سرخط خبرهای سازمان

ظهور الگوی توسعه چینی، چرایی و چگونگی توسعه چین

گزارش نشست “پندار ما” منطقه فارس

💢 «مریم بنه‌یی» دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شیراز

 

 

 

 

 

 

 

🔸 امروز چین کشوری با جمعیت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر و سومین کشور بزرگ جهان است.

🔸 چین از دومین اقتصاد بزرگ جهان، دومین بودجه‌ی دفاعی دنیا، بزرگ‌ترین ارتش دنیا، سلاح هسته‌ای، عضویت در شورای امنیت سازمان ملل و حضور در سازمان‌های بین المللی دیگر مثل سازمان همکاری‌های شانگهای و اَپِک بهره می‌برد.

🔸 برای پاسخ دادن به چرایی رشد و توسعه‌ی سریع چین ناگزیر از بررسی تاریخ چین هستیم.

🔸 چینی‌ها ۲ هزار سال قبل از میلاد و تحت سلطه دودمان شانگ یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان را بر پا کرده بودند.

🔸 در طول زمان حضور امپراطوری‌های مختلف را تجربه کرده‌اند اما شاید یکی از مهمترین امپراطوری‌ها دودمان چین «شی هوانگ» است که نام کشور چین نیز از این دودمان برگرفته شده است.

🔸 در طول سلطنت خاندان هوانگ، راه ابریشم و دیوار بزرگ چین(حدود ۲۰۰ سال ق.م) ساخته شد اما اتفاق مهم دیگر این دوران ظهور آئین کنفسیوسی بود.

🔸 بدون فهم مولفه‌های این آئین، که امروزه اکثر مردم چین به آن مایل‌اند، قادر به فهم مؤلفه‌های هویت چینی و ابعاد الگوی توسعه چین نخواهیم بود.

🔸 اهمیت آموزش، اهمیت عملگرایی و پراگماتیسم، اطاعت و فرمانبرداری از مقام بالادستی و ترسیم یک جامعه سلسله مراتبی، اولویت نظم و هارمونی جامعه نسبت به سایر ارزش‌ها همچون عدالت و آزادی و در نهایت ترسیم جهان بر اساس مرکزیت تمدن چین و غرور چینی از ویژگی‌های این آئین و در نتیجه مشخصه‌های شخصیت تاریخی امروز چینی‌ها است.

🔸 تاریخ مهم دیگر در شناخت الگوی توسعه چینی، دو قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی است. در این دو قرن، که شباهت‌هایی نیز با دوران سلطنت قاجاریه در ایران نیز دارد، چینی‌ها جنگ خارجیِ تریاک، استعمار خارجی، جنگ‌های داخلی مثل شورش تایپینگ‌ها و قیام مشت زن‌ها و قراردادهایی که باعث از دست دادن مرزهایشان شد را تجربه کردند و مجموعه این عوامل باعث شد که به هویت، غرور و خود مرکزبینی چینی‌ها ضربه وارد شود.

🔸 مجموعه این عوامل باعث شد که مردم چین از این دو قرن با عنوان دو قرنِ خفت و تاریکی یاد کنند.

 

 

 

 

 

 

 

🔸 دوران حکومت «سون یات سن» بیان شد که وی پس از آن دو قرن با برانگیختن حس ناسیونالیستی چینی‌ها، کشور را مجدداً یکپارچه کرده و در سال ۱۹۱۱م با برانداختن امپراطوری، جمهوری چین را بنا کرد که تنها تجربه‌ی چینی‌ها از دموکراسی است.

🔸 سون یات سن در سال ۱۹۲۱م فوت کرد و کشور در بحبوحه جنگ‌های جهانی مجدداً وارد مرحله‌ای از نزاع و جنگ داخلی شد تا آنکه «چیانگ کای شک» توانست قدرتی نسبی کسب کند.

🔸 در این زمان با ظهور مائو، ابرقهرمان چینی، اکثر مردم چین مجدداً در پشت یک ایدئولوژی متحد شده و با ارائه‌ی یک قرائت جدید از کمونیسمِ وابسته به دهقانان، باعث شدند چیانگ کای شک از طرفداران مائو زدونگ شکست خورده و به جزیره تایوان فرار کند.

🔸 سیاست‌های کمونیستی مائو بسیار افراطی و کارشناسی نشده بود و در پی برنامه‌های اصلاح اقتصادی، انقلاب فرهنگی و جنبش صدگل، حدود ۳ میلیون سرمایه‌دار چینی به بهانه‌ی مبارزه با سرمایه‌داری، اعدام شده و حدود ۴۵ میلیون چینی در اثر قحطی جان خود را از دست دادند.

🔸 پس از مائو، «دنگ ژیائوپینگ» از جناح اصلاح‌طلب حزب کمونیسم برخاست و با اصلاح سیاست‌های مائو حرکت چین به سمت توسعه را آغاز کرد.

🔸 وی معتقد بود که به جای نظام کمونیستی باید سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی را حاکم کرده و اقتصاد را در رأس امور قرار دهیم.

🔸وی که بسیار به فناوری و پیشرفت غرب علاقه داشت استفاده از آن را بلامانع دانست و با اجرای سیاست درهای باز، چند منطقه‌ی بندری را به تجارت آزاد با جهان غرب اختصاص داد.

🔸 وی همچنین در دیداری تاریخی با جیمی کارتر رئیس جمهوری وقت آمریکا، قراردادی با عنوان عادی‌سازی روابط را امضا کرد که در نهایت منجر به بازپس‌گیری کرسی چین در سازمان ملل متحد از تایوانی‌ها و به رسمیت شناختن این کشور شد.

🔸 وی عقیده داشت که «فرقی نمی‌کند گربه سیاه باشد یا سفید بلکه مهم است موش بگیرد»! این جمله در واقع نمایان اعتقاد وی به عملگرایی و فایده‌گرایی است.

🔸 دنگ برای رسیدن به پیشرفت اقتصادی از نگرش کمونیستی در عرصه‌ی سیاست خارجی چشم‌پوشی کرد و با تأکید بر پنج اصل «توسعه، امنیت، ثبات، صلح و تولید» مسیر توسعه‌ی چین را ترسیم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

🔸 دنگ با تأکید بر تعهد سفید (کارآمدی و تخصص علمی) به جای تعهد قرمز (پایبندی به نظریات چپ‌گرا) مسیر توسعه چین را هموار کرد.

🔸 باید توجه داشت که توسعه سیاسی در این کشور رخ نداد و در کمال تعجب شاهد آن هستیم که اعتراض جدی به عدم توسعه سیاسی در تاریخ معاصر چین مشاهده نشده است.

🔸 حزب کمونیست در نزد چینی‌ها از نوعی مشروعیت کارآمدی برخوردار است و با بهبود وضعیت زندگی این جمعیت عظیم توانسته است رضایت آن‌ها را به دست آورد.

🔸 از سوی دیگر، سربلندی چینی‌ها در عرصه‌ بین‌المللی، باعث شده است حس خود مرکز بینی و غرور چینی‌ها ترمیم شده و اقناع شود.

🔸 آموزه‌ی اهمیت ثبات و هارمونی و پذیرش جامعه‌ای مبتنی بر سلسله مراتب در آئین کنفسیوسی باعث شده نوعی شخصیت مطیع در هویت چینی‌ها مشاهده شود که یکی دیگر از دلایل عدم شورش چینی‌ها بر حزب حاکم علیرغم هماهنگ نبودن با دموکراسی جهانی است.

🔸 نبود یک اپوزیسیون قوی و در نتیجه نبود یک الگوی بدیل حکومتی نیز از دیگر دلایل پذیرش حکومت تک حزبی در میان مردم چین است.

🔸 چین در واقع بزرگترین رقیب آمریکا در عرصه‌های اقتصادی است.

🔸 «ژیبینگیو برژینسکی» از مشاوران بلندپایه‌ی عرصه سیاست خارجی آمریکا در کتاب خود می‌نویسد: «آمریکا به دلیل خود مرکز بینی و غرور بیش از اندازه‌ی چینی‌ها هرگز نمی‌تواند آن‌ها را به عنوان یک دوست دائمی بپذیرد».

🔸 این دو کشور هرگز مخاصمه‌ای جدی نداشته و احتمالاً در آینده نیز وارد فاز جنگ و رقابت تسلیحاتی نخواهند شد.

🔸 گره خوردن اقتصاد این دو کشور با هم، تأکید بر سیاست موازنه و همکاری، وجود بازدارندگی نظامی و قبول نظام اقتصاد آزادِ جهانی باعث شده است که در صورت شکست یکی از این دو کشور در سیاست‌های خود، بزرگترین ضربه به کشور دوم وارد شود.

🔸 پیش‌بینی می‌شود که همکاری چین و آمریکا در سال‌های آتی ادامه داشته باشد و این همکاری نظم نوین جهانی را تشکیل بدهد.

♦️ نشست تخصصی پندار ما به همت سازمان عدالت و آزادی منطقه فارس برگزار شده است‌.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا