سرخط خبرهای سازمان

قرائت پیام سید محمد خاتمی توسط بهراد بهشتی: جز در پرتو آزادی حقیقت رو نمی نماید

بسم الله الرحمن الرحیم

نام ها و عنوان ها چون نامیده‌ها و عنوان‌دارها می‌توانند زیبا یا زشت باشند. آزادی و عدالت گرچه در معنی (و مفهوم) مبهم، و بحث و گفتگو درباره آنها پردامنه بوده است و تشخیص مصداق آنها نیز دشوار و مورد اختلاف است، اما هر چه باشد کمتر کلمه (و عنوانی) دلپذیرتر و احساس برانگیزتر از آزادی و عدالت می‌توان یافت.
کدام وجدان پاک است که آزادی و عدالت را نستاید و کدام دل پاکیزه و ناآلوده ایست که به آهنگ دل نشین آزادی و عدالت نطپد؟
اما آزادی و عدالت که برای انسان و زندگی شایسته اوست، چه بسا بهانه‌ای بوده است در دست نامردمان تا به‌نام آزادی، عدالت را به قربانگاه ببرند و به‌نام عدالت، آزادی را به بند بکشند و انسان در طول تاریخ قربانی بزرگ بی‌عدالتی و آزادی ستیزی بوده است و قصه این مظلوم تاریخ، پرغصه است.
آنچه در اینجا به اشارتی می‌گویم و می‌گذرم اینکه: زیبایی و خیر و حقیقت که هنر به اولی و اخلاق به دومی و معرفت به سومی معطوف است جز در سایه آزادی به چنگ نمی آید، چنانکه مسؤولیت که شاخصه مهم انسان است در صورتی معنا دارد که انسان آزاد باشد و اخلاق و آزادی نیز لازم و ملزوم یکدیگرند؛ همچنانکه جز در پرتو آزادی، حقیقت رو نمی نماید و به آن نزدیک نمی توان شد.
آزادی در عرصه اجتماعی (که پذیرش آن مسبوق به پذیرش حق انسان و بخصوص حق حاکمیت بر سرنوشت است) خواسته همیشگی آدمی بوده است و اگر زندگی انسان جز در سایه قانون استوار نمی شود، از مهمترین وجوه توجیه کننده قانون، تزاحم اراده‌های آزاد و محدود کردن آن نه به دلخواه بولهوسان قدرت مدار، بلکه برای نگاهبانی و نگاهداری بنیاد آزادی مردمان است و این که آزادی بی حساب یکی، آزادی دیگران را از میان برندارد.
عدالت اگر به درستی معنا و دریافته شود نه تنها تعارضی با آزادی ندارد بلکه احترام به آزادی مردمان و ایجاد زمینه برای روایی آن خود از بارزترین مصداق های عدالت است. چرا که اگر عدالت در معنای کلی آن، دادن حق هر ذی‌حقی به او است کدام حق بالاتر و گرامی تر از حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است؟
به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام درود می فرستیم و در پیشگاه نورانی او سر تعظیم فرود می آوریم که خداوند منان این حقیقت را از زبان او در قرآن کریم جاری کرده است که: پیامبر بردارنده زنجیرها و پابست‌ها از دست و پای آدمیان است و در جای دیگر به تحقیق و تأکید می‌فرماید که هدف برانگیختن پیامبران بر پاداری “قسط” توسط مردمان است و شگفت اینکه در اینجا نیز آزادی اهمیت فراوان یافته است؛ یعنی این آدمیان‌اند که خود باید قسط (و عدل) را بشناسند و آن‌را برپا کنند و از آن پاسداری نمایند. قسط تحمیلی ممکن نیست و اگر باشد پایدار نخواهد بود. پیامبران شناخت می دهند و اراده آزاد را تقویت می کنند تا بر پایه این دو قسط برپاشود.
کوتاه سخن اینکه اگر ما خواستار استقرار جامعه مدنی هستیم، پایه های آن، نهادهای مدنی و تشکل‌های و حزب‌ها و جمعیت‌های اختیاری (نه اضطراری) هستند و اگر به کرامت انسان باور داریم و اگر مردم سالاری سازگار با دین را می‌خواهیم و اگر آن را هدف بلند انقلاب شکوهندمان می‌دانیم باید همه تشکل‌ها آزادی و عدالت را پاس دارند.
نشست سراسری سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی را که سالها است در عرصه حیات اجتماعی ما فعال است گرامی می‌داریم و برای همه اعضاء محترم و هواداران و دوستداران آن توفیق روزافزون در خدمت به انقلاب و ایران و مردم و استوار کردن هر چه بیشتر پایه‌های جمهوری اسلامی از پرودگار توانا مسألت می کنیم.

سیدمحمد خاتمی
۲۰ مرداد ۱۳۹۶

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا