سرخط خبرهای سازمان

بوی باران +/ واژه های ایرانی در زبان انگلیسی, فریدون خواجه

جریان وام واژه ها یعنی واژه هایی که یک زبان از دیگر زبانها قرص می گیرد -از دیرگاهان تاکنون درمیان مردمان جهان بوده و هست ؛در این راستا به دلایل اهمیت زبانها و واژه های ایرانی و کاربرد روز افزون زبان انگلیسی به عنوان زبان علمی جهان به واژه هایی که زبان انگلیسی از زبان فارسی گرفته است پرداخته می شود تا علاقمندان واژگان بیشتری را در زمان کمتر و بگونه ای ماندگارتر آموخته و با دست مایه و ذخیره لغوی قابل قبولی زبان انگلیسی را فراگیرند.

در این راستا ذکر نکات زیر دارای اهمیت است.

نخست، اینکه ممکن است یک واژه فارسی قرض داده شده با یک واژه انگلیسی در نیا زبان هند و اروپایی نیز خویشاوند( یعنی آن دو ریشه مشترک دارند) باشد.

دوم، واژه های ایرانی قرض داده شده به دو صورت مستقیم وغیر مستقیم وارد زبان انگلیسی شده است.

سوم ، براساس پژوهش های انجام شده. بیشتر واژه های ایرانی پس از اسلام و با واسطه هایی مانند زبانهای عربی و ترکی و هندی وارد زبان انگلیسی شده اند.

بنابراین پیش از اسلام نیز اروپاییان واژه های ایرانی قرض گرفته اند مانند واژه هایی که زبان یونانی از فارسی گرفته برای نمونه واژه پردیس .

* پیشینه روابط ایران با کشورهای واسطه :

۱- رابطه مردمان فلات ایران با بین النهرین و شبه جزیره عربستان به روزگاران کهن یعنی از زمان همسایگی ماناییان(فدراتیو گونی -لولو بی ) وکاسیان و ایلامیان با سومریان و آشوریان و بابلیان (اتحادیه کلده -آکد) و تسلط امپراطوریهای اقوام ایرانی زبان بر سرزمین ها ی سامی تباران و در ادامه به جریان معکوس تسلط عربها بر ایران بر میگردد.
بنابراین بطور عام در همه این دورانها بده – بستان واژه ها اتفاق افتاده است اما بطور خاص جریان حرکت واژه های ایرانی به سوی زبانهای سامی از زمان مادها و پس از آن وبه بطور ا خص بیشتر واژه فارسی بعد از اسلام وارد زبان عربی شده است .
ودر همین دوران اسلامی است که زبان عربی نقش واسطه را داشته است اما اینکه بگوبیم
چه میزان واژه ایرانی وارد زبان عربی شده و سپس چه تعدادی از آنها بسوی اروپا و به ویژه وارد زبان انگلیسی شده است کاملا نامشخص و کاری بس دشوار. است و تنها می توان گفت که واژه های ایرانی شناسایی شده در زبان عربی تاکنون حداکثر ۵۰۰۰ واژه می باشد.
و شاید اولین کسی که در این باره پژوهش کرده است «السیدی ادی شیر » رییس کلیساهای کلدانی عراق بود وی مسیحی و عرب زبان واهل بغداد بود که توسط ترکان عثمانی اسیر و کشته شد . و همچنین شاید درمیان ایرانیان نیز محمدعلی امام شوشتری نخستین فرد بوده است .

۲- آشنایی ایرانیان با اسیای صغیر یا روم شرقی نیز از دوره باستان به ویژه از زمان فتح آشور توسط مادها می باشد.

طبیعی است از همان دوران برخوردها و روابط مختلفی شکل گرفته است اما مقصود ما در اینجا مربوط به زمانی است سرزمین مورد بحث بعنوان امپراطوری عثمانی به جهان معرفی شد و روابط دوستانه و خصمانه ای که با ایرانیان داشته اند به ویژه دشمنی و جنگهایی که پیامد تضاد مذهبی صفوی – عثمانی بوده است.

ودرست همین دوران هنگامه اصلی نقش واسطه گری زبان ترکی استانبولی میان زبانهای ایرانی و اروپایی و گذراندن واژه های ایرانی بسوی زبان انگلیسی بوده است والبته در اینجا نیز از چند وچون واژه ها اطلاعات کاملی وجود ندارد ولی زبانشناسان و پژوهش گران تا کنون در کشورهای اروپای شرقی که روزی ملحقات ویا شرکای عثمانی بوده اند و همچنین در خود ترکیه هزاران واژه ایرانی را شناسایی کرده‌اند بطوریکه هاجر نصوحی یوسفی (۲۰۰۴) تنها در زبان بلغاری یک هزار واژه ایرانی را شناسایی و در کتابی به چاپ رسانده است.

۳- ایرانیان و شبه قاره هند:

در حقیقت آشنایی ایرانیان با شبه قاره هند و آسیای جنوب شرقی تا شبه جزیره کره به دوران هخامنشی باز می گردد.

بطوریکه امروزه زبانشناسان واژه کامبوج که نام یک کشور آسیای جنوب شرقی است همان واژه کمبوجیه (کبوجی باستان یا کامبیز کنونی) پارسی که نام پدر و پسر کورش کبیر بود می دانند و هم صدها واژه شناسایی شده در زبان کره ای را ناشی از روابط بازرگانی آنروز پارسها و کره ایها می دانند چه رسد به هندوستان که یکی از وزنه های سنگین در همسایگی امپراطوری پارس بوده است و همچنین دکتر فرهاد صبوری نیز رفت و شد ایرانیان باهندیها را از زمان هخامنشی می داند .

به هر روی بی دلیل نیست که در شاهنامه و آستاره های(اسطوره ها)- آن هندوستان یکی از کشورهای است که در بزنگاه‌های مهم از آن نامبرده است به ویژه آنجا که حکیم توس جغرافیای جنگ پشن را به تصویر می کشد :

زکشمیر تا پیش دریای شهد
درفش و سپاه هست وپیلان مهد

که در اینجا درازا یا طول رزمگاه پشن را از کشمیر در جنوب تا دریای شهد (به گفته شادروان دکتر حسین کریمان دریای شهد همین دریاچه ایسیک کول درشمال کوههای تیان شان در قزاقستان است ) درشمال گفته است .

کشانی شگنی وچینی وهند
سپاهی زچین تا به دریای سند

همچنین نیز عرض یا پهنای آوردگاه پشن را از چین در شرق تا رود سند در غرب می داند .

به هر روی در همه این دورانهای تاریخی و ماقبل تاریخی روابط گوناگونی میان ایرانی ها و هندیها و هم پیمانان آنها رخ داده است والبته بده -بستان واژگانی نیز مانند داد و ستد بازرگانی نیز رخ داده است .

اما بطور خاص دوران مد نظر ما که هندوستان و زبان هندی نقش،واسطه گری را میان زبان فارسی و انگلیسی داشته مربوط دوره استعماری بریتانیا و حضور کمپانی هندشرقی است
ودر این رابطه باید گفت که از زمان غزنویان یعنی سده سوم هجری با لشکر کشی سلطان محمود به هند تا سال ۱۸۰۰ میلادی که گورکانیان از انگلیس،شکست خوردند زبان فارسی،در هند جاری،و دومین زبان رسمی آنها بود و شعرای فارسی زبانی چون خسرو دهلوی بنیان گذار سبک هندی و اقبال لاهوری را داشته و همچنین واژه نامه های فارسی مانند فرهنگ ابراهیمی و آنندراج در هند نوشته شد تا سرانجام انگلستان با زور زبان خود را جایگزین فارسی کرد و از ۱۸۰۰ تا ۱۹۴۷ انگلیسی دومین زبان رسمی هند شده بود و درهمین دوره ۱۴۷ ساله واژه های فارسی به زبان انگلیسی راه یافت .

در پایان باید گفت که از این پس هربار برخی از واژه های ایرانی در زبان انگلیسی گزارش داده خواهد شد .

با سپاس

فریدون خواجه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا