سرخط خبرهای سازمان

عوامل گسست همبستگی اجتماعی؛ امیر تاکی

امیر تاکی، رییس کمیته آموزش منطقه اصفهان سازمان عدالت و آزادی

انسان موجودی اجتماعی است. این اجتماعی بودن هم به دلیل ویژگی های ذاتی آن است و هم به دلیل منافعی که از این نوع زیستن نصیبش می شود. در واقع زیستن با هم نوعان برای بشر، هم دربردارنده علاقه و احساس درونی است و هم دستاوردهای فراوانی را نسبت به تنهایی زیستن ارزانی می دارد. با توجه به پیچیدگی های عصر جدید و در هم تنیده شدن نیازهای بشر در با هم زیستن، یک ملت بدون حضور در جامعه بین الملل، دیگر نمی تواند در انزوا و تنهایی گذران عمر کند. دیگر نمی توان در قلعه ای بالای کوه در انزوا به سر برد. عدم حضور در جامعه بین الملل، مسیر توسعه و پیشرفت را بسیار ناهموار می سازد.

اجتماعی بودن بشر امروز بدین ترتیب که بیان شد، الزام های محکمی را در بر دارد. همبستگی اجتماعی جزئی از این الزام هاست. به این معنا که ضرورت همبستگی در جامعه همانند ضرورت وجود نخ در دوختن یک لباس است. تمام اجزا و ارکان جامعه در ذیل همبستگی به هم پیوند می خورند و قادر به تعامل با یکدیگر هستند. پیوند بخش های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی با یکدیگر به سبب همبستگی اجتماعی قوام می یابد. در جهان حاضر بدون اتحاد میان بخش های گوناگون جامعه، آن هم اتحاد راهبردی و اصولی، مفاهیمی چون عدالت، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، توسعه و پیشرفت اقتصادی و صنعتی، سلامت عمومی، محیط زیست و تعالی بشر نخواهد توانست جامه عمل به تن کند.

اما در این بخش به عواملی که سبب گسست همبستگی اجتماعی می شود، خواهیم پرداخت تا در گذاری کوتاه مواردی را مورد مداقه و بررسی قرار دهیم.

۱- خروج و یا انزوای نخبگان

اگر در جامعه نخبگان به انزوا رانده شوند و یا در امور اصلی به کارگیری نشوند، رفته رفته هدایت فکری و راهبردی به دست نااهلانی سپرده می شود که با جهالت یا بدطینتی به جان سرمایه های اجتماعی می افتند. در بیانی واضح تر این نخبگان همان هایی هستند که قدرت تشخیص و تحلیل شرایط را دارا می باشند؛ بیان و اندیشه های آنان مبتنی بر مسیر تعالی و پیشرفت است و تغییر افکار و رفتار عمومی مردم جامعه بخشی از قدرت شخصیت آنان است. اگر این دلسوزان از جامعه رانده شوند، انحرافات و کژی ها و اختلافات سبب تداخل و رویارویی مردم می شود. به دلیل اینکه مردم از افکار صحیح آنان بی بهره می گردند، بار شخصیتی جامعه کاسته میشود و اختلافات سبب بر هم زدن روح همبستگی عمومی خواهد شد. این یکی از موارد مهمی است که در میان مدت و دراز مدت سبب تضعیف اتحاد می گردد.

۲- کاهش اعتماد

اعتماد و همبستگی دو گذرگاه یک جاده اند. هر دو یک مسیر را طی می کنند. نمی توان همبستگی را بدون اعتماد تصور کرد. اگر اعتماد در جایی ایجاد شد قطعا همبستگی رخ خواهد داد. همبستگی بعد از اعتماد شکل میگیرد و اعتماد مقدم بر اتحاد و همبستگی است. در هر جمعی با هر تعدادی، در قدم نخست اگر اعتماد جاری شد، بعد از آن همبستگی حکم فرما می شود. در جامعه که دیگر این موضوع جای خود دارد. عواملی که اعتماد عمومی را از بین می برند، مفهوم همبستگی را با سقوط همراه می سازند. آنجایی که مردم نسبت به یکدیگر و یا نسبت به مدیران جامعه بی اعتماد می شوند، همبستگی عمومی چون جامی بلورین است که بر زمین افتد و تکه هایش آنقدر ریز باشد که دیگر قابل چسباندن نباشد.

۳- ترجیح منافع شخصی بر منافع عموم

اساس شکل گیری اجتماع بر این است که منافعی عمومی و مهم باید بر منافع شخصی ترفیع پیدا کند تا در گرو این ترفیع، عدالت و توسعه برای آحاد مردم و گروه های مختلف پدید آید. اگر قرار باشد مدیران و یا تک تک افراد، چشم خود را بر آرمان های عمومی و اهداف والای جامعه ببندند و نفع شخصی خود را با خدشه وارد کردن بر مسیر منافع ملی پیش ببرند، گسست ها رفته رفته حاکم می شوند. جامعه به گروه های انحصارگرا و غارتگر بدل می شود و سرمایه های عمومی به تاراج و یغما خواهند رفت.

۴- آسیب های اجتماعی

مسائلی چون فقر، فساد، تبعیض، خشونت، بزهکاری و … چون لشگری مسلح در برابر همبستگی صف آرایی می کنند. هر کدام به تنهایی قادرند صفوف منظم اتحاد را در هم شکنند و زخمی عمیق بر پیکر انسجام و اتحاد وارد سازند. آسیب های اجتماعی در هر جامعه ای وجود دارد ولی تأثیر بالقوه دارد. چنانچه این آسیب های فراگیر شوند و به یک بحران تبدیل گردنند، در آن صورت ای خطر بالقوه عملیاتی و بالفعل خواهد شد.

۵- کمرنگ شدن روحیه ایثار و بخشندگی

برای در کنار هم زیستن و در کنار هم بودن همیشه نمی توان با قانون و امور قضایی مسائل را حل و فصل کرد. ایثار و گذشت همیشه یک گام رو به جلو در مواقع سرنوشت ساز و بحرانی بوده است. همیشه گره های کور را باز کرده و امید به آینده را زنده روشن ساخته است. اگر در همه سطوح جامعه این روحیه به سستی گراید، افزایش پرونده های قضایی و دعواها و نزاع های مختلف در جامعه همبستگی را تخریب می سازد. در سطوح سیاسی، اینگونه نزاع ها مسیر توسعه همگانی را مسدود می کند. چنانچه اختلافات و درگیری های سیاسی شدید شود، آثار مخربی که در چند قطبی ساختن جامعه پدید می آورد، چیزی جز پسرفت و فلاکت ره آورد دیگری نخواهد داشت.

۶- بحران مدیریت

اگر مدیران جامعه و تصمیم گیران آن بر اتخاذ تصمیم های نابه جا و عدم نوسازی مدیریت و اولویت بندی اهداف و سیاست گذاری ها پای فشارند، هم بر مقبولیت عمومی خود خدشه وارد ساخته اند و هم همراهی و حمایت مردم را از دست خواهند داد. در اثر این عدم همراهی و حمایت گسست میان حاکمیت و مردم پدید می آید. این گسست هم از دیگر عواملی خواهد بود که بر میزان و شدت بحران های انباشته شده بیافزاید و باعث منزوی شدن مردم در مدیریت کلان و بی اعتنایی به آینده و مصلحت های جامعه گردد.

آنچه گذشت بخشی از مواردی بود که می تواند در عصر جدید همبستگی عمومی را دچار خلل و بحران سازد. همبستگی و اتحاد برای یک جامعه یک دستاورد مهم و اصولی است. خدشه بر اتحاد خدشه بر آینده یک ملت خواهد بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا