سرخط خبرهای سازمان

نقدی بر نطق خانم نماینده و برآمدن واکنش‌ها؛ یادداشتی از رضا صادقیان*

درباره‌ی نویسنده

از رضا صادقیان تا کنون بیش از بیست یادداشت و مقاله در حوزه سیاست داخلی و خارجی در بوی باران منتشر شده است. او دانشجوی دکتری علوم سیاسی است.

اگرچه فاطمه حسینی تا دیروز و حتی بعد از کسب آرای مردم تهران برای ورود به مجلس دهم ناشناخته بود، بعد از جنجال فیش‌های حقوقی و تیتر شدن نام‌خانوادگی “حسینی” نام وی نیز به همراه پدرش در شبکه‌های اطلاع‌رسانی بیش از گذشته رسانه‌ای شد. در واقع فاطمه حسینی، همان‌گونه که با استفاده از جایگاه خانوادگی‌اش خواسته یا ناخواسته به سوی سیاست آمده بود،‌ حال با وضعیتی مشابه روبرو شد؛ به یکباره مسئله فیش‌های حقوقی با نام پدر وی و “حق تفریح اولاد” مانند بمب خبری منفجر شد. گزینه‌ای که همچنان دستمایه جوک‌های زیادی شده است.

تا شروع آغاز به‌کار مجلس دهم بسیاری از رای‌دهندگان شهر اصفهان همچنان امیدوار بودن منتخب اصفهان، مینو خالقی به مجلس راه یابد؛ تا مدت‌ها نام مینوی خالقی تیتر نخست و یا دوم نشریات مکتوب بود و جنجال‌ها بر سر اسمش باقی مانده بود. خبر ابطال آرای وی و دل‌نوشته‌های او در فضای مجازی در ایام نوروز بیش از دیگر خبرها دست به دست می‌چرخید. اما؛ نشر فیش‌های حقوقی و انتشار فیش‌ حقوقی سید صفدر حسینی با رقمی عجیب  و باورنکردنی همزمان نام صفدر حسینی را بر سر زبان‌ها انداخت و هم نام و نشانی‌های دخترش را. دختری که نماینده مجلس است و با ورود به لیست امید موفق به کسب رای مردم تهران نیز شده بود.

مسئله فیش حقوقی نامتعارف صفدر حسینی می‌توانست در همان روزهای ابتدای افشاگری رسانه‌ها به پایان برسد؛ مانند صدها و هزاران رویدادی که با واکنش به موقع سیاست‌مداران همچنان در تاریکی و نیمه‌روشنای باقی مانده است و گامی در جهت شفاف‌سازی برداشته نشده است! کافی بود صفدر حسینی به جای مصاحبه و دفاع از نامه‌نگاری‌های اداری جهت کاهش حقوق دریافتی‌اش در ماه‌های قبل با ریاست جمهوری سخن نگوید و راه استعفا را پیش بگیرد؛ گویا صفدر حسینی مسئله خبررسانی لحظه‌ای و ساخته شدن میلیون‌ها شهروند-خبرنگار را باور نداشت. نتوانست چشم بر جایگاهش ببندد و میز قدرت را حتی برای مدتی رها سازد. راه حرف نزدن و سکوت کردن نیز بهتر از هر عمل و واکنشی بود که از سوی وی صورت پذیرفت! ولی او گمانش چیزی دیگری بود؛ راهی را رفت که با بدترین حالت ممکن هم شخص خود و هم خانواده‌اش را زیر دقیق‌ترین ذره‌بین رسانه‌ها کشاند. واکنش‌های پرخشم و عصبی شماری از روزنامه‌نگارانی که در نقد عملکرد صفدر حسینی چند خطی نوشته‌اند روایت قدرت‌طلبی وی را بیش از گذشته بد جلوه می‌دهد.

خطای پدر، با تمام تجربیات سیاسی و داشتن کوله‌بار مدیریتی در بزنگاه زندگی سیاسی‌اش به کمک‌اش نیامد. شاید همان عدم تعادل در رفع و رجوع ماجرای فیش‌های حقوقی بود که به دختر وی نیز سرایت کرد! دختری که به اشتباه از تریبون مجلس را در دفاع از عملکرد خانوده‌اش تبدیل کرد؛ رفتاری که باعث شد علی مطهری بلندگوی وی را قطع نماید! رفتاری که هیچ نشانی از داشتن تجربه سیاسی را در خود ندارد. در واقع این رفتار تکرار همان اشتباه‌های پدر ولی به گونه‌ای دیگر بود، اشتباهی که دامنه‌اش ابتدا یقه آقای مدیر را گرفت و کم کم به سوی صرافی، برهم زدن بازار ارز، جنجال نداشتن مدرک دکتری فاطمه حسینی و مسائلی دیگر ختم شد و همچنان این جنجال ادامه خواهد داشت.

فاطمه حسینی می‌توانست انتخابی دیگر داشته باشد، هر انتخابی به غیر از تریبون مجلس. یادداشت و گزارش‌هایی را بنویسد و در نشریات سراسری به چاپ برساند، اسنادی که مبنی بر نفی سخن ناقدان است را ارایه دهد. امکانش بود با مددجویی از یکی از کانال‌هال خبری اقدام به تکذیب شایعه‌ها نماید. سخنان خویش را در سایت و یا روزنامه‌ای بنویسد؛ ولی استفاده از تریبون مجلس شورای اسلامی در جهت دفاع از رتبه کنکور،‌جایگاه خانواده، شغل و خانه پدر همسرش و فعالیت اقتصادی همسر خویش مسئله را بحرانی‌تر کرد. خانم نماینده با دستان خویش روی آتش بنزین ریخت. سخنانش باعث به راه افتاده سیل بی‌امان نقدها و نفی‌ها در شبکه‌های مجازی شده است. گویا عصبانیت انباشت شده نماینده مردم تهران طی روزهای گذشته، استعفای پدرش از پست مدیریت کلان، انتشار عکس‌های همسرش و میزان دارایی‌های او و … باعث شد خطای دوم صورت پذیرد. خطایی که راه را برای فعالیت سیاسی تاثیرگذار و ماندگاری بیشتر در فضای سیاست را از وی سلب می نماید.

 

 

 

یادداشت های دیگر رضا صادقیان که در بوی باران منتشر شده را می توانید اینجا بخوانید


 

 

آنچه در یادداشت ها و مقالات وارده و منتشر شده در بوی باران می آید موضع و نظر بوی باران و سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیست؛ مواضع سازمان عدالت و آزادی در قالب بیانیه های رسمی و با امضای یکی از ارکان اصلی حزب منتشر می شوند.

۲ نظر

  1. سلام جوان خوب همیشه خورشید زیر إبر نمی ماند ولی انچه مهم است بهائی که برای دیدن مجدد روشنی می دهیم خداوند یار ملت باشد که بتواند تحمل نمایند که انچه می کنند ومی کارمند چه را برداشت می کنند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا