامعه اسلامی آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچ وجه جلوگیری نمی شود. از چیزی که جلوگیری می شود فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند و برای هر دو حرام است.» همان/ج/،ص۱۸۳

به رسمیت شناختن حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای زنان نیز از دیگر محورهای سخن امام است:

«زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامی فردا شرکت دارند. آنان از حق رأی دادن و رأی گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخیر ایران، زنان ایران نیز سهمی چون مردان دارند. ما همه گونه آزادی را به زن خواهیم داد. البته جلوی فساد را می‌گیریم و در این مورد دیگر بین زن و مرد فرقی نیست.» همان/ج۵/ص۵۲۰

قانونمندی

قانونمندی و تساوی همگان در برابر قانون نیز از کلیدواژگان گفتمان نوفل لوشاتو است. امام مقید نبودن شخص اول مملکت و به تبع او دستگاههای دولتی به قانون را ریشه همه مصیبت‌ها می داند و می‌فرماید:

«همه مصیبتهایی که در این سالها واقع شده است برای این بوده است که دستگاهها سرِخود بوده‏ اند. از آن دستگاه اول گرفته، آن شخصی که به اسم شاه در این مملکت حکومت کرده، سرِ خود حکومت کرده، مقید به قوانین نبوده. وقتی که این سرِ خود حرکت کرد، کسانی هم که دنبال او هستند از او یاد می‏ گیرند، اینها هم سرِ خود می‏ شوند.» همان/ج۵/ص۵۲۶

در جای دیگری امام می‌فرماید:

«ما می‌‏خواهیم یک حکومتی باشد مثل حکومت اسلام که غیر از قانون هیچ چیز حکومت نکند، هیچ؛ قانون فقط حکومت بکند». همان/ ج‏۴/ ص۴۰۷

امام حکومت اسلام را حکومت قانون و مبتنی بر قانون و همه حتی رهبر جامعه اسلامی را در برابر قانون با همه شهروندان برابر می‌داند و می‌فرماید:

«حکومت اسلام حکومت قانون است اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده است یک ظلم بکند یک سیلی به یک کسی بزند ظلماً، اسلام او را عزلش کرده او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد…. حکومت قانون است. قانون خدا است یعنی حاکم یعنی شخص اول مملکت اگر یک کسی یک چیزی داشته باشد شکایتی داشته باشد از او پیش قاضی می رود و او را حاضرش می کند و او هم حاضر می‌شود، وظیفه است. حضرت امیر این‌کار را کرد، یک همچنین حکومتی می‌خواهیم، حکومت قانون، قانون یعنی آن قانون آن هم قانون مترقی اسلام». همان/ ج۴/ ص۳۹۷

امام راحل در اواخر عمر شریف خود و پس از پایان جنگ تحمیلی، در پاسخ به نامه شماری از نمایندگان مجلس، برخی تخلف‌های موردی از قانون را اقتضائات و مصالح کشور در دوران جنگ، می‌داند و بازگشت به قانون اساسی را در تمام زمینه‌ها مورد تاکید قرار می‌دهد:

«ان شاء الله تصمیم دارم در تمام زمینه‌ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می‌کرد تا گره‌های کور قانونی سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همه شما سپاسگزارم و به همه شما دعا می‌کنم.» همان/ ج ۲۱ /ص ۲۰۳

در پایان و به عنوان حسن ختام این مقال به فرازهای درخشانی از فرمان هشت ماده‌ای امام خمینی که در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۳۶۱خطاب به قوه قضائیه و تمام دستگاه‌های اجرایی در مورد اسلامی شدن قوانین و عملکرد ها، صادر شد و در واقع منشور آزادی های انسان در حریم شخصی است، اشاره می‌کنیم. امام راحل(ره) در این فرمان فرمود:


«رسیدگی به صلاحیت قضات و دادستان‌ها و دادگاه‌ها با سرعت و دقت عمل شود تا جریان امور، شرعی و الهی شده و حقوق مردم ضایع نگردد. و به همین نحو رسیدگی به صلاحیت سایر کارمندان و متصدیان امور، با بی‌طرفی کامل بدون مسامحه و بدون اشکال تراشی‌های جاهلانه که گاهی از تندروها نقل می‌شود، صورت گیرد تا در حالی که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه می‌شوند، اشخاص مفید و مؤثر با اشکالات واهی کنار گذاشته نشوند. و میزان، حال فعلی اشخاص است با غمض عین از بعض لغزشهایی که در رژیم سابق داشته‌اند، مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلاً نیز کارشکن و مفسدند.

آقایان قضات واجد شرایط اسلامی، چه در دادگستری و چه در دادگاه‌های انقلاب باید با استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامی احکام اسلام را صادر کنند… تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجرا و احضار، احساس آرامش قضایی نمایند، و احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامی جان و مال و حیثیت آنان در امان است. و عمل به عدل اسلامی مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست، که در سایر ارگانهای نظام جمهوری اسلامی از مجلس و دولت و متعلقات آن و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته‌ها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز به‌طور جدی مطرح است و احدی حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامی داشته باشد.

هیچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قاضی که از روی موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید. هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف جرم است و موجب تعزیر شرعی است.

هیچ کس حق ندارد در مالِ کسی چه منقول و چه غیرمنقول و در مورد حق کسی دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع, آن هم پس از بررسی دقیق ثبوت حکم از نظر شرعی.

هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آن ها وارد شود یا کسی را جلب کند یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیرانسانی اسلامی مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند. تمام این ها جرم و گناه است و بعضی از آن ها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آن ها موجب حد شرعی می باشد.

 آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردی است که در رابطه با توطئه‌ها و گروهکهای مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است که در خانه‌های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیتهای مجاهد و مردم بی‌گناه کوچه و بازار و برای نقشه‌های خرابکاری و افساد فی الأرض اجتماع می‌کنند و محارب خدا و رسول می‌باشند، که با آنان در هر نقطه که باشند، و همچنین در جمیع ارگان‌های دولتی و دستگاه‌های قضایی و دانشگاهها و دانشکده‌ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولی با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاه‌ها، چرا که تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبی آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملی انجام ندهند.

و مؤکداً تذکر داده می‌شود که اگر برای کشف خانه‌های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند، و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می‌باشد. و اما کسانی که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش بین مردم است، در حکم مفسد فی الأرض و مصداق ساعی در ارض برای فساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قبیل موجود است آنان را به مقامات قضایی معرفی کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائاً حکمی صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محل‌های کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و تیمی است و نه محل توطئه‌های دیگر علیه نظام جمهوری اسلامی، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمی مورد تعقیب قانونی و شرعی است.

قابل قبول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابی بودن خدای نخواسته به کسی ظلم شود، و کارهای خلاف مقررات الهی و اخلاق کریم اسلامی از اشخاص بی‌توجه به معنویات صادر شود…

باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جهات به کارهای خویش ادامه دهند، و اسلام بزرگ و دولت اسلامی را پشتیبان خود بدانند، و قوه قضاییه را در دادخواهی‌ها و اجرای عدل و حدود اسلامی در خدمت خود ببینند، و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته‌ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بدانند. و این امور بر عهده همگان‌ است، و کار بستن آن موجب رضای خداوند و سعادت دنیا و آخرت می‌باشد، و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزای دنیوی است.» همان/ج ۱۷/ ص۱۴۳-۱۳۹

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا