سرخط خبرهای سازمان

نقدهای نامنصفانه به مصاحبه دختر خلخالی؛ یادداشتی از رضا صادقیان

در آخرین شماره ماهنامه اندیشه پویا، شماره ۴۴  گزارش مصاحبه‌ای از فاطمه صادقی، دختر حاکم شرع سال‌های اول انقلاب اسلامی منتشر شده است. عکس خانم صادقی نیز روی جلد همین شماره قرار گرفته و حکایت از مهم و بکر بودن این مصاحبه دارد. بعد از انتشار این گزارش نقدهای بسیاری به گفته‌های دختر خلخالی در سایت‌ها و کانال‌های خبری به نگارش درآمد، حتی باعث موضع‌گیری و عصبانت تعدادی از تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور شد. گفته‌ها و ناگفته‌های خانم صادقی آنقدر برای ناظران و مخالفان رفتار خلخالی قابل نقد بود که این‌بار دختر وی را متهم به «توجیه کننده رفتارهای خشن»، «پاکن خشونت» و عبارت‌های دیگر نواختند.

یکم؛ بهتر می‌بود شکل ارایه مطلب نه گزارش یک مصاحبه که به صورت گفتگو منتشر می‌شد. فضای گزارش‌های تهیه شده از مصاحبه این امکان را به شخص مصاحبه کننده می‌دهد که حالت‌های گوینده را در هنگام گفت و شنود به خواننده انتقال دهد، در صورتی که برای بازخوانی یک رفتار در بازه زمانی خاص چنین روشی نه تنها کمکی به ساختن تصویری نزدیک به واقعیت نمی‌کند بلکه خواننده ناچار می‌شود آن رویدادها را با تمام تلخی‌هایش با حس و حال فرزند بخواند. در بخش‌های مختلف این گزارش از این روش در جهت تاثیرگذاشتن روی مخاطب استفاده شده است، در صورتی که اگر از قالب مصاحبه‌ بدون دخل و تصرف و بازسازی فضای چهره، اشک‌ها، تکان دست‌ها و جابجا شدن روی صندلی مصاحبه شوند برای خواننده استفاده نمی‌شد، چه بسا کسی از بغض‌های فروخفته این استاد دانشگاه خبردار نمی‌شد  و متن را بدون ذهنیت و پیش‌داوری می‌خواند.

دوم؛ نه تنها فاطمه صادقی، که هیچ کدام از کسانی که دستی به قلم دارند، محقق تاریخ هستند و در داشتن نگاهی واقع‌بینانه شهره عام و خاص می‌باشند در هنگامه‌ای که پای تحلیل جایگاه پدر خانواده به میان می‌آید نمی‌توانند آن نگاه واقع‌نگر و تحلیلی را حفظ کنند. امکان اینکه از درون نظم خانواده به نزدیکان  خویش، خصوصا پدر و مادر از منظر تحلیل و بازخوانی رفتار اجتماعی و سیاسی نگاه گردد بسیار نادر است. به عنوان نمونه می‌توان به ده‌ها کتابی که از سوی فرزندان خانواده‌هایی با پیشنه سیاست منتشر شده نگریست، آن‌ها نیز در لحظه‌ای که به شخصیت پدر، مادر و برادرها و خواهرها نزدیک شدن برای دمی آن دقیق‌نگری را به احساس به هیجان درآمده ترجیح دادند و روایت تاریخی را به بازگویی خاطرات شخصی فروکاستند. بنابراین بهتر می‌بود به جای نگاه دختر خلخالی همزمان با نگرش‌های موافق و مخالف صادق خلخالی منتشر می‌شد تا همزمان با نگاه مخالف، موافق و نگرش خانواده روبرو می‌شدیم.

سوم؛ خانم صادقی، فرزند خلخالی است. صادق خلخالی را می‌توان به بخش بیرونی، اجتماعی، سیاسی و حاکم شرع و همزمان یک پدر و حافظ نظم نهاد خانواده تقسیم‌بندی کرد. آنچنان که همین جداسازی را می‌توان برای دیگر شخصیت‌های قدرت‌مدار تاریخ معاصر ایران قائل شد. امکان اینکه این دو تصویر و شخصیت هیچ وقت به همدیگر نزدیک نشوند و یا حتی ارتباطی با یکدیگر برقرار نکنند چندان دور از ذهن نیست. می‌توان همزمان با دو خلخالی روبرو بود و دو روایت مختلف را در کنار هم قرار داد، پدری دلسوز و شخصیت سیاسی و سازش‌ ناپذیر در روزهای اول انقلاب اسلامی. در چنین تقسیم‌بندی چهره خلخالی در بخش اجتماعی، صدور احکام انقلابی وی، حضور  در لحظه‌های حساس و پیامدهای تصمیمات و احکام وی در بخش اجتماعی و سیاسی بررسی می‌شود و نمایی دیگر را فرزندان و نزدیکان ایشان به مخاطبان ارایه می‌کنند، همین که جایگاه وی را از منظر‌های متفاوت ببینیم کفایت می‌کند. در واقع بعد از آگاهی از جزئیات زندگی خصوصی و سیاسی خواننده به این نقطه می‌رسد که شخصیت خلخالی در خانواده را قبول و با آن همراهی نشان دهد و یا اینکه واقعیت بیرونی یک چهره سیاسی در روزهای اول انقلاب را با تمام تلخی‌هایش بپذیرد.

نه تنها صادق خلخالی، هر کدام از چهره‌های سیاسی گذشته و حال به فراخور مقام و تاثیرگذاری آنان در سیاست مورد قضاوت تاریخی قرار خواهند گرفت. شکی نیست که در این قضاوت تاریخی زاویه نگاه خانواده این چهره‌ها به شخصیت آنان فقط یکی از زوایای نگریستن است و نه تمام آن. بنابراین جایی برای عصبانیت و گله‌مندی نیست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا