سرخط خبرهای سازمان

مهم اما کمرنگ؛ جامعه شناسی ” سبک زندگی ” مدیران دولتی| امان اله باطنی

🔹طبق برآوردهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی گفته می شود در ایران بیش از ۴۵۰ هزار مدیر دولتی داریم ، بزرگی این رقم را وقتی می توانیم بفهمیم که بدانیم در کل کشور ژاپن با جمعیتی چندین برابر ایران تنها ۳۰۰ هزار کارمند دولتی وجود دارد .

🔹 اگر جمعیت ایران را ۸۰ میلیون در نظر بگیریم باید گفت تقریبا به ازای هر ۱۷۷ نفر ایرانی یک مدیر دولتی وجود دارد ، این آمار و ارقام را به منظور کنش تطبیقی در این مقال نیاوردم و هدفم نمایاندن بهره وری نظام اداری در ایران نبود بلکه هدف این مقاله ورود به بحثی جامعه شناختی در باره سبک زیست مدیران ایرانی ست .

🔹تصور کنید سبک زندگی ۴۵۰ هزار نفر از شهروندان را که از قضا مدیر دولتی نیز هستند و اینکه آنها چگونه زندگی می کنند ؟ چقدر زندگی شان تحت تاثیر سمت مدیریتی آنهاست ؟ چقدر مدیریت و سمت مدیریتی شان را زندگی می کنند ؟ افرازهای اداره – خانه در سبک زندگی آنها چقدر دخیل است ؟ چقدر بروکراسی و دیوان سالاری به زندگی آنها رسوخ کرده ؟ چقدر جرات و جسارت خود بودن را دارند ؟چقدر توانسته اند فاصله نهاد شغلی و نهاد خانواده را برای خود در زندگی پر کنند ؟

🔹حقیقت آنجاست که همین فاصله نهاد شغلی و نهاد خانواده برای مدیران دولتی ست که منجر به شکل گیری نهاد تزویر و عدم شفافیت در نظام اداری می شود .

🔹بگذارید کمی تحلیلی تر مسئله را بنگریم ؛

🔹در نگاه جامعه شناسی سیاسی ، دولت پدیده‌ای چند بُعدی و پیچیده است که در چشم‌اندازی کلی دارای چهار وجه یا چهره اصلی است:
۱- چهره اجبار یا قدرت،
۲- چهره ایدئولوژیک
۳- چهره عمومی
۴- چهره خصوصی

🔹هر دولتی مادامی که توانایی اعمال زور خود را از دست بدهد از حیز انتفاع ساقط می شود و اجبار یکی از ویژگیهای چهره‌های پایدار و اصلی دولت است. بدون عنصر اجبار و قوه قهریه حفظ نظم و امنیت، حل منازعات، فیصله دعاوی، توزیع امکانات و دفاع در مقابل مهاجمین خارجی ممکن نیست.

🔹از دیگر سو دولت ها ترجیح شان این ست که فرمانبری مردم از آنها برپایه سلسله باورها و اعتقاداتی باشد و درست در همین نقطه است که ” چهره ایدوئولوژیک ” دولتها شکل می گیرد .

🔹اما دولتها یکسری کارویژه های عمومی نیز دارند ، این کارویژه ها که شامل حفظ همبستگی عمومی ، حل و فصل کشمکش و منازعات ، تلاش برای دستیابی به اهداف کلی حکومت ، تلاش برای تطبیق با شرایط جدید و متحول ست همان “چهره عمومی” دولت را نشان میدهد .

🔹چهره خصوصی دولت اما جایی ست که دولتمردان خودشان اند ، بی رتوش و بدون رودربایستی ، حتما کتاب ” هاشمی بدون رتوش ” صادق زیبا کلام را خوانده اید ، حقیقت آنجاست که نفس استفاده از چنین عناوینی برای یک کتاب نشانه اهمیت ” چهره خصوصی ” در شرایط حاضر است .

🔹 در سالهای جاری همه سیاست مداران و دولتمردان محبوب کوشیده اند این چهره خود را در نگاه افکار عمومی ترمیم کنند و فاصله بین خود و مخاطب را بوسیله برجسته کردن ” چهره خصوصی ” پرکنند و بدوینسویله افول سرمایه اجتماعی دولت را در ” چهره خصوصی ” ترمیم کنند .

🔹یا عناوینی چون صندلی داغ و علت پرطرفدار بودن آن در سالهای پیش همین بود که سعی می کرد ” چهره خصوصی ” دولتمردان را به مردم نشان دهد .

🔹نگاه کنید به فیس بوک دکتر ظریف و نقشی که صفحه فیس بوک توانست در ” دیپلماسی عمومی ” در خلال مذاکرات هسته ای بازی کند ، فیس بوک دکتر ظریف نماد و نشانه ای از ” چهره خصوصی ” او بود و شاید علت محبوبیتش نیز بی رتوش بودن و نمایاندن چهره خصوصی یک دولتمرد در صفحه شخصی ست .

🔹همین دکتر ظریف به کنسرت همایون شجریان و شهرام ناظری نیز می رود ، در جشنواره فیلم و تئاتر فجر نیز حاضر می شود و به نوعی دارد “سیاست ” و ” زندگی ” را با یکدیگر در می آمیزد ، او از خود بودن و از نمایاندن علاقه مندی های زندگی شخصی اش به مردم ابایی ندارد ، او ” چهره خصوصی ” اش را برای مردم به نمایش می گذارد و علت محبوبیت اش نیز شاید همین باشد .

🔹از همین روست که در سالهای جاری همه آنها که بر روی پرسونال برندینگ شخصیت های سیاسی و دولتمردان کار کرده اند به آنها برجسته نمایی ” چهره خصوصی ” شان را توصیه نموده اند ،نگاه کنید به تعداد صفحه های شخصی تلگرام ، فیس بوک و اینستا گرام و توئیتر و نقشی که این صفحات در پرسونال برندینگ شخصیت های سیاسی و دولتمردان بازی کرده اند .

🔹در حقیقت صفحه های شخصی جایی ست که میتوان بدون عصاقورت دادگی و راحت با مردم و افکار عمومی مواجه شد و بهترین ابزار برای رخ نمایی ” چهره خصوصی ” دولتمردان است .دولتمردانی که حالا عددشان از ۴۵۰ هزار نفر فراتر رفته و در هر ۱۷۷ نفر از ما یکی شان وجود دارد .

🔹یکی از نمادها و نشانه ها برای ارزیابی ” چهره خصوصی ” در تاریخ سیاسی ایران روزنوشت هایی ست که از سیاست مداران بجا مانده ، روزنوشت هایی که تا حدودی زندگی شخصی سیاستمداران و دولتمردان را به مردم عرضه می کرد و سبک زندگی دولتمردان در آن عیان می شد .

🔹و اندک بودن چنین روزنوشت هایی نشان میدهد که ” چهره خصوصی ” در جامعه ایرانی کم رنگ تر از دیگر چهره های دولت یعنی چهره های زور ، کارویژه های عمومی و ایدئولوژیک ست .

🔹در میان سیاست مداران عصر معاصر تنها مرحوم هاشمی رفسنجانی ست که زندگی سیاسی خود را روزنوشت کرده و در کتاب هایی چون ” عبور از بحران ” بصورت کلی می توان سبک زندگی او و خانواده اش را ارزیابی کرد .

🔹او بعنوان یک سیاستمدار از زندگی کردن فرار نمی کرد و برایش سیاست به منزله پایان دادن به زندگی عادی نبود

🔹حقیقت آنجاست که اگر سیاست به معنای تباه کردن زندگی ۴۵۰ هزار نفر مدیر دولتی ست و اگر قرارست تصدی پست مدیریتی با همه مقتضات خود به معنای تعطیل کردن زندگی عادی باشد بدین ترتیب شاهد استهلاک سرمایه انسانی خواهیم بود .

🔹پس از این مقدمه طولانی می خواهم به سراغ ارزیابی یک مشاهده بروم ، این روزها فراوان می بینیم و می شنویم که فلان عضو شورای شهر اصفهان یا بهمان عضو آن در کنسرت موسیقی یا در نمایش تئاتر حضور یافت .

🔹این حضور از منظر جامعه شناسی حضور مبارکی ست ، حضوری ست که منجر به پررنگ نمودن ” چهره خصوصی ” دولتمردان می شود و در نهایت سرمایه اجتماعی را افزایش می دهد و اینهمه وقتی مهم است که بدانیم در حال حاضر مهمترین مانع پیش روی توسعه و البته توسعه شهری ، افول سرمایه اجتماعی ست و حضور اعضای شورای پنجم در میان مردم می تواند به ترمیم سرمایه اجتماعی کمکی شایان کند .

🔹ضمن آنکه بتدریج باید در سبک زندگی دولتمردان تحولی نمادین رخ دهد و تا زمانی که تحول در سبک زندگی دولتمردان رخ ندهد شکاف دولت – ملت نخواهد گذاشت توسعه منعقد شود .

منبع : دنیای اقتصاد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا