سرخط خبرهای سازمان

بزرگداشت اسکندر فیروز، پدر حفاظت محیط زیست

یادداشتی از دکترحسین آخانی
به مناسبت زادروز اسکندر فیروز

بوی باران| روزی چون امروز در تاریخ زندگی من بیاد ماندنی است. روزی که افتخار داشتم که مرد بزرگی را ملاقات کنم که سالها آرزوی دیدنش را داشتم. بله درست حدس زدید اسکندر فیروز بنیانگذار حفاظت محیط زیست در ایران. امروز مراسم تولد ایشان در موزه دارآباد بود. وقتی رسیدم دیدم ایشان هم همان لحظه رسید. سلام و علیک کردیم. دو کتاب گلستان و گیاهان خلیج فارس را برایش هدیه آورده بودم. چون کادو نداشت گفت این کتابها چیست؟ گفتم اینها هدیه‌های شماست. گفت کتاب گلستان را دارم. پس کتاب دوم را گرفت و همانجا شروع کرد ورق زدن. مراسم با نوشته‌ای توسط آقای مهندس درویش مجری برنامه شروع شد و با ذکر خاطراتی توسط آقایان مخدوم، کهرم، تاجبخش، صدوق و زرگر ادامه یافت. بعد به بنده نوبت دادند تا به عنوان کسی که اولین خاطره اش با فیروز همین امروز بود صحبت کنم. گفتم که علیرغم آنکه امروز فیروز را از نزدیک دیدم، تا به حال چه در باغ گیاهشناسی، چه موزه تاریخ طبیعی، چه زمان تحقیقات خود در پارک ملی گلستان و چه در عمر علمی و فعالیت اجتماعی خود همیشه یاد و خدمات فیروز با من بوده است. وقتی در مورد وندلبو و رشینگر صحبت کردم، شادی را در چشمان فیروز می‌دیدم. بخصوص اشاره کردم که شما معدود مدیر تاریخ ایران بودید که جایگاه رشینگر (تدوینگر مجموعه فلورا ایرانیکا) را تشخیص دادید و ترتیب ملاقات او را با فرح فراهم کردید. بعد هم به خاطره رشینگر از فیروز پرداختم که در آخرین سفر خود به ایران در سال ۱۹۷۷ برای تشکر و خداحافظی به دفتر فیروز می‌رود. فیروز به او می‌گوید تا زمانی که من پشت این میز نشسته‌ام می‌توانید به من تکیه کنید. ولی او چند هفته بعد میزش را از دست داد. سپس از جمع خواستم که با هم یک مقاله مروری در مورد وضعیت محیط زیست ایران بنویسیم و در سال ۲۰۱۶ که نودمین سال تولد فیروز است منتشر کنیم. در پایان هم خبری خوشی را به جمع دادم که گیاهی را به نام فیروز نام گذاری کرده ام که بزودی منتشر می شود.
سپس فیروز خودش صحبت کرد. او از اینکه اینقدر برایش ارزش قایل شده بودند به وجد آمده بود و از همه تشکر کرد. در مورد ارزش زمین گفت و از همه مهمتر به اهمیت علم اکولوژی برای مطالعه زمین اشاره کرد. نگاهی که آرزو داشتم مدیران فعلی سازمان آن را به درستی درک کنند. خاتمه مراسم هم رونمایی از تندیس آقای تاجبخش و اهدای تندیسی از خود فیروز به عنوان هدیه جمع تولد توسط خانم جمشیدی بود.
اما از عجایب امروز آنکه من دوربین خودم را فراموش کرده بودم. حتی برای آنکه به موقع برسم کمربند خودم را هم نبسته بودم! حتی گوشی من هم باطری نداشت. به همین دلیل لحظات قشنگ امروز بدون آنکه در قاب دوربینم ثبت شود، شد کپی رایت دیگرانی که عکس گرفتند. امید آنکه عکس‌هایشان را برام بفرستند و این خاطره بیاد ماندنی را تصویری کنند.

یک نظر

  1. جهت خرید کتاب خاطرات اسکندر فیروز تماس حاصل فرمایید /۰۹۱۲۹۴۷۳۸۵۶ روشن

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا