سرخط خبرهای سازمان

بام تا شام مشاهیر؛ آنها چگونه غول‌های بزرگی شدند

درباره‌ی نویسنده

کتاب «بام تا شام مشاهیر» که به سرگذشت بزرگان از قرن ۱۶ تا سال ۲۰۱۳ می‌پردازد، با ترجمه شیوا مقانلو توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شد. شیوا مقانلو در گفت‌و گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از انتشار کتاب «بام تا شام مشاهیر» از سوی انتشارات کتابسرای تندیس خبر داد و گفت: این کتاب نوشته میسون کوری است. ترجمه تحت‌الفظی نام این اثر به فارسی چندان رسا نبود. بنابراین چند نام مختلف در نظر گرفتیم، از جمله «طریق بزرگان» اما نام فعلی آن که به پیشنهاد یکی دیگر از دوستانم و با تایید مدیر انتشارات انتخاب شد، مناسب‌تر تشخیص داده شد.

مریم نگیم*

آداب روزانه مشاهیر

مشهور که باشی همیشه زیر ذره‌بین جامعه هستی. فرقی نمی‌کند موسیقیدان باشی یا فیلسوف، کارگردان فیلمی معروف یا نویسنده رمانی پرطرفدار، همه دوست دارند درباره جزئیات زندگی‌ات بدانند. روزنامه‌ها و مجلات مدام عکست را روی جلد می‌برند و طرفداران کنجکاو می‌خواهند بیشتر درباره‌ات بدانند. برایشان بُت می‌شوی: چه می‌خوری، کی می‌خوری، در طول روز چه می‌کنی و در کل رمز موفقیتت چیست و سوال‌هایی بیشتر که تمام‌نشدنی به نظر می‌رسند.

میسون کوری با جمع‌آوری نکاتی جالب و خواندنی درباره عادت‌های افراد مشهوری همچون بنجامین فرانکلین، گوستاو فلوبر، امبرتو اکو، وودی آلن، دیوید لینچ، استیفن کینگ، مایرا کالمن، فرانتس کافکا، لئو تولستوی، تام استوپارد و… فرصتی برای پاسخ به بعضی از این پرسش‌ها فراهم آورده است. اما چیزی که در این کتاب برجسته است توجه به بُعد کاری زندگی این افراد است. آنها چه نیاز مالی داشته باشند چه نه، بر لزوم کارکردن متفق‌القول‌اند. در «بام تا شام مشاهیر» آداب روزانه این مشاهیر مستقیم به زبان خودشان یا توسط زندگینامه‌نویس‌هایشان بازگو شده است.

سنت بیوگرافی‌نویسی در غرب

زندگینامه که با عنوان‌هایی چون تذکره، ترجمه احوال، سرگذشت، سیره، سرگذشت‌نامه، شرح حال، بیوگرافی، یادنامه و… نیز خوانده می‌شود، روایت بخشی از زندگی یک شخصیت است که از روزگاران کهن تا امروز، با سبک‌های مختلف به نگارش درآمده‌اند. تعریف زندگینامه به دلیل تنوع شکلی و محتوایی آنها کار چندان آسانی نیست. اما آنچه مسلم است زندگینامه می‌کوشد جنبه‌هایی از زندگی یک شخصیت را در پرتو توصیف و تحلیل به تصویر کشد.

پیشینه زندگینامه‌‌نویسی در غرب به مراتب غنی‌تر است. از نخستین نمونه‌های سرگذشت‌نامه‌های غربی می‌توان به «سرگذشت‌نامه سقراط» به قلم افلاطون، «سرگذشت‌نامه پیامبران بنی اسرائیل» و «زندگینامه عیسی» اشاره کرد. اما از زندگینامه‌های باستانی غرب که مهم‌تر و واقعگرایانه‌تر از سایر سرگذشتنامه‌ها هستند، می‌توان از «حیات مردان نامی» به قلم پلوتارک یونانی نام برد. البته زندگینامه‌های غربی در قرون وسطی رو به کاهش نهادند و تنها در دوره رنسانس رونق گرفتند. به‌خصوص دو شخصیت مهمی که در ایجاد تحول در زندگینامه‌نویسی نقش برجسته ایفا کردند جیمز باسول و ساموئل جانسون بودند که جانسون «اصول سرگذشت‌نامه‌نویسی» را بیان کرد و باسول با نگارش «زندگینامه جانسون» یک شاهکار تاریخی آفرید. به‌علاوه زندگینامه‌نویسی یکی از دلمشغولی‌های نویسندگان بزرگ جهان نیز بوده است. چنان‌که شهرت ایروینگ استون نویسنده مشهور آمریکایی، زاییده زندگینامه‌‌نویسی است که هنرمندانه زندگینامه‌های ونسان ون‌گوگ، میکل آنژ، جک لندن، زیگموند فروید و چارلز داروین را نوشته است. ذکر این نکته هم بایسته است که امروزه زندگینامه‌نویسی به عنوان یک رشته در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.

سنت اتوبیوگرافی‌نویسی در غرب

مشهورترین تعریف اتوبیوگرافی یا خود‌نگاری متعلق به فیلیپ لوژن است که در کتاب «خودنگاری در فرانسه» آمده: «روایت منثوری از گذشته که فرد از زندگی خود ارائه می‌دهد و در آن تاکید عمده بر زندگی فردی و به ویژه سرگذشت وی است.» با تکیه بر این تعاریف می‌توانیم ویژگی‌های اتوبیوگرافی را به شرح زیر برگزینیم: منثور است، نگاهی رو به گذشته دارد، نویسنده و راوی و شخصیت باهم یکی هستند. پس موضوع داستان چگونگی شکل‌گیری شخصیت نویسنده است. به عبارتی نویسنده قصد دارد برای خواننده خود شرح دهد چگونه من (نویسنده) به شخصیت امروز خود تبدیل شده‌ام. بسیاری از نویسندگان و شخصیت‌های برجسته، پس از رسیدن خود به شهرت و کسب قدرتی که شهرتشان در پی دارد، سرگذشت خود را چاپ می‌کنند. از معروف‌ترین خودنگاری‌ها «اعترافات» ژان ژاک روسو یا «اگر دانه بمیرد» اثر آندره ژید است.

اتوبیوگرافی‌ها بسته به نویسنده آنها تفاوت‌هایی باهم دارند؛ مثلا ممکن است نویسنده‌ای بیشتر به ذکر وقایع و مشاهدات خود بپردازد و یا به شرح احوال و تجارب و عوالم خویش، علاوه بر اینها بسته به اینکه نویسنده از چه طبقه‌ای است و نظرگاه و علاقه‌اش چیست، کیفیت و اهمیت این یادداشت‌ها هم متفاوت می‌شود. برخی اتوبیوگرافی‌ها مقطع خاصی از زندگی را بیان می‌کند و تعمدا روایت مقطعی خاص را به روایت کل داستان زندگی ترجیح داده‌اند.

در «بام تا شام مشاهیر» آنچه بیشتر مورد توجه نویسنده بوده دست‌چین‌کردن بخش‌هایی از زندگینامه افراد بر اساس شغلشان و هنری است که به خاطر آن مشهور شده‌اند. چیزی که برای نویسنده اهمیت داشته تاثیر عادت‌های روزانه افراد در موفقیت آنها است که می‌تواند مورد توجه یا خط راهنمای سایر هنرمندان یا علاقه‌مندان عام قرار گیرد. در هر بخش این کتاب بیوگرافی و اتوبیوگرافی در کنار هم مورد استفاده قرار گرفته است.

مردانه- زنانه

یکی از مسائلی که در «بام تا شام مشاهیر» توجه خواننده را جلب خواهد کرد تفاوت زندگی روزانه زنان و مردان مشهور است. مردانی داریم همچون فروید که حتا خمیردندانش را هم همسرش روی مسواکش می‌گذاشت تا او به کار و تحقیقاتش بپردازد، یا ناباکوف که همسرش دست‌نوشته‌های رمان معروف «لولیتا» را برایش تایپ می‌کرده است، یا جکسون پولاک نقاش، همسرش زودتر از او بیدار می‌شد تا وقتی شوهرش خواب است خانه را تمیز کند و به باغ برسد و مواظب باشد که دوشاخه تلفن بیرون باشد تا کسی مزاحم پولاک نشود. در مقابل زنی مثل آلیس مونرو را داریم، برنده جایره نوبل، که وقتی مادری جوان بود و مسئولیت نگهداری از کودکانش را به عهده داشت از حداقل زمان‌های آزاد مابین وظایف خانه‌داری و بچه‌داریش برای نوشتن سود می‌برد، یا آن رایس که شب تا صبح می‌نوشت و صبح تا ظهر می‌خوابید و پس از تولد پسرش مجبور شد در عاداتش تغییری بزرگ ایجاد کند و روزنویس شود، که تا امروز هم به این روند ادامه داده است.

بگو چه می‌خوری تا بگویم که هستی

ژان آنثلم بریا ساوارین خوراک­شناس فرانسوی یک‌بار نوشت: «به من بگو چه می‌خوری تا بگویم که هستی!» یکی از نکاتی که «بام تا شام مشاهیر» را جذاب‌تر می‌کند خواندن درباره عادت‌های غذایی اشخاص معروف است. بتهوون سحرخیز بوده و برای آماده‌شدن وقت چندانی تلف نمی‌کرده است. صبحانه‌اش هم عبارت بوده از قهوه‌ای که خودش با دقت زیاد درست می‌کرده است: از قرار، شانزده دانه قهوه به ازای هر فنجان. او دانه‌ها را یکی‌یکی می‌شمرده تا مقدار دقیق دستش باشد. یکی از عادت‌های دیگر بتهوون که شاگرد و دستیارش آنتون شینلر در کتاب زندگینامه‌ای «بتهوونی که من می‌شناختم» به آن اشاره کرده، چنین است: شستشو و حمام جزو واجب‌ترین نیازهای زندگی بتهوون بود. با لباس خواب جلوی روشویی می‌ایستاد و پارچ‌های بزرگ آب روی دست‌هایش می‌ریخت و نعره‌های بلند و کوتاه می‌کشید یا گاهی بلند با خودش زمزمه می‌کرد. بعد با گام‌های بلند و نگاهی خیره یا دودوزن دور اتاقش می‌گشت، چیزی می‌نوشت. سپس آبپاشی و آوازخوانی با صدای بلند را از سر می‌گرفت. اینها لحظات مراقبه‌ای عمیق بودند که هیچ‌کس نمی‌توانست اعتراضی بهشان بکند.

البته بتهوون تنها فردی نیست که با حمام خلاقیتش شکوفا می‌شده است! وودی آلنِ فیلمساز می‌گوید وقتی خُلقش از چیزی بگیرد دوش‌گرفتن به او آرامش می‌دهد و همه‌چیز را با خود می‌برد. سی یا چهل دقیقه زیر جریان آب داغ روان می‌ایستد و به ایده‌ها و پیشبُرد طرح‌هایش فکر می‌کند.

سورن کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی آن‌طور که لوین منشی‌اش خاطر نشان می‌کند صاحب دستکم پنجاه دست فنجان و شکرپاش بود اما هر دست تنها یک فنجان! لوین پیش از سرو قهوه ناچار بود انتخاب کند که آن روز کدام فنجان و شکرپاش را ترجیح می‌دهد و سپس همان‌طور بی‌منطق انتخابش را برای کی‌یر کگور هم توجیه کند! اما این پایان مراسم عجیب و غریب قهوه‌خوردن نبود. یوئاکیم گراف زندگینامه‌نویس هم نوشته که کگور شیوه منحصربه‌فردی در قهوه‌خوردن داشت: با لذت کیسه شکر را در چنگش نگه می‌داشت و آنقدر شکر داخل فنجان می‌ریخت تا به لبه فنجان برسد. مرحله بعد اضافه‌کردن قهوه قوی و سیاهی بود که به آرامی در این هرم سفید حل می‌شد.

یا مثلا ناهار همیشگی اینگمار برگمان کارگردان مشهور سینما نوعی شیر ترش همزده و خیلی چرب بوده با مربای توت‌فرنگی خیلی شیرین: ترکیب عجیبی مثل غذای نوزاد به همراه برشتوک.

یکی دیگر از غریب‌ترین عادت‌هایی که در کتاب «بام تا شام مشاهیر» به آن اشاره شده به نیکولا تسلا مربوط است که شاگرد توماس ادیسون هم بوده. تسلا تنها شام می‌خورد و از قبل دستورات غذایی‌اش را تلفنی به رستوران مربوطه می‌داد. به محض رسیدنش او را سر میز همیشگی‌اش می‌بردند که هجده دستمال تمیز و نخی رویش چیده شده بود. او هم همان‌طور که منتظر غذا می‌نشست نقره‌ها و کریستال‌های از قبل براق را دوباره با همان دستمال‌های چهارگوش پاک می‌کرد؛ طوری که کم‌کم یک کپه دستمال مصرف‌شده روی میز جلویش جمع می‌شد. وقتی هم غذایش می‌رسید قبل از خوردن به‌طور ذهنی تعداد برش‌های مکعبی غذا را حساب می‌کرد! این وسواسی عجیب بود که از دوران بچگی در او شکل گرفته بود و بدون انجامش هرگر نمی‌توانست از غذا لذت ببرد.

آداب روزانه میسون کوری

میسون کوری جوان روزنامه‌نگار و ادیتوری است که در لس‌آنجلس زندگی می‌کند. آنطور که خودش در مقدمه کتاب می‌گوید برای خلاصی از رخوت یک بعدازظهر یکشنبه در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۷ وقتی در یک دفتر خاک‌گرفته مجله کوچک معماری که برایش کار می‌کرد نشسته بود و سعی داشت برای فردا داستانی سر هم کند، به جای کار به جست‌وجو در اینترنت می‌پردازد تا اطلاعاتی درباره روش و تقویم کاری نویسندگان دیگر به دست آورد. نتیجه کار برایش بسیار سرگرم‌کننده بوده، همان روز وبلاگ آداب روزانه را باز کرده و از آن به بعد هر وقت در زندگینامه‌ها، نمایه مجلات، آگهی‌های ترحیم روزنامه‌ها و… به چیزهایی درباره زندگی افراد برمی‌خورده آنها را در وبلاگش منتشر می‌کرده است. و این کتاب حاصل همان وبلاگ است.

«بام تا شام مشاهیر» در اروپا و آمریکا منتشر شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در ایران این کتاب با ترجمه شیوا مقانلو و توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است

به روایت برنارد مالامود

اما حرف آخر مشاهیر را برنارد مالامود داستان‌نویس مشهور آمریکایی می‌زند که به خبرنگاری گفته بود: «تنها یک راه وجود ندارد، گرچه چرندیات زیادی در این مورد می‌گویند. شما خودتان هستید نه فیتزجرالد یا توماس وولف. شما با نشستن و نوشتن کارتان را انجام می‌دهید و هیچ زمان یا مکان خاصی هم ندارد، بلکه به میل و طبیعت خودتان رفتار می‌کنید. تا وقتی آدم منضبط باشد نحوه کارش هیچ اهمیتی ندارد؛ اگر هم منضبط نباشد هیچ جادویی به کمکش نمی‌آید. راز کار در ایجاد زمان – نه دزدیدن زمان- و خلق داستان است. اگر داستان‌ها بیایند و بنویسیدشان در مسیر درست قرار گرفته‌اید. هر کسی عاقبت مناسب‌ترین روش کارش را یاد می‌گیرد. فوت‌وفن واقعی کار، خودتان هستید.»

* منتقد و داستان‌نویس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا