سرخط خبرهای سازمان

رقصنده با نشانه ­ها | ابراهیم سلیمی کوچی

ابراهیم سلیمی کوچی* – نوروز آرام آرام از راه می رسد. هیچ فکر کرده ای چرا آیین ها و سنت های این رسم دیرینه هیچ گاه در حافظه این قوم، فرتوت و نحیف نشده است و نمی شود؟ راستی را این همه نوزایی و پویش جاودانه از کجاست؟ نوروز کلیشه نشده است. عجبا که به طور حیرت آوری از عارضه ملال و فرسودگی هم در امان مانده است. اصلا گویا از جنس جاروجنجال های باسمه ای نیست. تکرار در آن راهی به ملال پیدا نمی کند. تکرار می شود اما ملال انگیز نه.
نوروز هیچ گاه عادت نشده است. جوهری داشته که هیچ گاه تابعی از زمانه نشده و از پس هزاره ها انگار که جان تازه و طربناک خود را همیشه حفظ کرده است. زنان و مردان این سرزمین به پاسداشت این تازگی همیشگی، این یادگار شریف را عزیز و گرامی داشته اند.
نوروز میثاق ناگفته و نانوشته آشتی با لطیف ترین و اصیل ترین عرف و عادات مردمی است که حتی در نارواترین و نابسامان ترین روزگارهای از سر گذرانده، از جستجوی ایمان و امید، مهر و دوستی و شفقت و بزرگواری دست برنداشته است. از این رو، نوروز آینه غبارناپذیر نمایه ها و نشانه های دوست داشتنی است که شناسه های معتبر اخلاقی نگریستن و انسانی زیستن به شمار می روند.
فرهمندی و طراوت و برنایی همیشگی نوروز وامدار حقیقت و اصالت این نشانه هاست. نوروز گویی میدان گردهمایی نشانه های فرهنگی این قوم است. نوروز همچون میدانی است که در وسط آن آتش شورانگیز ویادگار دیرینه نیاکان را افروخته اند و کودکان سرشار از زندگی، بی اختیار و از خود به درآمده، با جامه هایی هزاررنگ بر گرد این آتش پایکوبی می کنند. اصلا نوروز خود رقصنده ای است با نشانه ها. رقصنده ای که با پیشکشی نشانه های ارجمند آب و آیینه و سیب و سنبل و سپند، جشن تولد دوباره انسان و طبیعت را نوید می دهد و همگان را به جشن بیداری شعر و شعور و طربناکی و روشنایی و خردمندی دعوت می کند. مگر نه این است که لحظه تحویل سال را همگان با الفت با کتاب آسمانی قرآن و دیوان رند عافیت سوز شیراز آغاز می کنند و مگر نه کتاب خود  مظهر حکمت جویی و اندیشه ورزی و شادمانی است؟ مگر نه این است که نمادهای سفره پربرکت هفت سین همه و همه بر نسبت وثیق خدا و انسان و طبیعت انگشت تاکید می-نهند؟
نوروز رقصنده پرشوری است که نه با سبکسری و لاابالی گری بلکه با متانت و ادب دست در دست نشانه های نوشدن و نواندیشیدن به خانه هایمان می آید تا چشمانمان را به دیدن نمایه های موید احترام به طبیعت، گفتگو، مهرورزی به خود و دیگری و یقین به اصالت امید و روشنایی و سرور باز کند.
در آیین های عشایر ایران، نوروز را با نوشیدن آب چشمه، نوشاندن به حیوانات و جرعه ای به کام خاک ریختن شروع می کرده اند. عمر چشمه های نوشین مهر و دوستی و ایمان و شفقت مردم سرزمین مان دراز باد.

*استاد ادبیات فرانسه دانشگاه اصفهان

از : انسان شناسی و فرهنگ

نظر دادن بسته است.

بالا