سرخط خبرهای سازمان

گزارش کامل نخستین همایش “الگوی ایرانی توسعه”؛ تحلیل اقتصاددانان از تنگناهای توسعه در ایران

نخستین همایش الگوی ایرانی توسعه روز پنجشنبه ۲۶ آذر ماه از سوی کمیسیون اقتصادی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی در اصفهان برگزار شد. در این همایش دکتر محمد ستاری فر (رییس اسبق سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور)، دکتر علی سرزعیم (مشاور مرکز بررسی­های استراتژیک ریاست جمهوری) و دکتر عبدالحسین ساسان (عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان) حضور داشتند. در ادامه متن کامل سخنرانی ها و میزگرد این همایش آمده است.

 

سرزعیم: گره توسعه در ایران، نبود تفاهم بر سر توزیع توسعه است

در بخش اول همایش، دکتر سرزعیم اظهار کرد: اگر فکر می کنید که هنوز در کشور هستند مراکزی که برای اداره کشور به برنامه غائل نیستند در اشتباه هستید. امروز در ایران همه نهادها به برنامه اعتقاد دارند و اگر فکر می­کنید در کشور مدیران یا اشخاصی هستند که کار کارشناسی را قبول ندارند در اشتباه هستید چراکه امروز همه بدین نتیجه رسیده­اند که کارکارشناسی لازمه پیشرفت است.

وی در ادامه با بیان اینکه اگر از یک اقتصاددان لازمه های یک توسعه را بپرسید بی­درنگ نیروی انسانی، تکنولوژی، موقعیت جغرافیایی، جریان اقتصادی و آب و هوا و … را معرفی می­کند، افزود: قوه قضاییه، نیروی نظامی، انتخابات و زیرساخت­هایی چون ریل راه­آهن، فرودگاه و جاده همگی از لازمه­های توسعه یک کشور هستند که ایران همگی این لوازم را برای توسعه داشته و دارد شاید در حد ایده آل نباشد، اما نسبت به بسیاری از کشورها نیز بهتر است؛ اما با وجود آنکه ایران همه نهادهای توسعه را دارد، اما متاسفانه خروجی توسعه ندارد. دقیقا مثل آشپزی هستیم که همه مواد اولیه برایش حاضر است، ولی تاکنون چیزی درست نکرده است.

سرزعیم با تاکید براین نکته که گره توسعه کشور ایران در اقتصاد سیاسی است، گفت: وقتی علل عقب ماندن از توسعه کشورهای جهان را بررسی می کنیم و یا کتب توسعه مطالعه می­کنیم در می­یابیم فرهنگ، فقر و نیروی انسانی ناکارآمد جملگی مواردی هستند که جلوی پیشرفت کشورها را می­گیرد و نمی­گذارد برخی از کشورها پیشرفت کنند نمونه بارز آن کشورهای آفریقایی هستند و اینجا است که علم توسعه می­گوید کمک ­هایی از بیرون باید اقتصاد این کشورها را به سمت پیشرفت حرکت بدهد.

ولی نظریه­ای دیگر می­گوید کشورها توسعه نمی­یابند چراکه نمی­دانند چگونه باید توسعه پیدا کنند و در این کشورها رهبران سیاست­هایی را اتخاذ می­کنند که تصورشان این است که به اقتصاد و توسعه کشور کمک کرده­اند، اما در واقع کشور را از رسیدن به توسعه بازداشته­اند. مثل برخی از کمک­های کلان مالی به برخی از پروژه­ها؛ بنابراین در چنین نگاهی مسئله توسعه در ندانستن بوده است، سیاست­هایی که اتخاذ می­شود اصولا درون­گرا محور، اختلالاط تصمیمی، تحت فشار قرار دادن بنگاه ­ها، بنگاه­ داری دولتی، بی-انضباطی دولت­ها و عدم استقلال بانک مرکزی از تصمیماتی است که توسط رهبرانی گرفته می­شود که نمی­دانند توسعه باید چگونه باشد.

این کارشناس مسائل اقتصادی اضافه کرد: راه حل نجات اینگونه کشورها نیز کمک از خارج از کشور است، اما اینبار نه اینگونه که آنها را به سمت جلو حرکت دهیم؛ بلکه بانک جهانی در خصوص چنین کشورهایی به آموزش روی آورده است یعنی رهبران کشورها را برای تعلیم دعوت کرده و یا مشاور خود را به آن کشور فرستاده تا آموزش های لازم را به رهبران اقتصادی کشور بدهد تا کشور به سمت توسعه حرکت کند.

سرزعیم تصریح کرد: دیدگاه آموزشی نیز ۲۵ سال توسط بانک جهانی ارائه شد، اما هنوز کشورهایی بودند که تغییری در مسیر توسعه آنها ایجاد نشد. بررسی ها نشان داد برخی از کشورها مشکلشان نتوانستن و ندانستن نیست بلکه مشکل اصلی نخواستن است یعنی رهبران چنین کشورهایی برای انجام سیاست­ها هزینه فایده انجام می­دهند، اما هزینه فایده آنها سیاسی است و اگر سیاستی به نفعش باشد انجام می­دهد، اما اگر نباشد انجام نخواهد داد.

وی ادامه داد: بررسی­های این دیدگاه نشان داد پیچیدگی بیشتر است چراکه گاهی شخص پادشاه، رهبر و یا رییس جمهور یک کشور مسئله نیست، یعنی حتی رهبر و رییس جمهور یک کشور می­خواهد توسعه باشد، اما بازهم توسعه انجام نمی­شود. گره در چنین کشورهایی دقیقا نبود تفاهم و یا دعوا بر سر منفعت­ها است که جلوی توسعه را می­گیرد؛ اینجاست که باید گفت بخشی از گره توسعه مربوط به اختلافات است. برای مثال در همین کشور ایران سال­ها پیش قرار بود قطار سریع­السیر تهران – اصفهان ساخته شود و همه بر این توافق داشتند که این قطار به نفع تهران، اصفهان و استان های جنوبی کشور است ولی دعوا بر سر اینکه این قطار از مسیر نطنز کاشان به سمت تهران برود یا از مسیر دلیجان کار را ۱۰ سال عقب انداخت و امروز هم که دوباره این طرح اعلام می­شود پولی برای کشور نمانده که بخواهد آن را اجرایی کند یعنی در واقع نبود تفاهم کل فایده یک طرح را از میان برد.

مشاور اقتصادی مرکز بررسی­های استراتژیک ریاست جمهوری با بیان اینکه ادبیات جدید اقتصاد سیاسی می­خواهد بگوید منازعات میان ذی­نفعان یک طرح توسعه­ای باعث می­شود که میوه توسعه هیچگاه نرسد، تصریح کرد: اگر می­خواهیم به توسعه فکر کنیم باید منازعاتمان بر سر چگونگی توزیع را حل کنیم ایران همه نهادهای توسعه را تا حد خوب دارد، اما مسئل و مشکل ما در سمت دیگری است؛ دقیقا در اقتصاد سیاسی که کشور توانایی حل منازعات سیاسی که توسعه ایجاد می­کند را ندارد برای همین است که نمی­توانیم گامی مناسب به سمت توسعه برداریم. دعوا بر سر کیک توسعه باعث شده تا اصلاً کیکی در این کشور پخته نشود. ما برای حل مسئله توسعه کشور نیازمند گفتمان اجتماعی هستیم باید مسولان، روشنفکران، احزاب باید به گفتمان اجتماعی تن دهند تا گره توسعه حل شود.

وی تاکید کرد: رییس جمهور اصلا نیازی نیست کارشناس باشد ما در ایران کارشناس به اندازه کافی داریم. رییس جمهور در ایران باید بتواند گفت ­و گوها را شکل بدهد و دل­ها را به هم نزدیک و اتفاق نظر ایجاد کند سیاست­مدار قوی است. امروز ظریف در جامعه خیلی محبوب است چون یک گره بزرگ را از کشور باز کرده است، اما اعتقاد من این است که ما نباید به کار آقای ظریف دقت کنیم، بلکه باید به همت آقای روحانی دقت کنیم. ظریف زمانی می­تواند با ۵+۱ مذاکره کند که آقای روحانی پشت سر او حمایت کند، مردم را بسیج کند و جلو فشارها بایستد. اگر امثال این حمایت­ها باشد همه در همه زمینه­ها می­توانند ظریف باشند.

وی ادامه داد: عده­ای در این کشور سهم توسعه دارند، اما اگر شما بخواهید جلوی منافع عده­ای را بگیرید آنها هم قطعا جلوی توسعه شما را خواهد گرفت. در این کشور هیچ کسی دست بسته نیست. زمانی که منافع عده­ای تهدید شود آنگاه مباحث حاشیه افزایش می­یابد آنها مدام مشکلات کوچک را بزرگ و مسائل را مدام به یکدیگر مربوط کرده تا دولت شما را تضعیف کنند و عقیده بنده این است که اگر توسعه کشور افزایش یابد مخالفت­ها بسیار کمتر خواهد شد.

مشاور اقتصادی مرکز بررسی­های استراتژیک ریاست جمهوری به انتخابات پیش رو اشاره کرد و گفت: انتخابات نیز با همه فوایدی که دارد یک مخاطره بزرگ نیز هست و آن هم اینکه یک بخشی می­خواهند اکثریت شوند و یک بخش در اقلیت می­مانند، همین موضوع باعث می­شود که منازعات سیاسی که اقتصاد توسعه از آن به عنوان گره توسعه یاد می­کند رخ داده و باز هم کشور در توسعه آن هم بعد از اتفاق مهم پساتحریم نتواند حرکتی انجام دهد.

سرزعیم به آخرین گام جلوگیری از توسعه اشاره کرد گفت: در کشور ایران یک گام دیگر جلوگیری از توسعه مردم هستند، مردم ما مدام از توسعه و آمادگی خود برای اینکه کشور به سمت توسعه گام بردارد سخن می­گویند، اما زمانی صحبت از اصلاحات اقتصادی به میان می­آید همین مردم جلوی آن ایستادگی می­کنند.

وی به آینده اقتصاد و توسعه کشور اشاره کرد و گفت: اگر به رشد اقتصادی کشور از سال ۷۹ تا ۸۹ دقت کنیم یک رشد ۵ درصدی در کشور وجود داشته که در همین سال­ها کشورهای در حال توسعه رشد اقتصادی ۱/۶ درصدی داشته اند این موضوع یک پیام دارد. اینکه با روال موجود در رشد اقتصادی کشور ما وضعیت بسیار نامناسبی در انتظارمان خواهد بود و رشد ما نیز پایین­تر از میزان فعلی خواهد رسید. پیش­بینی می­شود با این وضع کشور ما بین نیم تا ۲ درصد رشد اقتصادی داشته باشد که با این رشد نیز هیچ مشکل اقتصادی حل نخواهد شد و با پایین آمدن قیمت نفت نیز پروژه های عمرانی دیگری تعریف نمی­شود.

این کارشناس مسائل اقتصادی خاطرنشان کرد: البته در ایران هرگاه پول نفت کم شده عقلانیت بیشتر گردیده است چراکه امروز یاد خواهیم گرفت که قوانین خوب ارائه کنیم و حالا دولت سعی می­کند نقش بستر سازی برای حضور بخش خصوصی را فراهم کند و دیگر خود را طلایه­دار اقتصادی کشور نداند.

ستاری فر: برای توسعه نیازمند همگرایی و گفتمان رهبران هستیم

محمد ستاری فر، سخنران دوم همایش در ابتدای سخنانش گفت: امروز ایران به شدت نیازمند گفتمان رهبران است، مشکل امروز ایران نوبد جمع گرایی است که باعث شده تا عقل سازمانی در این کشور گسترش پیدا نکند. اگر امروز و پس از باز شدن گره تحریم ها بین حاکمیت، مردم و بازار همگرایی ایجاد نشود، دوران پساتحریم هم نمی­تواند اوضاع اقتصادی کشور را بهبود ببخشد.

ستاری فر ادامه داد: مباحث توسعه که امروز ذهن من و شما را درگیر خود کرده سابقه­ای ۲۰۰ ساله دارد و توسعه پایدار و همه جانبه نیازمند ادبیات، فرهنگ، تاریخ، تمدن، نیروی انسانی، جغرافیا و… است که ایران همه آنها را یکجا دارد در کنار آنها در این کشور کارشناس نظریه پرداز نیز کمبودی ندارد. پس با همه این اوصاف مشکل توسعه ایران کجاست؟ به عقیده بنده مشکل توسعه ایران در عرصه سیاسی است که تحول و تکوین آن نسبت به دیگر عرصه­ها عقب تر مانده و رشد نکرده است.

وی افزود: همگرایی میان تفکرات و کارشناسان دنیا در ۴ دهه گذشته باعث شده تا سرعت توسعه در جهان افزایش دو چندان داشته باشد و کشورها با همگرایی و قانونمندی توانسته­اند راه توسعه را پیمایش کنند و امروز به نقطه فعلی برسند.

رییس سازمان برنامه و بودجه در دولت اصلاحات ادامه داد: امروز توسعه تقلیدی یا وارداتی نیست و یک قانونمندی در همه مسیرهای جهان به وجود آمده است. اگر به تاریخ این کشور نگاه کنیم قبل از انقلاب هنگامی که تکنوکرات­ها و دیوانسالارها توانستند یک همگرایی با یکدیگر پیدا کنند اولا برنامه­های توسعه ای نوشته شد، ثانیا کشور به سمت یک توسعه قابل قبولی حرکت کرد، شاید بتوان گفت در ۷۰ سال گذشته هنگامی که با یک همگرایی اهداف سیاسی دو جناح موجود در ایران تامین شده رشد اقتصادی و توسعه به وجود آمده است.

ستاری­فر به رشد اقتصادی ۴/۸ درصدی در سال­های۸۰ تا ۸۲ کشور اشاره کرد و گفت: در آن زمان میان قوای کشور یک همگرایی وجود داشت و رشد اقتصادی کشور یک رشد تاریخی بود. من در آن زمان هنگام ارائه گزارش به رهبری انقلاب خواستار پایداری این رشد بوده و حتی اعتقاد داشتم رشد اقتصادی ۴/۸ درصدی برای کشور کم است، اما متاسفانه به دلیل نبود همگرایی در میان تفکرات سیاسی باعث شد تا با رفتن دولت اصلاحات و مستقر شدن دولت بعدی سازمان برنامه و بودجه به عنوان شبکه اعصاب کشور منحل و تفکرات جدید بر برنامه های اقتصادی و توسعه ای کشور حاکم شود همین موضوع کار را به جایی رسانده است که امروز رشد اقتصادی نامناسبی داریم و حتی آرزویمان این شده است که رشد ۶ درصدی و پایدار بخواهیم.

وی با طرح این سوال که چرا کشورهایی مثل کره، سنگاپور و مالزی تا به این حد مسیر توسعه را طی نموده اند؟ گفت: رهبران این ممالک اراده ای برای توسعه داشته اند و برای اینکار یک همگرایی در کشورهایشان ایجاد کردند. این در حالی است که ایران از معدود کشورهای جهان است که همه نهاد های توسعه را یکجا دارد یعنی واقعیت تاریخی، واقعیت تمدنی، واقعیت مدنی، درآمد یا واقعیت اقتصادی و نهادهای توسعه را یکجا دارد، اما اینکه چرا از انقلاب مشروطه تاکنون با وجود همه این واقعیت ها نتوانسته­ایم توسعه داشته باشیم، خود جای یک سوال اساسی است. ایران جز اولین کشورهایی است که برنامه توسعه داشته است، اما پیشرفتی در توسعه نداشته است، قطعا مشکل در این کشور سخت افزاری نیست چون خداوند نفت با درآمد سرشار، تمدن و تاریخ و فرهنگ به کشور اعطا کرده است، مشکل این کشور مشکل نرم افزاری است به همین دلیل است که هرگاه وفور درآمد ارزی داشته یا توانسته ایم خوب نفت بفروشیم اقتصاد بدی داشته ایم چون وضع نرم افزاری کشورمان خراب است.

ستاری فر با بیان اینکه ما تاکنون روی سازمان برنامه و بودجه کشور که شبکه اعصاب کشور محسوب می شود هیچ سرمایه گذاری نکرده ایم، ادامه داد: راز و رمز توسعه چگونگی کار کارشناسی است. در ۳۵ سال گذشته هرکجا حداقل همگرایی در این کشور ایجاد شده است وضع کشور در بهترین حالت قرار داشته است، اما زمانی که ارز به وفور یافت شده، اما همگرایی وجود نداشته است، کشور هیچ پیشرفتی نکرد. متاسفانه ما در نظام سازی داخل کشور دچار اوتیسم شده ایم. اگر می بینیم در سال­های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ بالاترین نرخ رشد اقتصادی را به دست می­آوریم به دلیل همگرایی بوده که در آن زمان به وجود آمده است.

ستاری فر با اشاره به اینکه اقتصاد، پول و سرمایه گذار باهوش هستند و دعواهای حیدری و نعمتی که در کشور به وجود می­آید را زیر نظر دارند، گفت: نبود همگرایی بین قوا و حاکمیت گره توسعه محسوب می­شود واگرایی در این کشور همواره ترمز پیشرفت را کشیده است و نگذاشته ما به سر منزل مقصود برسیم.

وی با بیان اینکه ریشه­ها و بدنه اجتماعی، ایجاد فضا و نهادهای قانونی، فضای اجرا و حکمروایی از الزامات برای توسعه یافتگی هستند ادامه داد: توسعه امری است که به تک تک افراد یک جامعه مربوط می­شود و این نیست که همه بنشینند تا حاکمیت برای توسعه تصمیم بگیرد. توسعه امروز کشورهای اروپایی به دلیل تفکر توسعه­ای است که از انقلاب صنعتی تاکنون در ذهن تک تک افراد این جامعه ایجاد شده است.

ستاری فر ادامه داد: ایرانی ها وقتی می­توانند به توسعه برسند که بین باورها، فرهنگ­ها و تلقی­ها و سنت­های خود و حوزه اجتماعی و سیاسی خود بتوانند یک تعادل ایجاد کنند و مردم حق خود نسبت به جامعه و حق دولت نسبت به خود . بالعکس را بدانند و هرگاه هماهنگی بین جامعه مدنی ایجاد شد آنگاه به دنبال توسعه باشید.

وی با بررسی تاریخ اقتصاد توسعه اظهار کرد: از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ ایران، مالزی، تایوان و کره در یک مسیر قرار داشتند یعنی دولت بر بازار احاطه داشته است و اینچنین اقتصادی بر این کشورها حاکم بوده است، اما پس از سال ۱۹۸۰ و پس از جنگ همه کشورهای هم رده ایران به این نتیجه رسیده اند که باید بازار بالادست اقتصاد باشد و دولت فقط بستر سازی کند، اما متاسفانه در ایران این اتفاق رخ نداد و اقتصاد بیش از گذشته به سمت دولتی شدن رفت و بستر سازی توسعه ضعیف و ضعیف تر شد. تا جایی که امروز ۸۰ درصد اقتصاد ایران توسط دولت کنترل می شود و تا زمانی که کنترل دولت از روی اقتصاد برداشته نشود هیچ دولت و هیچ شخصی به عنوان رییس جمهور نمی­تواند وضع اقتصاد را بهبود ببخشد.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: امروز ایران به شدت نیازمند گفتمان رهبران است مشکل امروز ایران نوبد جمع گرایی است که باعث شده تا عقل سازمانی در این کشور گسترش پیدا نکند. اگر امروز و پس از باز شدن گره تحریم ها بین حاکمیت، مردم و بازار همگرایی ایجاد نشود دوران پساتحریم هم نمی­تواند اوضاع اقتصادی کشور را بهبود ببخشد.

ستاری فر خاطرنشان کرد: کشورهایی که رویکردی اصلاحی خود را با تکیه بر منابع مادی و ثروت­های طبیعی پیش می­برند و درواقع این منابع و ثروت­ها بر روی برنامه­ریزی­های آنها موثر است تاکنون نتایج مایوس کننده­ای از خود به جای گذاشته­اند چراکه منابع مادی و فیزیکی در کوتاه مدت برای توسعه مهم نبوده بکه در دراز مدت بر یکی از متغیرهای اقتصاد اثرگذار بوده است.

وی ادامه داد: کشورهایی که تکیه­گاه اصلی آنها برساخت حوزه­های نرم­افزاری ساخته شده است با وجود نقد گسترده از کارنامه قابل قبولی برخوردارند. ایشان تصریح کرد: ایران سخت نیازمند پیکربندی نیروهای سیاسی است. اصلاح­طلبی باید رویکرد همگرایی داشته باشد، حکمروایی و دولت ملت نیز باید با یکدیگر همگرا باشند تا توسعه در نهادهای مدنی و سپس توسعه کشور اتفاق بیافتد.

 

در بخش دوم همایش، در یک پنل تخصصی سه اقتصاددان ایرانی نسبت به چگونگی ایجاد الگوی توسعه ایرانی به بحث پرداختند. در این پنل محمد ستاری فر، علی سرزعیم و سید عبدالحسین ساسان حضور داشتند که نقطه نظرات خود را نسبت به الگوی توسعه ایرانی مطرح کردند .

 

دکتر ساسان: توسعه در ایران نیازمند نهادسازی است

عبدالحسین ساسان، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، در خصوص توسعه ایران گفت: اگر امروز می­بینیم که توسعه پیشرفتی روبه جلو ندارد اینها مربوط می­شود به حلقه­ای از گذشته­های دور که به ما رسیده است. این روزها فرصت پیدا کرده­ام که به آرزوی خودم یعنی خواندن تاریخ ایران برسم. و بررسی های شش سال تاریخ ایران به من نشان داده که در طول تاریخ هیچگاه این کشور روی خوش ندیده است در ایران تاکنون چندین نسل عوض شده است. روزی نسل ایرانی به شدت با نسل یونانی مخلوط شده روز دیگری به شدت با نسل اعراب چنین کشوری چگونه می­توانسته توسعه داشته باشد با این مفهوم که توسعه برهم­افزایی ثروت نام دارد. در تمام زمان­های تاریخ وقتی ما سعی به ثروت اندوزی و یا توسعه­گرایی کردیم زمان ثروت­های ما را نابود کرد یک روز مغول­ها حمله کردند و روز دیگر نادرشاه افشار تقدیم به یک حکومت بی ثبات کرد.

وی در خصوص توسعه در قرن ۲۱ ایران گفت: ایران هنوز در قرن ۲۱ چیزی به عنوان نهاد مالکیت ندارد. اگر امروز خیامی از کشور رفته است، او به خواست خودش نرفته، وضعیت او را فراری داده است. من به عنوان یک بخش کوچکی از علم اقتصاد در این جامعه فقط یک وظیفه برای دولت قائلم و آن هم فقط تامین امنیت است. به نظر بنده دولت باید امنیت غذایی، امنیت اقتصادی، امنیت سیاسی، امنیت اجتماعی و نظامی را در کشور برقرار کند. به نظر من توسعه باید از بطن جامعه انجام شود. ما نباید منتظر دولت ها بمانیم ما باید خودمان حرکت کنیم. فقه امروز ما بدون حقوق بشر است باید در مورد آن تحقیق علت ها را جویا و مشکل را رفع کنیم ما نباید فراموش کنیم در قرن ۲۱ هستیم.

این استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، بیان کرد: ما می­خواهیم در کشورمان سن ازدواج پایین بیاید و اشتغال برای جوانان وجود داشته باشد، حالا اسم این موضوع پیشرفت، توسعه و یا هرچیز دیگری می­خواهد باشد برای انجام و کاهش مشکلات در این کشور نهاد کم داریم ما در این کشور نهاد مالکیت و نهاد احترام نداریم. اگر می­خواهیم الگویی ایرانی ایجاد کنیم باید نهادسازی را شروع کنیم.

 

ستاری فر: توسعه در کشوری که عدم تعادل حاد دارد نیازمند پاسخگویی و شفافیت است

در ادامه این پنل محمد ستاری فر در خصوص الگوی توسعه ایرانی گفت: پس از حضور بنده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، از ابتدای انقلاب تا شهریور ۱۳۸۰ تمام برنامه­های توسعه­ای این کشور را بررسی کرده­ایم و پس از جمع بندی به یک مشکل بنیادین بر خوردیم و آن هم دست گذاشتن روی اصلاح حاکمیت است.

وی ادامه داد: به همین دلیل ایجاد سند چشم انداز پیشنهاد و مورد قبول رهبری قرار گرفت و پس از ابلاغ آن توسط رهبر انقلاب یکماه روی آن بحث شد و همه در مورد آن تلاش کردند و حتی صدا و سیما رسانه به خوبی به آن پرداختند، اما تمام شد. پس از یک ماه سند چشم انداز مسکوت شد و بعد برخی از افراد حاکمیت اعلام کردند این سند یک قانون آمریکایی است. چه طور می­شود گفت سندی که بر اساس قانون اساسی نوشته شده است آمریکایی باشد؟ و پس از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال ۱۳۸۴ این سند به درستی اجرا نشد و قانونِ همگرایی که قرار بود در کنار این سند در کشور ایجاد شود نیز از میان رفت.

رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات ادامه داد: توسعه در کشوری که عدم تعادل حاد دارد نیازمند قدرتی است که شفافیت و پاسخگویی داشته باشد. ایران نیازمند قدرت دولتی است که بستر ساز باشد و قدرت سیاسی داشته باشد که پرچم دستش باشد و همه از او حرف شنوی داشته باشند دولت باید خط­های غفلت و مداخله را در جامعه دنبال کند تا کسی اشتباه نکند.

محمدستاری فر در خصوص الگوی ایرانی توسعه گفت: الگوی توسعه، تن دادن به خوبی­ها است. ما قانون و برنامه کم نداریم اینکه بیاییم مجددا یک الگوی توسعه ایجاد کنیم اشتباه است اگر کسی در این کشور درخواست پیشرفت داشته باشد باید گام به گام بر اساس همین برنامه­ها و الگو ها پیش برود ما باید گام به گام حرکت کردن و تن دادن به پیشرفت را آموزش دهیم. ما با فرهنگ­سازی و با استفاده از همین سند چشم­انداز و برنامه توسعه می­توانیم مسیر توسعه را طی کنیم.

 

سرزعیم: اگر در طراحی توسعه درست عمل نکنیم به پوپولیسم خواهیم رسید

علی سرزعیم در این پنل با اشاره به سخنان دکتر ساسان اظهار کرد: ما نباید تسلیم تصمیمات نادرست گذشته باشیم، ما باید از خودمان این سوال را بپرسیم که کشورهای پیشرفته امروز دنیا روزی در بربریت به سر می­بردند چگونه راه توسعه را طی کرده­اند؟ چرا حاکمیت در کشورهای آنها به سمت عقل گرایی رفته است. باید بدین نکته توجه کنیم که طراحی توسعه یک مبحث بسیار مهم است که اگر به درستی انجام نشود ما در راه توسعه به پوپولیستی برخورد می­کنیم.

وی در این خصوص که چرا اصولگرایان امروز نمی­گذارد کشور به سمت توسعه برود و علاقه­ای برای حضور در چنین جاده­ای را ندارند، گفت: بخشی از حضور نیافتن آنها در جاده توسعه بهانه است، اما بخشی نیز به دغدغه آنها بر می­گردد. وقتی ما در کشوری زندگی می­کنیم که چرخش اقتصادی درستی نداریم و تورم پایینی وجود ندارد و سرمایه­گذاری اجتماعی نا مفهوم است علت اصرار آنها فقط بر رشد و نادیده گرفتن توسعه منطقی است، اما مشکل این است که ما فقط روی یک موضوع تمرکز کنیم ما باید توسعه و رشد را تومان ببینیم؛ نه بدون در نظر گرفتن یکدیگر.

مشاور اقتصادی ریاست جمهوری در خصوص اینکه چگونه می­توانیم به الگوی توسعه ایرانی برسیم ادامه داد: من با این موضوع که حتما باید یک الگوی ابداعی داشته باشیم همدل نیستم. ولی قاعده­هایی هستند که هر کشوری آنها را رعایت کند در جاده توسعه حرکت خواهد کرد ما باید قاعده عام رعایت کنیم. اگر ما به مالکیت احترام نگذاریم توسعه را از دست می دهیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا