سرخط خبرهای سازمان

پیشنهاد ایجاد کمیسیون شفافیت و نظارت؛ با مهدی مقدری درباره اما و اگرهای حکمرانی خوب شهری

 روزنامه اصفهان زیبا . لیلی زواره ای | فارغ التحصیل روابط بین الملل است؛ اما در بخش پژوهش، حوزه تخصصی توسعه و حکمرانی خوب را دنبال می کند که همان مدیریت واحد شهری است؛ اما مدرن‌تر و پیشرفته‌تر. مهدی مقدری، منتخب شورای پنجم ، دبیرکل و رئیس دفتر سیاسی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی، پیشنهاد تاسیس کمیسیون شفافیت، نظارت و امور حقوقی را نه تنها در شورای اصفهان که در تمام شوراهای شهر های کشور مطرح می کند. او از شهرهایی صحبت می کند که  از اصل مدیریت واحد و یکپارچگی شهری گذشته اند و به مرور سعی می کنند مولفه های دیگری را هم در کنار پیشینه مدیریتی  خود قرار دهند. آنها اصول پاسخگویی، شفافیت، مبارزه با فساد و مشارکت شهروندان را به قانون تبدیل کرده‌اند تا شهری با استانداردهای حکمرانی خوب ایجاد کنند.

آقای مقدری شما درباره کمیسیون نظارت و شفافیت و عملکرد آن بارها صحبت کرده‌اید. ایجاد چنین کمیسیونی را برای شورای پنجم مدنظر دارید؟

من بیشتر به دنبال ایجاد فضای گفتمانی مساله هستم و لزوماً بحثم اصفهان نیست. معتقدم در عصر جدید که مدیریت شهری در قالب حکمرانی‌خوب شهری مطرح می‌شود، باید تمام شاخص‌ها و عملکردهایی را که در نظر داریم با دانش توسعه در دنیا متناسب کنیم. در همین راستا، یکی از شاخص‌های کلیدی حکمرانی‌خوب و حکمرانی‌خوب شهری، مساله شفافیت است که اصل و اساس ساختار مدیریتی و حکمروایی را تشکیل می‌دهد. اگر دقت کنید من نهاد خاصی را نام نبردم؛ این اتفاق باید برای همه نهادها شکل بگیرد. اما با توجه به گستردگی حوزه خدمات شهری، از مسایل عمرانی تا مسایل فرهنگی و اجتماعی، زیرساخت‌های شهری و هر چه شما فکر کنید شورای شهر و شهرداری نیاز بیشتری به این اصل دارند. برای اینکه رضایت شهروندی حاصل شود معتقد به این هستیم که باید همه ضوابط، سازوکارها و فرآیندها شفاف باشد. اگر به شفافیت پایبند باشیم، در ادامه مساله نظارت هم اهمیت پیدا می‌کند.

شورای شهر به عنوان نهادی که یکی از وظایفش نظارت است، باید بر تمام این فرایندها، عملکردها و مدیریت‌ها نظارت کند تا بتوان گزارش‌های دوره‌ای از تخلف‌ها و پیگیری‌ها به مردم بدهد و خودمان را پاسخگو کنیم. در واقع شفافیت، نظارت و پاسخگویی باید در کنار هم باشد. پیشنهاد من این است که در شوراهای شهر کمیسیون “شفافیت، نظارت و امور حقوقی”، وجود داشته باشد. در شورای اصفهان کمیسیون “اقتصادی، حقوقی و گردشگری” داریم. در حالیکه این سه حوزه تناسب موضوعی با هم ندارند. پیشنهاد مشخصم این است که اصلاح ساختار کمیسیون‌ها هم شکل بگیرد و حوزه حقوقی در کنار شفافیت و نظارت تبدیل به کمیسیونی مستقل شود و وظیفه‌اش فقط موارد یاد شده باشد.

شورای شهر تهران، کمیسیون نظارت و حقوقی دارد و پایتخت در این خصوص از اصفهان جلوتر است. البته، نیک می‌دانم که فقط تشکیل این کمیسیون مهم نیست؛ بعد از آن سازوکار اداره کمیسیون هم اهمیت دارد.

مطابق آنچه گفتید به نظر می رسد به شهر شیشه‌ای اعتقاد دارید؟

دقیقاً همین طورست. بسته‌ای که ارایه دادیم درواقع شهرداری شیشه ای را می‌خواهد به مردم نشان دهد. هر قراردادی که در این ساختار بسته می‌شود و هر تصمیمی که گرفته می‌شود باید به صورت شفاف در سایت شهرداری یا شورا یا هر پایگاه دیگری که در نظر گرفته شده، قابل مشاهده باشد تا مردم بدانند امروز رقم فلان قرارداد که بسته شد چقدر است؟ و طرفین قرارداد چه کسانی بودند؟ تا بتوانند بعد پیگیری و نظارت را دنبال کنند. مردم باید بدانند به عنوان مثال فلان آقا بر اساس زد و بند به این قراردادها رسیده یا بر اساس تخصص و تجربه کاری. نتیجه این فرآیند که خدمت شما عرض کردم ما را به سمت ایجاد شهرداری شیشه‌ای نزدیک می‌کند.

چند گام تا رسیدن به این ایده آل زمان باقیست؟

ایده الی که گفتم امروز در دنیا عملیاتی شده است.

با توجه به شرایط ایران و اصفهان چند گام باقیست؟

ما وقتی یک موضوع جدید مطرح می‌شود تصور می‌کنیم قابلیت اجرا و عملیاتی شدن ندارد. در بسیاری از شهرها و نهادهای دنیا حرف‌هایی که امروز برای ما آرمان و رویاست، سالهاست از آن عبور کرده اند، چون وارد  مرحله اجرا شده اند.

اول باید باور داشته باشیم که این حرفها شدنیست؛ باید به اجرای آن باور داشته باشیم. در مرحله بعد طرحی لازم است که پیش‌نویس آن را آماده کرده‌ام و می‌خواهم با منتخبان شورای پنجم و کارشناسان مشورت کنم تا بتوانم این طرح را در همان روزهای اول شورا پیشنهاد دهیم. این طرح در واقع اصلاح تعداد دیگری از کمیسیون‌ها را در بر می‌گیرد. معتقدم که کمیسیون‌های شورا از نظر موضوعی باید همجنس‌تر شوند.

درواقع، برای دستیابی به هدف تعیین شده، گام اول این است که ببینیم از نظر مبانی فکری به کجا می‌خواهیم برسیم. در گام دوم به اصلاح ساختار نیاز داریم که همان طرحیست که اشاره کردم. اگر این طرح رای بیاورد گام سوم، عملیاتی کردن آن است و باید اعضای کمیسیون نظارت و شفافیت مشخص شوند تا برای چهارسال آینده  بتوانند در حوزه شفافیت، نظارت و مسایل حقوقی، برنامه‌ریزی و پیگیری لازم را انجام دهند.

 

شما مروج نظریه حکمرانی‌خوب شهری هستید و درباره آن سخنرانی کرده و مقاله‌هایی نوشته‌اید. این طرح همان مدیریت واحد شهری است؟

اول عرض کنم که من صرفاً دنبال کننده و معتقد به آن هستم.

اصل اساسی این موضوع به آنجا بر می‌گردد که مدیریت شهری یک سیر تاریخی را دنبال کرده است. در این سیر تاریخی، شهرداریها در گام اول به صورت جزیره‌ای شهر را اداره می‌کردند. شهرداری یک متولی بود و مابقی امور شهر هم در دست سایر نهادها قرار داشت، چیزی شبیه امروز ایران و اصفهان.

در گام بعدی، مدیریت شهری، مدیریت یکپارچه شد؛ یعنی تمام مسایل فنی و تخصصی که در شهر و در نهادهای مختلف اتفاق می‌افتد ذیل امورات شورای شهر و شهردار قرار گرفت، مثل زیرساخت‌های عمرانی، آب و برق و حتی آموزش پرورش و بهداشت و سایر خدمات. امروز در بسیاری از شهرهای دنیا می‌بینیم که شهردار فقط رییس اداره شهرداری نیست، بلکه رییس نهادیست که کل امور شهر را مدیریت می‌کند.

امروزه از این هم فراتر رفتند و بر پایه حکمرانی‌خوب شهری، گام جدید مدیریت شهری شکل گرفته است. رهبرانِ چنین شهرهایی معتقدند که از اصل یکپارچگی شهری گذشته‌اند و به مرور باید شاخص‌های دیگری هم در کنار پیشینه مدیریتی قرار بگیرد.

آنها اصل پاسخگویی، شفافیت، مبارزه با فساد، حاکمیت قانون، اثربخشی و کارآیی و مشارکت شهروندان را به عرصه مدیریت شهری کشانده تا شهردار و مدیران شهری دچار سلیقه‌گرایی و نگاه شخصی نشوند و به آن چیزی که برای شهر قانون شده، پایبند باشد. البته کیفیت مقررات و قوانینی که وضع می‌شود هم مهم است. شورای شهر نباید فقط بگوید من مقررات وضع کردم. مقررات باید کیفیت لازم برای بهبود زندگی شهروندان را داشته و با مشورت با کارشناسان و صاحب‌نظران و ذی‌نفعان تدوین شده باشد. این طور نباشد که اعضای شورا صرفاً بگویند ما قانون نوشتیم. باید دید این قانون چقدر می‌تواند از مشکلات مردم کم کند. همه این شاخص‌هایی که عرض کردم یک رساله جهانیست و در کنار سایر شاخص‌های مدیریتی قرار می‌گیرد.

یعنی امروز نمی‌توانیم بگوییم همین که حاکمیت یکپارچه باشد کافیست، نه! باید دید برنامه ما برای مبارزه با فساد و پاسخگویی به مردم، شفاف‌سازیِ روندها و برنامه‌ها، استقرار حاکمیت قانون چیست؟. همه و همه باید در کنار الگوهای مدیریت‌های پیشینی قرار بگیرد و به آن باور داشته باشیم.

شهری که با این شاخصه‌ها به وجود می‌آید، می‌توانیم بگوییم شهریست با استانداردهای حکمرانی‌خوب. در واقع شاخص‌های حکمرانی خوب، مدیریت یک شهر و جامعه را با شاخص‌هایی که خدمت شما گفتم به تراز بالاتری می برد.

اصفهان ما چقدر با این شاخص‌ها فاصله دارد؟

به نکته خوبی اشاره کردید. سالهاست دنیا برای اینکه به یک چنین سوالی پاسخ بدهد، شاخص‌های مدیریت شهری یا حکمرانی‌خوب شهری شهرهای دنیا را در آزمایشگاه‌های مرتبط سنجش می‌کند. شما وقتی می‌خواهید کیفیت سلامت بدنتان را بسنجید به آزمایشگاه می‌روید. در آنجا به شما شاخص‌هایی ارایه می‌دهد که از وضعیت بدنتان آگاه می‌شوید. یعنی شما شاخص‌های کیفیت سلامت بدنتان را از آزمایشگاه می‌پرسید.

در دنیا نهادهایی هستند که روندها، فرایندها و شاخص‌های مدیریت و توسعه را ارزیابی عملکرد می‌کنند. گزارش‌های پژوهشی سالانه برای این منظور وجود دارد؛ نظیر گزارش “کیفیت زندگی شهری” که توسط موسسه “مرسر” ارزیابی می‌شود، گزارش سالانه “شهرهای هوشمند” که توسط دانشگاه ناوارای اسپانیا و نشریه فوربس ارائه می‌گردد، شاخص “شکوفایی شهری” توسط موسسه هبیتات سازمان ملل ارزیابی می‌شود. شاخص “شهرهای اثرگذار” توسط موسسه‌ای آمریکایی و یک موسسه ژاپنی ارزیابی می‌گردد و یا گزارش “شهرهای فرصت”.

می‌خواهم این طور به پرسش شما جواب بدهم که من نمی‌توانم به صورت انفرادی، ارزیابی از عملکرد اصفهان در حوزه‌های مدیریتی داشته باشم. در دنیا برای این کار نهادهای متخصص غیرسیاسی و دانشگاهی هستند. مهم اینجاست که شهرمان را با یکی از این موسسه‌ها پیوند بزنیم تا ما را در حوزه تخصصی خود رصد کند. در ایران در شاخص شکوفایی شهری فقط در قزوین پیاده‌سازی می‌شود و در سایر گزارش‌ها فقط تهران ارزیابی می‌شود.

من چون عضو شورا هستم نمی‌توانم بگویم همه چیز عالیست. در این صورت من ارزیابی علمی به شما نداده‌ام. پیشنهاد من در مواجهه با چنین پرسش‌هایی همین برنامه برای اداره شهر است: گام اول حرکت به سمت حکمرانی‌خوب شهری، گام دوم اصلاح ساختار شورا و شهرداری برای پیاده سازی حکمرانی‌خوب شهری و در گام نهایی ارزیابی عملکرد توسط نهادهای بین‌المللی. این مسیر به ما جهت می‌دهد.

 

این طور که شما گفتید نمی توانیم نقاط قوت و ضعف اصفهان را بررسی کنیم.

اگر بخواهیم این نقاط را بررسی کنیم می‌توانیم نظر شخصی بدهیم؛ اما می‌خواهم بگویم این نظر شخصی من است، استاندارد نیست. هر کدام می‌توانیم دیدگاه‌های شخصی خود را بگوییم، اما نمی‌توانیم آن را به استانداردهای روز دنیا متصل و مقایسه کنیم.

 

اگر اجازه دهید به حوزه فرهنگ شهر بپردازیم. شما درباره سرمایه‌گذاری فرهنگی در شهر هم مباحثی مطرح کرده‌اید. این سرمایه‌گذاری به چه صورتیست؟ آنچه که قبلا اتفاق افتاده جزء این سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود؟

برخی مدیران وقتی در حوزه فرهنگ صحبت می‌کنند معتقدند ما داریم هزینه می‌کنیم. من معتقدم هزینه در حوزه فرهنگ و هنر لزوماً دور ریختن سرمایه نیست. در واقع، ما پس‌اندازی انجام می‌دهیم که در آینده در نوع هنجارهای جامعه تاثیر می‌گذارد، یعنی سرمایه‌گذاری برای نسل آینده است. نمی‌توانیم بگوییم هزینه کردیم و این پول را دور ریختیم. وقتی می‌توانیم این حرف را بزنیم که پول‌های خرج شده در مسیر مشخصی قرار نگرفته و شما نقشه راه و برنامه‌ای توسعه فرهنگی و هنری نداشته باشید.

حرفم این است که ما باید نخست زاویه دید به فرهنگ و هنر را تغییر دهیم. نگوییم شهرداری را چه به فرهنگ؟!. اگر شهرداری می‌خواهد به توسعه در آینده فکر کند، اول از همه باید باور توسعه را در شهروندان تقویت کند که یکی از این راه‌ها حوزه فرهنگ و هنر است. تجربه دنیا نشان داده که هر چقدر امروز در این راه سرمایه‌گذاری کنند نتیجه آن را در کیفیت “توسعه انسانی” آینده آن شهر خواهند دید.

با وجود احترامی که برای تمام تلاش‌هایی که در این سال‌ها برای اصفهان در حوزه فرهنگ و هنر کشیده شده قائل هستم، اما معتقدم جاهایی هم به بیراهه رفته‌اند. وضع موجود نشان می‌دهد که ما هدف‌گذاری مشخصی نداشته ایم. ایجاد نهادهای موازی متولی فرهنگ در شهر که زیرمجموعه یک مدیریت یکپارچه فرهنگی و هنری نیستند، نشان می‌دهد مدیریت شهری به سمت موازی کاری فرهنگی و هنری در شهر رفته است و این در حالیست که همه این نهادها و سازمانها و معاونت‌ها باید زیر یک چتر برنامه‌ای و یک نهاد فعالیت می‌کرد.

پرسش من این است که مگر ما چقدر سرمایه داریم که در حوزه‌های متفاوت سرمایه‌گذاری کنیم که هر کدام به صورت جزیره‌ای پول خرج  کنند؟ مدیریت درآمد و هزینه نبوده و همه جا جزیره‌ای اداره شده است.

نکته دیگر اینکه در گزارش‌ها دیدم، مدیران فرهنگی می‌خواهند تمام صفر تا صد فضای فرهنگ و هنر و هنرمندان را مدیریت کنند. من با این مساله مخالفم. آنها بچه نیستند که نیاز به مدیریت من و شما داشته باشند؛ در دنیای فرهنگ و هنر باید تسهیل‌گری داشته باشیم. ما به عنوان مدیران شهر وقتی از فرهنگ و هنر برای اصفهان صحبت می کنیم می‌خواهیم به کدام چشم‌انداز برسیم و برای آن چشم‌انداز تسهیل‌گری کنیم؟

ما باید فکر کنیم که شهر سالن اجتماعات باشکوه برای تئاتر و موسیقی ندارد، آن را مهیا کنیم و در اختیار اهالی فرهنگ و هنر قرار دهیم تا از یسترسازی و تسهیل‌گری ما استفاده کنند نه اینکه فقط برایشان چارچوب‌بندی کنیم و بعد که سالن و بنای لازم را ساختیم هیچ هنرمندی حاضر نباشد با ما کار کند، چرا؟ چون محدودشان کرده ایم. آزادی و ابتکار عمل را از آنها گرفتیم؛ آنها هم مهاجرت کردند به تهران و خارج از کشور. البته همه اینها را مثال گفتم و به معنای عدم انجام کار خوب در گذشته نیست. می‌خواهم بگویم یک نقشه راه باید باشد و ما بر آن اساس کمک کنیم تا اوضاع بسامان شود و همه بیایند در یک فرایند مشارکتی شرکت کنند. ما یک جایی اسم مشارکت را می‌آوریم اما بعدش آنچنان ضوابطی قرار می‌دهیم که هیچ کس حاضر نیست با ما کار کند. سرمایه‌گذاری باید به مقوله انسانی هم توجه کند. سرمایه‌گذاری باید توام با حضور کارشناسان، مشارکت آنها و برنامه‌ریزی عملیاتی بوده و جزیره‌ای نباشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا