سرخط خبرهای سازمان

بیانیه سازمان عدالت و آزادی نسبت به فاجعه تلخ و جانسوزهواپیمای مسافربری بویینگ ۷۳۷ اوکراینی

در پی اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح و پذیرش مسئولیت فاجعه اسقاط هواپیمای مسافربری بویینگ ۷۳۷ اوکراینی که به شهادت مظلومانه ۱۷۶ مسافر این پرواز مرگبار انجامید، سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی با صدور بیانیه‌ای نسبت به این فاجعه تلخ و جانسوز واکنش نشان داد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ

خبر بهت‌آور، دردناک و شرمسارکنندۀ اسقاط هواپیمای مسافربری اوکراینی و شهادت مظلومانه و جان‌گداز ده‌ها انسان بی‌‌گناه که شمار زیادشان از نخبه‌ترین فرزندان این مرز و بوم بودند، چنان جان‌کاه و تاب‌سوز است که کلمات را از توصیف حجم درد و عمق مصیبت ناتوان می‌کند. این فاجعۀ وحشتناک، آنگاه که در کنار کتمان سه‌روزۀ حقیقت و فرار از بیان صادقانه و به‌موقع واقعیت و تلاش برای پنهان‌کاری، فریب و گمراهی افکار عمومی می‌نشیند،‌ چنان عمق می‌یابد که متاسفانه برخی نهادهای حکومتی را چه‌بسا تا سال‌های سال،‌ گرفتار تاوان‌های سخت و بی‌اعتمادی گسترده نماید. بسی دریغ و افسوس که سرمایۀ اتحاد ملی،‌ که در مراسم خاک‌سپاری سردار شهید سلیمانی به دست آمد و می‌توانست تا مدت‌ها سنگ‌بنای همدلی اجتماعی باشد، این‌چنین با بی‌تدبیری، بی‌کفایتی و سوءمدیریت، دچار آسیبی جبران‌ناپذیر گشت.

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی، ضمن عرض صمیمانه‌ترین تسلیت‌ها به خانواده‌‌های سوگوار و دل‌شکسته شهیدانِ سوخته‌بال این حادثۀ جگرسوز و با استقبال از تصمیم سخت و البته ناگزیر و دیرهنگام در پذیرش مسئولیت حادثه، توجه مسئولان امر را به نکات زیر جلب می‌کند:

۱.  این حادثه چنان تلخ، مهیب و شوک‌آور است که طبیعتاً واکنش‌هایی آمیخته با پرخاش و احساساتی خشم‌آگین را در پی خواهد داشت. بدترین اشتباهی که می‌توان تصور کرد، برخورد خشن و نامنعطف با معترضان و استفاده از روش‌های امنیتی و قضایی برای حفظ امنیت است. به‌جای این روش نادرست، که بارها آزموده و ناکارآمدی آن به اثبات رسیده است، تعیین فضاهایی امن در شهرها برای تجمع، اشک‌افشانی و ابراز هیجانات و اعتراضات طبیعی مردم، دلجویی از خانواده شهیدان، استمرار گفت‌وگوی عاری از توجیه با رسانه‌ها، عذرخواهی علنی مقامات کشوری و لشکری از مردم، برکناری و مجازات فرماندهان مقصر در ماجرا و حضور متواضعانه مسئولان کشور در مجالس سوگواری عزیزان پرپرشده، اقداماتی است که در روزها و هفته‌های آینده می‌تواند آبی بر آتش و سوز عمومی بیفشاند.

۲. حادثۀ پیش‌آمده ابهامات و پرسش‌های مهمی را درخصوص فرایندهای عملیات آفندی و پدافندی قوای مسلح کشور، دقت تسلیحات، کارآزمودگی پرسنل و کارآمدی شیوه‌های اخذ دستور و رویه‌های هماهنگی میان بخش‌ها و ارگان‌های درگیر به وجود آورده است که بدون آسیب‌شناسی اساسی و تجدیدنظرهای ساختاری،‌ در آینده نیز می‌تواند منجر به فاجعه‌های مشابه گردد. در این میان، هرچه امکان نظارت نمایندگان مردم و بهره‌مندی از کارشناسان خبره و غیروابسته در این فرایندها بیشتر باشد، امکان تکرار خطا کم‌تر خواهد شد.

۳. فاجعه‌ای که پیش آمده است نه بخشودنی است و نه فراموش‌شدنی. از این رو، بررسی دقیق تمام ابعاد ماجرا در کمیته‌ای حقیقت‌یاب و ملی، معرفی تمام عاملان و مسببان حادثه و محاکمۀ عادلانه و مجازات قانونی آنها مطالبه‌ای فراگیر است که نباید به تأخیر و تعلیق دچار شود و یا با توجیه و فرافکنی به فراموشی سپرده شود.

۴. ناخواستگی و غیرعامدانه بودن این فاجعه کمرشکن، اگرچه چیزی از سهمگینی و تلخی و مسئولیت حکومت در آن نمی‌کاهد، اما آنچه در این مدت فاجعه‌آمیزتر، زشت‌تر، غیراخلاقی‌تر و آزارنده‌تر بود، تلاش در جهت کتمان حقیقت از افکار عمومی داخل و خارج بود که متأسفانه این تصور بدبینانه و چه بسا نادرست را در ذهن و زبان مردم ایجاد کرده که مسئولان حادثه که از نخستین لحظه دقیقاً می‌دانستند چه رخ داده است، اگر فشارهای خارجی نبود، به حقیقت اعتراف نمی‌کردند و با انتساب حادثه به نقص فنی و خطای نیروی انسانی از بار مسئولیت شانه خالی می‌کردند. باید پذیرفت که در عصر ارتباطات و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، کتمان حقایق و پنهان‌کاری نه‌تنها ممکن نیست، بلکه گاه سر به رسوایی می‌زند و با معیارهای حکمرانی خوب و موفق نیز سازگار نبوده و شرایط مطلوب حاکمان را نیز برنمی‌آورد. از این رو برای افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، ضرورت دارد که حاکمیت با حضور و مشورت تشکلهای مردمی و کارشناسان مستقل و ناظران غیرحکومتی، برای تغییر نگاه، اصلاح شیوه‌های حکمرانی و بهبود سیاست‌ها و روش‌هایش، تدابیری بیندیشد تا چنین شایعه‌ها و شائبه‌های اعتمادسوزی فرصت رشد و گسترش نیابند.

۵. نخبگان و فرهیختگانی که در این پرواز مرگ، از این جهان پر کشیدند، اگر آرزوهای خود را در وطن خویش برآورده‌شدنی می‌دیدند، رنج غربت و دوری از میهن را به جان نمی‌خریدند و امروز ملت ما داغدار هجرت ابدی و دسته‌جمعی‌شان نبود. عوامل هجرت نخبگان و فرار مغزها را کم‌وبیش، همه می‌دانند. این حادثه می‌تواند درس عبرتی پندآموز و تلنگری بیدارکننده باشد تا شاید قدمی موثر در راه رفع موانع ماندگاری مغزها در داخل میهن به پیش گذاشته شود.

در پایان، ضمن تاکید مجدد بر وظیفه و تکلیف چشم‌ناپوشیدنی حکومت بر پاسداشت حق حیات و جان انسان‌ها و شهروندان به عنوان نخستین و بنیادی‌ترین حق بشر و نیز پذیرش حق بر شفافیت و آزادی بیان و نقد و تجمع و اعتراض خشونت‌پرهیز،  و پافشاری بر ضرورت حفظ اقتدار نیروهای مسلح و حافظان نظم و امنیت کشور و با تسلیت مجددِ این مصیبت ملی به مردم شریف، صبور و غم‌زدۀ ایران و همه ملت‌های مصیبت‌دیده در این فاجعه دلخراش، از اعماق ضمیرِ داغ‌دیده‌مان به پیشگاه پروردگار مهر و رحمت، دست دعا برمی‌آوریم که ابرهای اندوه و دروغ را از آسمان پربلای این کشور دور بدارد و روح شهیدان والامقام این حادثه را قرین شادمانی جاودان گرداند و به دل سوخته و رنجور بازماندگانشان، مرهمی از تسلا و آرامش عنایت فرماید .

امشب همه غم‌های عالم را خبر کن

بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن

ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین

ای چون دل من، ای خموش گریه‌آگین

در پرده‌های اشک‌ پنهان، کرده بالین

ای میهن، ای داد!

از آشیانت بوی خون می‌آورد باد

بر بال سرخ کشکرت پیغام شومی است

آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟

ای میهن، ای غم!

چنگ هزار آوای باران‌های ماتم

در سایه‌افکند کدامین ناربن ریخت

خون از گلوی مرغ عاشق؟

مرغی که می‌خواند

مرغی که می‌خواست

پرواز باشد….

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۸

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا