سرخط خبرهای سازمان

عارف سپهری: محیط زیست، زیربار توسعه

بوی باران| روزنامه اصفهان زیبا سازگاری توسعه با محیط زیست را در گفتگو با یک کارشناس بررسی می کند. طرفداران حفاظت از محیط زیست به سمت پایایی منابع کشیده می شوند؛ اما دولت ها و شرکت ها در عمل به پویایی و رشد کشیده م یشوند. از این رو
مفهوم «توسعه پایدار » خود یک چالش و مساله تلقیمیشود. مفهومی متناقض که تا زمانی که مجموعه ایاز اهداف و راهکارها به جای تعریف و تفسیرش گذاشته نشود، صورت یک مساله مبهم و حل نشده است. سوال اینجاست که اقتصاد نوظهوری که پس از جنگ جهانی
دوم پدید آمد با تولید بالایش به قیمت مصرف منابع زیستی و گذاشتن ردپا در ا کوسیستم که مانند جنی از بطری درآمده آیا میتواند دوبار ه به بطری برگردد؟
اندیشه سبز مخلوق انقلاب صنعتی است. مخلوقی از جنس منفی! به این معنا که چون انقاب صنعتی پیامدهای منفی داشت، چنین اندیشه ای متولد شد. از دیدگاه سبزها، طبیعت به ابزاری در خدمت تولید کالا تبدیل شده است. هرچند دوران مدرن ثرو تهای تازه ای در اختیار بسیاری قرار داد، اما از نظر منتقدان، هزینه این امر بسیار بالا بود تا جایی که تمدن مدرن تنفر برانگیز شد! از همین جهت باید به جای تبدیل طبیعت به ابزار تولید در صدد احیای رابطه بی واسطه با طبیعت بود؛ رابطه ای مبتنی بر اخلاق و تجربیات زیبایی شناسانه. از همین رو بود که کسی جنبش حفاظت از محیط زیست را وضع کرد که دو سال را به تنهایی در جنگل زیسته بود و شعارش «ثروتمند بودن در نتیجه هزینه کم » بود. عارف سپهری فعال برجسته محیط زیست در گفتگو با اصفهان زیبا گفت: امروز هم اصول عدم خشونت، پایداری، احترام به تنوع زیستی و مخالفت با تولیدگرایی از اصول سبزها محسوب میشود. از دیدگاه سبزها مدل توسع های که کیفیت
زندگی را پایین بیاورد و بقای نسل را به خطر بیاندازد به جای سبز، خا کستری است! البته مخالفت با علمگرایی را هم باید از دیگر ویژگیهای سبزها به شمار آورد. مخالفت با علمگرایی به جای مخالفت با علم! به این معنا که با علم مخالف نیستند؛ اما ایمان بی قید
و شرط به علم و فناوری را جایز نمیدانند.

سبزها و احتیاط شان در مواجهه با فناوری

سپهری با بیان اینکه سبزها در مواجهه با فناوری با احتیاط برخورد میکنند علت را در این میداند که ممکن است توسعه آن به زیست کره آسیب بزند. بنابراین سبزها در برابر هرگونه پیشرفت و دخالت انسان در سرزمین با احتیاط برخورد کرده اند. به قول یکی از شارحان
اندیشه سبز، طبیعت از ما بزر گتر است و زندگی ما را در برمیگیرد، پس ذاتا برای طبیعت ارزش قائلیم. از همین رو است که سبزها، طبیعت و فرآورده های طبیعی را واجد ارزش می دانند. مثلا ا گر گیاهان پلاستیکی بسیار شبیه به گیاهان طبیعی باشد بازهم از آن جهت که یک تصویر جعلی از طبیعت است، پذیرفتنی نیست. برخلاف آنان که ارز شها را از خود طبیعت بیرون می کشند، عده ای دیگر ارز شها را متکی به انسان میدانند چرا که کسی باید باشد تا ارزش ها را در ذهن داشته باشد. ارزش ها به خودی خود محقق نمیشوند مگر اینکه با نوعی از چگونگی گره بخورند تا محقق شدن آنها را توجیه کنند. این فعال محیط زیست در تشریح این موضوع گفت: مثلا علاقه به حفظ انواع حیوانات از خطر انقراض به نوع دیدگاه انسا نها و توجیه برای جلوگیری از انقراض آنها بستگی دارد. در مواقعی حتی توجه به برخی گونه ها به واسطه نقش بیشتری که در زندگی انسا ن دارند، مهم تلقی میشود. از طرف دیگر باید بپذیریم که مبارزه با بحرا نهای زیست کره مثل گرمایش ربطی به نجات زمین ندارد چرا که هر کار کنیم زمین زنده و پابرجا میماند، مگر اینکه نسل بشر منقرض شده باشد!

چند سوال هم در جنبش حامیانمحیط زیست وجود دارد؛ در چه حالی حل مشکلات محیط زیستی مثل افزایش کربن یا بحران آب، رشد
اقتصادی را به خطر می اندازد؟ همان طور که گفته شد، اصل احتیاط مورد توجه سبزها قرار گرفته تا به مخاطرات محیط زیستی بپردازند. به گفته سپهری اصل احتیاطدر مخاطرات به احتمال آسیب، توجه میکند؛ بنابراین حامیان محیط زیست به سمت این فکر کشیده شده اند که باید از دخالت در فرآیندهای طبیعی پرهیز کنیم. در حالیکه مخاطره متضاد احتیاط و مترادف با جسارت و ابداع است. مخاطره ویژگی ذاتی همه فعالیتهای سازنده و مفید است. پیشرفت علمی و تولید ثروت برای تولید اندیشه های جدید ضروری است. حتی ا گر آمادگی گرفتن تصمیماتجسورانه را نداشته باشیم، نمیتوانیم در برابر بحرانهای محیط زیستی اقدام مثبت صورت دهیم. سپهری درتوضیح این موضوع به تشریح محصولات تراریخته هم اشاره کرد و گفت: از خطرات محصولات تراریخته نسبت به حیات انسان و ا کوسیستم ها اطلاع دقیقی نداریم. تلقی سخت از اصل احتیاط خواستار ممنوع کردن کامل چنین فناوری است تا از خطرات احتمالی جلوگیری شود، اما قدغن کردن آنها خطرات بزر گتری مثل احتمال افزایش میزان قحطی و سو تغذیه را پدید می آورد. پس تعریف سخت منجر به فلج شدن اقدامات و کنش ها می شود؛ اما براساس تلقی نرم از اصل احتیاط می توان گفت که به محض اینکه مدرکی دال بر احتمال وقوع آسیب پیدا شد، باید برای حل آن مشکل اقدام کرد. وجود نیروگاه هسته ای میتواند منجر به کاهش تولید کربن شود؛ اما از طرف دیگر دفع مواد رادیو ا کتیو را افزایش می دهد بنابراین موضوع کلیدی در سیاست گذاری ذینفعان ارزیابی مخاطره است، بنابراین تحلیل هزینه-فایده ها در فضای دموکراتیک استوار است.
توسعه با انباشت ثروت گره خورده
توسعه با انباشت ثروت گره خورده است؛ اما این فرآیند تاکنون بر پایداری، اثرات مستقیم گذاشته است و عامل فشاری بر منابع بوده است. سوال این جاست که پس سطح معین ثروت کجاست؟ تا کجا مجازیم توسعه یابیم تا از تبعات منفی آن در امان باشیم؟ عارف سپهری درتشریح سوالات فوق گفت: اهداف ترکیب پرچالش توسعه پایدار اینجا می تواند تعریف شود که حداقل کشورها و شهرهای توسعه یافته و ثروتمندتر درصدد انتقال فناوری برآیند و فرصت توسعه را به کشورها و شهرهای توسعه نیافته تر و فقیرتر بدهند. کشورها و شهرهای ثروتمندتر تولید و فشار خود بر منابع را کمتر کنند سپس فقیرترها وقتی ثروتمندتر شدند از آنها پیروی کنند.این فعال محیط زیست با بیان اینکه شاخصهای پایداری جامعه را می توان به صورت کاهش فشار بر منابع طبیعی، انتشار کربن، سطح کار داوطلبانه مشاهده کرد، گفت: بیشتر دولت ها میلی به بهبود این مقیاسها ندارند چرا که این شاخص ها توسعه اقتصادی را به خوبی نشان نمیدهد، بلکه شاخص تولید ناخالص داخلی همچنان مطلوب ترین شاخص اقتصادی محسوب می شود و دولتی موفق تلقی می شود که بر مشکل کاهش رفاه غلبه کرده باشد.

وی در پایان گفت: وقتی همزمان با کاهش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی بخواهیم مردم را سیر کنیم باید به راهکارهایجدید روی بیاوریم مثل ترویج میکروفارمها (مزارعخانگی در آپارتمانها) یا پیشرفت در مهندسی ژنتیک. در معنای دوگانه دولت (حا کمیت)-ملت، دولت به عنوان مجموعه ای از نهادهای تصمیم گیر باید «دولتتوانمندساز » باشد. نقش این دولت توانمند ساختن گروههای مختلف برای یافتن راهکار برای حل مشکلات جمعی است. هم گرایی اقتصادی نیز به همپوشانی انواع کسب و کار و فناوریهایی که کربن کمتری تولید
می کنند، می پردازد. از این معنا دولتها و شرکتها و طرفداران معتدل محیط زیست و دانشمندان در ایجاد یک ا کوسیستم اقتصادی مشارکت می کنند که زیست سازگار باشد. به این ترتیب که با مسائل محیط زیستی به صورت عادی برخورد نشود و آنها را وارد چارچوب نهادهای اقتصادی و اجتماعی کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا