سرخط خبرهای سازمان

اصلاحات حسینی؛ یادداشتی از محمد خواجه

با لحاظ جریان خلافت در سال ۴١ هجری عملا خاندان عصمت از سیاست کنار نشست و غالبا با کارهای اعتقادی و فرهنگی رسالت خود را انجام میدادند تا اینکه سال ۶١هجری فرا میرسد و در اینجا شاهد اقدام اصلاح طلبی خاندان عصمت هستیم بطوریکه امام حسین(ع) می فرماید: انما خرجه لطلب اصلاح فی الامه جدی.

همانا من خارج شدم برای انجام اصلاحات در امت جدم.

بنابراین امام خروجش را از مدینه و مکه برای هدفی گرانبها یعنی اصلاحات و همچنین برای امتی که مورد ستم قرار گرفته آغاز کرده است.

و البته بر اساس این فراز قدسی امام، اقدام او با سِلاح ملکوتی امر به معروف و نهی از منکر قابل اجرا بود و چنانکه میدانیم امر به معروف و نهی از منکر، یک درگاه استراتژیک است که از سطوح مادون امر و نهی خیابانی آغاز و تا مراتب مافوق آن همانند براندازی حکومت های جور و خودکامه ادامه دارد.

بر این اساس و با توجه به اینکه پیامبر اکرم برگزیده حق تعالی و مصلح جامعه قریش و امیرالمومنین مصلح جریان خلافت بودند بنابراین، امام حسین را مصلحی در برابر همه جریانات انحرافی اعم از اموی، خوارج و غیره میدانیم.
و در ادامه و با توجه به این گفتمان آسمانی، امام حسین اولین کسی است که در میدان اعتقادی سیاسی خروج خود را رسماً اصلاحی اعلام کرده است، نه چیز دیگری.

چنانکه مستحضر هستید در ادبیات علوم سیاسی چهار اصطلاح یا واژه وجود دارد که بیانگر موضع گیری اپوزسیون در برابر حاکمیت است.

♦نخست انقلاب ، که به معنی تغییرات زیربنایی و روبنایی در حیات سیاسی اجتماعی یک جامعه است ولی امام نفرمودند: انما خرجه لطلبه انقلاب.

♦دومین واژه کودتاست ، که به معنی حرکتی که توسط یک گروه نظامی علیه دستگاه حاکم صورت میگیرد و چنانچه خوانده ایم همراهان امام، نظامی محض نبودند بلکه یک کاروان غالباً خانوادگی و اندک حواریون ارادتمند او.

♦سومین اصطلاح شورش است، شورش به معنی نافرمانی خیابانی توام با خشونت که این مسىله نیز دور از شان امام بود. هر چند دستگاه تبلیغاتی اموی امام را به عنوان شورشی به مردم معرفی کردند.

♦و اما چهارمین مورد اصلاح است که شمه ای از آن ذکر گردید و در حدیث شریف نیز نقل شد و این راهبرد اساسی بود که امام تعقیب می نمود.

و در این راستا یادآوری چند نکته اساسی قابل تامل است:

  1. اِنّما:به معنی هماناست که در لسان عرب بیانگر تاکید مبتنی بر آگاهی بخشی است ، آشکار است که امام نه تنها برای زمان خود بلکه مخاطب او نسل های بعدی یعنی به درازای تاریخ بشر است.
  2. خرجه: فعل ماضی است و به معنای خارج شدم است. یعنی حرکت اولیه امام از مدینه به سوی مکه انجام یک فریضه عبادی صرف نبود بلکه خروجی هدفمند و با برنامه بود.
  3. لِطلب اصلاح: برای انجام اصلاحات یعنی یک راهبرد مبتنی بر باور در جامعه ای که نه تنها از آشفتگی سیاسی رنج می برد بلکه بنیان های اعتقادی آن ها نیز متزلزل شده بود.
  4. فی امت جدی: در امت جدم : که بیانگر جامعه هدف است و طبق فرمایش امام بطور اعم همه جهان اسلام یا امت پیغمبر بود. و البته بطور اخص و برای شروع ماموریت الهی خود طبیعی بود که عراق را انتخاب نماید.

و اما پرسش هایی که پیش می آید اینست که مگر جامعه اسلامی نبود؟ مگر دین رسمی اسلام نبود؟ مگر کتاب هم قرآن نبود؟ مگر همه به سوی یک بیت قدسی نماز نمی گذارند؟ مگر خمس و زکات و حج و جهاد پررنگ تر از قبل انجام نمی شد؟ پس ضرورت اصلاحات چه بود؟ و چرا امام تمام هستی و آبرویش را در طبق اخلاص می گذارد؟

می دانید چرا؟ چون همه اینهاکه گفته شد یا همه آن چیزهایی که انجام می شد پوسته و بدن دین بود و آنچه از کار افتاده بود و امام برایش قیام کرد مغز دین و محتوای دین بود.

باور راستین یا اعتقادی حقیقی تعطیل شده بود و همه چیز ظاهر سازی بود لذا تامین هدف اساسی دین یعنی عدالت در آن شرایط غیر ممکن بود و بنابراین امام همه هستی خود را همانند پدرش برای عدالت پیش کش حق تعالی نمود و این مهم میسر نبود جز با براندازی حکومت فاسد و فاجری که بر همه ارکان جامعه اسلامی سایه افکنده بود و لذا پیش درآمد آن روشنگری در جامعه و بازخوانی پیام راستین حق برای مردم بود و بنابر این، این مهم از طریق راهبردی فرهنگی_سیاسی بنام اصلاحات امکان پذیر بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا