سرخط خبرهای سازمان

جنبش نور و امید؛ با مشارکت حاکمیت و ملت| عباس موسایی

متن کامل یادداشت عباس موسایی در آرمان امروز
مقدمه؛
استمرار وضعیت استثنایی ، آنگونه که نیکوس پولانتزاس تفسیر نموده و سعید حجاریان در مقاله ی نرمالیزاسیون؛ مقدمه ی دموکراتیزاسیون این وضعیت را کالبد شکافی کرده است، آسیب های جدی و نگران کننده ای را برای کشورمان به ارمغان آورده است. حوادث ناگوار اخیر، لزوم اجماعی ملی برای رهایی کشور از مخاطرات این موقعیت را بیش از پیش گوشزد می نماید. این عبور نیازمند تدابیر همه جانبه ی سطوح مختلف تاثیر گذاران بر سپهر سیاسی کشور است. برخی از این اقدامات و تدابیر را در چارچوب جنبش نور و امید برای عبور از وضعیت تشدید شده ی استثنایی، در زیر می آوریم.
مشارکت و گفتگوی ملی با محوریت امنیت، آرامش و نفی هر گونه  خشونت در راستای تقویت جنبش نور و امید قابل توضیح می باشند.  ارکان حاکمیتی، جناح های سیاسی، نهادهای مدنی ، نخبگان فکری ، ابزاری و ارگانیک و اجتماعات و توده های مردم، تشکیل دهندگان جنبش نور و امید هستند.
به قول توکویل از فیلسوفان فرانسوی عصر روشنگری و آلن بدیو، هم میهن پست مدرن او، انقلاب  بزرگ، انقلاب در تفکر است. عبور از تفکر ایدئولوژیک به منطق منافع ملی و مصلحت عمومی، مهم ترین گام در جنبش نور و امید ملت ایران خواهد بود.
این جنبش از عبور از وضعیت بازی با حاصل جمع صفر و ورود به منطق برد- برد ، با محوریت حفاظت از ایران از فروپاشی،  خشونت، هرج و مرج، ناامنی و از بین بردن گسل های اجتماعی ویران کننده، حول ایران و منافعش متشکل می گردد.
در یک کلام از مسیر جنبش نور و امید زمینه سازی برای عبور از تضاد دولت(حاکمیت) و ملت از سوی حاکمیت فراهم می  آید.
◊ ۱- حاکمیت و عبور به منطق مصالح ملی؛
حاکمیت معطوف به مصالح عمومی و منافع ملی، در چارچوب حق حاکمیت ملی و حقوق اساسی ملت، گام هایی اساسی برداشته و با عبور از ایدئولوژی پردازی های فرا/فرو ملی به منطق منافع ملی و خواست مشروع ملت، بخشی از کنش گری جنبش نور و امید برای نجات ایران را بر دوش بگیرد.
  تنش زدایی در سیاست خارجی برای خنثی سازی و فروپاشی اجماع غربی-عربی علیه مصالح کشور ، اقدامی موثر در راستای گذار به منطق مصالح ملی است.
حاکمیت در تقویت مناسبات ملی همچنین می تواند مجری و پیشگام در طرح آشتی ملی باشد. آزادی زندانیان سیاسی، رفع حبس و حصرهای سیاسی ، صلح و آشتی بین راهبران جریان های سیاسی می تواند بخشی دیگری از دستور کار جنبش نور و امید باشد.
پرهیز از واکنش‌های قهرآمیز نسبت به معترضان و دوری از دوقطبی ملت و حاکمیت در عرصه‌های گوناگون نوری است که بر تاریکی کنونی تابیده می‌شود.
آنچه سید محمد خاتمی به عنوان محور وحدت جریان اصلاحات، تحت عنوان آشتی ملی مطرح نمودند و ورژن جدید آن  توسط جناب مهندس بهزاد نبوی، از بااحترام ترین راهبران جریان اصلاحات، تحت عنوان صلح دو فاکتوی ملی بیان داشتند، می تواند مقدمه ی صلح و آشتی ملی گردد.
رسانه ی ملی از وضعیتی جناحی به موقعیتی ملی ارتقاء یافته و تریبون مصالح ملی باشد. اجماع حاکمیتی برای رفع فقر، فساد و تبعیض صورت گیرد. این اجماع حاکمیتی  ردیف های بودجه را به نفع مردم برای رفع فقر، بیکاری تغییر دهد.  فقر، فساد و تبعیض مولد و علل موجده ی نفرت و خشونت طبقاتی است.  جنبش نور و امید با استمرار این علل موجده، شکل نمی گیرد. رفع این نابسامانی های خشونت پرور وظیفه ی همه ی ارکان حاکمیتی است.
◊ ۲- اصلاح طلبان و تقویت امید اجتماعی؛
جریان اصلاحات در جنبش نور و امید، توانمندی ها و ظرفیت های قابل توجهی دارد. عبور از گذشته ای که فضای رقابت را به فضای تخاصم سوق داد، عبور از مصالح جناحی به مصالح ملی، تقویت انسجام ملی با اقناع افکار عمومی، میدان داری سرمایه های نمادین اصلاحات برای تقویت همبستگی اجتماعی در سطوح مختلف، گفتگو با سطوح مختلف اجتماع برای کاهش شکاف حاکمیت و ملت و… مجموعه  اقداماتی است که جریان اصلاحات در غلبه بر فضای رادیکال و تاریک کنونی، قابلیت و ظرفیت انجام آنها را داراست.
شواهد گوناگون نشان داده است که نبض جامعه ی جنبشی در انتخابات اخیر در اختیار راهبران اصلاحات بوده است. به عبارتی پیروزی روحانی در سال های ۹۲و۹۶ مدیون حرکت جامعه ی جنبشی حامی اصلاح طلبان بوده است. راهبران اصلاحات در پیوند این جنبش با دولت برآمده از آن، کارکردهای مثبت و معناداری نداشتند. به عبارتی راهبران اصلاحات نتوانسته اند، دولت برآمده از جامعه ی جنبشی را به حرکت در مسیر خواست ملت رهنمون کنند. محدود شدن کنش گری سیاسی به دوران پیشاانتخابات و بی توجهی به رویه و عملکرد نهاد بر آمده از جنبش اصلاحی، در تزریق ناامیدی و ابهام آفرینی نقشی اساسی داشته است. غنی سازی دولت اعتدالی با مولفه های امید ساز جنبش اصلاحی، جنبش نور و امید را کارآمدتر خواهد کرد.
◊ ۳- رئیس جمهوری و وفاداری به جنبش اصلاحی؛
 متاثر از ساختار سیاسی کشور، الگوی حاکم بر نظام سیاسی، ساختار حقیقی و حقوقی، مناسبات قدرت، جایگاه ،امکانات و محدودیت های انتخابات در نظام سیاسی حاکم و سایر مولفه های تعریف و تبیین گر امر سیاسی در ایران امروز، همچنان منصب ریاست جمهوری واجد اهمیتی بنیادین در ساختار سیاسی ایران است. اینکه کسی بتواند در وضعیت شکاف ملت و حاکمیت، از دایره ی تنگ شورای نگهبان، عبور نموده و اعتماد جامعه ی جنبشی معترض به سیاست های حاکم را جلب نماید، موقعیتی استراتژیک را تصاحب کرده است.
گر چه محدودیت ها و مشکلات ساختاری، در تحدید موقعیت رئیس جمهور، نقشی بنیادین بازی می کنند، اما انتخاب رویکردی متناسب و هماهنگ با خواسته ها و مطالبات جنبشی که او را از دالان تاریک سیاست مضیق و تخریب های سازمان یافته، نجات داده و کلید کاخ ریاست جمهوری را به وی تقدیم کرده است، قدرتی فزاینده در اختیار دارد.
استقلال طلبی از جنبش اصلاحی به نام گفتمان بی مضمون و فاقد چارچوب اعتدال، گام نهادن در مسیر هویت زدایی از خود و تهی شدگی و بی نصیبی از قدرت میکرو پلیتیک است. میدان دادن به فرصت طلبان نامعتقد به مطالبات جامعه ی جنبشی در سطوح مختلف، زمینه سازی برای تقویت پوپولیسم منفی و خروج از حمایت پوپولیسم مثبت است.
جنبش نور و امید نیازمند کنش گری رئیس جمهور و دولت در میدان جامعه ی جنبشی برای زدایش مخاطرات موروثی دولت برآمده از پوپولیسم بدخیمی است که در دهه ی هشتاد، به جان ملک و ملت افتاده بود. صاحبان  آن تفکرات بدخیم همچنان در سطوح مختلف دولت، بخش های سیاستگزاری، بودجه ریزی، سیاست داخلی و دیگر بافت های نهاد بر آمده از جنبش اصلاحی را در اختیار داشته و یاس و تاریکی را به ساحت های سیاست، اقتصاد و اجتماع تزریق می کنند. دولتی که از بسیج عمومی برای عقب راندن ناکارآمدان امید سوز و یاس آفرین تشکیل شده است، نباید جولانگاه منفعلین جنبش ستیز و یاوران فرصت طلب  تفکر توسعه ستیز باشد. اصلاح ستیزان، سنگین پایان و فرصت طلبان، دولت را از حمایت جامعه ی جنبشی بی نصیب کرده و در تضعیف جنبش نور و امید نقشی بنیادین دارند.
◊ ۴- اصول گرایی و عبور از گذشته ی تخاصمی؛
جناح اصول گرا در تقویت جنبش نور و امید یاریگری قدرتمند و بازیگری با امکانات فراوان است. عبور از گذشته ی تخاصمی به فضایی آرام و دوستانه، بدون میدان داری بزرگان جناح اصول گرا امکان پذیر نیست. ناکارآمدی بخشی از نظام تدبیر ما، ناشی از یکه تازی و تمامیت خواهی برخی از اصول گرایان بوده است. میدان داری اصول گرایان برای زدایش برخی پیرایه ها و موانع توسعه ی کشور و پاسخگو کردن نهادهایی که از بودجه ی عمومی ارتزاق می کنند، کنشی امیدوارانه خواهد بود، همچنانکه بهره برداری جناحی از وضعیتی که نتیجه ی عملکرد کلیت نظام تدبیر، از جمله جریان اصول گراست، تضعیف کلیت نظام سیاسی را در پی خواهد داشت.
 پیشقدم شدن معتمدین این جریان برای آشتی ملی و گام نهادن در مسیر خیرخواهانی چون مرحوم عسگر اولادی، بستری از نور و امید در عرصه ی سیاسی فراهم می نماید. علاوه بر این اصول گرایی نیازمند تعریف مجدد و باز سازی گفتمانی است. ارتقای گفتمان اصول گرایی از قدرت گرایی و پوپولیسم به سوی منطق مصالح عمومی و منافع ملی، امید ساز و یاس سوز خواهد بود.
◊ ۵- آرامش طلبی نخبگان در سطوح مختلف؛
در برهه ی کنونی اما، فوریت کنش گری در جنبش نور و امید، آرام کردن فضای متشنج، ملتهب و نا آرامی است که در مناطقی از ایران عزیز بوجود آمده است. توصیه ی استاد ارجمند علم سیاست جناب دکتر مجاهدی به نخبگان ارگانیک برای مداخله در آرام کردن فضا بر سایر اقدامات تقدم رتبی دارد. ایشان می نویسند:”نخبگان ارگانیک به کسانی گفته می‌شود که فارغ از میزان سواد و تحصیلات و منزلت اجتماعی، درون یک صنف یا گروه حرفه‌ای و معیشتی، مرجعیت دارند، مانند چهره‌‌های شاخص سندیکایی.”
در شرایط خطرخیز و لغزنده‌ی فعلی آن‌چه از نخبگان ارگانیک برای حفاظت از تمامیت ایران برآمدنی است، از هیچ مرجعیت سیاسی و اجتماعی دیگری ساخته نیست.
به‌جای سر باز زدن از شناسایی اعتراضات، حاکمیت باید با صداقت و هوشمندی سراغ نخبگان ارگانیک برود، سخنان و خواسته‌های ایشان را به سمع قبول بشنود، و از ایشان بخواهد که از مرجعیت مؤثر خود برای کاهش تنش‌ها استفاده کنند. در این مسیر باید تنوع مرجعیت‌های محلی و ارگانیک را به رسمیت شناخت. گسترش نیکوکاری اجتماعی، مساعدت در تقویت محبت در قلوب و تقلیل کین جویی و کین توزی در لایه های مختلف اجتماع، زمینه های پروراندن خشونت را خشک می سازد.
جنبش نور و امید پادزهر فروپاشی و براندازی خواهی جدید است.  خنثی سازی رادیکالیسم کور و بر آمده از یاس و ناامیدی، جز با تقویت عناصر هویت بخش جنبش نور و امید، امکان پذیر نیست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا