سرخط خبرهای سازمان

بوئینگ ما را به کجا می برد؟ | علی ناظم زاده هرندی

آنچه در تمام نزدیک به چهل سال گذشته باعث شده تا ایالات متحده امریکا در موضوعات متنوع، ایران را تحت فشار قرار بدهد، نبود عاملی است که امریکایی ها را برای دشمنی با ایران محدود کند و در مقابل وجود همان عامل در روابط با رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران بوده است؛ فارغ از ابعاد ایدئولوژیک مسئله، ایران چهار دهه گذشته را به خلع ید خود از سلاح و ابزار اقتصادی در مواجهه با امریکا گذرانده است و عاملی که به آن اشاره شد را هیچ گاه برای بستن دست و پای طرف مقابل در اقدامات سیاسی به کار نبسته است.

 

دموکرات‌ها در امریکا از یک جمهوری خواه عجیب شکست خورده اند.

مخالفان دولت حسن روحانی بی وقفه در تلاشند تا توافق هسته ای ایران و قدرت‌های جهانی را بی ثمر جلوه دهند و از هزینه های سنگین آن برای کشور می گویند.

همه ی سناتورهای امریکایی به جز یک نفر به تمدید طرح تحریم‌های ده ساله علیه ایران که دو دهه جریان داشته رای مثبت می‌دهند.

در ایران همه ‌ی مقام های رسمی یک صدا، تصمیم کنگره و سنای امریکا برای تمدید تحریم‌های ده ساله را نقض آن توافق سخت و زمان بر می‌دانند و از تریبون‌های دولت و مجلس صدای اقدام متقابل در صورت اجرایی شدن تحریم‌های ده ساله علیه ایران و از باقی تریبون‌های رسمی صداهای دُرشت‌تری به گوش می‌رسد.

در امریکا برخی نمایندگان کنگره در صدد تهیه طرحی برای محدودکردن معاملهی شرکت‌های هواپیماسازی با ایران هستند.

بیش از یک سال است که ایران با ایرباس برای خرید نزدیک به صد فروند هواپیما به توافق رسیده است.

در تهران قرارداد خرید ۸۰ فروند هواپیما با بوئینگ امریکایی پس از ۴۰ سال و در کمتر از دو هفته مانده با تعطیلات سال نوی میلادی، امضا می شود.

 

حالا، در حالی که هیچ کس منتظر شنیدن خبر قرارداد ایران با بوئینگ پیش از توافق و امضای نهایی قرارداد با ایرباس نیست، شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران معامله‌ای به ارزش ۱۶ میلیارد دلار معادل نزدیک به نیمی از درآمدهای نفتی سال ۱۳۹۴ دولت، با بوئینگ انجام داده تا طی ده سال با خرید ۸۰ هواپیما اعتبار از دست رفته را برای قدیمی ترین شرکت هواپیمایی خاورمیانه  که در جریان واگذاری سهام شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی مشتری خارجی هم داشت، دوباره باز گرداند و از یک سو بیش از ده هزار نفر پرسنل خود و از سوی دیگر ۱۵۷ هزار پرسنل بوئینگ را به کارشان امیدوارتر کند.

آیا دولت حسن روحانی اولویت اول اقتصاد کشورش را نوسازی ناوگان هوایی می دانست یا با انگیزه‌های داخلی و برای همراه کردن هوادارانش چنین جسارتی به خرج داد و بزرگترین قرارداد خارجی بوئینگ در سال جاری را امضا کرد؟

نگاهی همه جانبه به موضوع قرارداد و ریسک‌های موجود در روابط سیاسی ایران و ایالات متحده، پاسخ‌های جدیدی درباره‌ی چرایی ولخرجی دولت در قرارداد با بوئینگ به دست می‌دهد.

آنچه در تمام نزدیک به چهل سال گذشته باعث شده تا ایالات متحده امریکا در موضوعات متنوع، ایران را تحت فشار قرار بدهد، نبود عاملی است که امریکایی ها را برای دشمنی با ایران محدود کند و در مقابل وجود همان عامل در روابط با رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران بوده است؛ فارغ از ابعاد ایدئولوژیک مسئله، ایران چهار دهه گذشته را به خلع ید خود از سلاح و ابزار اقتصادی در مواجهه با امریکا گذرانده است و عاملی که به آن اشاره شد را هیچ گاه برای بستن دست و پای طرف مقابل در اقدامات سیاسی به کار نبسته است.

حالا توافق وین فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده تا بتواند با طرف مقابل وارد معامله‌ی اقتصادی بی سابقه پس از انقلاب، به ارزشی قابل توجه بشود و با هوشمندی سیاسی از این فرصت برای خنثی کردن فشار بر توافق هسته‌ای از جانب افکار عمومی در امریکا که به واسطه ظهور دانلد ترامپ[۱] بیشتر هم شده، حداکثر استفاده را ببرد تا بر خلاف سال‌های اول قرن حاضر، که با وجود همه‌ی شرایط برای برقراری یک رابطه‌ی مفید و موثر با دنیای غرب به دلیل شریک نبودن امریکایی‌ها در مذاکرات و نتایج آن، همه چیز بر باد رفته بود، بتواند دشمن بی‌رحم چهل ساله را به دشمنی رام‌تر و ملاحظه‌کارتر حتی در عصر غوغاسالاری چون دانلد ترامپ بدل کند.

معامله با بوئینگ و البته شرکت‌های چندملیتی بزرگ دیگر در غرب از یک هوشیاری دیپلماتیک در دولتمردان  ایرانی و البته همکاران متناظرشان در طرف مقابل خبر می‌دهد و این هوشیاری و عقلانیت برگ برنده‌ایست که رقبای منطقه‌ای ایران را نیز هراسان کرده است.

اینکه چه عوامل پیش بینی نشده‌ای می تواند معامله‌گر زبردستی به نام دانلد ترامپ را در مقام ریاست جمهوری امریکا به رفتارهای خصمانه همچون آنچه جمهوری خواه بدنامی چون جورج دابلیو بوش علیه ایران انجام داد تحریک کند، برای کسی روشن نیست ولی آنچه می‌تواند بر اساس داده‌های سیاسی و اقتصادیِ موجود پیش بینی شود این است که رفتار امریکا با شریک اقتصادی جدید خود، در عمل به مانند دشمنی که خصومت ورزیدن علیه آن هیچ هزینه اقتصادی ندارد نمی تواند باشد؛ به ویژه شریکی که به جان گرفتن “تولید” در خاک امریکا در یک صنعت استراتژیک کمک کرده باشد.

دولت حسن روحانی به خوبی دریافته  است که هم عرض ایستادگی بر برخی مواضع سیاسی، ناچار به بالا بردن هزینه اقتصادی مخاصمه علیه کشور از طریق امضای قراردادهای تجاری با شرکت‌های بزرگ صنعتی در کشورهای تاثیرگذار است و خرید هواپیما از بوئینگ و ایرباس و نهایی کردن خرید کشتی از هیوندای کره جنوبی درست در همین راستا و با هوشمندی و عقلانیت نوظهوری انجام گرفته است. چنین قراردادهایی علاوه بر آنکه سرمایه گذاری‌های اقتصادی مهمی به شمار می روند بی تردید به روند عادی تر شدن روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران با طرف‌های جهانی نیز کمک بزرگی خواهد کرد.

 

 

[۱] ترامپ در تابستان سال جاری و در میانه رقابت های انتخاباتی با هیلاری کلینتون در تشریح دلایل مخالفتش با ادامه یافتن توافق هسته‌ای به خرید ایران از ایرباس اشاره کرده بود و گفته بود که اگر او با ایران مذاکره می کرد ایران را برای خرید از شرکت‌های امریکایی چون بوئینگ در ازای آزادسازی پول‌های بلوکه شده اش مقید کرده بود.

 

*عضو شورای مرکزی و رییس کمیته اطلاع رسانی و تبلیغات سازمان عدالت و آزادی

 


 

آنچه در یادداشت ها و مقالات وارده و منتشر شده در بوی باران می آید موضع و نظر بوی باران و سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیست؛ مواضع سازمان عدالت و آزادی در قالب بیانیه های رسمی و با امضای یکی از ارکان اصلی حزب منتشر می شوند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا