سرخط خبرهای سازمان

پرسش هایی در باب مفهوم توسعه| یادداشتی از حامد اکبری گندمانی

یادداشتی از  حامد اکبری گندمانی، دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان واحد خوراسگان

از دیدگاه یکی از اساتید دانشگاه (جناب آقای دکتر محسن رنانی)، توسعه زمانی رخ می دهد که ما در کنار هم و با هم یک نظام رانندگی و ترافیکی انسانی و کم هزینه ایجاد کنیمالبته این کار نیازمند توانمندی های ویژه ای است. مثل اینکه ما آنقدر توانمند و بزرگ شویم که بتوانیم نیم سانت پای خود را روی پدال گاز کمتر فشار دهیم. آن موقع می توانیم در محیط بزرگتر و در رقابت های مختلف به صورت اخلاقی و انسانی رقابت کنیم و بدون ضربه زدن به دیگران، تحولات بنیادی را در بطن جامعه خود ایجاد کنیم.

از نظر وی ارتقای توانایی گفتگو، صبوری در مشارکت اجتماعی، تصمیم گیری های عقلانی، نقد پذیری و توانایی نقد کردن، نوآوری، تحرک و نشاط در جامعه از ضرورت های رفتن به سوی یک جامعه توسعه یافته و لازمه پویایی یک جامعه در عصر نوین است.

درحال مطالعه کتابی بودم که این پاراگراف مرا مجذوب خود ساختمقایسه و مقایسه کردن دقیق ترین روش استنباط، تجزیه و تحلیل پدیده ها و ساختارهای انسانی و اجتماعی است. بنابراین تا زمانی که ما مقایسه نکرده ایم، فهم و درک در یک دایره محدود است. مزیت ها و ضعف ها زمانی آشکار می گردد که مدیران، نویسندگان، کارگردانان، نمایندگان مجلس، اساتید دانشگاه، وزراء، ساختارها و جریان ها با هم مقایسه می شوند و جایگاه، ارزش و مزیت آنان آشکار می گردد»( سریع القلم، محمود، فرهنگ سیاسی ایران، انتشارات فروزان روز، چاپ چهارم۱۳۹۳،ص۱۷).

مطلبی دیگر در همان کتاب، غلیان درونی در من پدید آورد. جریان از این قرار است که نویسنده کتاب فوق الذکر در سال ۱۳۷۸ طی کنفرانسی در آلمان شاهد آشنایی دو استاد دانشگاه هلندی و کانادایی بوده که برای اولین بار با یکدیگر ملاقات می کردنددر مدت کنفرانس سه روزه، این دو استاد با مباحث فکری و نظری که با هم داشتند به طرح مشترک چاپ کتابی رسیدند که یک سال و نیم بعد منتشر شد. پس از این اتقاق سؤالات متعددی در ذهن او شکل می گیرد، از آن جمله اینکه: چطور دو نفر بدون هیچ آشنایی قبلی با یکدیگر توانستند با هماهنگی و تفاهم کتابی را منتشر کنند؟ چرا آنان در کار جمعی موفق ترند؟ چرا طرح ها و پروژه های آنان اعم از فکری و اجرایی با سرعت قابل توجهی به مرحله اجرا می رسد؟ چرا بدگویی، منفی بافی و اتهام در میان آن ها کمتر است؟ چرا سریع به همدیگر اعتماد می کنند؟ و چرا آن ها راحت تر با هم مصالحه می کنند؟

از منظری دیگر می توان سؤالات دیگری را هم بیان کرد: چرا ما ایرانی ها نمی توانیم با همدیگر کار کنیم، هماهنگ باشیم، یکدیگر را قبول کنیم، به هم احترام بگذاریم، تفاوت های همدیگر را بپذیریم، وظایف و سهم کاری خودمان را ایفا کنیم، یکدیگر را تضعیف نکنیم، از هم حمایت کنیم، به بهتر از خودمان افتخار کنیم نه آنکه او را تخریب کنیم، به هم گوش نمی دهیم، جو پذیر هستیم، به راحتی تغییر روش و مرام می دهیم، به کسی که در باند خودمان است بسیار ارج می نهیم ولی حق شهروندی افراد پیاده را در خیابان ها به راحتی نادیده می گیریم، خیلی زود عصبانی می شویم، موفقیت افراد را نادیده می گیریم، در دوستی، ارتباط و کار همه چیز را یکسویه می خواهیم و سهم خود را به خاطر تنبلی و بی توجهی به دیگران ایفا نمی کنیم، دمدمی مزاج هستیم، قبلا عواقب حرف هایی را که می زنیم، نمی سنجیم، در قضاوت نسبت به انسان های دیگر و پدیده ها منصفانه برخورد نمی کنیم، حوصله نداریم برای جواب گرفتن در یک کاری، ده سال و شاید پانزده سال صبر کنیم( سریع القلم، محمود، عقلانیت و توسعه یافتگی ایران، انتشارات فروزان روز، چاپ دوازدهم ۱۳۹۵،ص۲۴).

از این منظر، بسیاری از رفتارهای ما متعلق به دوران قبل از مدرنیته است. به همین دلیل است که با اعتقاد پشت چراغ قرمز نمی ایستیم، دیر رفتن به جلسات برای ما مهم نیست، پرچم کشورهای خارجی را پشت ماشینمان می چسبانیم و وقتی اشتباه می کنیم، عذرخواهی نمی کنیم. مدرنیته با ادکلن و شیک پوشی به دست نمی آید، بلکه به شخصیت با وقار و خلق و خویی عقلایی متصل است. با این توضیحات این پرسش که توسعه سیاسی مقدم است یا توسعه اقتصادی نشانگر بد فهمیدن مسئله است.

یک انسان معقول هم به غذا نیاز دارد، هم به هوا. هم به مسکن نیاز دارد و هم به پوشاک. هم به اخلاق نیاز دارد و هم به مال. هم به دوست نیازمند است و هم به تنهایی. هم باید گریه کند و هم باید شاد باشد. هم باید موسیقی گوش کند و هم باید مطالعه کند. هم باید تلاش کند و هم به استراحت نیاز دارد(سریع القلم، همان،ص۲۷). بنظر می رسد که ناسیونالیسم ما نیز عمدتا ناسیونالیسم احساسی و هیجانی است تا ناسیونالیسم عقلایی( تعلق به خاک، سرزمین و شوکت و قدرت ملی).

کسی که به کشور خود تعلق عقلی دارد یقینا از اتومبیل خود، زباله به بیرون پرت نمی کند و کسی که تعلق نهادینه شده عقلی به مملکت و جامعه خود دارد، سهم خود را در دستیابی به شوکت ملی ایفا می کند.

علیرغم بی نظیر بودن هوش ایرانی، افراد بیشتر وقت خود را صرف سر در آوردن از زندگی خصوصی و غیر خصوصی مردم می کنند، که البته این قبیل موضوعات تا زمانی که ما نخواهیم به رشد دست پیدا کنیم نه تنها بد نیست و مشکلی ندارد که اتفاقا خوب هم هست اما وقتی در مقام مقایسه بر می آییم و هدفمان رسیدن به رشد و توسعه پایدار باشد، این گونه رفتارها با مبانی عقلی و فرآیندی رشد ناسازگار است.

موضوع توسعه یافتگی از دو بخش کلان تشکیل می گردد: اول اصول ثابت و دوم الگوهای مختلف به تناسب شرایط گوناگون کشورها. هرچند کشورهایی مثل آلمان، انگلستان و ژاپن از اصول ثابتی در توسعه یافتگی (دولت حداقل، صنعتی شدن، توجه فراگیر به علم و عقلانیت، سیاست خارجی مدافع اقتصاد ملی، بخش خصوصی فعال، نظام آموزشی کاربردی، حاکمیت کارآمدی در تمامی سطوح نظام اجتماعی، نخبگان ابزاری منسجم، مردم پر کار و مسئولیت پذیر، دولت پاسخگو و غیره) برخوردارند، اما الگوهایی که در این کشورها طی سال ها پرورش و تکامل یافته، متفاوت است. به دیگر سخن، هرچند تمامی این کشورها از چارچوب فکری خاصی بهره مندند، ولی به تناسب فرهنگ، تاریخ و مقدورات خود تحت تأثیر الگوهای مختلفی هستند(سریع القلم، همان،ص۱۶).

باید گفت که اصول توسعه یافتگی از یک کشور به کشور دیگر متحول نمی شود بلکه بسترهای کاربردی و عملی آن تغییر پیدا می کند. به دیگر سخن، اصول توسعه یافتگی جهان شمول است و در همان حال قابلیت بومی شدن را دارد. به عنوان مثال، یک کشور خواهان توسعه نمی تواند میان صنعتی شدن و صنعتی نشدن انتخابی داشته باشد اما می تواند در نوع، مراحل، کیفیت، شیوه سرمایه گذاری و اولویت بندی های آن برنامه ریزی نماید و به الگوی بومی و ملی خود دست پیدا کند

با توجه به اینکه از یکسو جمعیت ایران در ربع قرن آینده به مرز یکصد میلیون نفر خواهد رسید و از سوی دیگر با توجه به استقلال سیاسی به دست آمده پس از انقلاب اسلامی، شایسته است دولتمردان در طراحی های آینده نگرانه خود با تکیه بر توان داخلی و بهره گیری مناسب از تجربیات کشورهای توسعه یافته به گونه ای که سبب افزایش کارایی و کاهش یا صرفه جویی در هزینه ها گردد، به فکر افزایش سطح رفاه و استاندارد زندگی یکصد میلیونی در اوایل قرن شمسی پیش رو باشند.

یادداشتی از  حامد اکبری گندمانی، دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان واحد خوراسگان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا