سرخط خبرهای سازمان

بهبود کیفیت زندگی شهروندان، وظیفه مهم مدیریت شهری | علی صادقیان

دکتر علی صادقیان . رییس شورای مزکزی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی | آمار نشان می‌دهد که از سال  ۲۰۰۸ فزونی جمعیت شهرنشین در جهان شتاب گرفته است. تا سال ۲۰۵۰ تعداد شهرنشینان در جهان تقریباً دو برابر خواهد شد و از جمعیت سال ۲۰۰۷ که تقریبا ۳/۳ میلیارد نفر بود به بیش از ۶ میلیارد در ۲۰۵۰ خواهد رسید.

اکنون بیشترین جمعیت شهرنشین که بیش از ۷۰ درصد جمعیت شهرنشین جهان را شکل می‌دهد در قاره اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند. قاره آسیا در حال حاضر۴۰ درصد از جمعیت شهری را در خود جای داده است؛ یعنی حدود ۴۰ درصد از مردم این قاره در شهرها زندگی می‌کنند و حدود ۳۶ درصد از مردم آفریقا ساکن شهرها هستند. رشد حیرت انگیز شهرنشینی در آسیا به خصوص در کشور چین، جمعیت شهرنشین آسیا را با رشدی سریع افزایش خواهد داد.

تعداد کلان‌شهرها در جهان از دو کلان‌شهر در سال ۱۹۵۰ و سه کلان‌شهر در سال ۱۹۷۵ به ۱۹ کلان‌شهر در سال ۲۰۰۷ رسید و پیش‌بینی می‌شود که تعداد کلان‌شهرها در ۲۰۲۵ به ۲۷ کلان‌شهر برسد. از بین ۸ کلان‌شهر جدیدی که قرار است در ده سال آینده به وجود آیند، تعداد ۶ کلان‌شهر در آسیا، دوکلان‌شهر درآفریقا و تنها یک کلان‌شهر در اروپا خواهد بود. بر اساس مدل ارائه شده از سوی سازمان ملل متحد تعداد شهرهایی که جمعیت آنها در سال ۲۰۰۷ بین پنج تا ده میلیون نفر بوده، در سال ۲۰۲۵ به ۴۸ شهر افزایش خواهد یافت. در سال‌های پیش‌رو، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، جمعیت روستاها با سرعت کاهش و به جمعیت شهرها اضافه خواهد شد.

در ایران نیز طبق گزارش مرکز آمار ایران، جمعیت شهرنشین کشور از ۷۱ درصد در سال ۱۳۹۰ به ۷۴ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است. با نرخ رشد کنونی جمعیت ، تا سال ۲۰۲۵ جمعیت شهرنشین ایران نیز به حدود ۶۷ میلیون نفر خواهند رسید و شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز و تبریز با سرعت بیشتری شاهد افزایش جمعیت شهرنشین خود خواهند بود. این در حالی است که در حال حاضر میانگین سنی ساکنان نقاط شهری حدود ۳۲ سال و بیشترین افراد ساکن در شهرهای کشور به ترتیب ساکن استان‌های تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان، آذربایجان‌شرقی و خوزستان هستند. آمار نشان می‌دهد تعداد شهرهای ایران از ۶۱۲ شهر در سال ۱۳۷۵ به تعداد ۱۲۴۵، یعنی بیش از دو برابر در سال ۱۳۹۵ رسیده است. بدیهی است اکثر کسانی‌که از روستاها به شهرها مهاجرت کردند به امید زندگی بهتر و بهبود کیفیت زندگی، شهرها را انتخاب کردند. افزایش خیره‌کننده جمعیت شهرنشینی با افزایش گسترده نیاز شهروندانِ شهرنشین به اشتغال، خدمات بهتر و بهبود کیفیت زندگی همراه خواهد بود. از این رو، ساماندهی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان مساله‌ای است که به طور جدی باید مورد توجه حاکمان جامعه و به خصوص مدیریت شهری کشور قرار گیرد.

بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی با اهداف، انتظارات و علایق فردی مرتبط است. این مفهوم شامل برداشت شخصی هر کس از زندگی خود در چهارچوب نظام ارزشی و فرهنگی او و در برگیرنده: سلامت جسم، سلامت روان، سطح استقلال فردی و روابط اجتماعی و همچنین ارتباط فرد با محیط پیرامون خود می‌باشد. در سال‌های اخیر پژوهشگران و صاحب نظران به خصوص در کشورهای توسعه یافته، عقاید مذهبی را نیز به موارد فوق اضافه کردند.

درکوشش برای بسط مفهوم کیفیت زندگی در گستره مدیریت شهری، برخی از موارد زیر با نگاهی ژرف‌تر و البته به اجمال مورد توجه قرارمی گیرد:

سلامت جسم

بُعد سلامت جسم از مهمترین ابعاد کیفیت زندگی برای هر فرد به شمار می‌آید؛ به طوری که در ابتدا برخی کیفیت زندگی را با سلامت جسمی هر فرد هم معنا می‌دانستند. درحقیقت، سلامت جسم حاصل دو فرآیند مهم پیشگیری و درمان است. بنابراین، یکی از اصلی‌ترین وظایف مدیران در هر جامعه و شهری فراهم‌آوری زمینه‌های سلامت جسمی آحاد مردمی است که درآن محیط زندگی می‌کنند و چون پیشگیری مقدم بر درمان است و ثابت شده که در دراز مدت هزینه‌های پیشگیری برای جامعه و شهر و شهروندان به مراتب کمتر از درمان است، بایسته‌تر آنست که مدیریت شهری در وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل، همه امکانات موجود برای ایجاد محیطی مناسب به منظور تامین سلامت شهروندان از طریق پیشگیری را در اولویت خود قرار دهد. در اجرای این نقش مهم، مدیریت شهر در ارائه خدماتی مانند پاکی و نظافت و دفع درست زباله، ترافیک و حمل و نقل شهری، آموزش شهروندان با هدف ایجاد فرهنگ سلامت خود و دیگران، ایجاد و توسعه اماکن تفریحی و ورزشی سالم، محیط زیست پاک، آب پاک، هوای پاک، خوراک پاک و … وظیفه‌ای سنگین را بر عهده دارد. طبیعی است که با افزایش جمعیت شهرنشینان، آلودگی‌های محیط زیستی و مشکلات ناشی از حضور جمعیت زیاد در یک مکان جغرافیایی معین به نام شهر نیز افزایش می‌یابد. از سوی دیگر و به خصوص برای هر دو مقوله پیشگیری و درمان، اقدامات مدیران شهری برای توسعه مراکز درمانی به کمک نهادهای مسوول می‌تواند درسلامت مردم بسیار موثر باشد. توجه به توزیع صحیح مراکز خدمات درمانی معتبر و مدرن و مدیریت ارائه خدمات موثر این مراکز مانند اورژانس، داروخانه‌ها، بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها به شهروندان و همچنین دسترسی آسان به این مراکز از ابعاد مهم مدیریت شهری به شمار می‌آید.

 

سلامت روان

جنبه سلامت روان که به دلیل اهمیت فراوان خود بعدها به ابعاد کیفیت زندگی افزوده شد، دارای اهمیت فراوانی در مفهوم کیفیت زندگی است. این بخش تحت تاثیر بقیه ابعاد به خصوص ارتباطات اجتماعی و استقلال افراد قرار دارد. این جنبه کیفیت زندگی هم تاثیر گذار بر دیگر ابعاد است و هم تاثیرپذیر از آنها. اشتغال، میزان درآمد و شغل، مسکن خوب و مناسب، عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه امکانات مادی و معنوی شهری، هزینه‌های مناسب زندگی، بهزیستی ذهنی، امید به آینده، خشنودی از زندگی، امنیت و آرامش، نشاط و شادی، سرزندگی و خوشایندی، انگیزه و احساس تعلق، هویت بخشی و ارزش دهی به تک تک شهروندان، احساس موفقیت، مثبت اندیشی و… ازعوامل موثر بر سلامت روان هستند. نقش مدیران شهری در سلامت روان شهروندان بی‌بدیل است و ایفای نقش آنان در ایجاد فضای مناسب و پررونق کسب کار و ایجاد انگیزه برای شهروندان، ایجاد امنیت و آرامش و تلاش برای ارتقای بهزیستی ذهنی شهروندان گوشه‌ای از عمده نقش‌های مدیریت شهری در بهبود کیفیت زندگی است؛ به ویژه در کلان‌شهرها و با مشکلات فراوانی که زمینه استرس شهروندان را فراهم می‌کند مدیران می‌توانند با ایجاد فضایی امن و آرام و محیطی شاداب و پرنشاط در شهرها، در ساخت اوقات فراغتی مفرح و سالم موثر باشند. مدیران شهری در این مقوله باید شهری صمیمی و فضایی قابل سکونت برای شهروندان ایجاد کنند. بدون تردید فضای عمومی شهر نباید اجازه آسیب به سلامت روان عموم شهروندان را بدهد و این امکان‌پذیر نخواهد بود مگر با باور مجموعه مدیریت شهر و توانایی آنان در اجرای دقیق و کامل این باور ارزشمند. البته به این نکته نیز باید توجه داشت که سلامت روان خودِ مدیران شهری نیز نقشی مهم در سلامت روان عموم شهروندان خواهد داشت. آرامش و بهزیستی ذهنی مدیران شهری خود زمینه جدی برای جاری ساختن سلامت روان در جامعه را فراهم می آورد. از این رو، باید کسانی در مسند مدیریت شهری قرار گیرند که نه تنها به سلامت شهروندان اهمیت می‌دهند بلکه خودشان نیز از سلامت روان کافی برخوردار باشند. بی تردید، شهروندان سالم، شهری سالم خواهند ساخت و شهر سالم، کیفیت زندگی شهروندان را بهبود می‌بخشد.

میزان استقلال

مفهوم استقلال برای شهروندان به مفهوم حاکمیت آنها بر سرنوشت خود باز می‌گردد. باورِ شهروندان بر دخالت در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، حس مستقل بودن آنها را تحریک می‌کند. اگر شهروندان احساس کنند که در سرنوشت خود از طریق تصمیماتی که در حوزه مدیریت شهری اتخاذ می‌شود دخالت مستقیم یا غیرمستقیم و به صورت آزادانه دارند، زمینه رضایت آنها از زندگی فراهم می‌شود و این باور موجب حمایت ایشان از عملکرد مدیران و در نتیجه مشروعیت آنها خواهد شد و در ارتقای کیفیت زندگی آنان تاثیری مطلوبی خواهد داشت. از این رو، مدیران شهری باید تلاش کنند در نقش ارتباطی خود در حوزه‌ای گسترده‌تر، شهروندان را در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت دهند. بدین منظور، ایجاد کانال‌های ارتباطی موثر با شهروندان به صورت دوسویه و ارائه گزارش‌های واقعی، صحیح، مستدل مبنی بر عملیاتی شدن تصمیمات مورد نظر اکثریت شهروندان و با کمک ناظران بی‌طرف ضروری است. حس استقلال شهروندان موجب ارتقاء عزت نفس آنها می‌شود وعزت نفس، مشارکت و خلاقیت شهروندان را ترغیب می‌کند و در نتیجه، شهری خلاق که حاصل خلاقیت آحاد مدیران و شهروندان است را موجب می‌شود. تنها در گرو استقلال شهروندان است که می‌توان به توسعه شهری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رسید. استقلال شهروندان موجب پررنگ‌تر شدن مسوولیت‌های اجتماعی در میان شهروندان و تلاش آنان در کنترل امور شهر توسط خودشان می شود. استقلال شهروندان آنها را پرسشگر و مدیران شهری را پاسخگو وفضای شهر را فضای گفت‌وگو و تعامل می‌کند و در نهایت این مهم می‌تواند موجبات سلامت جسم و روان شهروندان را نیز فراهم آورد. شهروندان مستقل، شهروندانی هستند که گرفتار و در بند تصمیم‌های یک سویه مدیران شهر نیستند. آنها در ترسیم چشم‌انداز شهر و ساخت هر چه بهتر آینده آن سهیم هستند. بنابراین مدیران شهری درانجام وظایف سازماندهی و برنامه ریزی خود باید به استقلال شهروندان در نقش‌های تصمیم‌گیری توجه ویژه داشته باشند. آنها باید چگونگی تقویت استقلال شهروندان را در تصمیمات خود به صورت جدی لحاظ کنند و در زمینه‌سازی اعطای اختیار هرچه بیشتر به بدنه اجرایی شهر و شهروندان همت گمارند. شهروندانی که باور به استقلال خود داشته باشند با لذت از زندگی تلاش خواهند کرد که نه تنها کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند، بلکه در بهبود زندگی دیگران نیز مشارکت جدی خواهند داشت. از نتایج استقلال شهروندان و حضور آنها در تصمیم و اجرا، شفافیت در مدیریت و کاهش سوء استفاده از امکانات عمومی به نفع هرفرد و گروه و یا کسانی است که حاکم بر سرنوشت شهروندان هستند. شهروند مستقل، شهری زنده را می‌سازد و شهر زنده محل زندگی کیفی شهروندانی است که زندگی را به خاطر حس استقلال و آزادی پاس می‌دارند.

روابط اجتماعی

انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است. بی‌شک ارتباط با دیگران یکی از موثرترین عوامل در تعالی و رشد بشر تا به امروز بوده است. هرجا روابط سالم، منطقی و اجتماعی بین انسان‌ها با چالش مواجه شده زمینه توقف، سوءتفاهم، دشمنی و درگیری و جنگ فراهم شده است. در دنیای امروز زندگی بدون ارتباط با دیگران محال و غیرممکن است؛ بنابراین عدم وجود روابط صمیمی و صحیح و درست و منطقی شهروندان با همدیگر و با مدیران شهری، خشنودی از زندگی و انگیزه برای تلاش و موفقیت، سلامت روان و سلامت جسم و در مجموع کیفیت زندگی شهروندان را تحت الاشعاع قرار خواهد داد. از وظایف مهم مدیران جوامع، شهرها و روستاها، برنامه‌ریزی و سازماندهی فرآیندهای ارتباطات اجتماعی برای بهبود کیفیت ارتباط شهروندان با یکدیگراست. ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای کانال‌های ارتباطی در فضای صمیمی به منظور برقراری ارتباط آسان و صحیح شهروندان در چارچوب نقش‌های ارتباطی و اطلاعاتی مدیران ضروری است. مدیران با تمام توان باید تلاش کنند تا شهروندان بتوانند ارتباط با یکدیگر را توسعه بخشند. ارتباط شهروندان با یکدیگر موجب ارتقاء شفافیت، نظارت بیشتر مردم بر فرآیند مدیریت شهری و رونق کسب و کار و اقتصاد شهری را فراهم می‌کند. این نیاز مهم شهروندان مستلزم فضایی مناسب است. اقدامات زیر در بهبود این روند ضروری است: ایجاد فضاهای مناسب برای تعامل هر چه بیشتر شهروندان با یکدیگر، برگزاری نشست‌های عمومی برای ارتباط دوسویه مردم و متخصصان برای آموزش بهبود کیفیت زندگی آنها، برگزاری کنسرت‌ها، افزایش سالن‌های سینما، اجتماعات و نمایش، ایجاد گالری‌ها، فضاهای علمی و هنری برای ارتباط نخبگان با مردم و همچنین ایجاد زیرساختهای مناسب و در چهارچوب ارزش‌های مذهبی و ملی برای استفاده از امکانات ارتباطی نوین بهره جست.

به جرات می‌توان به سفارش شرع مقدس به مردم در حضور گسترده آنان در نمازهای جماعت و اهمیت صله ارحام و حضور در مناسک حج به شکلی گسترده تر و سفارش به رعایت حقوق همسایگان و تعامل حتی با مشرکان و کفار اشاره کرد. در دین مبین اسلام به روابط بین شهروندان، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی جمعی و اهمیت حضور مردم در اجتماع و نشست و گفت‌وگو سفارش فراوان شده است. این البته در فرهنگ ایرانیان هم ریشه‌ای طولانی دارد. جشن‌ها ومناسبت‌های ملی دلیلی قوی بر این مدعاست. البته در دنیای امروز یکی از متغیرهای موثر بر کیفیت زندگی شهروندان میزان ارتباطات اجتماعی آنان، زیر ساختهای موجود برای برقراری این‌گونه ارتباطات و نقش مدیران در ایجاد محیطی مناسب برای برقراری ارتباطات اجتماعی است. مدیران شهری باید موانع ارتباطات اجتماعی شهروندان در چهارچوب نظام ارزشی جامعه را به حداقل ممکن برسانند و برای توسعه ارتباطات اجتماعی تلاش کنند. ارتقاء کیفیت ارتباط بین شهروندان در چهارچوب نظام ارزشی جامعه، شهری خواهد ساخت که شهروندان در آن هرچه را برای خود می‌پسندند برای دیگران نیز خواهند پسندید و نتیجه این نگاه چیزی جز بهبود روزافزون کیفیت زندگی آنها نخواهد بود.

ارتباط با محیط

بی‌شک، محیط یکی از تاثیرگذارترین عوامل بر شخصیت و زندگی هر فردی است. به اعتقاد روانشناسان به هیچ وجه نمی‌توان نقش محیط و تعامل فرد با آن را در تربیت افراد و شکل‌گیری شخصیت و زندگی آنها نادیده گرفت. در ادبیات رهبری و مدیریت نوین، نقش محیط در انتخاب سبک رهبری دارای اهمیت فراوانی است و از طرفی، محیطی که فرد در آن زندگی می‌کند نقشی عمده در کیفیت زندگی او دارد. یکی از مهم‌ترین اهداف مهاجران در مهاجرت، بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء آنست. مدیران شهری در اجرای وظیفه برنامه‌ریزی و سازماندهی برای شهر باید تمام امکانات خود به منظور ایجاد محیطی هرچه دلپذیرتر برای زندگی در محیطی که در آن شهروندان احساس آرامش، شادی ،خوشایندی و امید و امنیت داشته باشند، بسیج نمایند.

محیط زندگی شهروندان باید زمینه را برای کارآفرینی و اشتغال و خلاقیت و نوآوری، ارتباطات اجتماعی، سلامت جسم و سلامت روان و پیشرفت و تعالی و در مجموع ایجاد یک زندگی کیفی فراهم آورد. سبک معماری، معابر و پیاده‌روها، سیمای ظاهری شهر، توجه به هویت تاریخی شهروندان در کنار معماری مدرن، ترافیک شهری، وسایل حمل و نقل عمومی شامل تاکسی و اتوبوس و مترو و ایجاد فضاهای سبز و اماکن تفریحی، فرهنگی و مذهبی و توزیع بهینه و عادلانه آن در سطح شهر و امکانات عمومی و خدمات منضبط شهری و موارد شبیه به آن، همه و همه در ایجاد سیمایی مناسب و محیطی دوست داشتنی در شهر موثرند. تلاش برای برقراری ارتباط موثر شهروندان با محیط شهری که سرشار از امیدآفرینی و شادی باشد نوید بهبود کیفیت زندگی شهروندانی را دارد که در آن زندگی می‌کنند. شهری که برای شهروندان سرشار از آرامش، هویت و امید به زندگی باشد شهروندانی خواهد داشت که فردایی بهتر را برای یکدیگر به ارمغان خواهند آورد.

اعتقادات مذهبی

مطالعات نشان می‌دهد مذهب و اعتقادات دینی بر کیفیت زندگی افراد موثراست. براساس بسیاری از مطالعات، رابطه اعتقادات دینی با رضایت از زندگی و بهزیستی ذهنی و در نهایت کیفیت زندگی افراد رابطه‌ای مثبت است. توجه مدیران شهری به این موضوع به ویژه در جوامع مذهبی می‌تواند کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشد. رعایت و توجه به حساسیت‌های دینی شهروندان در فرایندهای مدیریت شهری موجب سلامت روان و ارتباطات سالم اجتماعی خواهد شد. ارزش‌های دینی، عاملی مهم در هدف‌گذاری مدیران برای تعالی زندگی شهروندان است. جلوگیری از اختلاف جدی مردم با یکدیگر و انسداد سوء استفاده از احساسات مذهبی شهروندان، موضوعی است که با مدیریت مدبرانه مدیران شهری امکان‌پذیر است. احترام به اندیشه‌ها و اعتقادات دینی شهروندان شامل اقلیت‌های دینی و اکثریت حاکم، ضامن ارتقای امنیت جامعه و بهبود کیفیت زندگی همه شهروندان است. در اینکه ادیان الهی در آموزه‌های خود بهتر زیستن مردم و بهبود کیفیت زندگی انسان را هدف قرار داده اند تردید وجود ندارد و از این رو، این موضوع می‌تواند به مدیران شهری کمک کند که با استفاده از این آموزه ها ارتباطات و محیط زندگی شهری را برای شهروندان دوست داشتنی‌ترو دلپذیرتر کنند.

با عنایت به مطالب پیش گفته بهبود کیفیت زندگی شهروندان می‌تواند یکی از مهم‌ترین اهداف درحوزه مدیریت شهری باشد. بنابراین برای نیل به این هدف ارزشمند، تدوین استراتژی‌هایی که ریشه در متغیرهای موثر بر کیفیت زندگی دارد ضروری است.

موسسه مرسر، یک مرکز پژوهی است که هر سال یک بار نسبت به اندازه‌گیری وضعیت کیفیت زندگی در ۳۸۰ شهر در نقاط مختلف جهان با استفاده از شاخص‌های کیفیت زندگی اقدام می نماید. بر اساس مطالعه اخیر موسسه پژوهشی مرسر در سال ۲۰۱۶ رتبه اول در کیفیت زندگی شهروندان متعلق به شهر وینا در استرالیا و به ترتیب شهرهای زوریخ، نیوزیلند، مونیخ، ونکوور، دوسلدورف، فرانکفورت، جنوا، کپنهاگ، و در نهایت باسل و سیدنی مشترکا در رده دهم قرار گرفتند. ازآسیا سنگاپور در رتبه ۲۵ و توکیو در رتبه ۴۷ قرار دارد. همچنین در خاورمیانه شیخ‌نشین دبی در رتبه ۷۴ و ابوظبی در رتبه ۷۹ قرار گرفته است. در این رتبه بندی تهران در جایگاه ۱۹۹ قرار دارد! به نظر می‌رسد با وجود منابع و استعدادهای موجود در کشور، این جایگاه برای پایتخت، در شان کشور بزرگی مانند ایران نباشد. شایسته است، مدیران شهری با توجه به شاخص‌های موثر در کیفیت زندگی، آینده‌ای بهتر را برای شهروندان ایرانی رقم بزنند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا