سرخط خبرهای سازمان

جنگیدن برای که و برای چه؟ / یادداشت محمدرضا بزمشاهی عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی

محمدرضا بزمشاهی، عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی

این روزها متنی در فضای مجازی باز‌نشر شده است که جای تإمل فراوان دارد این متن و خبر به این شرح است:

امیر سرتیپ ضرغامی فرمانده تکاوران مدافع خرم‌شهر در حین سخنرانی به علت گلایه از عدم توجه مسئولان دق کرد و درگذشت در ادامه هم آمده است که چندی پیش ایشان با رئیس منطقه آزاد خرمشهر صحبت کرده و از وی خواسته بود مبلغی حدود هفت میلیون تومان برای مهمانی حدود شصت نفر از تکاوران سابق را تإمین کند که مورد موافقت قرار نگرفت!

ظاهر خبر بسیار غمناک و ترحم بر انگیز است. خوب است در اینجا اشارتی رود که تا چند سال پیش بسیاری از دلسوزان امروز رزمندگان، نفس جنگ و دفاع ملت ایران را تخطئه میکردند و سعی در اعلام برائت از آن داشتند اما امروز فضا به گونه ای دیگر شده و حتی مفسر تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی هم به دلسوزی رزمندگان برخاسته است. هوشیار باشیم و دلسوزان واقعی را از مدعیان تفکیک کنیم و بدانیم که هر سخنی لزوماً دفاع از رزمندگان و شهدا و آزادگان سر افراز نیست. در این میان برخی هم اصرار دارند به دوگانه ارتش و سپاه دامن بزنند و عده ای هم به خاطر دلخوری از دخالتهای نابجای فرماندهان سپاه در مسائل سیاسی و اقتصادی در این دام دو‌گانه افتاده اند.

اما نقد این خبر:

اولاً فوت در حین سخنرانی امر جدیدی نیست! یکی از منبریهای قدیم تهران معروف به شیخ علی اکبر ترک در حین سخنرانی روی منبر از دنیا رفت، در دوره اخیر خودمان هم درگذشت آیه الله توسلی در حین سخنرانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت مهمترین مورد از این نوع بوده است. چند سال پیش هم یک قاری قرآن اندونزیائی در حین قرائت قرآن از دنیا رفت. اینکه در خبری نوشته شود که فردی در هنگام سخنرانی مثلاً دق کرد با چه دلیلی است؟ آیا فوراً توانستند علت مرگ را تشخیص دهند؟ آیا پزشکی قانونی علت مرگ را فشار عصبی دانسته است؟

ثانیاً بحث اصلی این است که به فرض صحت ادعا آیا این نکته مثبتی است برای یک قهرمان و یک افسر رزمنده! در اینجا باید از چند زاویه به موضوع پرداخت:

تجلیل از قهرمانان وطن و مدافعان میهن وظیفه ملی همه ما ایرانیان است و باید به هر نوع ممکن به این عزیزان که از جان و سلامت خود برای امنیت هم‌وطنان و استقلال ایران‌زمین مایه گذاشته اند ادای احترام کنیم، تفاوتی هم بین این عزیزان نیست که در کدام نیرو بوده اند.

اما این وظیفه ملی وقتی ارزشمند میشود که از سوی مقابل نوعی طلبکاری ایجاد نشده باشد! یکی از ضد تبلیغهائی که برای تخریب حماسه مقاومت ملت بسیار مؤثر است القاء روحیه طلبکاری در بین رزمندگان است. متإسفانه در دو دهه اخیر به علت سوء استفاده عده ای از نام رزمنده و جانباز و دخالت در زندگی خصوصی مردم به بهانه اینکه ما رزمنده بوده ایم یا خانواده شهید هستیم، نوعی روحیه اعتراض در بین نسل جوان ایجاد شد. اینکه کسی یا کسانی بخواهند به خاطر حضور در عرصه دفاع از کشور نوعی روحیه طلبکاری داشته باشند نه تنها باعث از بین رفتن ارزش کار خود میگردند بلکه نوعی حالت گریز یا نفرت را در میان نسلهای بعدی ایجاد خواهند کرد.

اینکه عده ای از نظامیان سابق مثلاً بگویند که ما میخواهیم دور هم جمع شویم و با هم شام بخوریم و هزینه آن را یک سازمان دولتی بدهد چه معنائی میتواند داشته باشد؟ اگر این عزیزان مشکلات خاصی مثلاً در حوزه درمان یا تإمین نیازهای اولیه زندگی داشته باشند خب در این موارد شاید جای گلایه و طلبکاری باشد؛ اما مطالبه بیش از این فقط باعث لوث شدن تلاش ارزشمند این عزیزان خواهد بود. شاید بیان این سخن نامهربانانه خیلی تلخ باشد که طلحه و زبیر هم چنین مطالباتی داشتند و گمان میکردند چون از مجاهدان صدر اسلام بوده اند و حتی طلحه دچار معلولیت هم شده بود حتماً باید در حکومت امام علی حکمرانی منطقه ای را داشته باشند.

نکته دیگر اینکه یک رزمنده برای چه جنگیده است که امروز به خاطر اینکه بعضی مقامات کشور او را تحویل نگرفته اند یا سراغی از او نگرفته اند دچار افسردگی شود؟ پس از پایان جنگ تحمیلی نوعی سر‌خوردگی در میان عده ای پدید آمده بود لذا امام خمینی در آخرین پیام نوروزی خود فرمودند:

“تحویل حال الی الحسن الحال این است که ان شاءالله در این سال نو ما تغییرات روحی بدهیم، یعنی واقعا تحول بر ایمان حاصل بشود. و او به این است که همان طوری که سیره انبیا از اول تا آخر بوده است که جنگ و صلحشان برای خدا بوده است، هیچ پیغمبری جنگ نکرد الا برای خدا و صلح نکرد الا برای خدا.”

اگر این سخن امام را در نظر داشته باشیم و نگاهمان اینگونه باشد آنگاه تحویل گرفتن یا نگرفتن فلان شخص برای ما چه ارزشی خواهد داشت؟ حالا اگر نگاه دینی و مذهبی هم نداشته باشیم و مثلاً بگوئیم یک رزمنده برای میهن جنگیده است باز هم نباید معطل دلجوئی فلان مقام کشوری باشیم. به راستی آیا یک فرمانده یا سرباز قهرمان برای رئیس‌جمهوری یا رئیس مجلس یا رئیس ستاد فرماندهی کل قوا جنگیده است که امروز گله مند باشد که چرا اینها از من سراغ نگرفتند یا گرفتند؟! این مقامات دیروز نبودند فردا هم نخواهند بود چقدر تإسف‌بار است که ارزش جانفشانیها را در حد این افراد فرو کاهیم.

تجلیل از قهرمانان و مدافعان وطن وظیفه ای ملی است و این قهرمانان هم تلاش و مجاهدت خود را باید قدر دانسته و آن را به بهای اندک نفروشند. وقتی ارزش و اهمیت کاری که کرده ایم را بدانیم به خاطر خوش‌آمد یا بی تفاوتی این و آن دچار افسردگی نخواهیم شد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا