سرخط خبرهای سازمان

حاشیه‌های یک مستند سیاسی؛ یادداشتی از رضا صادقیان


رضا صادقیان

مستند «هاشمی زنده است» مانند هر کدام از فیلم‌های مستند سیاسی-اجتماعی که طی سال‌های گذشته و امروز تهیه و توزیع شده با موضع‌گیری منفی شخصیت‌هایی که خود بخشی از آن رویدادهای سیاسی بود‌ه‌اند روبرو شده است. معمولا خانواده شخصیت سیاسی در حلقه اول کسانی قرار می‌گیرند که درباره نحوه ورود به زندگی فرد اهل قدرت موضع‌گیری می‌کنند و روایت ارایه شده توسط سازندگان فیلم را نادرست می‌دانند.

قسمتی از چنین اختلاف نظرهایی فارغ از برداشت‌های متفاوت از رویدادها و موضع‌گیری‌های سیاسی به نپذیرفتن نقد و بازخوانی انتقادآمیز کارنامه برجای مانده سیاست‌مداران و نزدیکان آنها بازمی‌گردد. افرادی که بعضا گمان دارند سیاست‌مداری مانند مرحوم هاشمی و یا شخصیت‌های با نفوذ دیگر که طی ۴ دهه گذشته موفق به جریان‌سازی در کشور شدند گفته‌ها و کردارشان در همان زمان درست بوده و انتقادی به آنها وارد نیست، در صورتی که چنین گفته و دور شدن از انتقاد و وانهادن امر بازخوانی رویدادهای اجتماعی که براساس سیاست‌های دولت و یا شخصیت بانفوذ شکل گرفته ساده‌سازی و چشم بستن بر روی مسائل است. از سویی دیگر، نمی‌توان از تمام منتقدان و ناظران رویدادهای اجتماعی توقع داشت همان عینکی که بر چشم ما قرار دارد آنان نیز از همان دریچه و بدون انتقاد به بررسی کارنامه اهل قدرت بنشینند.

دیگر آنکه، معمولا چنین افرادی که نزدیک به شخصیت اهل قدرت بوده و هستند به دلیل آنکه رویدادها را تنها از دریچه خدمت مشاهده می‌کنند ظرفیت پذیریش انتقاد را ندارند. شاید این مسئله به تفکر آنان بازگردد، اندیشه‌ای که گمان دارد انتقاد و نقد کردن زمینه بی اعتمادی، کمتر دیده شدن و نفی کارهای سیاست‌مدار و همچنین ایجاد ذهنیت منفی شهروندان را فراهم می‌کند، از همین رو در مقابل هر نقد مکتوب و یا تصویری واکنش نشان داده و نویسنده و یا سازندگان را به ارتباط با جریان‌های خاص، همراهی با رانت‌خواران و یا نامشخص بودن بودجه مالی متهم می‌کنند، اتفاقی که تا کنون بارها و بارها شاهدش بودیم روایت همین مسئله است.

مسئله بررسی و بازخوانی کارنامه اهل سیاست و قدرت همیشه بوده است. شاید در زمانی و به دلیل حضور در قدرت و با استفاده از ابزارهای خاص بتوان مانع از نگفتن‌ها، ندیدن‌ها و انتقادها شد ولی دیر یا زود فضایی شکل خواهد گرفت که هر فرد و نیروی فکری از دریچه نگاه خودش به مسئله ورود پیدا می‌کند، اتفاقی که برای دولت‌های بعد از انقلاب اسلامی رخ داده است دقیقا نمونه بارز بازخوانی کارنامه اهل قدرت و سیاست‌های دولت‌های وقت است. به عنوان مثال؛ با پایان یافتن جنگ تحمیلی برخی از تحلیل‌گران به سراغ سیاست‌های اقتصادی نخست‌وزیر رفتند و آن را به نقد کشیدند، چرا که سیاست اقتصاد کوپنی، بزرگ شدن ساختار دولت و ورود نهاد دولت را به بازار نادرست می‌دانستند. شماری از ناظران سیاست‌های دولت اول و دوم هاشمی را به دلیل آنکه تنها به دغدغه‌های اقتصادی و برنامه‌ریزی برای طرح‌های صنعتی خلاصه شده و از مسائل فرهنگی و اجتماعی و خصوصا سیاسی کناره‌گیری کرده بود نقد کردند، انتقادهایی که در زمان خودش با هزینه‌هایی روبرو می‌َشد ولی بعد از عوض شدن سکان هدایت دولت آنان نیز که در لفافه سخن می‌گفتند زبان به انتقاد گشودند، موضع روزنامه‌هایی که پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ در کشور منتشر شد در قبال سیاست‌های دولت سازندگی نیاز به بازگو کردن ندارد.

مستند هاشمی زنده است تنها یک روایت است. روایتی از زندگی و کارنامه سیاسی مرحوم هاشمی رفسنجانی، آنچنان که هر کدام از کتاب‌های تاریخی یک روایت و نگاه است. شاید ما با کلیت زاویه دید تهیه کنندگان موافق نباشیم و یا بخش‌هایی از آن را بی‌انصافی و دور شدن از واقعیت‌ها بنامیم، با این حال راه گریزی از نگاه‌های متفاوت و روایت‌های ضد و نقیض در هنگام بازخوانی رویدادها نیست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا