سرخط خبرهای سازمان

مشارکت باید باور عمومی باشد – نقش شهروندان در مشارکت های اجتماعی| امیر تاکی

 

 

 

 

 

 

امیرتاکی، رییس کمیته آموزش و پژوهش منطقه اصفهان سازمان عدالت و آزادی

دنیای امروز با جهان دیروز بسیار متفاوت است. هر چه به‌پیش می‌رویم، سطح تغییرات بیشتر و فراگیرتر نسبت به گذشته می‌شود. دامنه این تغییر از امور شخصی یک فرد تا بالاترین نهادهای حاکمیتی در یک کشور را شامل می‌شود. این سطح تغییرات ابعاد گوناگونی را هم به خود گرفته است. از بعد فکری و سلیقه گرفته تا تعاملات پیچیده اجتماعی و سیاسی. دیگر آن جامعه ساده ۲۰۰ سال گذشته نیست که شناختش آسان‌تر بنماید. اکنون آن‌قدر نهادها و گروه‌های اجتماعی روابط پیچیده و تودرتویی به خود گرفته‌اند که تحلیل رفتاری و کارکردی هرکدام به‌سادگی نیست. در این جامعه یکی از پارامترهای مهم در تحلیل فضای کلی آن، چگونگی کنشگری شهروندان در قالب‌های موجود در آن است.

چگونه شهروندان بر این جامعه تأثیر می‌گذارند و چگونه تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند. این حضور و کنش هم اقتصادی است و هم فرهنگی و اجتماعی و هم سیاسی. کنش اقتصادی شهروندان در هر جامعه می‌تواند ساختارهای موجود در آن را سامان بخشد. بسته به اینکه کدام نظریه جامعه‌شناختی را راجع به ساختارهای اجتماعی پذیرفته باشیم، به میزان ایفای نقش کنش‌های اقتصادی باور داریم.

حضور شهروندان در جامعه پیچیده امروز هم موردنیاز آنان است و هم نیاز جامعه. شهروندان در مرتبه اول به وجود آورنده جامعه هستند ولی در مرتبه بعدی این جامعه است که به شهروندان ساختاربندی می‌بخشد. رابطه شهروندان و جامعه دوسویه است. شهروندان بااینکه جایگاه و فرم اجتماعی و اقتصادی خود را از ساختارهای اجتماعی دریافت می‌کنند؛ اما می‌توانند همان ساختارها را به هم بریزند یا تغییر دهند ولی باید به خاطر داشت که این نوع تغییر توسط همه شهروندان به یک اندازه صورت نخواهد گرفت. هر شهروندی بسته به جایگاهی که در آن ساختارها دارد و قدرت کنش گری‌ای که دارد، میزان تأثیرگذاری بیشتری می‌یابد. عوامل اقتصادی و سیاسی در مشخص شدن این جایگاه شهروندان تعیین‌کننده است. اگر از این بحث چگونگی شکل‌گیری ساختارها بگذریم، مقصود از این نوشتار فواید مشارکت شهروندان در جامعه است. این حضور فعال مردم در ایفای نقش خود در جامعه سبب ایجاد بهبودهایی برای آنان و نیز در کلیت جامعه خواهد شد.

یک شهروند می‌تواند در حداقلی‌ترین ارتباط اجتماعی به زیست شخصی خود بپردازد و منفعلانه نسبت به بسیاری از رویدادها و مسائل تا آن زمان که با آن‌ها درگیر نشده و یا برایش مسئله‌ساز نشده، از کنار آن‌ها بگذرد و خود را وارد متن نکند؛ صرفاً در حاشیه بماند و به آرامش زندگی‌اش لطمه‌ای وارد نسازد؛ اما این نوع نگاهی است که شاید در جوامع گذشته کاربرد می‌داشته ولی اکنون با توجه به تشکیل خرده جوامع، نهادها و جوامع متوسط، بنگاه‌های اقتصادی، بافت متفاوت قدرت‌های حاکمیتی و سیاسی، عوامل اثربخش بر آینده و مسیر حرکت کشورها گسترش‌یافته است.

در جهان حاضر اختلاف بین کشورها زیاد شده است. کشورهای توسعه‌یافته و غنی با آینده‌ای مطمئن‌تر در پیش روی جوامع فقیر و جهان‌سومی قرار دارند که آینده مردم آن‌ها با ابهام و یا بحران گره‌خورده است. ازاین‌جهت است که اگر یک ملت در فکر ایجاد توسعه و پیمودن راه پیشرفت و تعالی نباشد، به همان نانی هم که امروز می‌خورد، در آینده نمی‌تواند امیدوار باشد. ازاین‌رو شناخت ساختارهای اجتماعی، چشم‌انداز توسعه و لوازم حرکت در مسیر آن ازجمله ضروریات شهروندی در دنیای کنونی برای رسیدن به آینده‌ای روشن خواهد بود.

مشارکت شهروندان در تعیین سرنوشت خود به‌گونه‌ای فعالانه و مؤثر اکنون دیگر یک چالش و یا یک امتیاز نیست؛ بلکه یک وظیفه همگانی برای دست‌یابی به اهداف است. شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در یک کشور پایدار نمی‌ماند مگر اینکه به لوازم پیشرفتی پایدار اندیشیده شده باشد و برای آن اقداماتی صورت گیرد. نمی‌توان انتظار داشت که حتی در جا زدن در شرایط حال حاضر برای همیشه باقی بماند. جهان معاصر دنیای تحولات و تغییرات است. اگر به فکر چاره و توسعه پایدار نباشیم، بحران‌های گوناگون ما را خواهند بلعید. پس مشارکت شهروندان درزمینه های گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید به یک باور عمومی تبدیل شود.

باور کنیم که منشأ تحولات آینده در مشارکت امروز شهروندان نهفته است. باور کنیم که دوره رها ساختن مدیریت یک کشور در حوزه‌های مختلف به برخی افراد یا گروه‌ها گذشته است. حضور درصحنه و رصد جامعه و بیان مشکلات و نواقص هم در سطح عمومی و هم در سطح تخصصی‌تر، می‌تواند به کاهش معضلات و حرکت در جهت حل آن‌ها منجر شود. موضوع نظارت بر حاکمیت و مدیریت مدیران جامعه از طریق آگاهی بخشی عمومی و نیز برقراری ارتباط بین تفکرات و بینش‌ها و خرده جوامع با یکدیگر میسر خواهد شد.

کاهش فاصله‌های موجود میان افراد مختلف در ساختارهای اجتماعی و همچنین تبادلات فرهنگی در جامعه و افزایش تحمل و مدارا با فراگیر شدن فرهنگ مشارکت عمومی همراه خواهد شد. اکنون باید مردم به‌عنوان شهروندان یک کشور بسته به میزان توانمندی‌های خود دربرداشتن گام‌های مسیر توسعه مشارکت کنند. این دیگر یک وظیفه همگانی است. منظور از این مشارکت، حضور مؤثر افراد در نهادها و انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی و محیط زیستی است. منظور، مشارکت در احزاب تشکل‌های سیاسی به‌منظور نظارت و دخالت در امور اداری کشور است. منظور، ورود به بنگاه‌های اقتصادی و تقویت بخش خصوصی است.

در پرتو این مشارکت عمومی علاوه بر مواردی که در راستای پیشرفت جامعه بیان شد، فوایدی نیز برای شهروندان حاصل می‌شود. یکی از مهم‌ترین فواید ورود به این عرصه، کسب اطلاعات و آگاهی‌هایی است که حتی در زندگی عادی و شخصی به کار می‌آید و فرد را برای مواجهه با رویدادهای مختلفی که در جامعه رخ می‌دهد، آماده می‌سازد. درواقع کسب مهارت‌های مختلف و دانش عمومی در مسائل گوناگون رهیافت مهمی است که به‌رایگان عرضه می‌شود. بدون تردید شأن اجتماعی و گسترش ارتباطات از دیگر دستاوردهای فعالیت‌های اجتماعی است.

قطعاً فردی که با فعالیت درزمینه های مختلف مشارکت می‌ورزد نسبت به افراد عادی، به شأن، جایگاه‌ها و عناوینی دست خواهد یافت که حاصلش افزایش اعتبار اجتماعی است. این گسترش ارتباطات منجر به ارتقای سطح کیفی و کمی در ساختارها و برساخت‌های اجتماعی می‌شود.

آنچه به‌صورت مختصر بیان شد در جهت تبیین بخشی از نیاز کشورهای امروز به امر مشارکت مردم برای رسیدن به توسعه‌ای پایدار بود که علاوه بر مردم، دولت‌ها نیز باید در جهت تحقق واقعی آن تا دیر نشده است، کوشاتر باشند.

منبع: دنیای اقتصاد، ویژه نامه اصفهان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا