سرخط خبرهای سازمان

مقدری در سخنرانی گشایش چهاردهمین کنگره حزب: چشم‌انداز و ماموریت حزب ما، عدالت و آزادی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و در یک کلام حکمرانی خوب را ارتقا خواهد بخشید

مهدی مقدری در چهاردهمین کنگره سازمان عدالت وآزادی ایران اسلامی اظهار داشت: پس از ۱۰ سال افتخار به عنوان دبیرکل سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی، اینک آخرین سخنرانی خویش در این مقام را حضورتان ارائه خواهم کرد.

متن کامل سخنرانی مهدی مقدری به شرح زیر است:

به نام خداوندگار صلح و آزادی

 

خانم‌ها و آقایان

مهمانان ارجمند

 

با عرض درود و خیرمقدم خدمت شما سرورانِ عزیزتر از جانم، پس از ۱۰ سال افتخار خدمت‌گزاری به عنوان دبیرکل سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی، اینک آخرین سخنرانی خویش در این مقام را حضورتان ارئه خواهم کرد. در این فرصت اندک بنا ندارم به رسم معمول به تحلیل شرایط امروز ایران بپردازم. قطعنامه پایانی این کنگره، به بیان مواضع راهبردی امسال اشاره خواهد داشت.

می‌خواهم کمی از اُمید در زمانه ناامیدی و سرخوردگی با شما سخن بگویم. بر این باورم که از ۱۳۸۸ تا کنون، چنانچه دستاوردی در سازمان عدالت و آزادی و جبهه اصلاحات ایران به دست آمد، به این خاطر بود که “یادمان نرفت در همه جا و در همه کنش‌ها از اُمید سیاسی و اجتماعی مراقبت کنیم؛ از این رو، ثابت کردیم که ما به دنبال عدالت و آزادی برای فردای ایران هستیم”.

اصلاح‌طلبی ما بر پایه اُمیدِ به تحقق آرمان‌های مادران و پدران مشروطه‌خواه‌مان و نسل‌های بعدی به ویژه مبارزان نهضت ملی و مجاهدان انقلاب اسلامی، یعنی حق حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی، حاکمیت قانون، ایفای حقوق ملت، توسعه و اعتلای کشور، آزادی، عدالت و حقوق بشر و سازگاری دستاوردهای بشری با ارزش‌های معنوی و آموزه‌های وحیانی استوار است.

“ما مدت زمان زیادی برای تحقق صلح و اصلاحات و آزادی و حاکمیت قانون به انتظار ایستاده‌ایم” و همه اینها در پرتو وجود ” اُمیدِ به خلق آینده بهتر برای این سرزمین ” بوده است؛ اعتقاد به اینکه روزهای بهتری پیش روی ماست.

در این روزها که در آرشیو حزب و خاطرات خویش به ۲۳ سالی که پشت سر گذاشتیم، گذری می‌کردم، با آمار و اسناد ثابت می‌شود که هزاران نفر ساعت کار حزبی در ارکان مرکزی، مناطق و حوزه‌ها صرف شده تا صدها رویداد کوچک و بزرگ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مدنی به نتیجه برسد؛ و در حدود یک هزار نفر سرمایه انسانیِ تشکیلاتی و سمپات در این نهاد، در کنار یکدیگر با درکِ درستی از کارِ گروهی رشد یافته و به سپهر سیاسی و اجتماعی ایران معرفی شده‌اند. بی‌شک، این‌ها محقق نمی‌شد، مگر با توکل به خدا و اُمید به روزهای خوشی که در نهایت پیروزی را نصیبِ مجاهدانِ راه عدالت و آزادی می‌کند.

فرصت نیست در این زمان کوتاه به یکان یکانِ این دستاوردها اشاره کنم. به یاری اعضای سازمان به زودی چند جلد اعلام مواضع، رویدادهای انجام شده، اسناد مکتوب و کارنامه این سال‌ها منتشر خواهد شد تا در بوته نقد و نظر کنش‌گران قرار گیرد.

 

مهمانان ارجمند

اعضای محترم کنگره

 

ما بنا نداشتیم یک حزب فصلی و انتخاباتی باشیم؛ بلکه هدف ما حزبی پایدار برای توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران بوده است. بر این اساس:

  • ما مصمم بودیم آموزش را در ارکان حزب بهبود بخشیم.
  • ما مصمم بودیم روابط خود را با سایر نهادهای مدنی گسترش دهیم.
  • ما مصمم بودیم آزادانه از جامعه مدنی حمایت کنیم و با دیگران در امور اجتماعی و مدنی مشارکت داشته باشیم.
  • ما مصمم بودیم به رویکردهای خلاق، نوآورانه و استارتاپی روی خوش نشان دهیم.
  • ما مصمم بودیم جوانان و زنان در ساحت تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری حزب مشارکت داشته و مهم به شمار آیند.
  • ما مصمم بودیم برای تامین هزینه‌های مالی، روی پای خود بایستیم و حق عضویت‌ها ملاک تامین نیازهامان باشد.
  • ما مصمم بودیم آرمان‌ها، نمادها و برنامه‌هایمان، همه ایرانیان را در برگیرد و هیچ کس را طرد نکند.

از این رو، هزاران نفرساعت و صدها میلیون تومان در این سال‌ها به توسعه آموزش و امور فرهنگی و اجتماعی و مدنی اختصاص دادیم.

از آنجایی که ما آینده‌نگر هستیم، در این ۱۰ سال، دو سند چشم‌انداز و ماموریت حزبی تعریف کردیم و گام به گام رفتار و کنش‌های خود را با آن سنجیدیم. آرمان اعضای سازمان ساده است؛ هرچند دست یافتن به آن دشوار می‌باشد. آرمان‌های ما یک بار دیگر، آرمان مشروطه‌خواهان، آزادی‌طلبان، عدالت‌جویان و ملت مشتاقِ اصلاحات است. پس، چشم‌انداز و ماموریت ما، عدالت و آزادی و حقوق بشر و حاکمیت قانون و در یک کلام حکمرانی خوب را ارتقا خواهد بخشید.

  • ما ایرانی می‌خواهیم که به همه ایرانیان فرصت تحقق آرمان و رویاهایشان و دستیابی به تمام قابلیت‌هاشان را بدهد.
  • ما ایرانی می‌خواهیم که پیام‌آور گفت‌وگوی تمدن‌ها، صلح و آزادی و ثبات برای دنیا باشد.
  • ما ایرانی می‌خواهیم که در کنار حفظ ارزش‌های سنتیِ مطلوبِ جامعه، در دنیای توسعه یافتهِ کنونی سهم داشته باشد.
  • ما ایرانی می‌خواهیم که مردمانش شاد و سالم، محیط زیستش پاک، اقتصادش چابک و مدیرانش مسوولیت‌پذیر باشند.

اینک، بر این باوریم که نمایندگان و مدیرانِ حزب در مجلس و شوراهای شهر و دولت به آرمانِ اصلاحات وفادارند و با همه کاستی‌ها و تنگناهای موجود در کشور، مسوولیت‌پذیرند و قدمی از آرمان‌هایشان‌ به عقب برنخواهند گشت.

ما بر این باوریم که اکثریتی از مردم در این کشور وجود دارند که به عدالت و آزادی و صلح و اصلاحات اعتقاد دارند. آنها، کسانی هستند که به این کشور و ملتش عشق می‌ورزند؛ کسانی که در جست‌وجوی هدایتِ خردمندانه‌ای برای خود و فرزندانشان می‌باشند؛ و کسانی که از سر ناچاری محکوم به اُمید هستند. اینجاست که حق نداریم اُمید ملتی را نااُمید سازیم.

در چشم‌انداز ما، دستیابی به همه آن چیزهایی که برایش مبارزه و ایستادگی کردیم، وجود دارد. هرچند من نیز به مانند شما و اکثریت جامعه، مسیر پرتلاطم این روزهای ایرانِ عزیز را نیک درک می‌کنم؛ اما چه کنیم که اُمیدِ این ملت، به کنشگران حزبی و مدنیِ نوگرا، توسعه‌طلب و صلح‌جو است، نه جریان برانداز خارج‌نشین و تندروهای داخلی.

پس سخن آن فیلسوف را تکرار می‌کنم که:

“آنجا که تردید هست، اُمید داریم ایمان بیاوریم؛

و آنجا که نااُمیدی هست، امید داریم امید بیاوریم”.

 

خانم‌ها و آقایان

 

ما خود را حزبِ ایده‌های نوآورانه، عمل‌گرایانه و مدرن می‌دانیم. از همین روست که محافظه‌کاران و تندروها نمی‌توانند دیدگاه‌ها و برنامه‌های روشن‌گرانه و دست‌یافتنی ما را تحمل کنند. ما در هر جا که فرصت خدمت به ملت داشته‌ایم، آن چیزی را وعده دادیم که بتوانیم انجام دهیم، و چیزی را انجام دادیم و انجام خواهیم داد که وعده آن را به مردم داده‌ایم.

ما خود را در برابر نسل‌های بعدی مسوول می‌دانیم. مصمم هستیم تا برای نسل‌های آینده، الگوی خوبی از ایران به یادگار بگذاریم و ایجاد کنیم. آنها به الگویی از ایرانِ مدرن و توسعه‌یافته نیاز دارند. این‌ها ماموریت ماست که تنها با اُمید و پویایی به سرانجام خواهد رسید.

بزرگترین اشتباه دو دهه اخیر جریان آزادی‌خواه ایران این بود که گمان می‌کردند پس از دولت جناب آقای خاتمی و فضای نسبتاً باز برای کنش‌های نهادهای سیاسی و مدنی، به پایانِ محافظه‌کاری، فرصت‌طلبی و بنیادگرایی رسیدیم؛ این گمانِ اشتباه، راه را برای همان جریان‌های تندرو، پوپولیست و ویرانگر باز کرد.

باید درس بگیریم که یاس و ترس و اندوه نباید موجب نابودی نهادهای جامعه سیاسی و مدنی کشور گردد. نباید این عقیده را داشته باشیم که تنها می‌توانیم ناظر و تماشاگر باشیم. به قول اندیشمندی “در سیاست، فریب خوردن عذر موجهی نیست”. یادمان باشد “چیزهایی که بیش از همه اهمیت دارند، هرگز نباید در گرو چیزهای کم اهمیت‌تر باشند”؛ و امروز چه چیز بالاتر از منافع ملی، بهبود وضعیت مردم و امنیت کشور؟ اینها حقایق امروز ایران ماست. و بدون تردید، “دست کشیدن از حقایق، دست کشیدن از آزادی است”.

در پشت این روزهای نااُمیدی و سرخوردگی و تنگناهای ایران، دنیای بهتری وجود دارد. “ملت ما مثل هوایی که تنفس می‌کنند، و آبی که می‌آشامند، نیاز دارند که سرزمین‌شان روزهای بهتری ببیند”. تجربه تاریخی به ما آموخت، مردمانی بر مشکلات چیره می‌شوند که در گام نخست به این آگاهی می‌رسند که توان حل مشکلات را دارند. “ایمان به چنین توانی یک شبه به وجود نمی‌آید؛ بلکه با اُمید، شکیبایی، کنش‌گری و از موفقیت‌های کوچک آغاز می‌شود و به تدریج محقق خواهد شد”.

 

روی سخن پایانی من خطاب به اعضای دلسوز، فداکار و دانای سازمان است.

در همه این سال‌ها تلاش کردیم تا از نهاد نوپایِ آن زمان تا کنون مراقبت کنیم. ما نیز بر این باور بودیم که “نهادها هستند که به ما کمک می‌کنند آداب و اصول اخلاقی را حفظ و رعایت کنیم. باید بدانیم نهادها – به ویژه احزاب اصلاح‌طلب در ایران – حتی در برابر مستقیم‌ترین حملات هم، خود به خود از خویش دفاع نخواهند کرد. نهادها خودشان هم به کمک ما نیاز دارند”.

به یاد داشته باشید که “آنها یکی پس از دیگری از هم می‌پاشند، مگر آنکه از همان ابتدا و در طول مسیر پر سنگلاخ کنونی از یکایک آنها دفاع کنیم؛ چه از حزب دوست داشتنی خودمان و چه از سایر نهادهای موثر و پایبند به توسعه پایدار در سپهر سیاسی و مدنی ایران. پس، از نهادی که برایتان مهم است حمایت کنید”. به قول هانتینگتون “قدرتِ نهادی یک حزب سیاسی در صورتی اثبات می‌شود که در نبود بنیانگذار یا رهبر فرهمندی که نخستین بار آن را به قدرت رسانده است، بتواند هم‌چنان پا برجا بماند”؛ ما نیز این مسیر را در نزدیک به یک ربع قرن پیموده‌ایم و با همه دشواری و نگرانی‌ها، هم‌چنان ایستاده‌ایم.

قدر ایران و کنش‌گرانِ بی‌ادعای آن را بدانیم و نگذاریم اُمید این ملت نااُمید شود. این اُمید است که بهترین هدیه خدا به ما و بذر هویت این مردم می‌باشد.

 

مرا برای همه کاستی‌ها، کمبودها و ناتوانی‌ها در این یک دهه ببخشید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا