سرخط خبرهای سازمان

از بست نشینی تا فعالیت مدنی| سعید فرجی خویی

یادداشتی از سعید فرجی خویی، رئیس منطقه آذربایجان غربی سازمان عدالت و آزادی

به گواه تاریخ، پدیده اجتماعی «بست نشینی» در قوالب گوناگون و در دوره هایی از تاریخ وجود داشته است این حرکت در عهد صفویه رونق یافته و اوج روشنی آن به دوران قاجار می رسد.

دربررسی پیشینه بست نشینی در ایران ، به حضور اعتراضی مردم در بقاع متبرکه ،مساجد و بارگاه ائمه و امامزادگان به نشانه مصونیت آنجاممی گرفته است. این امر ابتداً وسیله ای برای استشفا و طلب رهایی و شفاعت از آتش قهر الهی بوده و بتدریج و بنا به نیازهای اجتماعی و گاهاً سیاسی جامعه تسری پیدا کرده است. به گونه ای که پناه جستن در این مکان های مقدس گاه به جهت احقاق حق و تقاضای حمایت در برابر شر و ظلم حاکمان و قدرتمندان بود که مرجعی قانونی برای پاسخگویی آن وجود نداشت یا بدان امیدی نبود.

به شهادت تاریخ، حرمت این مکان های مقدس تا بدان حد بوده است که سلاطین و حکام به سبب عقیده و باور قلبی، و یا از سر اجبار و به تاسی از باور عمومی جامعه به رعایت این سنت و حفظ و احترام حریم این گونه مکانهای مقدس و امن پایبند بوده اند(عباس خالصی، تاریخچه بست و بست نشینی، ص ۱۴)

بدون شک بست ها در دوران حکومتهای سلطه طلب مکانهایی بوده است که بی گناهان به جهت محفوظ ماندن از خشم جباران و فرمانهای ظالمانه آنان بدانها پناه می برده اند، و طلب یاری و بخشش می کرده اند. بدین ترتیب در دورانهای بعد بست نشینی به صورت حرکتی اجتماعی تکرار شد و مورد قبول عام و خاص قرار گرفت تا آنجا که شکل سنتی نافذ به خود گرفت. مستندات تاریخی حاکی از آن است که پیدایش و گسترش این سنت در پاسخ به نیاز جامعه و در واقع نشانه ای از تمایل جامعه برای اجتناب از واکنشها و تنشهای شدید اجتماعی و ایجاد جو صلح و آرامش و دوری از اضطراب و درگیری های اجتماعی بوده است. در عهد صفویه بست نشینی به دلیل رشد شعایر مذهبی از رونق بیشتری برخوردار شد; به طوری که اگر گنهکاری موفق می شد که در کاخ پادشاهی بست بنشیند، به نوشته نصرالله فلسفی حتی شاه نیز حق اخراج او را نداشت(دائره المعارف تشیع، ج ۳، ص ۲۲۷، ذیل ماده «بست»)

فعالیت مدنی

در پس پیروزی انقلاب اسلامی و با بازشدن فضا برای فعالین اجتماعی و سیاسی، بست نشینی کارکرد خود را از دست داده و به تاریخ پیوست و حلول انقلاب مدرن ایران در قرن بیستم، این امر سنتی را محصور به کتاب های تاریخی کرده و به کارهای پژوهشی سپرد.

در پس انقلابی مدرن، میدان گسترده ای برای ایجاد چالش های مختلف برای حکومت و اعتراضات مدنی و اجتماعی فراهم گردید. و معترضان در قالب قانون و بصورت مسالمت آمیز کم و بیش به خواسته های خویش دست می یافتند و اعتراض قانونی و مدنی با استفاده از احزاب و نهادهای جامعه مدنی مسالمت محور، جای کارهای خشونت آمیز را گرفت و فعال مدنی با استفاده از ابزار قانون و در پی مطالبات مردمی سربرآورد.

تلاش برای حقوق و آزادی های مصرح افراد در قانون، مبنای کلی و البته مطرح جهانی، در پی برنامه های فعالین مدنی واقع گردید. در واقع کنشگر مدنی در مقام دیده بان جامعه در پی جلوگیری از اجحاف به جامعه و نقض حقوق و آزادی‌های اساسی افراد است؛ و دراین راستا  از ابزارهای مختلف در جهت نقد و ایجاد تعادل و تعامل بین جامعه مدنی و قدرت استفاده می‌کند.

اینان فرادی هستند که نسبت به آنچه در محیط‌شان می‌گذرد اهمیت می‌دهند، و اقداماتی برای نشان‌دادن این موضوع دارند. کنشگری مدنی محدوده‌ی همسایگی تا حرکت‌های ملی و بین‌المللی را شامل می شود.

رفتارها و نگرش‌ها و اقدامات اصول این نوع مشارکت‌ و خدمت‌رسانی تجلی این نوع فعالیت هستندافراد و جوامع برای دسترسی به قدرت قانونی در راستای گسترش و حفظ منافع و حقوق خود، باید قادر به ارائه خدمات، سازماندهی و ارائه اقدامات لازم باشند. افراد و جوامع، با دستیابی به منابع متعدد و موجود قدرت مدنی، می‌توانند بر مسیر مهمی از زندگی خود و دیگران تاثیر بگذارند. ‌بنابراین فعال مدنی در راستای توسعه و مسئولیت اجتماعی‌ ، مطالبه ی خواسته های سیاسی و فرهنگی قشری از افراد جامعه و حل معضلی از معضلات جامعه در حوزه های مختلف را شامل گردیده و تا حصول قانونی خواسته ها پافشاری دارد.

طرفه آنکه، در رجوع به بطن جامعه وبررسی مباحث روز، بازگشت به دوران پیشا مدرن ایران نه رواست و نه قابل دفاع و برگشت؛و نه با روح فعالیت مدنی و خواسته های مدنی – آنچنان که در فوق اشارت رفتهم خوانی دارد. لاپوشالی زدوبندهای اقتصادی و انحراف جامعه و مردم ، نه با فلسفه بست نشینی هم خوانی دارد و نه نشانی از مانیفیست امرمدنی با رهیافت مطالبات مردمی دارد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا