سرخط خبرهای سازمان

دشواره شفافیت؛ رضا صادقیان

سخنان مسئولان سیاسی، اهل قدرت و حتی شخصیت‌های سیاسی بیرون از ساختار رسمی حاکمیت بیش از آنکه راه به سوی شفاف شدن مسئله‌ی و سخن گفتن بدون لکنت زبان باشد، گفتارهایی سراسر پوشیده در هاله‌ی ابهام است. ادبیاتی که بیش از آنکه پاسخ دادن به سوال و سوالات مطرح شده از سوی افکار عمومی شهروندان، ناظران رویدادهای اجتماعی-سیاسی و محققان باشد، افزونه‌ای بیشتر به ابهامات و سوالات گذشته است. در واقع بعضا با سخنانی روبرو هستیم که به ابهام‌های گذشته می‌افزاید.

می‌توان موارد بسیاری در همین زمینه برشمرد، ولی جدیدترین و پرحاشیه‌ترین این گفتارهای ابهام‌آمیز سخنان مشاور رییس جمهوری است. آقای حسام‌الدین آشنا به صورت پیوسته در شبکه اجتمای توییتر به گونه‌ای سخن می‌گوید که برای فهمیدن منظور گفتارهای کوتاه وی نیاز به کمک گرفتن و بازگشایی رمز هستیم.

مشخص نیست، ایشان برای عده‌ای خاص چنین مطالبی را به نگارش در می‌آورد و یا قرارشان بر اطلاع‌رسانی و باخبر ساختن مخاطبان عام است؟ اگر قرار است این سخنان برای عده‌ای خاص باشد، نیازی به طرح آن در فضای عمومی نیست و اگر دست به قلم می‌شوند و در سپهر عمومی سخن می‌گویند، به چنین پرده‌گویی نیازی نیست. از طرفی دیگر، ابهام‌زایی در فضایی که وضعیت مسئله‌ای مهمی چون بازار ارز و تلاطم‌های روانی آن در میان شهروندان به شکل عام و بازاریان به طریق خاص نامشخص است، ارایه سخنان پوشیده شده در هاله‌ای از ابهام به چنین جوی دامن خواهد زد و راه به سوی شفاف شدن و کاستن از دغدغه‌های روزمره عموم مردم نمی‌گشاید.

ابهام‌گویی، در لفافه سخن گفتن و تاکید بر «نگفتن‌ها» و «الان موقع گفتن این حرف‌ها نیست» سابقه‌ای بس طولانی در فرهنگ شفاهی و حتی مکتوب ما دارد. شهروندان بسیاری را می‌توان یافت که ترجیح می‌دهند حتی جابجا شدن در شهر و کارهای انجام داده را به هیچ روشی به زبان نیاورند و کسی از افعال آنان خبری کسب نکند، حتی نویسندگانی که بخش‌هایی از کتاب خویش را با تیغ تیز خودسانسوری حذف می‌کنند تا کسی علیه گرایش فکری آنان موضع‌گیری نکند، بخش دیگری از فرهنگ ابهام‌گویی و پرده‌پوشی را پروار می‌کنند.

سیاست‌مداران و اهل قدرت نیز با دقت افزون‌تر به فرهنگ ابهام‌زایی مدد می‌رسانند، کسانی که مصاحبه‌های آنان نه تنها کمکی به روشن شدن سیاست‌گذاری‌های روزگار گذشته نمی‌کند، بلکه سخنان آنها باعث تیره شدن هاله ابهام فعلی می‌شود، البته برخی از همین اهل قدرت زبان به نقل رویدادهای گذشته می‌گشایند ولی آنقدر دیر که گفتن و نگفتن آن کمکی به حل مشکل و گشایش‌های پیش‌رو نمی‌کند. به عنوان مثال، مصاحبه سردار حسین علایی و حسین دهباشی بخش دیگری از همین ابهام‌زایی است، گفتگویی که گاه با لبخندهای گفتگو شونده در مقابل سوالات مسکوت گذاشته می‌شود!

استعفای شهردار تهران، موافقت نکردن اعضای شورای شهر با استعفای وی و ایستادگی دادستان در برابر رای دوباره شورای شهر و تصمیم شهردار تهران بر نمادن و میز مدیریت شهری را واگذار کردن، نمونه دیگری از همین ابهام‌ها است. در نهایت امر مشخص نیست شهردار تهران براساس فشارهای وارده از طرف قسمتی از طیف اصولگرایان کناره‌گیری کرد، اعضای شورای شهر با ایشان همراهی کافی نداشتند، مسئله فساد و افشای بخش‌هایی از فساد سال‌های قبل باعث کناره‌گیری شهردار شد و یا مسائل دیگری در میان بوده است. فرجام استعفای شهردار تهران به غیر از ابهام‌زایی و زایش عدم شفافیت دیگری در عرصه سیاسی و اجتماعی نتیجه‌ای در بر نداشته است.

به نظر می‌رسد برای رها و دور شدن از ابهام‌زایی و دشواره شفافیت، مسیری به غیر از گفتگوهای بدون تعارف و در نظر نگرفتن مصلحت‌ سنجی‌های غیر ضروری نیست. مسیری که بسیاری از توهم‌باورن، توطئه‌ یاب‌ها و کاشفین دست‌های پشت‌ پرده در اقتصاد و سیاست را تا میزانی قابل توجه به حاشیه می‌راند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا