سرخط خبرهای سازمان

جامعه شناسی اقتصاد مقاومتی؛ یاداشتی از امان اله باطنی*

مفهوم ” اقتصاد مقاومتی ” پیش و بیش از هر چیز نیازمند  یک ” جامعه شناسی معرفت ” ست  و اینکه فهم دولت ، حاکمیت و مردم بعنوان بازیگرانی که در رفتار ، کنش و ساختار اقتصادی موثر هستند  از ” اقتصاد مقاومتی ”  چیست و در راستای این فهم از آن چه استحصال میکنند و چه انتظاراتی دارند ؟

در یک تحلیل محتوای قابل تامل باید گفت ، اقتصاد مقاومتی کلید واژه ای ست که از دو واژه ” اقتصاد ” و ” مقاومت ” تشکیل شده ، واژه اقتصاد در این کلید واژه ، واژه اصلی و  مفهومی عام است که  مشتمل بر  واقعیت  گرایی ست  اما واژه ” مقاومت ”  بار ایدوئولوژیک دارد و حامل نوعی حقیقت گرایی آرمانی ست ، در عین حال این واژه بیشتر توصیفی و الصاقی ست وبه نظر میرسد  یک وضعیت اقتصادی را تشریح یا از آن پرده برداری می کند.

بنابراین در این کلید واژه ” اقتصاد ” و مفهوم علمی آن رجحان دارد و همین باعث میگردد ، واقعیت گرایی و رئالیسم  در محتوای آن   بر حقیقت گرایی و ایده آلیسم   تفوق  داشته باشد  چه انکه اگر چنین نبود بجای ” اقتصاد مقاومتی ” ما با کلید وازه ” مقاومت اقتصادی ” مواجه بودیم و یا همه کارویژه اقتصاد مقاومتی در مفهوم ” مقاومت اقتصادی ” خلاصه شده بود اما اقتصاد بودن و اقتصاد ماندن در این کلید واژه بسیار مهم است ، اقتصاد بودنی که موصوف به صفت مقاومت باشد .

به این معنا و با این اوصاف کلید واژه ” اقتصاد مقاومتی ” از قضا بیشتر کلید واژه توسعه ای ست و در فضای ثبات اقتصادی  تعریف میشود تا جنگ اقتصادی همانگونه که اساسا  شوک های اقتصادی ناشی از محدودیت های رشد در سال ۱۹۷۰ و عدم تعادل ساختارهای سیاسی  کشورهای جهان در آن دهه  که خود را در قالب شوک های اقتصادی بروز میداد برای نخستین بار   تاملات اولیه  اقتصاد مقاومتی را در ذهن اقتصاد دانان شکل داد  ، بعد تر و  در دهه های بعدی  جهانی شدن اقتصاد  که باعث جهانی شدن هر دو شاخص  رشد و بحران گردید و به نوعی  جغرافیای رشد و بحران را جهانی نمود  به تدریج  موجب بروز تهدید ها و فرصت های جدی برای امنیت اقتصادی کشورها بخصوص  از طریق بروز شوک های برون زا شد ، تداوم و تشدید این روند موجب گردید طی یک دهه گذشته جهان با واژه Resilience      یعنی ” تاب آوری ” بیشتر آشنا شود ، واژه ای که در تبیین آن اگرچه اختلاف نظر میان اقتصاد دانان وجود دارد اما همه  آنها تاب آوری را از الزام های رشد و توسعه پایدار اقتصادی می دانند .

در واقع  کلید واژه  اقتصاد مقاومتی بر سه  مفهوم ” امنیت اقتصادی ” و ” مقاومت پذیری و تاب آوری اقتصادی ”  و نیز ” درون زایی اقتصاد ”  استوارست و از نقطه نظر اجتماعی ، مهمترین ویژگی این اقتصاد همان درون زا بودن آن ست و درون زا بودن اقتصاد بیشتر مفهوم  توسعه مشاکتی را متبادر میکند و با درون گرایی اقتصاد بسیار متفاوت است .

در یک اقتصاد درون زا  امنیت اقتصادی و  مقاومت پذیری اقتصادی در سایه رشد شاخص های  تولید ناخالص  ملی محقق میشود و این امنیت بیشتر ایجابی ست  و بدین معنا امنیتی پایدار ست ، امنیتی که همه بازیگران اقتصادی آن را به شکل مشارکتی  تامین میکنند و از بالا به پایین نیست  در حالی که در یک اقتصاد درون گرا شاهد امنیتی سلبی ، دستوری و  ناپایدار هستیم .

در واقع در یک اقتصاد درون زا همه بازیگران اقتصادی هم از امنیت اقتصادی منتفع میشوند و هم به نوعی در ان سهیم اند.

اگر بپذیریم که قسمت مهمی از ” امنیت  اقتصادی ” ،  ” امنیت روانی ”  در اقتصاد ست و در حقیقت این امنیت روانی جامعه است که  باعث تثبیت ” عقلانیت معنایی ” آن  به قول دکتر رنانی میشود ، آنگاه باید گفت امنیت روانی جامعه در گرو ” سرمایه اجتماعی ” و  اعتماد عمومی ست .

به بیان دیگر اگر بخش مهمی از کارویژه  ” اقتصاد مقاومتی ” را برآوردن ” امنیت اقتصادی ” بدانیم باید از نقطه نظر اجتماعی  به امنیت روانی در اقتصاد بپردازیم و امنیت روانی در اقتصاد مستلزم ” سرمایه اجتماعی ” و اعتماد عمومی ست .

امنیت روانی در اقتصاد زمانی محقق میشود که بازیگران اقتصادی بتوانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند  ؛

الف ) مردم به مردم اعتماد داشته باشند نه آنکه در یک بازه زمانی سه ماهه ازفرودین تا خرداد سال ۱۳۹۵ شاهد افزایش ۳٫۶ درصدی چکهای برگشتی بعنوان یکی از بارزترین مصادیق سرمایه اجتماعی در عرصه اقتصادی  میان مردم باشیم و  برگشت ۲٫۴ میلیون فقره چک برگشتی به ارزش ۳۰ هزار میلیارد تومان را رکورد بزنیم

ب).مردم به دولت اعتماد داشته باشند و دستور العمل های توسعه ای آن را برای بهبود معیشت خودشان  عمل نمایند و مصالح  عمومی شان را بر  منافع کوتاه مدت و خوشایندهایشان ترجیح دهند  ،نه آنکه بعنوان مثال در مرحله دوم هدفمند سازی یارانه ها ۹۱٫۲ درصد از آنها به رغم همه درخواست  های دولت مبنی بر انصراف از یارانه ها ، دوباره برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام نمای

ند

پ) دولت به مردم اعتماد داشته باشد و خود اظهاری آنان را برای دریافت یارانه مبنا قرار دهد نه آنکه بررسی حساب های شخصی را در دستور کار قرار دهد .

و همه این مشاهدات ، مشاهداتی ست در راستای فقدان سرمایه اجتماعی در عرصه اقتصادی که امینت روانی را در اقتصاد به حداقل می رساند و در نهایت ” اقتصاد مقاومتی ” را زمین گیر میکند .

در جامعه ای که بازیگران اقتصادی به یکدیگر اعتماد نداشته باشند توسعه دچار انسداد خواهد شد و هر یک از بازیگران برای مشارکت در توسعه مقاومت خواهند کرد و اقتصاد مقاومتی درون زا نیز از رهگذر ” توسعه مشارکتی ” میگذرد .

 

 

 

*عضو شورای مرکزی سازمان عدالت و آزادی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا