سرخط خبرهای سازمان

روزه؛ سه روز یا سی روز؟| آرش سلیم

بوی باران| آرش سلیم:  «تعداد» روزه مقرر شده در قرآن سه روز در سال و «زمان» آن ماه رمضان می باشد. به بیان دقیق تر هر فرد مخاطب قرآن که ایمان آورده است باید در فرصتِ بازه زمانی ماه رمضان یک «عده» سه روزه ای را تکمیل کند و یا به عوض روزه داری گزینه «خوراک دادن به مسکین» را انتخاب کند. در برداشت رایج اما «تعداد» روزه با «زمان» روزه داری (بازه یک ماهه رمضان) یکسان فرض شده است. در نتیجه عده سه روزه مقرر شده در قرآن به ده برابر افزایش پیدا کرده است!

 

***

 سه روز یا سی روز؟

نکاتی درباره روزه که دانستن آن ضروری می باشد

‎‎

|آرش سلیم|

«تعداد» روزه مقرر شده در قرآن سه روز در سال و «زمان» آن ماه رمضان می باشد. به بیان دقیق تر هر فرد مخاطب قرآن که ایمان آورده است باید در فرصتِ بازه زمانی ماه رمضان یک «عده» سه روزه ای را تکمیل کند و یا به عوض روزه داری گزینه «خوراک دادن به مسکین» را انتخاب کند. در برداشت رایج اما «تعداد» روزه با «زمان» روزه داری (بازه یک ماهه رمضان) یکسان فرض شده است. در نتیجه عده سه روزه مقرر شده در قرآن به ده برابر افزایش پیدا کرده است!

 افزون بر آن در برداشت رایج بر خلاف آیات قرآن، گزینه طعام دادن به مسکین به جای روزه داری به رسمیت شناخته نشده است و این گزینه به بیماران و سالمندان محدود گردیده است! البته در آیات مربوطه تاکید شده است که گزینه روزه داری بهتر از گزینه طعام دادن به مسکین می باشد. در این نوشتار نکات کلیدی برهان برای اثبات دو مدعای عده سه روزه ای و گزینه طعام دادن به مسکین ارائه می گردد تا در اولین فرصت مقاله پژوهشی تفصیلی آن تالیف گردد.

برداشت های نادرست رایج درباره روزه مقرر شده در قرآن (موسوم به روزه «واجب»)، به طور اساسی ریشه در فهم نادرست رابطه بین گزاره های متعدد مجموعه آیات بقره:۱۸۳، بقره:۱۸۴، و بقره:۱۸۵ دارد. شوربختانه درباره موضوع مهمی چون روزه، تبیین جامع و بدون تناقضی حتی از این سه آیه پشت سر هم ارائه نگردیده است- که در این نوشتار درباره آن بحث می شود. البته تمام آیات قرآن را باید در یک رابطه نظام وار و با توجه به محیط «تنزیل» آیات و تعامل با مخاطب «امی» مطالعه کرد. با کمی دقت در آیات روزه و رابطه آن با مراسم حج متوجه می شویم  آیات روزه در محیطی نازل شده است که مراسم دیرینه حج در آن رایج بوده است. تا جایی که در اعلام و مقرر کردن عبادت جدید روزه، فضای عینی و ذهنی پیشینی موجود در رابطه با کم و کیف مراسم رایج حج مورد توجه بوده است: چند روز مناسک ویژه حج سالیانه در یک ماه ویژه و درحالت ویژه «احرام» بسر بردن! افزون بر بی توجهی به محیط فرهنگی اجتماعی قریش، علت بسیاری از تفسیرهای ویرانگر جاری از آیات قرآن- به ویژه آیات موسوم به احکام-  جدا جدا خواندن  آیه های مربوطه می باشد. این مشکل به ویژه در هر موضوعی که بیان آن در چند آیه پشت سرهم تکمیل می شود، جدی تر است و احتمال خطا در فهم آیه بیشتر می شود! حتی در تک آیات طولانی که از چند جمله تشکیل شده است، فهم نادرست از رابطه بین جمع گزاره های متعدد چند جمله می تواند به برداشت های نادرست بینجامد.

درباره موضوع بحث به طور اخص، کلیات عبادت روزه نه تنها در یک مجموعه سه آیه ای بیان شده است که هر کدام از این سه آیه خود یک آیه طولانی چند جمله ای و هر جمله با چند گزاره می باشد. کاستی در خوانش نظام وار یکجا و سازگار این مجموعه گزاره های متعدد، به دو نتیجه گیری نادرست درباره روزه انجامیده است که پیامدهای آن کم نیست!  از جمله پیامدهای بدفهمی این مجموعه آیات، در خطر افتادن احتمالی سلامت برخی از روزه داران و همچنین ایجاد زحمت زیاد غیر ضروری برای مومنان روزه دار و دیگران می باشد. افزون بر آن در سطح کلان اثرات زیانبار اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مسلمان را نمی توان نادیده گرفت. پس به باور نگارنده بازنگری و فهم این آیات در رابطه با آیات دیگر مربوطه یک ضرورت حیاتی است. چنانچه در این نوشتار بحث می شود در وهله نخست باید از این مجموعه سه آیه ای فهمِ جامعِ سازگار و بدون تناقضی داشت که بدون تردید مستلزم فهم درست چگونگی رابطه بین گزاره ها و نقش هر گزاره در کل مجموعه می باشد. سپس برای جزییات بیشتر و رفع ابهامات به آیات مربوطه و در نهایت سایر آیات قرآن مراجعه کرد. در این نوشتار به فرمول ساده ای اشاره می شود که از متن قرآن و از ساختار دستوری آیات چند گزاره ای قرآن استخراج شده است و می تواند به روشن تر شدن بسیاری از ابهام ها و اختلاف نظرهای تفسیری در آیات چند جمله ای قرآن شامل موضوع روزه کمک کند.

ابهام در این که کدام گزاره ها مطلب اصلی (پایه) را بیان می کنند و کدام گزاره ها توضیح و یا تبصره مطلب پایه هستند، قطعا یک معضل بسیار جدی در خوانش متن قرآن در دست است. متاسفانه به این علت و علت های دیگر، آیات قرآن در طول چهارده قرن قربانی تفسیرهای عجیب و غریب زیادی شده است. از جمله برای اهداف تثبیت حاکمیت دنیایی و به زیان مردم تحت سلطه، آموزه های قرآن در موارد زیادی کاملا به ضد خود دگردیسی پیدا کرده است.  به نظر می رسد در زمانی که علامت گذاری متون مرسوم نبوده است، به استناد روایات جعلی (و یا خود جعل کرده)، هر چه خواسته اند از متن استخراج کرده اند!  برای مثال هر آیه ای را که در راستای سلطه گری و حکمرانی قابل تفسیر بوده است، بدون رابطه آن آیه با آیات قبل و بعد (و به طور کلی جدا از زمینه آن) پر رنگ کرده اند! و یا با «منسوخ» اعلام کردن دلبخواهی آیات مزاحم با آیه مورد نظر خود، علیه مردم و به بهای ترس و رنج مردم حکم برساخته اند! امروزه یک پروژه غیر دولتی دست جمعی برای علامت گذاری متن قرآن یک ضرورت حیاتی می باشد. چرا که هر دقیقه شتاب در آن ممکن است حیاتی را از قربانی شدن با برساخته های به نام «احکام شرع» و به نام خدا نجات دهد!

سردرگمی تفسیری ناشی از ابهام در درک ساختاری (رابطه بین گزاره های) مجموعه سه آیه مورد بحث تا آن جا جلو  رفته که فعل مثبت «یُطِیقُونَهُ» در آیه بقره:۱۸۴توسط مفسرین به طور دلبخواهی و کاملا وارونه فعل منفی فرض شده است و با  این فرض معنی جمله را کاملا تغییر داده اند! در این آیه گفته شده است هر کس توانایی آن را دارد (دقت شود: توانایی دارد)؛ به عنوان «فدیه» یا جایگزینِ روزه، به مسکین طعام دهد. اما مفسرین با منفی کردن دلبخواهی این فعل مثبت چنین تفسیر کرده اند:  هر کس توانایی روزه گرفتن ندارد (دقت شود:توانایی ندارد)، به عنوان «کفاره» به مسکین طعام دهد. در ادامه درباره ساختار این آیه در رابطه با دو آیه دیگر بحث می شود. اما همین جا اگر مفسرین به استفاده از واژه «فدیه» در بقره:۱۸۴ دقت می کردند و  تفاوت مفهومی بین واژه «فدیه» و واژه «کفاره» را در نظر می گرفتند شاید به چنین اشتباه فاحشی دچار نمی شدند. «فدیه» به مفهوم عوض و جایگزین است، اما «کفاره» برای جریمه خطا و یا جزای جرم به کار می رود.  فردی که اختیار گزینش بین چند گزینه (اینجا دو گزینه) دارد و او  یک گزینه را انتخاب می کند، مرتکب خطایی نشده است که بخواهد «کفاره» بدهد!

در یک نگاه کلی به سه آیه بقره:۱۸۳ و ۱۸۴ و ۱۸۵ که متن آن در ادامه آمده است، مشاهده می کنیم که در آیات بقره:۱۸۳ و ۱۸۴ (جدول ۱) نخست فریضه روزه و تعداد (عده) روزه معرفی می گردد و سپس گزینه جایگزین یا عوض آن مشخص می شود. در ادامه در آیه بقره:۱۸۵، ماه رمضان ماه ویژه روزی داری اعلام می گردد. مشکل اصلی که به ابهام و برداشت نادرست رایج انجامیده این است که آیه بقره:۱۸۴ «تعداد» روزه را به طور دقیق با یک عدد مشخص روشن نمی کند. بلکه با عبارت ظاهرا مبهم «ایاما معدودات» به مفهوم «چند روز» (تقریبی) بیان گردیده است. اما با مطالعه اصطلاح «ایام معدودات» در آیات دیگر قرآن و به ویژه در آیات موضوع حج و به طور مشخص بقره:۲۱۳، به راحتی می توان نتیجه گیری کرد که  «ایام معدودات» تقریبی نیست و دقیقا یک «عده» سه روزه می باشد: «واذکروا الله فی ایام معدودات فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه». مخاطبِ آیات روزه در رابطه با سنت دیرینه جا افتاده مراسم حج، از «ایام معدودات» حج رایج یک تجسم عینی پیشینی داشته است! در معرفی عبادت روزه، قرآن فضای عینی مراسم حج رایج را الگو قرار داده و در چارچوب این الگو – چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی – فهم آن را برای مخاطب «امی» آسان تر کرده است. چرا که در حالت «احرام» بودنِ چند روزه در یک ماه ویژه، در طول نسل ها برای قبائل مورد خطاب قرآن کاملا جا افتاده بوده است. با این تفاوت که اینجا در مقایسه با ماهِ ویژه مراسم حج (ذیحجه)، ماه رمضان ماهِ ویژه روزه داری اعلام می گردد. دلیل انتخاب ماه رمضان نیز اهمیت این ماه بیان شده که در آن قرآن نازل شده است. به زبان خودمانی به هنگام معرفی و مقرر کردن عبادت جدید، روی شرایط عینی و ذهینی مخاطب در رابطه با چند روزِ معدودِ «محترمِ» معلوم سرمایه گذاری شده است  («ایام معدودات» بقره:۲۰۳ و «ایام معلومات»،حج:۲۹). با مشابه سازی ایام روزه داری با سنت در «احرام» بودن چند روزه حج آباء و اجدادی، تعداد و فهم فلسفه روزی داری و همچنین پذیرش عبادت جدید را برای آنان آسان تر کرده است. این که مثلا چند روز روزه داری مانند چند روز در حالت احرام بسر بردن روزهای زیادی نیست و از عهده انجام آن بر می آیید! یا این که مثلا روزه داری فقط پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه مانند روزهای در «احرام» بودن، فرد روزه دار باید از بدی ها بپرهیزد و تقوای بیشتری را تمرین کند.

حتی بدون مراجعه به دیگر آیات قرآن، از آن جا که به عنوان دو واحد اندازه گیری زمان بین «روز»  و «ماه» واحد دیگری به نام «هفته» وجود دارد به راحتی می توان گمانه زنی کرد که «چند روز» مورد نظر در گزاره «ایاما معدودات» باید از یک هفته کمتر باشد! همانطور که تقریب کمتر از یک سال با چند ماه بیان می شود، نه چند هفته!  سی روز آن قدر بزرگ است که کسی آن را با چند روز تقریبی اعلام نکند. مثلا اگر فردی سی سکه یک درهمی به فقیری بدهد نمی گوید چند درهم دادم! چند درهم برای دو سه سکه به کار می رود!

از طرف دیگر حتی در برداشت رایج اعلام دو تعداد روزه در دو آیه پشت سرهم:  ۱) «ایاما معدودات» (بقره:۱۸۴)  و  ۲) «شهر رمضان» (بقره:۱۸۵)، همواره موجب اختلاف نظرهای شدید بین مفسرین مشهور بوده است! گروهی بدون توجه به مفهوم «ایاما معدودات» در آیه بقره:۱۸۴، و یا جدی نگرفتن این بخش از آیه؛ آیه بقره:۱۸۵ را مبنا قرار داده و منظور از «ایام معدودات» را همان یک ماه رمضان فرض کرده و خیال خودشان را راحت کرده اند!  اما گروه دیگری از مفسران (منصف تری) که سرسری گرفتنِ گزاره «ایاما معدودات» برایشان راحت نبوده است و آن را جدی گرفته اند، به «ناسخ و منسوخ» متوسل شده اند.  چرا که با به حساب آوردن گزاره «ایاما معدودات» در بقره:۱۸۴، قادر نبوده اند تناقض آشکار اختلاف ده برابری  تعداد روزه مقرر شده را (آن هم در دو آیه پشت سرهم) توجیه کنند! این گروه از مفسرین به ناچار  گفته اند که  آیه بقره:۱۸۴ با آیه بعدی یعنی بقره:۱۸۵ منسوخ گردیده است! و در این راستا  گمانه زنی کرده اند که روزه سه روزه برای زمانی بوده است که ایمان مسلمانان اولیه ضعیف بوده است، اما پس از قوی شدن ایمان مسلمانان برای پذیرش حکم یک ماه روزه، آیه بقره:۱۸۵ نازل شده و بنابراین حکم روزه خودبخود تغییر کرده است! غافل از این که فرض فاصله زمانی بین نزول آیه بقره :۱۸۵ و آیه بقره:۱۸۴، خود مشکل بزرگ دیگری ایجاد می کند: تا زمان نزول بقره:۱۸۵ و اعلام ماه رمضان به عنوان ماه روزه داری، ایمان آورندگان از کجا می دانسته اند که روزه مقرر شده در دو آیه قبل را در کدام ماه سال روزه بگیرند؟! آیا با این گونه حرف ها متن در دست را بی اعتبار نمی کنند: این چه متنی است که در آن دو آیه پشت سر هم یکی بطلان دیگری را اعلام می کند!؟ از طرف دیگر سوره بقره از سوره های نخست مدنی است. یعنی هنگام نزول آیات روزه، عمده جمعیتی که مشمول روزه می شده اند مهاجرین و انصار اولیه یا همان گروه کوچک سابقون بوده اند. که اتفاقا این افراد مومن ترین و مقاوم ترین افراد عصر بعثت بودند. کسانی که با  اراده و  اختیار کامل فردی و آگاهی تمام از خطرات ایمان آوردن (و بدون طمع غنیمت) به پیامبر پیوسته بودند. در واقع پایداری و شکیبایی این عده کوچک، در آن شرایط بسیار طاقت فرسای تهدید و آزار و شکنجه و قتل و اخراج از خانه و دیار، موفقیت های بعدی پیامبر را رقم زد. البته در مقالات دیگر بحث شده است که این بحث ناسخ و منسوخ خود برساخته باطلی بیش نیست!

از طرف دیگر اگر مفسرین مفهوم «عده» را در روزه داری بپذیرند، «عده» یک ماهه روزه داری با اشکالات بس بزرگتری روبرو می شود! برای فهم بهتر مفهوم «عده» می توان به مفهوم نگاه داشتن «عده» بعد از طلاق توجه کرد- که طبق قرآن باید سه ماه پیوسته بعد از طلاق شمارش گردد: «واحصوا العده» (طلاق:۱)، «فعدتهن ثلاثه اشهر» (طلاق:۴). به بیان دیگر «عده» پیوسته است و قابل تجزیه و انقطاع نمی باشد.  در مورد عده طلاق برای مثال نمی توان ماه دوم عده را تعطیل کرد و به ماه سوم یک ماه اضافه کرد! چرا که با انقطاعِ عده کاربرد آن بیهوده می شود و دیگر به آن عده گفته نمی شود! عده یک ماهه یعنی تکمیل کردن تعداد سی (۲۹) روزه پشت سر هم و بدون انقطاع که به سختی عملی است. برای مثال اگر فردی ۲۵ روز پشت سر هم ۲۵ روزه بگیرد اما به هر علت در روز بیست و ششم موفق به روزه داری نشود باید عده روزه داری را دوباره و سه باره… از روزه شماره یک شروع کند تا سرانجام موفق شود یک عده یک ماهه را کامل کند.  بانوان که به علت عادت ماهیانه اصولا مقدور به کامل کردن عده یک ماهه در یک ماه نمی شوند (مگر در کهنسالی). که با عدالت خدا در تضاد می باشد! اگر به رساله فقها درباره قضای روزه و زنجیره جریمه در جریمه های متعدد و به ویژه در رابطه با احکام  روزه بانوان دقت کنیم متوجه اغتشاش  و تنوع آرای بسیار و پایان ناپذیری زنجیره جریمه در جریمه می شویم. چرا که مساله اصلی از بنیان اشکال دارد: یک ماه روزی داری واجب!

بدیهی است روزه مقرر شده در آیات آیات بقره:۱۸۳ و ۱۸۴ و ۱۸۵، روزه داری های داوطلبانه  را لغو نکرده است. بلکه حداقل سه روز روزه داری در ماه رمضان یا گزینه آن برای هر فرد «ایمان آورده» حتمی اعلام شده است.  بدیهی است مومنین می توانند به طور داوطلبانه – و متناسب با  شرایط فردی خود- نه تنها در ماه رمضان که در هر دوازه ماه سال و یا حتی در هر ۵۲ هفته سال به طور منظم چند روز روزه داری کنند. برای مثال اگر فردی هر ماه سال یک عده سه روزه روزه داری کند، مجموع سالانه آن ۳۶ روزه خواهد بود که شش روز از یک ماه روزه رایج بیشتر می شود. یا اگر فردی هر هفته سه روز روزه داری کند، جمع سالیانه روزی داری او در مقایسه با یک ماه روزه رایج بیش از پنج ماه خواهد شد. به نظر می رسد که قبل از بعثت برخی روزه داری های داوطلبانه در سرزمین حجاز رایج بوده است. طبق برخی روایات حضرت محمد خود قبل از نزول آیات روزه روزه داری های داوطلبانه شامل سه روز در هر ماه داشته است. پس اگر افرادی بخواهند در ماه های دیگر از جمله ماه ذیحجه ده روزه داوطلبانه بگیرند، و یا این که بخواهند در ماه رمضان روزهای بیشتری را داوطلبانه روزه بگیرند، یا  این که مسئولیت تامین خوراک نیازمندان بیشتری را  قبول کنند؛ مقوله دیگری است که نباید با عده سه روزه  مقرر شده در ماه رمضان شبهه ایجاد کند. از طرف دیگر باید توجه داشت که عده سه روز روزه داری شامل کسانی نمی شود که مخاطب قرآن بودند ولی دعوت پیامبر را نپذیرفتند و ایمان نیاوردند.

موضوع دیگری که یادآوری آن به فهم روزه مقرر شده کمک می کند این است که در قرآن روزه داری بر دو قسم است: الف) روزه عبادی مورد بحث این نوشتار، ب) روزه مجازات که به عنوان یک گزینه کیفری و تنبیه برای مجازات فرد ایمان آورده خاطی و یا مجرم در نظر گرفته شده است. بحث درباره این قسم روزه و موارد آن موضوع این نوشتار نیست. تعداد روزه نوع «ب» متناسب با  شدت جرم یا خطا متغیر می باشد. برای مثال در جرم قتل غیرعمد یک مومن به دست مومن دیگر،  گزینه دو ماه متوالی روزه گرفتن بخشی از «مجازات» قاتل بوده است – با در نظر گرفتن نوع رابطه و قرارداد جاری بین قبیله قاتل و قبیله مقتول (نساء:۹۲).  این آیه در شرایط جنگ جاری طولانی با مشرکان دشمن نازل شده است- جایی که فرد مومنی یک نوایمان آورده را به اشتباه و به ظن هنوز دشمن بودن به قتل می رسانده است. مائده:۹۵ مثال دیگری است که در آن روزه به مثابه یک گزینه مجازات برای مجازات فردی پیشنهاد شده که در حالت احرام حج حیوانی را شکار کند. در این آیه به روشنی تاکید شده است که چنین فردی باید با روزه گرفتن مجازات عمل خود را در این دنیا بچشد: «ذلک صیاما لیذوق وبال امره»! یک نمونه مشابه استفاده از گزاره «لیذوق وبال امره» در آیات قرآن، توصیف مجازات آخرت کافران و سختی چشیدن عذاب آتش جهنم می باشد: «ذاقوا وبال امرهم ولهم عذاب الیم» (حشر:۱۵، تغابن:۵)!

روزهِ قسم «الف» مورد بحث این نوشتار -که در سنت فقهی به آن روزه «واجب» گفته می شود- شبیه  یک روز روزه واجب سالیانه مقرر شده برای بنی اسرائیل می باشد. گزاره «چنانچه برای قبل از شما نوشته شده بود» در آیه بقره:۱۸۳- که قرآن به عنوان سابقه روزه به آن ارجاع می دهد- تنها می تواند ارجاع به یک روز روزه نوشته شده در تورات باشد. در هیچ متن دینی قبل از قرآن روزه واجب برای پیشینیان مقرر نشده است. آیا این تفاوت سی برابری روزه فرضی مقرر شده برای پیروان حضرت محمد در مقایسه با یک روز روزه مقرر شده برای پیروان حضرت موسی خود جای پرسش ندارد؟!

اگر چه استدلال این نوشتار فقط بر اساس آیات قرآن است، اما جهت یادآوری و اطلاع خوانندگان گرامی بد نیست اشاره گردد که شواهد تاریخی و مهمترین آن متن معاهده «حدیبیه»، در راستای تایید مدعای سه روز روزه داری واجب این نوشتار می باشد. طبق یک ماده معاهده حدیبیه، سران مشرکان حاکم بر مکه به مومنان پیرو پیامبر (مقیم مدینه) اجازه می دهند از سال بعد در مراسم حج شرکت کنند و آسیب نرساندن به آنان در سه روز («ایام معدودات») تضمین می شود. می دانیم که در سال ششم هجری از ورود کاروان پیامبر به مکه برای مراسم حج جلوگیری می شود. اما در حدیبیه محلی که کاروان پیامبر منتظر مجوز ورود به مکه بود معاهده مشهور حدیبیه بین پیامبر و سران مشرکین مکه امضا می شود. طبق این معاهده همراه با مواردی دیگر از تعهدات دو جانبه، به پیامبر و یارانش تعهد داده می شود که می توانند از سال بعد مراسم حج را در مکه همراه با مشرکان برگزار کنند و در این سه روز از جانب مشرکان که بر مکه حاکم بودند به آنان تعرضی نخواهد شد.

نگاهی ساختاری به آیات بقره:۱۸۳، ۱۸۴، و ۱۸۵

قبل از پرداختن به این آیات، به فرمول یا قاعده ساده زیر که در آیات چند جمله ای قرآن مشاهده می شود دقت می کنیم:

 

  • آموزه پایه (حکم اصلی) عموما با صیغه جمع بیان می شود.
  • اما تبصره هر آموزه پایه با صیغه مفرد بیان می شود.

هر آموزه پایه ممکن است یک یا بیشتر تبصره داشته باشد؛ شامل مواری چون شرط، استثنا، توضیح بیشتر و غیره.

ابنجا برای کمک به فهم بهتر این قاعده، از واژه مصطلح «تبصره» استفاده شده است که در زبان فارسی در رابطه با مفاد متن های رسمی مثل قانون، قرارداد، آیین نامه، اساس نامه شرکت ها، و غیره بسیار جا افتاده است: مفهوم «تبصره» در رابطه و در مقایسه با مفهوم یک «ماده» متن رسمی.  مثال ساده زیر رابطه بین «ماده» (آموزه پایه) و «تبصره» آن را در متن آیین نامه یک انتخابات فرضی روشن تر می کند:

آموزه پایه: رای دهندگان برای رای دادن باید شناسنامه خود را بیاورند.

تبصره: اگر کسی مسافر است می تواند با ارائه گواهی نامه رانندگی و یک مدرکِ دیگرِ احرازِ هویت رای بدهد.

در این مثال مشاهده می کنیم که آموزه پایه با صیغه جمع بیان شده است: رای دهندگان/بیاورند. در حالی که تبصره این آموزه پایه با صیغه مفرد بیان شده است:  کسی/ است/ رای بدهد.

حال اگر با این فرمول به سراغ  متن مجموعه  آیات بقره:۱۸۳ تا ۱۸۵ برویم، می توان بین هر «آموزه پایه» و «تبصره» (یا تبصره های) مربوط به آن تمایز قائل شد و در نتیجه رابطه بین جملات و گزاره ها و در نهایت متن را آسان تر فهمید. همانطور که در ادامه مشاهده می شود، متن سه آیه علامت گذاری شده و زیر تمام تبصره ها که همه با صیغه مفرد بیان گردیده خط کشیده شده است. در بخش ترجمه آیات برای روشن تر شدن مطلب تلاش شده است آموزه های پایه تفکیک و نامگذاری شود (الف، ب، و ج) و هر آموزه پایه با تبصره همنام آن (الف، ب، ج۱ و ج۲) ارائه گردد.

متن مجموعه آیات بقره:۱۸۳، ۱۸۴، و ۱۸۵

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ:

الصِّیَامُ {کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ}. (بقره:۱۸۳)

أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ؛

فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ.

وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ، فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ؛

فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ.

وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ. (بقره:۱۸۴)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ؛

فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ،

وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ.

یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. (بقره:۱۸۵)

ترجمه آیات با تفکیک آموزه های پایه و تبصره هر آموزه

گفته شد که در اعلان عبادت روزه مقرر شده به مخاطب، در لایه اصلی افزون بر بیان هدف روزه داری باید حداقل دو داده  کمی اصلی برای مخاطب مشخص شود:

یک) «تعداد» روزه یا «عده» روزی داری، و

دو) «زمان» آن.

در لایه پایین تر نیز بیان تبصره ها ضروری است؛ شرایطی که در آن روزه داری برای برخی افراد مشکل است و موجب زحمت  می شود.

در ادامه به ترجمه آیات بقره:۱۸۳ و ۱۸۴ و ۱۸۵ و ربط این سه آیه به عنوان یک مجموعه دقت می کنیم. سه آموزه پایه «الف» و «ب» و «ج» همراه با  تبصره (تبصره های) هر آموزه جداگانه مشخص شده است. نکات کلیدی مورد بحث در ساختار مجموعه آیات بشرح زیر قابل توجه است:

۱)      در بقره:۱۸۳ مقرر شدن روزه و هدف روزه داری بیان گردیده است.

۲)      بلافاصله در بقره:۱۸۴ «تعداد»/ «عده» روزه داری (ایاما معدودات) مشخص شده است. برای تجسم و فهم بهتر رابطه ساختاری آیات، گزاره «ایام معدودات» بلافاصله در دنباله بقره:۱۸۳ نشان داده شده است!

۳)      داده دو یعنی «زمان» روزی داری، در آیه بقره:۱۸۵ ماه رمضان هر سال مشخص گردیده است.

۴)      در بخش دیگری از آیه بقره:۱۸۴ آموزه پایه دیگر («ب» )، یعنی گزینه بودن طعام دادن به مسکین، با صیغه جمع بیان گردیده است. به بیان دیگر گزینه طعام دادن یک شرط/ استثنا یا تبصره نیست که با صیغه مفرد بیان شده باشد. بلکه خود بخشی از آموزه پایه در لایه اصلی است که با صیغه جمع بیان گردیده است. اینجاست که فقها باید به تمایز بین آموزه پایه و تبصره آن و نقش کلیدی آن در استخراج حکم دقت کنند.  جمله «وعلی الذین یطیقونه، فدیه طعام مسکین» مثل جمله «فمن کان منکم مریضا …» یک شرط نیست بلکه دنباله «کتب علیکم» یک آموزه پایه درباره روزه می باشد؛ کُتِبَ عَلَیْکُمُ:وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ، فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ»!

آموزه پایه الف با صیغه جمع:

ای کسانی که ایمان آورده اید، برای شما «ایاما معدودات» روزه مقرر شده است:

{همانطور که برای قبل از شما مقرر شده بود، باشد که پرهیزگار شوید}

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ:

الصِّیَامُ؛ {کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ} (بقره:۱۸۳)

أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ.

تبصره الف برای آموزه پایه الف با صیفه مفرد:

اگر کسی از شما بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری عده روزه خود را به جا آورد:

فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ.

آموزه پایه ب با صیغه جمع:

بر کسانی که توانایی دادن جایگزین دارند، طعام دادن به مسکین ]مقرر شده است[:

 وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ، فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ؛

تبصره ب با صیغه مفرد برای آموزه پایه ب:

اگر کسی (که گزینه طعام دادن به مسکین را انتخاب کرده) داوطلبانه کار خیر انجام دهد (افرادی بیشتری را طعام دهد) برای او بهتر است.

فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ.

و در جمله پایانی خطاب به جمع تاکید می گردد که انتخاب گزینه روزه گرفتن (در مقایسه با گزینه طعام دادن) برایتان بهتر است:

وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ.

در دنباله به آیه بقره:۱۸۵ دقت می کنیم:

آموزه پایه ج با صیغه جمع:

(خطاب به کسانی که ایمان آورده اند):

ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است؛ کتابی برای هدایت مردم با بینات و فرقان در راستای هدایت.

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ؛

تبصره ج۱ با صیغه مفرد برای آموزه پایه ج۱

فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ،

پس هر کس از شما در این ماه (در محل زندگی اش) حضور داشته باشد این ماه روزه داری کند.

تبصره ج۲ با صیغه مفرد برای آموزه پایه ج۲

 

هر کس بیمار بود و یا در سفر بود عده خود را روزه های دیگری (در ماه دیگر) روزه بگیرد.

وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ.

آموزه پایه کلی جمع بندی آیات:

 

خدا برای شما آسانی می خواهد و  برای شما دشواری نمی خواهد، پس عده را  (در ماه رمضان و یا ماه های دیگر) کامل کنید و خدا را برای هدایتتان  به بزرگى بستایید و باشد که شکرگزارى کنید.

یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.

درباره تفاوت بین جمله مشترک «وَمَن کَانَ (منکم) مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» و تکرار آن در آیه بقره:۱۸۴ و بقره:۱۸۵ می توان چنین گفت: «ایام آخر» (روزهای دیگر) در آیه بقره:۱۸۴ درباره تکمیل یک عده سه روزه در ماه رمضان می باشد، در حالی که «ایام آخر» در آیه بقره:۱۸۵ درباره تکمیل عده در غیر ماه رمضان می باشد. ممکن است فردی برای مدتی در ماه رمضان بیمار و یا در سفر باشد، چنین فردی باید از فرصت باقیمانده در ماه رمضان استفاده کند و عده روزه داری خود را به جا آورد. همچنین ممکن است فردی در ماه رمضان عده روزی داری را شروع کند اما پس از مثلا دو روزه مریض شود و موفق به تکمیل عده نشود. چنین فردی باید به محض بهبود در ماه رمضان عده روزی داری را از نو شروع کند (اگر هنوز سه روز از ماه رمضان باقی باشد).  «ایام آخر» در بقره:۱۸۵ برای حالتی است که فرد تمام ماه رمضان مریض یا در مسافرت باشد. در این حالت فرد باید عده روزه خود را در ماه های دیگر سال تکمیل کند.

برای روشن تر شدن دلیل تکرار جمله «و من کان مریضا…» در مجموعه آیات مورد بحث، اشاره ای به تکرار جمله «فما استیسر من الهدی» در آیه بقره:۱۹۶ بد نیست. در این آیه دو حالت احتمالی مواجهه مشرکین مکه با کاروان حج اعزامی پیروان پیامبر از مدینه در نظر گرفته شده است. حالت اول حالتی است  که مشرکان  مسلط بر مکه به عهد خود وفا نکنند و در مرحله ای از انجام مراسم حج آنان جلوگیری کنند. حالت دوم حالتی است که مشرکان  مسلط بر مکه اجازه دهند مراسم حج یاران پیامبر برگزار شود. در این شرایط نامطمئن برگزاری مراسم زیر سلطه دشمن، در هر دو حالت به طور جداگانه به یاران پیامبر تاکید شده است که در مورد تهیه قربانی حج خودشان را به زحمت نیندازند و هر چه مقدور بود تهیه کننند. پس تکرار جملات هم در آیات روزه و هم در آیه بقره:۱۹۶ در رابطه با دو حالت مختلف و برای صورت بندی دقیق مساله است.

در پایان خوانندگان گرامی می توانند یک نمونه ترجمه رایج از آیات بقره:۱۸۴ و ۱۸۵ را جهت مقایسه مشاهده کنند. دو نکته اساسی مورد اختلاف که درباره آن بحث شد در ترجمه ناصر مکارم شیرازی  چنین است:

۱)       روزه یک ماهه: «(آن چند روز معدود) ماه رمضان است».

۲)      کفاره روزه برای بیماران و سالمندان (نه گزینه جایگزین روزه داری برای همه): «و بر کسانی که قدرت انجام آن را ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیره زنان) لازم است کفاره بدهند».

«چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و کسانی که از شما بیمار یا مسافر باشند روزهای دیگری را (بجای آن روزه بگیرند) و بر کسانی که قدرت انجام آن را ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیره زنان) لازم است کفاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند، و کسی که کار خیر را پذیرا شود برای او بهتر است، و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید» (بقره:۱۸۴)».

«(آن چند روز معدود) ماه رمضان است که قرآن برای راهنمائی مردم و نشانه‏های هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده، پس آنکس که در ماه رمضان در حضر باشد روزه بدارد، و آنکس که بیمار یا در سفر باشد روزهای دیگری را بجای آن روزه بگیرد، خداوند راحتی شما را می‏خواهد نه زحمت، هدف این است که این روزها را تکمیل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده بزرگ بشمرید و شاید شکرگذاری کنید (بقره:۱۸۵)».

برای فهم بهتر تمایز بین بخش های پایه و تبصره های مربوطه در آیات طولانی و یا موضوعات چند آیه ای، آیات دو موضوع دیگر در مقایسه با آیات بقره:۱۸۳ و ۱۸۴ و با تفکیک آموزه های پایه و تبصره ها در جدول ۱ ارائه گردیده است. این آیات نیز از نوع «کُتِبَ عَلَیْکُمْ» و همچنین نزدیک به آیات روزه در سوره بقره انتخاب شده است: بقره:۱۷۸ (آیه موسوم به قصاص) و  بقره:۱۸۰ و ۱۸۱ و ۱۸۲ (موضوع وصیت).

درباره موضوع حج که با  استدلال این نوشتار  رابطه دارد به زودی در نوشتار دیگری بحث خواهد شد. آیه قصاص و سایر آیات درباره قتل نیز در نوشتار دیگری مورد بحث بیشتری قرار خواهد گرفت. در همه این موارد تمایز بین آموزه پایه و تبصره مربوطه در فهم آیه نقش کلیدی دارد.

شوربختانه بدفهمی آیه بقره:۱۷۸ در زمانه ما بسیار بسیار بسیار فاجعه آفرین شده است! همانطور که در جدول ۱ نشان داده شده است، جمله «ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ» – برخلاف برداشت رایج – توضیحی درباره تبصره الف (فمن عفی له..)  نیست! بلکه خود بخشی از آموزه پایه است (بخش ب در جدول۱).

منبع: نیلوفر

۱۷ نظر

  1. روزه باشد چند روزی
    که از آن زاید بهروزی
    عدّه اش باشد گر ماهی
    خوش از عهده اش برآیی ؟
    خسران بیند مال و جان
    این را خواهد آن رحمان ؟
    او که خواهد آسانی
    راحت خواهد انسانی
    چندی فراغ از تلاش
    معنی دهد بر معاش
    غوغا کند گر گوش پر
    عبدی کند هرگز حر ؟
    در گوش بوده هیاهو
    کی بشنود وحیی او ؟
    لهو و لعب کرده رب
    عمر بگذرد جان به لب

  2. مهندس حمیدیان

    سلام، شیوه نوشتاری متن فهم مطلب رو دشوار کرده اگر کمی عامیانه تر بود بهتر بود، من کل متن رو خوندم برداشتم این بود که همون سه روز واجبه ولی اگر سی روز بود چی؟؟؟؟ اگه میشه مرجعی، کتابی،چیزی،که بشه مطمئن تر شد راهنمایی کنید یا اگر مرجع تقلیدی که معتقده همون سه روز کفایت میکنه معرفی کنید ممنون

  3. با سلام و درود بر شما که با بیان این مطالب من را به فکر و تحقیق جهت یافتن حقیقت وا داشتید بسیار سپاسگذارم

  4. با سلام خدمت برادر عزیزم
    نکته ی جالبی که به ذهن من رسید اینست که دقیقا در بحث روزه خدا بلافاصله از اعتکاف و حکم رابطه همسران در شب های روزه داری و اعتکاف صحبت می کند. می شود نتیجه گرفت روزهای اعتکاف و روزه داری به یک تعداد هست.
    اعتکاف حداقل ۳ روز هست.

  5. این سوال برام واقعا پیش اومده که چرا بطور واضح در قرآن گفته نشده که مثلا ای مردم! ۳ (یا هر عدد دیگه) روز در فلان ماه رو روزه بگیرین؟! واقعا چرا؟
    سوال بعدیم اینه که استدلال افرادی که میگن “شهر رمضان” یعنی اینکه کل ماه رو روزه بگیرین چیه؟ اگه دلیل به این محکمی وجود داره پس چرا اونا قبول نمیکنن دلیل شما رو؟ آیا غرضی توش هست؟ آیا …؟

  6. یَّامًا مَّعْدُودَاتٍ؛

    فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ.برادر در قرآن روزه یک ماه اعلام شد ه است آنجا که گفته هر کس ماه رمضان را مشاهده کرد روزه بگیرد. اما معنی آیه سطر بالایی : هر کس از شما چند روزی (ایاما” معدودت”) در سفر یا مریض بود بس از ماههای دیگر جبران کند . ایاما معدودات به ایام سفر یا مریضی برمی گردد نه ایام روزه که آقای الهی قمشه ای و مکارم این را به ایام روزه نسبت داده اند ولی بهاالدین خرمشاهی ودیگران درست ترجمه کرده اند

  7. بیایین با هم یه قراری بذاریم
    اینکه نخوایم جای خدا بشینیم!!!
    ضررهای جبران ناپذیر یک ماه روزه داری؟؟؟
    نویسنده این متن هنوز نمیدونه (یا میخواد خواننده متن ندونه) که تفسیر قرآن فقط با روخوانی اون نیست و عوامل دیگه ای هم از جمله روایات تو اون دخیلن.
    عزیزان مراقب باشن با هر چیزی که باهاش مواجه میشن سعی نکن مسیر زندگی و اعتقاداتشونو عوض کنن.

  8. این شبهه بسیار سست و بی اساس است و جواب هاب زیادی برای آن است که آنچه به نظرم می رسد برایتان می نویسم امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم . ۱- ایام معدود یعنی زمان محدود در هر موضوعی می تواند متفاوت باشد مثلا ایام معدود یا محدود امتحانی برای یک دانش آموز دبستانی و یک دانشجو متفاوت است همچنین ایام معدود کاری یک دانش آموز بو یک کارمند متفاوت است و برای هر گروه صحبت می شود باید به موضوع و جایگاه و قوانین خودشان مراجعه شود که مقدار معدود برای هر گروه از قرینه و قوانین خودشان مشخص می شود . در این جا هم نه از نظر ادبیات عرب نه فهم عرف عرب زبان ها نمی شود با موارد و موضوعات دیگر مثل حج رمقایسه کرد ( گر چه این نحوه برداشت سه روزه در آن جا هم اشکال دارد) و خود آیه دارای قرینه کافی هست ۲- برای پی بردن به ایام معدود وقتی در خود آیه قرینه کافی موجود است رجوع به موارد دیگر و آیات بعید اشتباه است و آیه به صراحت می فرماید «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآَنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ» آن ماهی است که قرآن در آن نازل شده پس کسی که آن ماه را مشاهده کند فلیصمه پس روزه بگیرد ضمیر ( ه) ناچارا به «شهر»( ماه) برگشت می کند د آن ماه را که به صورت عام مطلق و صریح به کل ماه می خورد نه بعضی از ماه . یعنی ایام معدودی که در دو آیه بالا گفته شد ماه رمضان است و اگر می خواست بگوید بعض ماه رمضان یا به قول ایشان سه روز باید حتما این طور بگوید « فلیصم مِنه » روزه بگیرید بعضی از آن ماه همانطور که در آیه بالا فرمود کسانی که نمی توانند روزه بگیرند «مِن ایام اخر» یعنی بعضی از روزهای دیگر سال را روزه بگیرند. ۳- مگر آیات قرآن بدون احادیث و تفسیر پیامبر و ائمه قابل تفسیر است !!!!! اگر این طور باشد در مورد نحوه خواندن نماز و رکعات و زمان چیزی در قرآن نداریم ، درباره حج هم غالب مطالب در قرآن نیست در مورد خمس و زکات و … هم همین . از این رو قرآن به پیامبر می فرمایند ما قرآن را بر تو نازل کردیم لتبین لناس برای این که برای مردم تفسیر کنی. با مبنای ایشان باید روایات را کنار گذاشت و دین را تعطیل کرد ۴- حالا اگر یک سال دو سال یا حتی ۳۰ ، ۴۰ سال بود با روایات و برداشت های اشتباه و ساختگی و حکومتی مردم را گمراه کرده اند اما این یک سیر حد اقل ۲۵۰ ساله است که در میان آنها ائمه معصوم و صحابه پیامبر همچون سلمان و ابوذر و مقداد بین آنها بوده اند یعنی همه این ها اشتباه می گفتند و در صدد تحریف مردم بوده اند مگر می شود یک جریان ۲۵۰ ساله که با حضور امام معصوم شکل گرفته به این صورت غیر علمی و ادعایی زیر سوال برد جالب این است که در میان آن ها هیچ کدام منفعت حکومتی نداشته اند . این جریانی بوده با نظارت امام و صحابه و یاران آنان آن هم در محدوده ای به وسعت جزیره العرب ، ایران ، مصر آفریقا و بخش هایی از اروپا . به هر حال تفسیر این آقا تفسیر به رای است که هیچ کدام از مبانی ادبیاتی و علمی در آن رعایت نشده است .

    ایام معدودات چیزی نسبی است که عرب و قرآن به آن اشاره دارد یعنی در برابر ۳۶۵ روز سال ۳۰ روز ایام معدود است و در برابر زندگی لا متناهی آخرت ۷۰ ،۸۰ سال دنیا ایام معدود است

    • به نظر من که اصلا سست نیست. من تفسیر المیزان و نمونه رو مطالعه کردم. جواب قطعی ازشون نگرفتم که روزه سی روزه.
      اصلا اینجور تفاسیر فرض رو روی سی روز گذاشتن. به هر حال چند تا علامت سوال تو ذهنمه.مثلا:
      ۱٫ اگه روزه سه روزه پس چرا این همه سال کسی راجعبش حرفی نزده؟ ( مفسری؟ روایتی؟…)
      ۲٫ تکلیف کسایی که مثلا تو آمستردام هستن چی میشه؟ اونا باید واقعا ۲۲ ساعت روزه بگیرن؟ یا مثلا اونایی که تو قطبن؟ من حس میکنم خداوند حتما فکری برا اونها کرده

  9. با سلام به آقای سلیم
    شما با نوشتن این مقاله در همون ابتدا بی سوادی خودتونو آشکار کردین اونجا که میگین یُطیقونه فعل مثبت هست و همه مفسران و مترجمان قران این فعل رو غلط ترجمه کردن. این در واقع جهل شما به زبان عرب رو میروسه چون فعل یُطیقونه اگرچه ظاهرا مثبت هست اما هرگز به معنای توانستن نیست زیرا زبان ها لزوما با هم برابر نیستن پس گاهی فعل مثبتی در زبان مبدا باید در زبان مقصد منفی ترجمه بشه مثل همین جا بنابراین علی الذین یطیقونه رو یا باید این طور ترجمه کرد کسانیکه نمیتوانند روزه بگیرند یا باید ترجمه کرد کسانیکه روزه بر آن ها طاقت فرساست و تمام کتب لغت همین رو میگن و ترجمه شما که میگید کسانیکه توانائی پراخت مالی دارند کاملا اشتباه هست به دو دلیل اول یطیقونه که نتوانستن هست و نه توانستن دوم ضمیر ه در یطیقونه که به الصیام آیه قبل برمیگرده و نه به توانائی مالی که اصلا در آیات قبل حرفی ازش نزده. خلاصه این مقالتون از تار عنکبوت هم سست هست.

  10. با عرض سلام و خسته نباشید
    این مقاله بسیار شبه بر انگیزه چرا که در آیات مذکور هیچ عددی ذکر نشده پس آقای سلیم عدد سه رو از کجا اوردن.
    از طرف دیگه الله در هرکجای قرآن که کلمه صیام به معنای خودداری و یا روزه امده تعداد روز ها رو دقیقا بیان کرده. مثل آیه ۴ سوره مجادله و آیه ۱۹۶ بقره و ۹۲ نساء و ۸۹ مائده که تمام این آیات روزه برای مجازات عملی آمده مثل ظهار ٬ قتل٬ سوگند خوردن
    اما بدرستی روشن نیست که چرا در آیات ۱۸۳٬۱۸۴٬۱۸۵ بقره تعداد روز ها بیان نگشته.
    بنظر من هرکی به شک افتاده درباره تعداد روز های روزه تحقیق کنه مطالعه کنه و این مسئله که قطعا بدون حکمت نیست رو بفهمه.
    من خودمم خیلی تو شک افتادم البته حرف آقای سلیم هم قبول ندارم که میگن سه روز چون استدلال محکمی نیاوردند.

  11. پاسخ اجمالی

    با توجه به این که پرسش از سه بخش تشکیل شده به همان ترتیب، پاسخ آن را ضمن نکاتی بیان می کنیم:

    ۱٫ با توجه به حکیم بودن خداوند که کارهای عبث و بیهوده انجام نمی دهد، اجمالاً می دانیم تمام تکالیف بندگان از جمله روزه که از جانب خداوند تشریع شده بر اساس مصالح و مفاسد تدوین شده است.

    ۲٫ گرچه تمام فروعات و جزئیات احکام در قرآن نیامده هم چنان که کیفیت نماز و تعداد رکعات آن در قرآن بیان نشده، امّا در مورد روزه باید گفت که مقدار ماه و روز آن در قرآن به طور روشن بیان شده است:

    الف. شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ … فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ … ، ماه رمضان چنان ماهی است که در آن قرآن نازل شده … پس آن که از شما این ماه را دریابد باید آن را روزه بدارد… [۱]و می دانیم که یک ماه، ۳۰ یا ۲۹ روز است.

    ب. وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَى اللَّیْلِ، بخورید و بیاشامید تا نمودار و جدا شود براى شما رشته سفید از رشته سیاه از فجر سپس روزه را تا شب‏ به پایان رسانید.[۲]

    ۳٫ اما در مورد این که چرا در ادیان دیگر شرایط روزه راحت تر است باید گفت:

    ۱-۳: قانون گذار در تمام ادیان الاهی یکی است همان طور که بیان شد تشریع و وجوب احکام در تمام ادیان الاهی از جانب خداوند است.

    ۲-۳: با توجه به این که دین اسلام نسبت به ادیان گذشته، دین کامل و جامعی است؛ از این رو احکامش نسبت به احکام سایر ادیان تفاوت می کند که در این تفاوتها گاهی شاید تکلیف سخت تر و گاهی نیز آسان تر باشد که در هر حال تصمیم خداوند است.

    ۳-۳: گرچه شاید امروزه با توجه به تحریفاتی که در ادیان سابق به وجود آمده پیروان دیگر ادیان، عبادت روزه را با مقدار و شرایطی آسان تر برگزار می کنند، امّا بر اساس برخی منابع روایی، روزه اهل کتاب تا زمان پیامبر اسلام (ص) بیشتر از مسلمانان بوده است.

    امام مجتبی (ع) نقل می کند که روزی یک نفر یهودی خدمت پیامبر اسلام (ص) رسید و مسایلی را پرسید که از جمله آن، این بود که چرا خداوند روزه را بر امّت تو سی روز قرار داد، اما در امت های دیگر بیشتر؟ …[۳]

    این پرسش، پاسخ تفصیلی ندارد.

    [۱]. بقره، ۱۸۵٫

    [۲]. همان، ۱۸۶٫

    [۳]. حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۴۰ و ۲۴۱، ح ۱۳۳۱۷، مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام، قم، ۱۴۰۹ هـ ق.

  12. سلام
    از آنجایی که این موضوع بسیار شک بر انگیز است. من از الله خواستم که حقیقت این مسئله مورد شک را برام‌ روشن کنه که آیا ایام معدودات مرتبط به تعداد روزهای روزه داری است یا مربوط به تعداد روزهای بیماری و سفر و به طور باور نکردنی از شب پنجم رمضان بیمار شدم و امروز که یازدهم رمضانه بهبودی خودم و بدست آوردم. از آنجایی که در مباحث علمی مشاهدات و تجربه دارای اعتبار بیشتری هستند این اتفاق من را بر آن داشت که واژه ایام معدودات بسیار متناسب با تعداد روزهای بیماری است و نه تعداد روز های روزه داری چونکه دوره هر بیماری به طور معمول روز های معدودی اتفاق می افتد.
    حتی استخاره ایی هم که درباره این موضوع گرفتم این آیه درش بسیار شبیه این شرایط بود
    سوره الجاثیه
    أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ [۲۳] آیا آن کس را که هوسش را چون خداى خود گرفت و خدا از روى علم گمراهش کرد و بر گوش و دلش مُهر نهاد و بر دیدگانش پرده افکند، دیده‌اى؟ اگر خدا هدایت نکند چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ چرا پند نمى‌گیرید؟ (۲۳)

  13. روزه در قرآن یکماه است در آیه ۱۸۴ آیه بقره ایاما معدودات به تعداد روزهای بیماری یا سفر مربوط است نه به تعداد روزهایی که باید روزه بیگریم . که آیه ۱۸۴ ترجمه می شود: پس هر کس از شما چند روزی (ایاما معدودات) را مریض یا در سفر باشد از روزهای دیگر جبران کند و الی آخر….ولی در آیه ۱۸۵ دقیقا مشخص شده که روزه یک ماه است فمن شهد منکم الشهر فلیصمه : هر کس از شما ماه رمضان را مشاهده کرد یا بر او وارد شده آن را روزه بگیرد.و …….بس روزه یکماه است آیام معدودات به تعداد روزهای بیماری یا مریضی مربوط است نه تعداد روزهای روزه.

  14. با سلام برادر بزرگوار .علی اقا
    مفهوم استخاره شما واقعا خیره کننده و تکاندهنده است .ا..اکبر
    واقعیت بر اساس کل توضیحات به نظر بنده سه روز بودن ایام روزه داری را نمیتوان استنباط کرد . و به نظرم ارتباط با موضوع صلحنامه و ایام حج و …. خیلی منطقی نیست .(الان استدلال منطقی بر اساس ادله داریم)
    ولی در مورد یک ماه بودن دوره هم دچار ابهام شدم.که به نظر نیاز به تحقیق دارد .علت عدم بیان صریح ؟
    ساده تر اینکه اگر فردی نتواند کل ماه را روزه بگیرد .میزان زمان جبران روزه و یا کفاره مالی ان به قدری است که تقریبا بایستی بخش عمده ای از عمر یا مال خود را صرف ان کند .به نظر با تدبیر خداوندی مغایر است
    در کل همواره معتقدم .که شک و تردید افت هر چیزی است و قطعا تصمیم غلط گرفتن از تصمیم نگرفتن بهتر است
    یا علی

  15. سلام و رحمت خدا بر شما آقای آرش سلیم
    از خواندن مطلب شما بسیار خوشوقتم .سالهاست در این مورد تحقیق میکنم و نظر شما را به حقیقت نزدیکتر میبینم.”حقیقت مانند چشمه است اگر چه کوچک است و تعداد کمی از آن باخبرند اما سیراب کننده است و مجاز مانند دریاست اگر چه بسیار است و بسیار بر آن می گذرند اما آبش شور است و هر چه بنوشند سیراب نشوند.” اینست که در طول تاریخ همواره تعدادی کم حقیقت را می فهمیدند و بخاطر فهمشان از طرف اکثریت نادان متهم به کفر و شبهه میشدند.اکثر مردم نمیفهمند و برای همین مقلد بسیار است و مرجع تقلید تعدادی معدود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا