سرخط خبرهای سازمان

آناتومی یک شرکت سالم| ریحانه نیک نام

ریحانه نیک نام – دکتری مدیریت کسب و کار

 

مقدمه

امروزه یکی از چالش های پیش روی مدیران ارشد تدوین درست استراتژی و سپس اجرای صحیح استراتژی می باشد. میدانیم که قبل از تدوین اهداف استراتژیک نیاز به داشتن تفکر استراتژیک می باشد اما در حال حاضر موارد متعددی مانع از اجرای استراتژی ها و پیاده سازی آنها می شود.از آنجا که تفکر استراتژیک از ویژگی سازمان های سالم می باشد لذا می توان از طریق سلامت سازمانی بر موانع سازمانی اجرای استراتژی فائق آمد و به سطح عملکرد بالاتری دست یافت. در این میان فرهنگ سازمانی به عنوان بستری که بر کلیه تعاملات سازمان اثر می گذارد و می تواند بر کلیه مولفه های سازمان سالم اثر گذار باشد، مهم بوده و باعث اجرای موفقیت آمیز استراتژی ها می باشد.

در واقع سازمان ها به مرور زمان ارزش ها، باورها و اعتقاداتی را براساس نتایج استراتژی ها ،تصمیمات و اقدامات خویش کسب می کند که فرهنگ سازمانی را تشکیل داده اند. فرهنگ سازمانی نقطه شروع مناسبی است که هم کمک به پیشرفت سازمان می کند زیرا که فرهنگ سازمانی عامل حیاتی در تدوین ، اجرا و پیاده سازی استراتژی ها می باشد و هم مانع پیشرفت سازمان می شود. زیرا که بدون فرهنگ سازمانی صحیح، اقدامات استراتژیک که خاص دوره تغییرات سریع محیط درونی و بیرونی است موفق عمل نمی کند.

سلامت سازمانی مبین ذهنیتی است که به سازمان همچون ارگانی می نگرد که همچون آدمیان دارای سیکلی است شامل تعادل، بیماری، سلامتی و مرگ .میدانیم که سازمان سالم در جهت افزایش طول سیکل تعادل و سلامت گام برمیدارد.

آناتومی سلامت سازمانی

مفهوم سلامت در سازمان توجه را به شرایطی جلب می کند که رشد و توسعه سازمان را تسهیل کرده و موجب پویایی سازمان می شود. تعریف سلامت سازمانی در واقع توانایی سازمان در حفظ بقا و سازش با محیط و بهبود این توانایی ها می باشد.در واقع به معنی انجام وظایف به طور موثر نیست بلکه شامل توانایی سازمان برای رشد و بهبود است.

مایلز دومین نظریه پرداز سلامت سازمانی بیان می کند سازمان سالم نه تنها در محیط خود دوام می آورد بلکه در یک برهه از زمان به اندازه کافی سازش کرده و توانایی بقا و سازش خود را به طور مداوم توسعه و گسترش می دهد. در واقع سلامت سازمانی وضعی وسیع تر از اثربخشی کوتاه مدت سازمانی است.به یقین سازمانی که پیوسته غیر اثر بخش باشد به یقین از سلامت سازمانی برخوردار نیست لذا سلامت به طور ضمنی بر حاصل جمع کاراثر بخش دلالت دارد.

 حال رهبران سازمان چگونه می توانند تفکر سلامت سازمان را در سازمان جای دهند؟

چالش حفظ عملکرد شرکت و افزایش بهره وری سازمان در ذهن مدیران اجرایی مطرح می باشد و خواهان افزایش بهره وری و بقاء سازمان هستند اما اینکه مدیران اجرایی بتوانند دید خودشان را از فعالیت روزمره – در نظر گرفتن قیمت سهام روز و برنامه های کوتاه مدت به سمت بهره وری و برنامه های بلند مدت سوق دهند سخت است، لذا باعث شده مدیران اجرایی تنها در عملکرد کوتاه مدت وسواس داشته باشند.

در این پژوهش بحث بر روی دو مورد زیر است :

سلامت سازمانی موضوعی مهم است که قابل نظارت و بهبود می باشد.

موانع متنوع شناختی جهت تسری مفهوم سلامت سازمانی موجود است اما این چالش که ایجاد تفکر سالم در تمام سطوح سازمان مطرح شود نیز حائز اهمیت می باشد.

گام اول: بیان ویژگی ها و مشخصات سازمان سالم

در واقع سازمان نسبت به شوک وارده انعطاف نشان می دهد و به خوبی تغییرات اجرا می شود لذا کارمندان پیرامون یک هدف مشترک به صف می شوند و بر تکرار آن متمرکز می شوند و اهداف یک به یک اجرا می شوند و سازمان در جهت رسیدن به هدف ها بررسی و تحلیل می شود. منابع براساس اهداف اختصاص داده شده تخصیص می یابد و یک بالانس بین انواع مختلف ابتکارات و نوآوری ها و اقدامات ایجاد می گردد. همچنین شاخص هایی جهت سنجش سلامت سازمانی به صورت کمی تعیین می شود و نگرش سلامت در کلیه سطوح سازمانی از طریق تعهدنامه های مربوط به بهره وری پیاده سازی می گردد.

تحلیل و بررسی انجام گردیده  بیان می کند سلامت سازمانی به نوعی مثالی از سلامت انسانی است و بی توجهی به سلامت انسانی به نوعی بی توجهی به سلامت سازمانی را بدنبال دارد.

در این مقاله سه مانع جهت تسری تفکر سلامت سازمانی مطرح شده است (میدان های مین روانی):

  1. تله آگاهی ذهنی : چشم انداز کوتاه مدت نسبت به بهره وری با وجود تمرکز به فعالیت ها و اقدامات روزمره وجود دارد براساس فشارهای درونی و بیرونی وارده شده برکسب و کار به صورت روزانه باعث تمایل به یک چشم انداز کوتاه مدت شده است.
  2. تله شناختی: تمایل به خروجی های کوتاه مدت برای عملکرد و آنچه برای تولید مورد نیاز است در واقع سلامت سازمان یک بحث برنامه ریزی بلند مدت است در صورتی که ما حتی برای مباحث بهره وری و رضایتمندی مشتری به جای دید بلند مدت دید کوتاه مدت را ترجیح می دهیم.
  3. تله دانش: باور مان یک چیز است عمل مان چیزی دیگر. در واقع مدیران دید استراتژیک دارند ولی کار دیگری را انجام می دهند وقت بسیار کمتری را برای اهداف استراتژی و بلند مدت می گذارند.

ویژگی های سلامت سازمانی :

چه ویژگی هایی نشان می دهد سازمان سالم است؟

در ابتدا قصد داریم تصویری روشن از آنچه واقعا بیان کننده سازمان سالم است بیان کنیم سپس موضوع سلامت سازمانی را در سازمان تسری دهیم لذا پنج مشخصه از سازمان سالم را عنوان می کنیم:

  1. انعطاف پذیری
  2. اجرا
  3. صف بندی
  4. تجدید و تکرار
  5. کمال و تکمیل

لذا در درجه اول ما باید ارتباط منطقی و معقول بین پنج عامل و سلامت سازمانی پیدا کنیم .هم چنین سایر عوامل موفقیت در سلامتی سازمان را نمی توان از این پنج عامل جدا دانست و مدیریت این پنج عامل نیز بسیار مهم است .

اقدامات سالم:

پنج ویژگی حالت اورژانسی دارند و باعث بهبود در عملکرد سازمان می شوند و باید در نظر داشت این عوامل هم بر روی خروجی سازمان اثر می گذارد هم بر روی عوامل دیگر موثر است. در واقع تغییر یک عامل بدون تاثیرش بر بقیه عناصر کل سازمان را می تواند به خطر بیندازد.

مایلز شاخص های سلامت سازمان را در قاالب یک مدل سیستماتیک عنوان کرده است  این مدل سیستماتیک با سه رویکرد دسته بندی شده است

  1. رویکرد شاخص ورودی :
  • قابلیت جذب نیروی انسانی نخبه
  • قابلیت جذب منابع مالی
  • رضایت تامین کنندگان
  • شبکه اطلاعاتی کارامد

این شاخص بیان میکند اگر ورودی سازمان از سلامت برخوردار باشد و سازمان توان جذب ورودی سالم داشته باشد از سلامت سازمان میتوان اطمینان داشت.

  1. رویکرد شاخص فرآیندی:
  • نگرش بلند مدت در سازمان
  • انسجام و یکپارچگی
  • تخصیص بهینه منابع
  • ظرفیت فراگیری
  • نوآوری
  • سطح فن آوری
  • فرهنگ سازمانی
  1. رویکرد شاخص خروجی:
  • سود یا ارزش افزوده
  • تغییرات سریع مدیریتی
  • رضایت و وفاداری مشتریان
  • نیروی انسانی توسعه یافته
  • کیفیت محصول
  • رضایت جامعه

از جمله اقدامات برای سازمان سالم نظارت بر شیوه تخصیص منابع هست که میتوان با طراحی مجدد منابع را به دو دسته پیشبرد عملکردی و سلامتی تقسیم کرد چون:

  • سلامتی
    • نوآوری
    • بهره وری
    • برند – اعتبار
    • قابلیت سازمانی
  • پیشبرد عملکرد
    • نیروی کار
    • اداری و عمومی
    • استهلاک دارایی و تجهیزات
    • استهلاک دارایی ناملموس
    • مواد و محصولات

 

از اقدامات مهم دیگر برای سلامت سازمان می توان موارد زیر را نام برد :تعادل پرتفلیو، تعادل بین ریسک و منابع ، ادغام فرایندهای اصلی چون اولویت های سرمایه گذاری ، اولویت در خط تولید ، عملکرد اینده شرکت، تخصیص منابع انسانی، شیوه صرف زمان مدیران و ..  که سلامت در عملکرد شرکت را نشان می دهد لذا گسترش تفکر استراتژیک باعث افزایش سلامتی سازمان می شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا