سرخط خبرهای سازمان

خلاصه جلسه کاوش با موضوع سلامت روان با حضور سرکار خانم وجیهه صالحی؛ حوزه نجف آباد سازمان عدالت و آزادی

مسیر سلامت

سلامت از منظر سازمان جهانی بهداشت (WHO) از ابتدا با منطق رفاه کامل در سه بعد اصلی جسمی، روانی و اجتماعی شروع و با مباحث و اقدامات مرتبط با بعد سلامت معنوی در طی زمان تکمیل گردید.
با توجه به تعریف( WHO ) متوجه می شویم که سلامتی یک مسئله چند بعدی است. حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی، روانی و اجتماعی، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند. باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و بیماری بر یکدیگر اثر داشته و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند. چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد، مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر سلامت جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر ابعاد سلامتی فردی تأثیر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی (جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد.

تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی، یک تعریف ایده آل و عملا دست نیافتنی است. چرا که با توجه به این تعریف نمی توان فردی را پیدا کرد که در همه ابعاد کاملا سالم باشد، ضمن اینکه درعمل هم نمی توان مرزی بین سلامت و بیماری در نظر گرفت. در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ کس نمی تواند آن را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطوح سلامتی، طیف قائل شد.

طیف سلامت و بیماری

چنانچه قبلا گفته شد سلامتی و بیماری مرز مشخصی ندارند و در نتیجه بهتر است برای سلامتی طیفی در نظر بگیریم که در یک طرف آن سلامت کامل و در طرف دیگر مرگ قرار دارد:

مسئله مهم این است که در طب بالینی و بررسی‌های اپیدمیولوژیک باید مرز سلامت و بیماری را مشخص کرد، گرچه گاهی در این مرز بندی ممکن است بعضی از افراد سالم، بیمار و بالعکس عده ای از افراد بیمار، سالم تلقی ‌شوند ولی عملا ناچاریم به این مرزبندی تن دهیم.

ابعاد سلامتی

بعد جسمی: معمول ترین بعد سلامتی، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد. سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است. از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است

به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارتست از: ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حرکات بدنی هماهنگ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاتر و …

بعد روانی : از منظر (WHO) سلامت روان عبارت است از: «حالتی از بهزیستی که در آن فرد، تواناییهای خودش را می شناسد، می تواند با فشارهای معمول زندگی مقابله کند، به شیوه ای پربار و مؤثر کار کند و به جامعه خود خدمت نماید.»

بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود. در اینجا تنها نداشتن مشکل یا بیماری روانی مد نظر نیست، بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی را تشکیل می دهد. نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد. بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از: سازگاری فرد با خودش و دیگران، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات.

سلامت روان در واقع محصول کارکرد عوامل متعددی در سطح جامعه می‌باشد. شرایط زندگی، امکانات، تسهیلات آموزشی، نحوه ارتباطات، آگاهی‌ها، وضعیت اشتغال، درآمد، امنیت و سایر موارد همگی به‌طریقی بر سلامت روان فرد و بر بروز و شیوع بیماری‌ها تاثیر می‌گذارند. به درستی سلامت تابعی از میزان و شدت مواجهه با عوامل آسیب زای فیزیکی، روانی و اجتماعی در طول زندگی است که منجر به ایجاد تغییراتی در وضعیت افراد می‌شود. انسان‌ها در مراحل گذار عمر بسته به نوع بهره‌مندی از آموزشها و حمایت‌های محیط اطراف خود، توانایی مواجهه با مشکلات سلامت را کسب می‌نمایند.

طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۶، حدود ۱۳ درصد از کل بار بیماری‌ها به علت اختلالات روانپزشکی ارزیابی شده و این میزان تا سال ۲۰۲۰ به ۱۶ درصد افزایش خواهد یافت. در کل جهان میزان شیوع اختلالات روانی در تمام طول عمر بیش از ۲۵ درصد است. مطالعه بیماری‌ها در ایران نشان می‌دهد که اختلالات روانی درصد قابل توجهی از بار بیماری‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. این در حالی است که عوامل مؤثر بر بسیاری از بیماریها و مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای قلب و عروق، منشأ روانشناختی دارد و به استرس و سبک زندگی ناسالم مرتبط است.

ما مراجعین را به سرزمین رنجها رهسپار می کنیم زیرا وقتی که آنها به سوی آنچه واقعاً می خواهند می روند رنج پدیدار می شود.گسلش و پذیرش، مراجعین را یاری می کند تا متوجه شوند آسیب ساده، ویرانگر نیست؛ بلکه برعکس آن آسیب انکار شده و درهم پیچیده ی حاصل از اجتناب، به علت دور نگه داشتن ما از انسانیت کامل و آگاهانه عمیقاً مضر است. پذیرش و توجه با کاستن از نیاز به اجتناب از احساسات دردناک عملاً به افراد کمک می کند تا شجاعتر شوند. پژوهشها نشان می دهند که تنها ارزشهایی می توانند زندگی را تغییر دهند که عامدانه انتخاب شده اند، آنچه که واقعاً می خواهید را بازنمایی کنند و خود را کاملاً در رفتارهایتان نشان دهند. تنها انجام آن چیزی که به خودی خود برایتان ارزشمند است -چون که واقعاً آن را می خواهید- میتواند به طور کامل رشد شما و حتی شادمانیتان را به عنوان یک انسان فراهم آورد. یادآوری این نکته نیز مهم است که ارزشمند شمردن چیزی شبیه رسیدن به اهداف زندگی نیست. ارزشها شبیه جهت های نقشه هستند، به آنها نمی توان رسید، اما در هر قدمی که برمی داریم بر کیفیت سفرمان اثر میگذارند: ارزشها مسیر زندگیمان را با وارد کردن درد و رنج در یک بافت مناسب روشن و تکریم می کنند: آنچه که اکنون در پی آن هستیم و برایمان اهمیت دارد، چیزی است که با تمام وجود آن را می خواهیم و به همین خاطر در آرزوی رسیدن به آن هستیم و برای رسیدن به آن رنج میبریم.

 

۲۵مهر ۹۷

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا