سرخط خبرهای سازمان

هم‌گرایی اصلاح‌طلبان

رضا صادقیان

جریان اصلاحات به دلیل جذب نیروهای فکری بعضا متفاوت و ناهمگون در مقایسه با اصولگرایان که گرایش‌های فکری و رویکردهای سیاسی آنان برای شهروندان و جوانان از جذابیت کمتری برخوردار است، از پراکندگی و گاه ناهماهنگی و موضع‌گیری متفاوت‌تری در قبال رویدادها برخوردار است. بخشی از همین تفاوت دیدگاه را می‌توان در میان روزنامه‌نگاران، تحلیل‌گران و حتی اقتصاددانان نزدیک به طیف اصلاح‌طلب مشاهده کرد.

به عنوان مثال؛ اختلاف و موضع‌گیری نیروهای اصلاح‌طلب در هنگام ارایه لیست‌های انتخاباتی، انتشار بیانیه از سوی شورای هماهنگی، برگزاری مراسم‌هایی با عنوان تجلیل از پیشکسوت‌ها و مسائلی دیگر همیشه با اختلاف همراه بوده است، این پراکندگی دیدگاه‌ها را در زمان انتخابات بیش از هر زمان دیگری می‌توان به چشم دید. بخش زیادی از این دیدگاه‌های متضاد چنانچه سود شخصی و اختلاف نظرهای حاشیه‌ساز را در نظر نیاوریم، برآمده از نگاه متفاوت این افراد به تحولات سیاسی و اجتماعی است. به عبارتی هر کدام از نیروهای وابسته به احزاب اصلاح‌طلب و نیروهای باسابقه گمان دارد این راه به خطا است و مسیری که آنان پیشنهاد می‌کنند به سوی آبادانی است و… مسئله تا حدودی قابل فهم و درک است، در واقع این افراد براساس فهم خودشان اقدام به یک کنش اجتماعی می‌کنند، گاه این کنش انفرادی است و بعضا در هنگامه انتخابات به شکل جمعی ظاهر می‌شود.

اما، ادامه یافتن چنین اختلاف نظرهایی بعد از پایان یافتن انتخابات و یا دیگری را محکوم به خیانت و خنجر از پشت زدن نه تنها مفید فایده نخواهد بود، بلکه عملا یک فرد و یا جریانی هر چند کم‌شمار را به بهانه دور شدن و یا خیانت به آرمان‌های اصلاح‌طلبی از جمع نیروهای سیاسی خارج و در گام نخست به حاشیه و بعد از آن برای همیشه به سوی جریان مخالف راهنمایی می‌کنیم.

اگر قبول کنیم که نیروهای فعال و منسجم که بخش‌هایی از تفکر اصلاح را می‌پذیرند و به قسمت‌هایی از آن انتقاد دارند در مقایسه با آمار رای دهندگان به جریان اصلاحات بی‌اندازه کوچک است، ناخواسته به این نتیجه می‌رسیم که طرد این افراد در صورتی که خطای کوچک و قابل گذشتی در طول فعالیت سیاسی و اجتماعی مرتکب شده‌اند، از اساس نادرست و دامن زدن به اختلاف‌هایی است که فرجامی بر آن متصور نیست.

مثالی دیگر در این زمینه راه‌گشا خواهد بود؛ اختلاف نظرهای بروز یافته در هنگام انتخاب شهردار تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و… در میان نیروهای وامدار جریان اصلاح‌طلب برای هیچ‌کدام از شهروندانی که خبرهای آن را پیگیری ‌کردند پوشیده نیست. اگر قرار باشد بعد از انتخاب شهردار و یا یکی از استانداران همچنان در شیپور اختلاف با نوای دشمن‌ورزی و خصومت دمید، چنین حرکتی در تضاد مستقیم با شعار اصلاح‌طلبی است.

به عبارتی نه تنها مخالف را به موافق تبدیل نکردیم،‌ بلکه دوست، همراه و نیروی سیاسی نزدیک به جریان سیاسی را به مخالف صد در صدی ارتقاء دادیم و این همه برای نیروی اصلاح‌طلب که توان و پتانسیل خودش را از رای دهندگان و حامیان فصلی‌اش در انتخابات اخذ می‌کند نه تنها امتیاز نیست بلکه در آینده‌ای نه چندان دور از همین بخش ضربه خواهد خورد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا