سرخط خبرهای سازمان

روشن‌فکران و برج عاج‌نشینی در عاشورا؛ یادداشتی از محمدرضا بزمشاهی

محمدرضا بزمشاهی، عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی

عاشورا واقعه ای ماندگار در تاریخ بشریت است. برخلاف آنچه بنی امیه تلاش داشتند تا این قیام و واقعه را به زمانی خاص محدود کرده و مانند سایر شورشهای مقطعی تمام شده تلقی نمایند، اما روند تاریخ نشان داد که بنی امیه از بین رفت ولی نام حسین همچنان زنده است. عاشورا محدود به یک فرقه اسلامی نماند گرچه در میان مسلمانان غیر شیعه عده ای تلاش بر تخفیف یا تخطئه آن داشتند، اما جمعی از علما و عده ای از مردم از نام و یاد حسین بهره مند شده و به قدر وسع فکری خود از آثار معنوی عاشورا استفاده برده اند. این، فقط به مسلمانان محدود نگشته و نویسندگان غیر مسلمان نیز در ستایش سرور آزادگان سخنها گفته اند.

طبیعی است چنین پدیده ای با این همه وسعت و در طول زمان با توجه به ذائقه های مختلف علاقه مندان و پیروان آن دست‌خوش قرائتهای گوناگون گردد. قرائتهایی که بسیاری از آنها را میتوان در ظرف زمان و مکان قابل قبول دانست اما بعضی از آنها نیز با هیچ توجیهی نمیتواند فهم درست از پیام اصلی آن تلقی شود. در این میان گذر زمان و مشکلات نگارش تاریخ و خطای حافظه و شیطنت شیادان هم باعث نقل بسیاری از مطالب خلاف واقع در تاریخ حادثه کربلا شده است. این امر، در زمان استقرار مذهب شیعه به عنوان یک مذهب رسمی در بعضی کشورها مانند ایران رواج بیشتری مییابد. وقتی در تمامی یک کشور مجالس عزاداری برگزار میشود و افراد عالم و آگاه به اندازه کافی وجود ندارد و سطح سواد عمومی هم پائین است زمینه افزایش مطالب سست و خلاف واقع بیشتر میشود.

کتاب روضه الشهدا نقطه عطفی در مسیر همگانی شدن مراسم بزرگداشت عاشورا بود، به گونه ای که اصطلاح روضه خوانی ملهم از نام همین کتاب است. اما این کتاب بیش از آنکه یک کتاب تاریخی باشد یک نوع رمان و داستان‌گونه از کربلا است. بی تردید اگر ملاحسین واعظ کاشفی امروز زنده بود یک سناریست توانا برای فیلمهای سینمائی تاریخی میشد! مشکلی که پدید آمد و هنوز هم درگیر آن هستیم این بود که تفاوت یک اثر هنری و داستانی با واقعیات تاریخی در آن زمان برای مردم عامه قابل تشخیص نبود و البته امروز هم همین مشکل را در جامعه مشاهده میکنیم، که تفاوتی بین یک فیلم سینمائی و رمان با اثر تاریخی قائل نیستند. رواج این کتاب موجب وفور مطالب نادرست در مورد تاریخ کربلا شد.

در تاریخ معاصر نخستین کسی که خطر وفور و رواج خرافات و مطالب بی اساس را در بیان واقعه شهادت امام حسین تشخیص داد مرحوم محدث نوری بود. وی با اینکه در سایر زمینه های کاری خود به مطالبی ضعیف و سست استناد کرده است، اما در این بخش به شدت بر اشاعه دروغ و مطالب خلاف واقع خروشید و کتاب لؤلؤ و مرجان را در اعتراض به این رویه ناصواب نگاشت و سالها بعد دکتر محمد ابراهیم آیتی این راه را ادامه داد.

با آغاز حرکت سیاسی امام خمینی قرائتی نوین از شهادت امام حسین رخ نمود و آن قرائتی حماسی و انقلابی از عاشورا بود. اندیشمندانی مانند شهید مطهری و مرحوم شریعتی نیز سعی در ارائه برداشتی نو و پویا از حرکت حسینی داشتند. این دو ضمن اعتراض به قرائت رسمی از عاشورا خود مروج و تبیین کننده قرائتهای نوینی از این حماسه ماندگار تاریخ بشریت بودند.

آنچه امام خمینی به آن اصرار داشت حفظ مراسم محرم و استفاده از آن در جهت احیای دین بود و در دوران حیات خود نیز به تولید محتوای جدید در درون همین ظرف همت گماشت. پس از ارتحال امام خمینی با قدرت گرفتن گفتمانهای سنتی در جامعه نوعی سطحی گرائی در مراسم عزاداری محرم شدت گرفت. از سوی دیگر بنیادگرایان هم تلاش داشته اند از این آئین محملی برای اهداف بنیادگرایانه و تشدید خشونت و سرکوب بسازند.

آنچه هدف اصلی این نوشته است تحلیل واکنشهایی است که در اعتراض به این هژمونی از عاشورا از سوی روشنفکران اتخاذ شده است. متإسفانه واکنشها به این فضای گفتمانی منفعلانه و نسنجیده بوده است. روشنفکران کنونی با دو رویکرد با رفتار عمومی جامعه و نهادهای رسمی در مراسم عزاداری حسینی مواجه شده اند.

عده ای به تخطئه اسلام سیاسی پرداخته و اصل قصه را زیر سؤال می برند و در نهایت یک عاشورای خنثی و بی اثر را می پسندند. عاشورائی که ظاهراً در رودربایستی باید آن را پذیرفت و نمیتوان حذفش کرد، پس باید آن را به شدت تقلیل داد. نتیجه عملی این تفکر شباهت فراوانی با قرائت سنتی از عاشورا دارد، یک مراسم منفعل که اثری در جامعه نخواهد داشت، اما با این تفاوت که سعی در قداست‌زدائی از آن شده است. یعنی یک حادثه ای که در یک زمانی اتفاق افتاده است. اگر در قرائت سنتی گریه بر حسین ارزش و اهمیت داشت و حسین یک موجود مقدس بود، اما در این قرائت گریه هم ارزشی ندارد و صرفاً یک مجلس گرامیداشت برای حسین کافی است و حسین یک فرد معمولی است که به خاطر تفاوتهای شخصیتی که با برادرش داشته دست به اعتراض زده است. یعنی می توانست مثل برادرش سکوت کند و البته در این اعتراض دچار اشتباه محاسبه هم شده است!

دسته دوم به این صراحت به مخالفت برنمی خیزند، بلکه فقط به نقد برنامه ها و مراسم عوام همت گمارده اند و تنها به نقد و بررسی تحریفات عاشورا مشغول شده اند. البته بیان تحریفات عاشورا چیزی است که مخالفان و دشمنان هم از آن استقبال میکنند. ظرافت مسئله در همین است که توقف در این مرحله و صرفاً آسیب‌شناسی بیش از آنکه به اصلاح فکر دین جامعه کمک کند خوراک تبلیغی برای دشمنان عاشورا فراهم میسازد. این دسته از روشنفکران فقط در این مرحله از نقد فکری مانده اند و کمتر به کار ایجابی و بیان محتوای مورد نظر خود پرداخته اند و اگر هم چیزی گفته باشند در مایه “تقریباً هیچ” است.

نکته ای که روشنفکران امروزی به آن توجه ندارند این است که برخورد انتقادی با مناسک و مراسم عاشورا موجب کاهش و بی رونق شدن مراسم آن نخواهد شد، بلکه منتقدان را به حاشیه خواهد راند. اگر دغدغه دین داریم بهترین راه برای اصلاح فکر دینی جامعه تولید فکری نوین و پویا است. تلاش برای محو یک قرائت کامیاب نخواهد بود، فقط می توانیم با ارائه فکری نو عده ای از متدینان را با پیام واقعی عاشورا آشنا سازیم. خطای روشنفکران همان خطائی است که در مورد انتخابات دارند و عده ای هم همین خطا را در مورد خرید خودرو دارند. عده ای گمان میکنند که اگر خودرو با کیفیت در بازار نباشد مردم خودروهای بی کیفیت را نمی خرند و البته بعضی روشنفکران هم گمان میکنند که اگر در انتخابات فهرستی ارائه ندهند یا تحریم کنند مردم هم در انتخابات شرکت نمی کنند.

واقعیت این است که مردم اگر در بازار جنس با کیفیت بیابند به آن رغبت نشان میدهند، ولی اینگونه نیست که اگر مثلاً چند سال خودرو با کیفیت در بازار نیابند خودرو نخرند. در انتخابات هم بخش قابل توجهی از مردم با هر دلیل شرکت میکنند. اگر فهرست انتخاباتی خاصی ارائه شود ممکن است به آن رإی دهند، ولی اگر چنین فهرستی نباشد به سایر نامزدها رإی خواهند داد یا نهایتاً رإی باطله به صندوق می اندازند. مراسم محرم هم در این بعد چنین است. مردم در این آئین ها شرکت میکنند، اگر محتوای خوب و درستی ارائه شود بخشی از مردم به آن اقبال خواهند کرد و الا نق زدن و تخطئه کردن و مثلاً آسیب‌شناسی موجب عدم حضور مردم در این مناسک عمومی نخواهد شد.

روشنفکران اگر میخواهند نقش مؤثری در اصلاح فرهنگ عمومی جامعه داشته باشند بهتر است برج عاج‌نشینی را کنار نهاده به میان مردم بیایند با زبان مردم سخن گویند مشفقانه دردها را به مردم متذکر شوند و جایگزینهای مناسب را به مردم معرفی کنند.

به جای لعنت فرستادن به تاریکی در حد توان خود، شمعی روشن کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا