سرخط خبرهای سازمان

گزارش کامل نشست پندار ما با موضوع عوامل توسعه نامتوازن در شهر اصفهان با دکتر فاتح کبیری

لزوم نگاه ویژه به شهر اصفهان به عنوان یک شهر- منطقه(متروپلیتن)؛ لزوم بازبینی در الگوی توسعه فضایی شهر اصفهان بواسطه تهیه طرح های فرادست؛ توجه به ظرفیت های اکولوژیک شهر اصفهان در فرآیند توسعه شهر؛ لزوم توجه به رشد هوشمند در شهر در مقابله با پراکنده رویی شهری از جمله مباحث مطرح شده در این جلسه بوده است.

همچنین دیگر نکات مطرح شده از این قرار است:

  • توسعه نامتوازن کالبدی فضایی عامل بازدارنده توسعه در همه ابعاد می باشد.
  • گسترش آسیب های اجتماعی، فقر شهری، فرسایش خاک، آلودگی هوا، تخریب زیست بوم ها، افزایش پسماندهای شهری، خشکسالی از تبعات توسعه نامتوازن شهری می باشد.
  • محدودیتها و کمبودها در ظرفیت های پسکرانه ای شهر اصفهان (که حتی فراتر از استان می باشد) و فشار جمعیتی این مناطق بر شهر اصفهان بر توسعه نامتوازن شهر موثر بوده است.
  • از مهمترین تبعات پراکنده رویی شهری(sprawl)، حاشیه نشینی می باشد.

نگاه صرفاً کالبدی به توسعه شهر در مدیریت های گذشته شهر اصفهان و فرصت دهی به توسعه گران منفعت طلب، از مهمترین علل شکل گیری توسعه فضایی نامتوازن در این شهر بوده است.

در ادامه گزارش کامل نشست را مطالعه می کنید.

∇∇∇∇∇∇∇∇∇∇∇∇

در اینجا میخواهیم درباره توسعه کالبدی-فضایی صحبت کنیم اما تاثیر این توسعه بر روی کل اقسام توسعه قابل مشاهده است که این اقسام توسعه در آخر توضیح داده میشود.
اگر بخواهیم شکل توسعه شهر اصفهان را در فرآیند توسعه تحلیل کنیم، باید بررسی خود را از سالهای دور اصفهان شروع کنیم تا به زمان حال برسیم تا بدین طریق دریابیم که فرآیند توسعه از اصفهان دوره سلجوقی به این سمت به چه صورتی بوده است. قصد بازگو کردن تاریخ اصفهان را ندارم، اما در تحلیل به آن نیازمندیم و به ناچار اشاره ای به آن میکنیم.

میدانیم که قبل از دوره صفوی که دوره شکوه اصفهان به حساب میآید، این شهر سه یا چهار دوره پایتخت بوده است. در دوره سلجوقیان، عظمت شهر وامدار میدان کهنه بوده که این میدان وجه تمایز اصفهان با دیگر شهرها به حساب می آمده، چرا که مرکز همه شهرها بازار بوده، اما در اصفهان این بازار شکل متفاوتی داشته است. پس در این دوره اصفهان با میدان کهنه به اوج میرسد، تا اینکه توسط تیمور لنگ سرنگون میشود و رو به نابودی میرود.
بعد از آن، به قرن ۱۷ و دوران شکوه اصفهان در زمان صفوی میرسیم. اصفهان با داشتن سه عنصر بی بدیل که در خود دارد، در این دوران از لحاظ شهر سازی سرآمد میشود. این سه عنصر عبارتند از:

  • میدان نقش جهان
  • محور چهار باغ
  • فرستادن آب به همه نقاط شهر

این عناصر با محوریت شیخ بهایی و همچنین تقسیم آب با آبراه های کوچک (که اصفهانیها به آن مادی میگویند) در کل سطح شهر، عوامل شاخص بودن اصفهان به حساب می آمدند. گفته میشود که جمعیت اصفهان در دوران صفویه به ۷۰۰۰۰۰ نفر میرسد که این عدد در دوران افول اصفهان در عصر قاجار به ۵۰۰۰۰ نفر تقلیل پیدا میکند.

بعد از این دوران، میرسیم به ۷۰-۸۰ سال قبل که دوران ورود صنایع نساجی به شهر اصفهان است. سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰، زمان آغاز برنامه ریزی مدرن در شهر اصفهان به حساب می آید. در سال ۱۳۳۷، یک گروه آلمانی-فرانسوی وارد شهر اصفهان میشوند و طرح جامع “کاکس” را برای اصفهان تعریف میکنند (هر شهر برای ۱۰ تا ۱۵ سال آینده خودش چشم اندازی تعریف میکند و این چشم انداز در قالبی تحت عنوان طرح جامع شهری مطرح میشود. طرح جامع شهری همه محورهای شهر اعم از ترافیک، ساختمان سازی و… را در خود دارد و به عنوان یک سند بالا دستی در شهر مورد استفاده قرار میگیرد).

هدف این طرح (کاکس) این بود که دوره با شکوه اصفهان را احیا کند. اینکه میزان موفقیت این طرح تا چه حدی بوده، محل اختلاف است، اما اکثر افراد آن را ناموفق میدانند. این عدم موفقیت به دلیل آن است که این گروه خارجی با شهر اصفهان آشنایی لازم را نداشته اند. این ناآشنایی بیشتر مربوط به بخش کالبدی-فضایی شهر مثل آشنایی با فرهنگ محلات، ویژگیهای بازار و به طور عمده آشنایی با معیارهای شیخ بهایی در شهر اصفهان بوده است. به طور مثال، شهرها همیشه در راستای مدرن شدن به این سمت میرفتند که شهر جدیدی ساخته میشد و شهر قدیم کنار گذاشته میشد، در صورتی که در اصفهان، شاه کلید عصر صفوی یعنی میدان نقش جهان ساخته میشود و ارتباط خود را با میدان کهنه حفظ میکند و به این صورت شهر قدیم در کنار شهر جدید به حیات خود ادامه میدهد، در حالی که طرح کاکس به چنین مواردی توجه نمیکند.

در سال ۱۳۵۰، مشاوری تحت عنوان مشاور ارگانیک، طرح جامع اول اصفهان بعد از طرح کاکس را ارائه میدهد. بعد از آن، در سال ۱۳۶۷ برای اولین بار در دوران بعد از انقلاب این اتفاق رخ میدهد و شرکت “نقش جهان پارس” که شرکت مشاور خوبی بوده به مدت طولانی چتر گسترده ای بر روی اصفهان می افکند. به طوری که نقدی که به این شرکت وارد است این است که برای مدت طولانی تنها همین شرکت در اصفهان فعالیت داشته است. این شرکت در سال ۱۳۶۷ طرح جامع اول (بعد از انقلاب) را تهیه میکند و در سال ۱۳۷۱ بر اساس این طرح، طرح تفضیلی اول ارائه میشود. در سال ۱۳۸۰ نیز طرح تفضیلی دوم مورد بازنگری قرار میگیرد تا سال ۱۳۸۴٫

در حال حاضر، حداقل ۵۰ تا ۶۰ سال از شهر سازی دنیا عقب هستیم، اما در نظر داشته باشید که بعد از جنگ، در دولتهای سازندگی و اصلاحات این طرحها مطرح شدند و در دوران اصلاحات اتفاقات خوبی برای شهر اصفهان رخ داد و لازم به ذکر است که این طرحها از سال ۱۳۸۴، حداقل ۱۰ سال افق چشم انداز داشتند. شاخص هایی که اصفهان را از همه شهرهای ایران متمایز میکند و در دوران اخیر، تهران هم تا حدودی حائز این شاخص شده است، این است که اصفهان یک شهر نیست، بلکه یک شهر-منطقه (metropolitan) به حساب می آید.

یعنی نمیشود اصفان را دید ولی به طور مثال خمینی شهر و خوراسگان را ندید. برای شهرها یک حوزه نفوذ تعریف می شود. یعنی یک سری جریانات اجتماعی و اقتصادی به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روی این حوزه نفوذ تاثیر میگذارند، ولی در شهر اصفهان تاثیر این جریانات کاملا مستقیم هستند. به طوری که برای حوزه نفوذ شهر اصفهان نمیتوان خطی مشخص کرد تا بدانیم که این حوزه نفوذ به طور مثال از جنوب تا شهرضا است یا تا آباده. به طور مثال در روزهای پنجشنبه و جمعه پلاکهایی که به سمت “سیتی سنتر” اصفهان می آیند را مشاهده کنید.

در دوران اصلاحات طرحهایی تهیه شد و در آن زمان به موضوع شهر-منطقه ای اصفهان توجه ویژه ای شد، به طوری که بحث ناحیه اصفهان قوت گرفت، تا اینکه طرح منطقه ای شهر اصفهان در سال ۱۳۸۲ تهیه شد.

در سال ۱۳۸۴ تغییری که در نظام برنامه ریزی ما رخ داد، به شدت طرح های شهری از جمله شهر اصفهان را تحت تاثیر قرار داد.
طرح جامع مشخص میکند که شهر در هر زمینه ای با چه الگویی باید رشد و توسعه پیدا کند. حال کلانشهری مثل اصفهان از سال ۱۳۸۰ تا کنون هیچ طرح جامعی نداشته است. از سال ۱۳۸۴ تا کنون، طرح تفضیلی، چهار یا پنج مرتبه مورد بازنگری قرار گرفته است و این مورد در مدیریت و برنامه ریزی شهری جایز نیست، چرا که طرح تفضیلی از یک طرح کلی می آید که همه اهداف در آن طرح کلی مشخص شده است و جزییات در طرح تفضیلی ذکر شده است.

به جرأت میتوان گفت که در حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد سبزینگی اصفهان از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۴ با رویکرد توسعه ناپایدار از بین رفته است. در واقع در این دوران اصفهان هیچ گونه طرح جامعی نداشت، اما شهر اصفهان با طرحی تحت عنوان “طرح حریم” کنترل میشد. این طرح را شرکت “نقش جهان پارس” در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ برای اصفهان تدوین میکند که خیلی هم مورد استفاده قرار نگرفته است. در این طرح حوزه ها و سکونتگاه های اطراف شهر اصفهان کنترل میشوند. یعنی به طور مثال برای شهری مثل نجف آباد محدوده و حریم مشخص میکند. به همین دلیل، این خطر برای همه شهرهای اصفهان وجود دارد که با رویکرد توسعه به شهر اصفهان الحاق شوند که این اتفاق بزرگترین ضربه ای است که میتوان به یک شهر مادر و شهرهای اطراف آن وارد کرد.

شهرهای «خوراسگان، سگزی، دولت آباد، دستگرد، گز، حبیب آباد، خورزوق، شاهین شهر، زرین شهر، ورنامخواست، فولاد شهر، چمگردان، سده لنجان، باغ بهادران، شهر زاینده رود، مبارکه، دیزیچه، زیبا شهر، کرکوند، نجف آباد، گلدشت، کهریزن، فلاورجان، قهدریجان، کلیشاد، پیربکران، خمینی شهر، درچه پیاز و کوشک» شهرهایی هستند که در طرح شهری که در دولت اصلاحات برای شهر اصفهان تهیه شد، به عنوان نقاط شهری اصفهان در نظر گرفته شدند به طوری که در توسعه شهر اصفهان، این نقاط نیز مورد توجه قرار می گرفتند. الگوی نظام جمعیتی و خدماتی برای این شهرها، همزمان با شهر اصفهان در سال ۱۳۸۴ تهیه شد و گفته شد که باید سطح خدمات همه این شهرها نسبت به شهر اصفهان مشخص شود؛ چرا که اولین اتفاقی که در توسعه نامتوازن رخ میدهد، پراکنده رویی است که حاصل این پراکنده رویی حاشیه نشینی میشود.

پنج عامل برای توسعه نامتوازن در همه منابع ذکر شده است که شامل موارد زیر است:

  • اقتصادی
  • کالبدی-فضایی
  • مدیریتی
  • زیست محیطی
  • فرهنگی-اجتماعی

به نظر من عوامل کالبدی-فضایی و زیست محیطی در بخش هدایت کنندگی توسعه تقسیم بندی و عوامل اجتماعی-فرهنگی، مدیریتی و اقتصادی در بخش محرک توسعه دسته بندی میشوند. در اکثر مقاله ها عامل اقتصادی رتبه نخست را دارد، به این معنا که پسکرانه های شهر اصفهان آنقدر پتانسیل ندارند تا بتوانند جمعیت را در درون خود حفظ کنند. شهرهایی مثل بهارستان و فولاد شهر برای سرریز جمعیت اصفهان به وجود آمدند، اما شاهد آن هستیم که ساکنین شهرضا و سمیرم با تمول مالی مورد نیاز به این شهرها مهاجرت میکنند.

حال این سوال پیش می آید که بالاخره الگوی توسعه فضای شهری اصفهان چه بوده است؟ شهر باید به چه سمتی رشد میکرده است و عوامل بازدارنده این رشد چه هستند؟ (عواملی مثل ارتفاع، اراضی کشاورزی و…)؟
در حال حاضر برآورد شده است که ۱۵۰۰۰۰ واحد مسکونی خالی در شهر اصفهان وجود دارد. بدون شک برنامه ریزی ما مشکل داشته است که چنین وضعیتی به وجود آمده و محیط زیست در غرب شهر از بین رفته است. از نظر من، عوامل اشتباهات ما در برنامه ریزی شهری به شرح زیر است:

  • نقش نهادهای دولتی و عمومی در بهره گیری از رانت، اعم از مالکیتی، سیاسی و اقتصادی

این اتفاق به دلیل عدم وجود طرحهای توسعه شهری در اصفهان رخ داده است. وقتی طرحهای تفضیلی بدون وجود طرح های کلی بازنگری میشود، هیچ مطالعاتی درباره محدودیتهای شهر وجود ندارد و این رانت باعث میشود که در هر نقطه ای که زمین داشتیم ساخت و ساز انجام دهیم. در کنار این مسئله، شهرداری روشی برای درآمد پایدار در اختیار ندارد. تنها درآمد شهرداری مربوط به ساخت و ساز میشود. به همین طریق توسعه نامتوازن کالبدی-فضایی رقم میخورد.

  • اختلاف سطح درآمد فزاینده میان اقشار اجتماعی
  • ساخت و پاخت یک طرفه برخی از مدیران شهری با توسعه گران منفعت طلب

این اتفاق در شهر اصفهان رخ داده است و شهر به جریان نئولیبرال فروخته شده است که نشان از زیر پا گذاشتن اصول مدیریت شهری در راستای منافع اشخاص است.

  • نبود چشم انداز مناسب و یکپارچه برای شهر: در یک طرح شهری، در کنار سمنها به متخصصان زیادی نیاز است.

به نظر من، تنها راه حلی که برای متوازن سازی توسعه شهر اصفهان مناسب است همان “توسعه هوشمند” است. اگر رشد هوشمند شهر را کنترل کرد، شهر هم به سمت هوشمند شدن پیش میرود و به این ترتیب تمام مولفه های شهر هوشمند در شهر جریان می یابد.

برای مقایسه به چند مورد از شاخص های رشد هوشمند اشاره میکنیم:

در رشد پراکنده، در زمینه تراکم شهری، توسعه کمتر و فعالیت پراکنده تر مدنظر است، اما در رشد هوشمند، تراکم بالا میرود و فعالیت فشرده تر میشود.

در رشد هوشمند اختلاط کاربری وجود دارد. یعنی به جای اینکه از یک فضا برای یک کاربری استفاده کنیم، اختلاط کاربری ها را خواهیم داشت. در این مورد “نوشهرسازی” مطرح است که توجه به محلات نقش اصلی را ایفا میکند. در محلات قدیم اصفهان همه مایحتاج خانواده در محله تامین میشده است که از نکات مهم شهر سازی ایرانی بوده است اما به دلیل توسعه از آن غافل شده ایم.

در رشد هوشمند، از مقیاس انسانی استفاده میکنیم. در مقیاس انسانی پیاده راه ها، دوچرخه ها و… فعال میشوند، در حالی که در رشد پراکنده مقیاسها بزرگتر هستند و بلوکهای ساختمانی جدا کننده به حساب می آیند.

در حال حاضر طراحی خیابانهای ما به سمتی میرود که سرعت ماشین در آن افزایش پیدا کند، در حالی که در رشد هوشمند حرکات را کند میکنند تا بتوانند انسانها را پیاده یا با دوچرخه در خیابانها حرکت دهند.

در رشد هوشمند فضاهای عمومی توسعه پیدا میکنند، ولی در رشد پراکنده فضاهای خصوصی توسعه پیدا میکنند که به عنوان مثالی از آن میتوان به کوچه های درب دار اشاره کرد.

برای جمع بندی میتوان گفت که شهر اصفهان به لحاظ شهر سازی از اکثر کلان شهرهای ایران جلوتر است و شرایط بهتری دارد. با مدیریت جدید شهری، امیدواریم که اصفهان هم رده شهرهای مطرح مانند قاهره و کازابلانکا قرار گیرد که این مهم دور از دسترس نیست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا