سرخط خبرهای سازمان

پرسش‌های مقدری از طراحان بازچرخانی آب در بخشی از زاینده‌رود

آیا طراحان در تدوین این طرح متوجه تنش‌های اجتماعی و پیامدهای اکولوژیک آن بوده‌اند؟

این طرح برپایه کدام ارزیابی‌های‌ محیط‌زیستی و اجتماعی مطرح و خلق شده است؟

نمی‌توانیم آب را در بخش محدودی از رودخانه جاری کنیم سپس بگوییم رودخانه احیا شد!.

چگونه می‌توانیم ادعا کنیم این طرح تالاب گاوخونی را احیا می‌کند؟

 

مهدی مقدری، عضو شورای شهر اصفهان در صحن علن  ی این شورا در واکنش به طرح بازچرخانی آب در زاینده‌رود ضمن انتقاد از این طرح، با پرسش‌هایی از طراحان و موافقان این پروژه خواستار پاسخگویی آنها شد. متن کامل سخنرانی مقدری به شرح زیر است:

مسوولان استان اصفهان در یک سال اخیر در جلسات با اعضای شورای شهر و بسیاری از نشست‌های کارشناسی و بازدیدها، قول عملیاتی کردن راهکارهایی که نتیجه فعالیت سالیان گذشتهِ کارشناسان و کنشگران محیط‌زیست بود را سر می‌دادند؛ از جمله تشکیل ستاد احیای زاینده‌رود، کنترل مصرف آب باغات غرب استان بر اساس تحقیقات کارشناسان جهاد کشاورزی و از همه مهمتر، تامین منابع مالی پروژه‌هایی که به طور مستقیم کسری آب زاینده‌رود در عرض دو سال را تامین کند. در حالی‌که دولت محلی باید بابت موفقیت یا عدم موفقیت این وعده‌ها توضیح دهند، به یک باره شاهد عزم جناب آقای استاندار برای اجرایی کردن طرح بازچرخانی آب در بخش محدودی از زاینده‌رود هستیم.

آن‌چه در توصیف طرح بازچرخانی آب گفته می‌شود “جاری شدن دائمی زاینده‌رود” است!؛ نطق امروز بنده در آستانه ۱۸ مهرماه روز نکوداشت زاینده‌رود، بر پایه چند پرسش مشخص درباره ابهام‌های ایجاد شده در این طرح است تا به عنوان نماینده مردم در شورای کلان‌شهر اصفهان بتوانم پاسخگوی موکلانم باشم.

اگر منظور طراحان این طرح از زاینده‌رود صرفاً حد فاصل ناژوان تا پل شهرستان است، پس نام بقیه‌ این رودخانه چیست؟ رودخانه چیزی نیست که فقط ما شهروندان اصفهان می‌خواهیم، بلکه مردم ورزنه، زیار، فلاورجان و سایر شهرها و روستاهای بزرگ و کوچک این مسیر هم مثل ما رودخانه را می‌خواهند.

آیا طراحان در تدوین این طرح متوجه تنش‌های اجتماعی و پیامدهای اکولوژیک آن بوده‌اند؟ این طرح برپایه کدام ارزیابی‌های‌ محیط‌زیستی و اجتماعی مطرح و خلق شده است؟ نمی‌توانیم آب را در بخش محدودی از رودخانه جاری کنیم سپس بگوییم رودخانه احیا شد!.

از سد چم‌آسمان تا تالاب گاوخونی ۲۸۰ کیلومتر فاصله است. چگونه می‌توانیم ادعا کنیم این طرح تالاب گاوخونی را احیا می‌کند؟

زمانی که در سرچشمه‌های زاینده‌رود بیش از ۱۴۰۰ میلی‌متر بارندگی داشتیم، هشت ماه از سال رودخانه خشک بود، چگونه با ۶۰ میلیون مترمکعب آب می‌خواهیم رودخانه را احیا کنیم، آب به تالاب برسانیم و آب مورد نیاز کشاورزان شرق را هم تامین کنیم؟!

بر پایه نظرات کارشناسان و دانشگاهیان، این طرح کارکرد نقطه‌ای دارد؛ به این معنا که تنها شمایل یک نقطه را خوب جلوه می‌دهد ولی صورت مساله که چگونگی نجات یک پیکره باشد را حل نمی‌کند و به جای حل مساله، راه نزدیک‌تر را میان‌بر زده است!.

پذیرفتن این طرح یعنی پذیرفتن مرگ دائمی زاینده رود!. جاری ساختن آب یا پساب در بخش کوچکی از بستر رودخانه توهم حل مشکل را بین مردم و جهانیان ایجاد می‌کند و مسوولان کشوری را بابت جاری ساختن رودخانه و حل مشکل این پیکره بی‌انگیزه می‌کند.

 

عالیجنابان

اگر به تاریخچه وضعیت کنونی رودخانه نیک بنگرید، ایجاد مشکلات کنونی برای زاینده‌رود نتیجه همین نگاه نقطه‌ای و سازه محور بوده است. مشکل فعلی، نقطه‌ای نیست؛ تنها پل‌های تاریخی در خطر نیستند، فرونشستِ زمین تمام اصفهانِ باشکوه را تهدید می‌کند؛ ما باید حیات در این مجموعه را حفظ کنیم.

همانگونه که در مقدمه اشاره کردم، این طرح نقاط ابهام فراوانی دارد. برای ارزیابی فنی این طرح توسط موافقان و مخالفان باید اطلاعات کامل و دقیقی از طرح ارائه شود. این در حالی است که اظهارات متفاوتی درباره جاری شدن یا نشدن پساب گفته می‌شود!. از طرف دیگر در مورد طول مسافت انتقال آب نیز آمارهای متعددی ارائه شده و آنچه در جلسات داخلی عنوان می‌شود با آنچه علنی بیان شده، متفاوت بوده است!.

تجربه نشان داده در زمان خشکی، ۴ تا ۵ مترمکعب در ثانیه از آب زاینده‌رود به آب‌خوان‌ها فرو می‌رود یا تبخیر می‌شود. در زمان جاری بودن نیز این میزان یک‌ودو دهم مترمکعب در ثانیه است؛ آن‌وقت با حجم آبی که گفته شده (دو متر مکعب بر ثانیه) چگونه می‌شود هم آب را در بستر نگهداشت هم سهم تالاب گاوخونی را تامین کرد و هم آب مورد نیاز کشاورزان شرق را؟

از سوی دیگر، در صورتی‌که پساب به طور کامل تصفیه نشود مشکلات بهداشتی برای شهروندان به وجود می‌آورد؛ از این رو، لزوم تصفیه تکمیلی و بوزدایی قبل از عملیات اجرایی ضروری است.

از بعد میراث فرهنگی، آیا در این طرح بناست زیر پل‌های تاریخی ترانشه ایجاد کنند؟! و چنانچه بنا دارند لوله‌هایِ انتقال آب را کف بستر بگذارند، به این مساله دقت شده که پساب سبب خورندگی بسیار زیاد لوله‌هایی که با صرف میلیاردها تومان تامین شده بوده و دچار فرسایش و خوردگی می‌شوند؟!. و اگر لوله‌ها را به ناچار کنار رودخانه می‌گذارند، آیا ارتفاع ۱۲۰ تا ۱۸۰ سانتی‌متری لوله‌ها منظر رودخانه و شهر را از بین نمی‌برد؟!

در پایان یادآور می‌شوم که منابع مالی مورد نیاز برای انجام این طرح تقریباً معادل منابع مالی مورد نیاز برای ساخت و پیشرفت و راه اندازی سد تونل سوم است. مسوولان بیان کنند چرا به جای احیای پایدار زاینده‌رود از طریق ساخت و تکمیل سد تونل سوم و تونل دوم، قصد دارند این هزینه را صرف یک کار کوتاه مدت، غیرکارشناسی، مبهم و ناکارآمد کنند؟!

 

وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا