سرخط خبرهای سازمان

سرمایه‌ی اجتماعی و جامعه‌شناسی آثار قیام امام حسین (ع) در ایران امروز | احمد عبادی نسب*

*دانشجوی دکتری علوم سیاسی/عضو شورای منطقه فارس سازمان عدالت و آزادی

اگر این سوال را در ذهن خود یا دیگر مخاطبان در مورد چیستی، چرایی، محتوا و تبعات قیام امام حسین (ع) و گفتمان عاشورا جست‌وجو کنیم، چه چیز عاید ما خواهد شد؟ ازیک منظر می‌توان قیام حضرت امام حسین (ع) علیه نظام ظلم و جور خلفای اموی را به‌سان سایر رخدادهای تاریخی دوران اسلامی ارزیابی نمود و مثلا به واکاوی جزء به جزء حوادث منتهی به قیام حماسی کربلا در روز دهم محرم الحرام سال شصت و یک هجری قمری، به همراه بررسی زمینه‌ها و عوامل پیشینی و پیامدهای پسینی آن پرداخت و در بهترین حالت، با کشف عوامل و نتایج مترتب بر واقعه‌ی کربلا، آن واقعه را صرفاً واقعه‌ای معطوف به زمان و مکانی خاص دانست و درنتیجه مطابق این نگرش، حداکثر با نگاهی حسرت‌گونه و در وهله‌ی بعد، اندرزگیرانه با آن واقعه‌ی عظیم، روبه‌رو شد. اما شاید بتوان به‌جرعت به این واقعیت انکارناپذیر اذعان نمود که قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در ایران، پس از عصر صفویه، به‌ویژه پس از تبدیل‌شدن مکتب تشیع به دین رسمی ایران‌زمین، رفته‌رفته از یک رویداد و حادثه‌ی صرفاً تاریخی مذهبی، مکان‌مند – زمان‌مند، بدل به یک عادتواره‌ی چندوجهی در میدان اجتماعی این مرزوبوم گردیده است. ساختار فرهنگی، فکری و مهم‌تر از همه، اجتماعی یکایک ما را تحت تأثیر عمیق فرآورده‌های نمادین و مناسک‌ساز خود قرار داده است.

به باور طیف وسیعی از علمای معاصر علوم اجتماعی، علی‌الخصوص نظریه‌پردازان مباحث توسعه، هر نوع فقدان یا کاستی در میزان سرمایه‌ی اجتماعی به‌مثابه‌ی حلقه‌ی مفقوده‌ای در به‌ثمرنشستن اهداف کنش‌های انسانی، در ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… می‌باشد. مطابق این دست نگرش‌ها سرمایه‌ی اجتماعی و مؤلفه‌های برآمده از آن، نه صرفاً به‌مثابه‌ی چاشنی و تسهیل‌کننده‌ی کنش‌های جمعی در نایل‌آمدن به اهداف خود، بلکه به‌عنوان یکی از اضلاع ضروری و انکارناپذیر، در توفیق هر عمل اجتماعی محسوب  گردیده است. گسترش اعتماد، شفافیت، آگاهی و مشارکت مسؤولانه و همدلانه، محصول قطعی ارتقای سرمایه‌ی اجتماعی در هر جامعه‌ای تلقی می‌گردد. در این راستا است که اگر مفروض اصلی این مقال، یعنی تأثیرگذاری عمیق حماسه‌ی عاشورا و نمادهای تولیدشده از آن در تار و پود کنش اجتماعی مردم این سرزمین طی قرون متمادی را بپذیریم، یقیناً قدر ت چنین واقعه‌ای در تأثیرگذاری شگرفش می‌تواند ناشی از رسوخ عمیق سرمایه‌های فرهنگی، نمادین و  مهم‌تر از همه، سرمایه‌ی اجتماعی فراوان نهفته در بطن آن ازیک‌سو و وجود جاذبه‌های فراوان پذیراننده‌ی آنها ازسوی‌دیگر، در  کالبد جامعه‌ی ایران باشد. از همین رو است که شاید بتوان به‌جرأت بر این واقعیت پای فشرد که توجه به نمادهای عاشورایی و همچنین برپاداشتن مناسک مرتبط با آن از جهات گوناگونی با سایر مناسک مذهبی، حتی مناسک مذهبی که خود شیعیان وامدار آن هستند از بعد مدت‌زمان اجرا و و تأثیر نمادهایش در عمق رفتاری جامعه قابل مقایسه نیست. از همین روست که به باور نگارنده، واقعه‌ی عاشورا در ایران‌زمین، نه صرفاً واجد یک‌سری کنش‌های صرفاً صوری و نمادین، به‌ منظور به‌جاآوردن یک تکلیف مذهبی-عبادی، بلکه علاوه بر آن، در شکل‌گیری منش فردفرد جامعه‌ی ایران و حتی شکل‌دهی به میدان کنش جمعی برای ما ایرانیان، تأثیر شگرف و انکارناپذیری بر جای گذاشته است و هنوز این ظرفیت در ذات این ابرگفتمان مکتب تشیع پابرجاست. ازاین‌رو، چنانچه راهبرد فرهنگی مناسبی متناسب با تغییرات اجتماعی و تحولات نسلی اتخاذ شود، می‌توان از ظرفیت فراوان بالقوه‌ی نهفته در مؤلفه‌های گفتمان عاشورا برای رفع نقایص احتمالی و ارتقاء روزافزون و تثبیت سرمایه‌ی اجتماعی در این مرز و بوم، بهره‌ی کافی و وافی برد.

در ادامه‌ی نوشتار حاضر، سعی خواهد شد تا برخی از نشانه‌های عینی و ملموس در تأیید مدعای فوق، آورده شود تا نقش بی‌بدیل فراورده‌های عاشورایی منبعث از قیام حضرت سید الشهدا در تار و پود تعاملات اجتماعی نمادین و فرانمادین ایرانیان روشن‌تر گردد.

خشوع و خضوع و دوری از رودربایستی‌های رایج در ایام برقراری مناسک مربوط به ماه‌های محرم و صفر، شاید اولین و بارزترین محصول و فراورده‌ی گفتمان عاشورا باشد که حکایت از وجود سرمایه‌ی اجتماعی عظیم و خارج‌ازوصف در بطن قیام حسین (ع) است. کمیت و کیفیت حضور بی‌ریا، ملتمسانه و متواصعانه‌ی مردم از اقشار مختلف اجتماعی، اعم از زن و مرد، پیر و جوان، شهری و روستایی و عالم و عامی، در مناسک مرتبط با سوگواری محرم در قیاس با سایر مناسک مذهبی، حتی مناسک مذهبی مرتبط با سال‌روز رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و سایر ائمه‌ی شیعه به‌هیچ‌عنوان قابل مقایسه نیست. حضور بی‌ریا و به‌دور از محذورات رایج در صفوف طویل نذری‌ها به دلیل اعتقاد عمیق به اثربخشی مصرف طعام توزیع‌شده در آن مراسم در التیام آلام و بازکردن گره مشکلات، عدم پنهان‌کاری در ریختن اشک در رسای امام حسین به‌سبب اعتقاد عمیق به مظلومیت و برحق‌بودن او، عدم توجه به طبقه‌بندی‌های مرسوم در کنش‌های ارتباطی و تعاملات بین فردی در ایام محرم و صفر به‌دلیل حضور اقشار و سلایق و نگرش‌های متنوع از افراد جامعه با منش‌ها و عادت‌واره‌های متنوع و متکثر در این قبیل مناسک، استفاده‌ی همه‌جانبه از ظرفیت ایام سوگواری برای تبیین و القای نظرات دستگاه و مراکز تولیدکننده‌ی نمادها و ایده‌ها، نظیر کانون‌های تبلیغاتی، خرده‌نهادهای فرهنگی، سمن‌ها، احزاب و جناح‌های سیاسی و… به‌دلیل گستردگی ظرفیت گفتمان عاشورا در تبیین مسایل و چالش‌های مبتلابه جامعه، همه و همه از نشانه‌های اثبات‌کننده‌ی مدعای پیش‌گفته است.

تفاوت عظیم در ابعاد کمی و کیفی توجه همگانی به نمادهای برآمده و برجای‌مانده از جنبش عاشورا، دومین ویزگی بارزی است که حکایت از وجود سرمایه‌ی اجتماعی عظیم در سرشت این ابرگفتمان دینی – اجتماعی دارد. مدت‌زمان برنامه‌های سوگواری که در رسای حضرت اباعبدالله و یارانش در محافل و هیأت‌های مذهبی و مساجد بر قرار است، که تقریباً مقارن با دو ماه قمری است، با هیچ‌یک از مناسک مذهبی رایج در فرهنگ تشیع، درخورِ قیاس نیست. برگزاری مراسم سوگواری از ده روز قبل از عاشورا در سطحی گسترده، و فراگیر و با روش‌ها و اشکال گوناگون، اعم از هیأت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی، مجالس روضه‌خوانی زنانه و مردانه، مراسم متنوع و فراوان به‌منظور خوانش جمعیِ ادعیه‌ی گوناگون مذهبی، برقراری سفره‌ها و صفوف مکرر و متنوع از غذاهای نذری در طول ایام محرم و صفر، جلوه‌های ویژه و خاصی به این کنش نمادین- مذهبی رایج در ایران امروز بخشیده و این مراسم را از بعد کیفی – کمی در قیاس با دیگر مراسم مذهبی، برجستگی ویژه‌ای بخشیده است. این ادعا زمانی بیشتر مسجل می‌شود که به یاد آوریم حتی در مناسک و سوگواری‌های رایج برای درگذشت نزدیکان نیز نمی‌توان مراسمی را سراغ گرفت که در آن، اثر و خبری از روضه و سوگواری در رثای حسین(ع) نباشد. از دیگر نشانه‌های تأییدکننده‌ی مدعای ما گستردگی و تنوع هیأت‌های مذهبی در سطح محلی، قومی، خویشاوندی و… و نام‌گذاری اکثر آنها به نام ائمه‌ی شیعه و شهدای کربلا است.

تعمیق کنش جمعی مبتنی بر افزایش اعتماد عمومی، سومین ویژگی منحصربه‌فردی است که حکایت از نهادینگی سرمایه‌ی اجتماعی فراوان در بطن گفتمان عاشورا دارد. بسیج همگانی برای راه‌اندازی و توسعه‌ی هیأت‌های مذهبی، معمولاً در چشم‌به‌هم‌زدنی شکل می‌گیرد. هیأت‌های مذهبی، اعم از مجوزدار، فاقد مجوز و محافل کوچک خانگی که در آنها مراسم و آداب و رسوم مرتبط با قیام کربلا برقرار است، با کمترین مشکل و غالباً با کمک لجستیکی و مالی خودجوش اعضا و اهالی هیأت‌ها، تمام مایحتاج مورد نیازشان را به‌سادگی تامین می‌کنند. وجود اعتماد بالا ناشی از اعتقاد سرشار به مکتب سیدالشهدا تسهیل‌کننده‌ی فرهنگ امانت‌داری و امانت‌سپاری در این مناسک است، چراکه راه تأمین اقلام موردنیاز کثیری از این محافل، از طریق درخواست مساعدت مالی از افراد متمول، امانت‌گرفتن و جمع‌آوری کمک‌ها و نذورات مؤمنان است. حال اگر اگر سیل عظیم کمک‌ها و نذورات مالی و غیر مالی صرف‌شده برای مناسک محرم و صفر را با نوع خودیاری رایج در جامعه در بسیاری از حوزه‌ها مقایسه کنیم، خواهیم دید که فاصله از زمین تا آسمان است؛ به‌عنوان‌مثال، اگر آحاد مردم بی‌کوچک‌ترین چشم‌داشتی و صرفاً به امید بهره‌برداری از اجر معنوی در مناسک مرتبط با عاشورا درگیر می‌شوند، آیا به همان میزان، حاضرند وقت، انرژی و اموال خود را صرف سایر اشکال کنش اجتکاعی، مثلاً کمک به احزاب سیاسی، فعالیت در سمن‌ها و… نمایند؟ بی‌شک، پاسخ منفی است. چراکه میزان اهمیت و اعتماد همگانی در اذهان عمومی مردم ایران نسبت به فعالیت‌های پیش‌گفته، با مناسک محرم درخور قیاس نیست. ایرانیان به‌سبب برخی ذهنیت‌های ناشی از عملکرد نادرست احزاب و دست‌نشاندگی برخی از آنها به بیگانگان در دهه‌های گذشته، نسبت به کنش سیاسی هدفمند در قالب احزاب رسمی، عمدتاً بدبین و بی‌اعتمادند، اما ذات و جوهره‌ای را در جنبش عاشورا و مناسک و نمادهای برآمده از آن می‌بینند که در پیوند عمیق با اعتقادات ریشه‌دار ایرانیان به مکتب تشیع و اهل بیت (ع) قرار داشته، اعتماد سرشاری نسبت به ذات این حرکت عظیم به وجود آورده است. این سرمایه‌ی اجتماعی گسترده و عمیق نهفته در این رخداد تاریخی، نمونه‌ی دیگری در تاریخ ایران ندارد.

نکته‌ی دیگری که می‌توان از دل آن به اهمیت و نقش منحصربه‌فرد نمادهای عاشورایی در ارتقای سرمایه‌ی اجتماعی در ایران امروز اشاره کرد تأثیر شگرف و کم‌نظیر این رخداد بر سبک زندگی ایرانیان، حداقل طی دو ماه عزاداری و سوگواری محرم و صفر است که با هیچ حادثه‌ی هم‌سنگ و هم‌ترازی درخور قیاس نیست. در ایام محرم و صفر، ظاهر و باطن جامعه‌ی ایرانی تغییر می‌کند؛ از پوشش البسه‌ی مشکی در اماکن عمومی، که حتی گاه تا پایان ماه صفر رعایت می‌شود، تا دوری‌جستن از مراسم و آیین‌های شادی‌بخش به‌نفع برپا داشتن مجالس روضه‌خوانی و سوگواری، به‌رغم نبود هیچ‌گونه مانع شرعی. برای توضیح این مطلب، کافی است به این مثال توجه شود که به‌رغم نبود هیچ مانع شرعی برای برپاداشتن مراسم  مرتبط با امر ازدواج، اعم از نامزدی، عقد و عروسی و حتی علی‌رغم تأکید دین اسلام بر پاس‌داشت و اهمیت سنت ازدواج، باز شاهد آن هستیم که عملاً ازدواجی در این ایام ثبت نمی شود و جشن‌های ازدواج نیز به‌تبع دایر نمی‌گردد. حتی معمولاً در بین اکثر قریب به اتفاق خانواده‌های ایرانی، خبری از مقدمات ازدواج، نظیر رسوم خواستگاری و بله‌برون نیز نیست. نکته‌ی جالب و حایز اهمیت در تأیید مفروض فوق، این است که حتی مکان‌هایی مثل آرایشگاه‌های زنانه نیز حداقل در دهه‌ی اول ماه محرم، با رکود فاحش مشتری مواجه می‌گردند. می‌توان حدس زد در چنین بستری، چه اندازه از میزان مراسم شادی‌های خارج از ضوابط دینی کاسته شود. البته نگارنده به‌هیچ‌عنوان از طریق پای‌فشاری بر تغییر سبک زندگی تحت تأثیر فرآورده‌های منبعث از گفتمان عاشورا به دنبال بیان این ادعا نیست که به‌طورمثال، هیج گناه یا امر خلاف موازین عفت عمومی در جامعه رخ نمی‌دهد؛ اما بر این ادعا پای می‌فشارد که عاشورا و فراورده‌های عاشورایی به‌سبب قابلیت تأثیرگذاری و عمق باورهای ایجادشده در جامعه،  به‌جد از قابلیت تلطیف فضای عمومی جامعه برخوردارند.

تعمیق فرهنگ ایثار، شهادت و ازخودگذشتگی از دیگر ردپاهای گفتمان عاشورا در میان ایرانیان است. خصوصاً به‌دنبال تلاش‌های وسیعی که از بدو تأسیس و تکوین گفتمان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) مقارن با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و چرخش گفتمانی‌ای که در فضای روشنفکری ایران رخ داد، قرائت کاربردی‌تر و ملموس‌تری از دین، که مشوق کنش اجتماعی و مسؤولانه بوده، منتقد نگاه صرفاً عبادی و منفعلانه بود، فراگیر شد. این قرائت جدید از آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع، چیزی نبود جز قرائتی نوین از نمادهای دیرپای ابرگفتمان عاشورا، که نقش انکارناپذیری در به‌ثمرنشستن انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ و پاک‌سازی انقلاب از ناخالصی‌های تحمیل‌شده از جانب گفتمان‌های رقیب و مهم‌تر از همه، تقویت روحیه‌ی مقاومت در بین ایرانیان در مواجهه با تجاوز رژیم صدام ایفا نمود. گفتمان عاشورا درحقیقت، به‌مثابه‌ی کلیدی‌ترین رمز استقرار و استمرار حیات گفتمان انقلاب اسلامی بوده است و به نظر می‌رسد تداوم این فرهنگ به‌دلیل چالش‌های روزافزونی که نظام سیاسی در مواجهه با دول منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گریبان ما را گرفته است، ضروری و  غیرقابل‌ چشم‌پوشی است. دراین‌میان، حضور پررنگ نمادهای نشریافته از جانب فرهنگ غرب، به‌سبب گستردگی ابزارهای تبادل اطلاعات و قدرت فراوانی که غرب در تزریق نمادهای جذاب دارد،‌ نیاز به حفظ این شاخصه‌ی نهادینه‌شده در بطن گفتمان عاشورا در فرهنک اجتماعی ما را دوچندان کرده است.

تعمیق فرهنگ گفت‌وگو و امر به معروف و نهی از منکر، از دیگر فراورده‌های مثبت ابرگفتمان عاشورا است. اگر کنه قیام امام حسین (ع) را بشود در یک جمله خلاصه کرد، می‌توان گفت دلیل اصلی آن، عدول بنی‌امیه از وفای به عهد و عمل به معاهده‌ی حضرت امام حسن مجتبی (ع) با معاویه بود. جامعه‌ی امروز نیازمند تعمیق روحیه‌ی وفای به عهد است. پایبندی به اصول اخلاقی و ترویج اصل شفافیت و صداقت در کلیه‌ی مراودات عمومی، حیاتی‌ترین مؤلفه در حفظ انسجام اجتماعی است. برای احتراز از هرگونه نقص و عیب و کاستی و مراقبت و پایش دایمیِ سلول‌های جامعه، باید امکان نقد مستمر در جامعه از طریق تمهید ساز ِکارهای روزآمد، نظیر تعمیق و گسترش احزاب و رسانه‌ها، باید مورد توجه جدی قرار بگیرد..

در این میان، آنچه می‌تواند اقتدار هژمونیک گفتمان عاشورا را با چالش جدی مواجه نماید، قرائت‌ها و برداشت‌های سطحی و حتی بعضاً مبتذل از  این واقعه است. ترویج رویکرد سطحی، خرافی  و بعضاً بدعت‌گرایانه موجب تحریف در هدف خیزش عاشورا و ارائه‌ی تصویر و تصوزی غلط از این واقعه به نسل جوان‌تر می‌شود. این در حالی است که حافظه‌ی تاریخی نخبگان و روشنفکران ایران، تصدیق‌گر این واقعیت است که به‌بارنشستن خیزش ملت ایران علیه استبداد در انقلاب اسلامی و مقاومت آنان در دفاع مقدس، به مدد درک عمیق و الگوبرداری صحیح و شناخت حقیقی مؤلفه‌های ابرگفتمان عاشورا بوده است؛ مؤلفه‌هایی که نهادینه‌شدنشان در بطن جامعه، باعث رشد چشمگیر سرمایه‌ی اجتماعی در تارو پود مناسبات ایرانیان بوده، فاصله‌گیری از آن، خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به‌همراه خواهد داشت.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا