سرخط خبرهای سازمان

مرگ خاموش| به مناسبت هفته هوای پاک

عارف سپهری

رییس کمیسیون محیط زیست

بوی باران| حکایت یکی از چهار قاتل عالم است که خیلی بیش از داعش آدم کشته است! در طرفه العینی در شهر ظاهر نمی‌شود که با صدای رعب آور شلیک گلوله‌اش خواب غفلت را از چشمان خوش‌خیالان برباید. اروپایی‌ها مثل معروفی دارند؛ حکایت “قورباغه‌ی آب پز” (Boilin frog) را همه‌مان شنیده‌ایم: وقتی قورباغه را داخل یک قابلمه‌ی پر از آب قرار دهند و دمای آب را آرام آرام بالا برند تا به نقطه‌ی جوش برسد، قورباغه نمی‌تواند متوجه افزایش تدریجی حرارت شود از ظرف بیرون نمی‌پرد او آن‌قدر می‌نشیند تا بمیرد. دویست سالی می‌شود که این مثل برای اشاره به مردمی به کار می‌رود که مثل قورباغه نمی‌توانند تغییرات تدریجی و کشنده‌ی تمدن مدرن را متوجه شوند. آلودگی هوا، آرام و بی سر و صدا دارد جان انسان‌ها را می‌گیرد سالانه سه میلیون نفر را در جهان می‌کشد و یک میلیارد و چهارصد هزار نفر دیگر را درگیر مخاطرات و عواقبش کرده است. هرچند آمار خسارات جانی و مالی آلودگی هوا در شهر خودمان (اصفهان) بر ما پوشیده است اما در کلان‌شهری که بی شباهت به آن نیستیم -یعنی تهران- تقریبا هر دو ساعت یک نفر بر اثر هوای آلوده تلف می‌شود به عبارتی حدود چهارهزار نفر در سال. پنج برابر این رقم افرادی هستند که دچار تآلمات روحی ناشی از مرگ عزیزانشان می‌شوند یعنی دست‌کم بیست هزار نفر. همین چند وقت پیش بود که رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران گفت آلودگی یک شیفت کاری به بهشت زهرا اضافه کرده است!Sepehri_Resized
اما این همه‌ی ماجرا نیست. آلودگی نه فقط از طول عمر ما کاسته بلکه کیفیت زندگی ما را نیز به مخاطره انداخته است. وقتی جامعه‌ای با بیماری‌هایی چون آسم، برونشیت، حمله‌ی قلبی، آلرژی‌های تنفسی، تغییر رفتار به واسطه‌ی افسردگی و بدخلقی مواجه می‌شود، یعنی که رشد اقتصادیِ تمدن مدرن آرام آرام بر گردن همه‌ی افراد جامعه هزینه گذاشته است بدون آن‌که جامعه هم‌چون قورباغه‌ی آب پز ژرفای فاجعه را فهمیده باشد.
هشتصدسال پیش در شهر لندن، سوزاندن ذغال‌سنگ به قدری زیاد شد که برای اولین بار یک شهر را “مه دود” فرا گرفت و شاه ادوارد اول بریتانیا را به صدور نخستین فرمان تاریخ برای مهار آلاینده‌ها و مصرف سوخت واداشت. در زمستان سیاه لندن به سال ۱۹۵۲ نیز آلودگی هوای ناشی از سوختن ذغال‌سنگ بزرگ‌ترین فاجعه‌ی بشری از این دست را رقم زد جوری که در عرض تنها چهار روز، دوازده هزار نفر در یک شهر قتل عام شدند. اما نه آن فرمان هشتصد سال پیش، نتیجه‌ی حرکتی فراگیر برای رفع آلودگی هوا بود و نه قانونی که شصت و چهار سال پیش در مجلس بریتانیا تصویب شد همان‌طورکه نمی‌توانیم مطالبات پراکنده‌ی ایرانیان به چالش آلودگی را واجد ویژگی‌های عمومی و همه گیری بدانیم. رفتارهای فراگیر عمومی از رفتارهای ساده و مجزای چند گروه زیست محیطی متمایز است. اعتراض شهروندان به آلودگی شهر بخشی از رابطه‌ی انسان با طبیعت و کیفیت زندگی است. حرکت‌های فراگیر زیست محیطی وقتی متولد می‌شوند که اولا جامعه احساس نیاز کند ولی مکانیسم‌های کنترل رفتارهای جمعی به قدر کافی توان پاسخ‌گویی را نداشته باشند و دوما جامعه برای واکنش دادن به چالش‌های موجود، توجیه شده باشد و اعتقادات مشترک و همه گیری را پرورش دهد تا انسجام اجتماعی جدیدی را خلق کند. به باورم وقتی می‌توانیم رفتارهای اجتماعی را تکامل یافته قلمداد کنیم که این رفتارها بتواند با سایر بازیگران عرصه‌ی اجتماعی و نظام تصمیم گیر کشور پیوند برقرار کند؛ بتواند منابع اخلاق، اقتدار، اقتصاد، علم و… را حول خود بسیج کند. بنابراین بازیگران رفتارهای تکامل یافته،‌ ورای لذت بردن از پی‌گیری یک خیر جمعی –مثل پاکسازی طبیعت از آلودگی‌ها- توانایی همراه کردن گروه‌های فعالِ سایر عرصه‌ها با خود را نیز دارد. آلودگی هوا مساله‌ی بدخیم زیست ما است که با بازآفرینی الگوهای تازه‌ی رفتاری، اخلاقی، علمی و اقتصادی محقق می‌شود. تا وقتی نتوانیم آلودگی هوا را به یکی از مصادیق حقوق شهروندی تبدیل کنیم، به یکی از مخاطرات امنیتی و اقتدار نظام قدرت ترجمه کنیم، به عنوان یک رویکرد دیپلوماتیک تعریف کنیم که می‌تواند باب مذاکره و مفاهمه بین المللی را نیز بگشاید، به زمینه‌ای برای خلق ثروت و تخصیص سرمایه‌ی اقتصادی تبدیل کنیم و به معیاری برای سنجش وجدان افراد در پیش‌گاه نظام اجتماعی برگردانیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که اقدام برای حل این بحران در چشم اندازی گسترده‌تر قرار گیرد چراکه نقاط مورد توافق و پیوند آرمان‌های مشترک میان بازیگران تمام عرصه‌ها است که می‌تواند طیف گسترده‌ای از افراد و نهادها را همراه کند. وقتی مساله‌ی بزرگِ بدخیم را کوچک کرده در دل یک مساله‌ی خوش خیم قرار می‌دهیم و با آن‌ به مثابه‌ی یک پروژه‌ی مهندسی برخورد می‌کنیم تا وقتی که بحران آلودگی هوا را به سطح کیفیت بنزین خودروها تقلیل دهیم و از یک سازمان به نام حفاظت محیط زیست توقع داشته باشیم، جلوی مرگ و میر ما را بگیرد و احوال مریض‌مان را مداوا کند راه به جایی نخواهیم برد.

منبع: اصفهان زیبا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا