سرخط خبرهای سازمان

جمهوری اسلامی و مولوی از نگاهی دیگر، یادداشتی از محمدرضا بزمشاهی


محمدرضا بزم شاهی- پس از انتشار پاسخ دو تن از مراجع تقلید به یک استفتاء در مورد تولید فیلمی درباره زندگانی شمس تبریزی و مولانا و تخطئه ساخت این فیلم توسط آن دو مرجع تقلید ذهنیتی در میان جمع بسیاری شکل گرفت که این نظر را به همه یا اکثر فقها و متدینان تعمیم می‌داد و از سوی دیگر عده‌ای تلاش داشتند تا این نظر را به کلیت جمهوری اسلامی نسبت دهند.

گرچه انتشار دیدگاه‌های آیه الله خامنه‌ای درباره مثنوی مولوی پاسخی بود به این ذهنیت اما تلاش رسانه‌هایی با اهداف خاص در جهت القاء ستیز مسئولان جمهوری اسلامی و نیز علمای دینی با مولانا و شمس تبریزی بازهم ادامه یافت.

در فضای کنونی به علت عدم مطالعه و دقت کافی هستند افرادی که از رابطه و تأثیر مولانا در ادبیات دینی اطلاع دقیق ندارند و سخنان تعدادی از افراد دارای نظریات خاص را به‌حساب همه جامعه دینی می‌گذارند همچنان که به علت تسلط تفکرات اخباریگری در مدتی از تاریخ فقه شیعه این ذهنیت در میان عده زیادی پدید آمده است که فقهای اسلامی دشمن فلسفه و مباحث عقلی بوده‌اند درصورتی‌که اندک مطالعه و تحقیق خلاف این را ثابت می‌کند.

نگارنده با دقتی که داشته به این نتیجه رسیده است که باوجود مخالفت نیروهای محافظه‌کار و سنتی با عرفان و آموزه‌های مولانا جلال‌الدین محمد بلخی اما میزان توجه به اشعار مولوی بعد از انقلاب اسلامی رشد چشمگیر و قابل‌توجهی داشته است این توجه و اقبال فقط در جامعه مدنی و فضای عمومی نبوده بلکه در رسانه‌های رسمی نیز این توجه را می‌توان مشاهده کرد.

خوشبختانه اسناد فرهنگی دوران پیش از انقلاب اسلامی موجود است و نمی‌توان بدون سند و مدرک درباره آن دوره ادعائی داشت در آن دوران کمترین اثر هنری از اشعار مولانا تولیدشده است شاید مجموع موسیقی‌های ملهم از این اشعار به چند درصد نرسد البته این چند درصد هم از باب خوش‌بینی و تسامح گفته می‌شود در میان آثار موسیقی فاخر که بیشتر در برنامه‌های گل‌ها” تولیدشده است صرف‌نظر از ترانه‌هایی که متکی بر اشعار ترانه‌سرایان معاصر بوده است در اشعار کهن بیشترین استفاده از اشعار سعدی حافظ عراقی و بعدازآن شاعرانی چون فروغی بسطامی و … وجود دارد اما اشعار مولانا بسیار غریب است. همچنین برنامه‌های ادبی و فرهنگی در شرح مثنوی در رادیوی آن دوران یافت نمی‌شود تنها دو کتاب شرح مثنوی از بدیع‌الزمان فروزان فر و استاد جلال همائی منتشرشده است بگذریم از اینکه خیابانی در یک محله فقیر‌نشین پایتخت به نام مولوی نام‌گذاری شد که وقتی نام او را به زبان می‌آوری یاد‌آور هر چیزی باشد به‌جز عرفان و شعر و ادب!

اما در دوران جمهوری اسلامی توجه و روی‌آوری به معارف بنهفته در اشعار مثنوی و دیوان شمس رونقی مضاعف یافت نخستین عامل در این تغییر پارادایم ذهنی را می‌توان توجه و علاقه امام خمینی به مبانی عرفانی دانست ایشان در سخنان مختلف و نیز در آثار مکتوب خویش بارها به اشعار مولانا استناد و استشهاد کرده است معروف‌ترین آن سخنرانی ایشان در مراسم بزرگداشت شهید مطهری بود همچنین در تفسیر سوره حمد خویش نیز ضمن استشهاد به اشعار مولانا از مبانی عرفان دفاع کرده و آن را فهمی از قرآن دانستند.
گرچه با فشار متحجران تفسیر سوره حمد امام متوقف شد اما همین سخنان زمینه‌ساز رویکردی نو به اشعار مولوی گردید حضور مرحوم محمد‌تقی جعفری در رسانه‌های رسمی و کثرت سخنان ایشان و استشهادات مکرر به اشعار مولوی نیز در بسط این گرایش تأثیر فراوان داشت گرچه کتاب شرح مثنوی ایشان فقط در کتابخانه‌ها ماند اما بازخوانی اشعار مولوی در سخنرانی‌های این دانشمند فرهیخته با زبان و لهجه شیرین اثری عظیم در جامعه فرهنگی کشور بر جای گذاشت در این میان سخنان دکتر سروش در دهه نخست انقلاب اسلامی نیز سهمی به سزا در ترویج فرهنگ مولوی‌شناسی داشت.

در عرصه موسیقی نیز در دوران دفاع مقدس اشعار حماسی دیوان شمس مورداستفاده هنرمندان قرار گرفت پس از پایان جنگ و رونق موسیقی عرفانی بازهم آهنگ و ریتم اشعار دیوان شمس توانست جایگاه ممتازی در این سبک از تولیدات هنری به خود اختصاص دهد.
این‌همه در کنار تولید مجموعه تلویزیونی از دوران کودکی مولانا جایگاه این شاعر و عارف برجسته را در هنر معاصر نشان می‌دهد و اگر بعضی ممانعت‌ها و کج‌سلیقگی‌ها در عرصه اجتماع نمی‌بود شاهد تولیدات هنری بیشتری در این موضوع می‌بودیم.

همچنین بایست از توجه علمائی مانند آیت‌الله جعفر سبحانی به اشعار مولانا و حضور شاگردان و تربیت‌یافتگان علامه طباطبائی در مصادر امور دینی کشور یادکرد که تحت تأثیر آموزه‌های استاد خویش مجالی برای طرح اشعار و افکار مولانا در جامعه دینی ایجاد نمودند
تکثر انواع انجمن‌های مثنوی پژوهی و جلسات و همایش‌های مولوی‌شناسی و نیز برگزاری چند همایش بزرگداشت مولانا و شمس تبریزی از دیگر مظاهر و جلوه‌های تکریم این شاعر بزرگ فارسی‌گوی است.

همه موارد یادشده به‌علاوه انتشار انواع کتاب‌ها از داستان‌های مثنوی و گزیده‌های اشعار دیوان شمس تبریزی نشانگر میزان توجه به اشعار عرفانی مولانا در جمهوری اسلامی است. صرف‌نظر از فضاهای احساسی دقت در آمار و اسناد می‌تواند شناخت ما را از واقعیت امور اصلاح نماید. به‌رغم پاره‌ای تنگ‌نظری‌ها اما باید تصریح کرد که معرفی و شناخت جلال‌الدین محمد بلخی در طول دوران چهل‌ساله جمهوری اسلامی بیشتر از تمامی قرون گذشته بوده و آموزه‌های عرفانی وی در سطح جامعه فرهنگی هنری و دینی ما رواج بیشتری یافته است.

۱۶ آذر ۹۸

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا