سرخط خبرهای سازمان

ویژه نامه محیط زیست/تولد دوران فکری جدید*

عارف سپهری

رییس کمیسیون محیط زیست سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

در هفته‌ای که گذشت زاینده رود از جریان افتاد. از حرکت ایستادن یا کند شدن جریان رودخانه یعنی که تکه‌‌ای از حیات خالی می‌شود وبا اثر دومینو وارش ممکن است باعث شود تا ریزگردهای تالاب خشکیده‌ی گاوخونی مردم را به بیماری‌های تازه‌ای مبتلا کند، آب سفره‌های زیرزمینی را کاهش دهد تا زمین تدریجا فرونشیند و به سازه‌ها و شاکله‌های ساختمان‌های موجود و بناهای تاریخی آسیب زند و هویت و اصالت ما را نیز درگیر خودش کند یا درگیری‌های منطقه‌ای بر سر آب بین کشاورزان ایجاد کند و … یا از آن طرف باعث شود اختراعات جدیدی برای مدیریت استفاده از منابع آبی طرح شود مثل دستگاهی که چندی پیش رونمایی شد و با جذب رطوبت اتمسفر، آب در مخازن ذخیره می‌کرد یا این‌که از این به بعد احتمال فرونشست زمین در اکثریت قریب به اتفاق مهندسی ساخت و ساز گنجانده شود و یا به اقتضایشرایط کنونی ایده‌ای رونمایی شود مثل همان طرح دانشجوی معماری لهستانی که پیشنهاد کرده بود سازه‌ای کف زاینده رود به عنوان بستری برای تفرج مردم و نه برای جریان آب کار شود هرچند نشدنی بودو در عین حال تراژیکاما فکری بود که به مقتضای رویداد تازه به جریان افتاده بود؛ به قول یکی از فلاسفه‌ی به نام،همیشه باید چیزی از بیرون ایجاد شود تا انسان را به اندیشیدن وادارد وگرنه جریان اندیشه خود به خود منشا نمی‌گیرد. دگرگونی فکری از توان متغیر نیروهای متضاد آفریده می‌شود و در واقع عینیت، جریان ذهنی را می‌سازد. انگار جهان یک قاعده‌ی مشترک اندام وار دارد همان طور که از هیچ، چیزی ساخته نمی‌شود، ذهنیتی، اختراعی و اکتشافی هماز هیچ به وجود نمی‌آید انسان با چالشی رو به رو می‌شود که ذهنش را تسخیر می‌کند، تبدیل به دغدغه می‌شود تا چیزی بیافریند چیزی برای جایی تا جایی در این جهان بگذاردشکه زمانیدوام و استمراردارد که در استحکام کلیت یک نظام کمک کند.

جهان ما از اجزا ساخته شده است به قول “کارکردگرایان ساختاری” اجزایی واجد اثر که بر هم اثر می‌گذارند به تعبیر آگوست کنتمثل نظام‌‌ ارگانیسم اعضای بدن.

خوب است کهبه این رخدادها یا به بیان بهتر، تضادها توجه کنیم:

ده تا از دوازده زمستان بسیار گرم در کشورهای خاورمیانه در یکصد سال گذشته همین بیست سال اخیر رخ داده است.

دمای ایران یک و نیم درجه‌ی سانتی‌گراد افزایش یافته است میزان بارش‌های ایران کاهش یافته‌است و از میانگین سالیانه دویست و چهل میلی‌متر –که هم‌چنان و اشتباها به عنوان میانگین بارش در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود- به دویست و پنج میلی‌متر رسیده است.

سرشاخه‌ی اصلی سفیدرود -معروف به آمازون ایران- خشک شده است.

تقریبا تمام تالاب‌های ایران در خطر نابودی هستند از جملهعمق چهارده متری تالاب انزلی به یک متر کاهش یافته است.

رتبه‌ی هفتم ایران در تولید گازهای گلخانه‌ای در جهان

اصفهان در قلب ایران، سومین استان پر جمعیت کشور با نهصد و چهل و هشت واحد آلاینده‌ی صنعتی کشور و البته زاینده رودی که بیش از هفت سال پیاپی سابقه‌ی خشکی دارد و می‌رود تا به کانون فرسایش زیستی و ریزگردها آن هم در مرکز ایران تبدیل شود با تمام پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی-امنیتی‌اش به سبب کاهش رونق اقتصاد روستایی، بحران مهاجرت کهجدا شدن از طبقه‌ی خویش و غریبگی با طبقه‌ی تازه (بحران حاشیه نشینی اجتماعی)قلمداد می‌شود، شکاف‌های قومی-منطقه‌ای بر سر استفاده از منابع آب، افزایش هزینه‌های معیشت، افت کیفیت زندگی و به مخاطره افتادن سلامت شهروندان و البته هزینه‌های مترتب بر آن.

سال‌ها پیش وقتی انگلستان پس از چندین قرن توانست از قبل توسعه‌ی استعمار تجاری، گسترش ناوگان دریایی، پایه ریزی نظام بروکراسی و قانونی جدید و مدیریت زمین‌های کشاورزی به وضع مطلوبی برسد، انقلاب صنعتی و نظام جدید علم و اندیشه از ذهن‌ها تراوید اما پدیده‌ی جدید صنعتی شدن هم واجد پیامدهای تازه‌ای بود که هرچند تولید را رونق داد اما باعث شد تا به خاطر استفاده از ماشین به جای نیروی انسانی، نظام سابق اشتغال به هم بخورد و برخی کارگران از کار بی‌کار شوند؛تغییر و تحولات صنعتی، برخی قیمت‌ها را بالا برد بعضیکشاورزان مزارع را ترک کردند و برای کار در کارخانه‌ها به شهر کشیده شدند. جنبش‌های کارگری در واکنش به نظام جدید و به منظور سرنگونی نظام تازه شکل گرفته‌ی سرمایه داری شکل گرفت و با هدف بازگرداندن نظم اجتماعی از دست رفته، دانشی نوین به نام “فیزیک اجتماعی” یا همان جامعه شناسی رفته رفته وضع شد. مکتب شیکاگو –به عنوان تاثیرگذارترین کانون فکری بر جامعه‌ی امریکا که برای حل مشکلات نظام تازه شکل گرفته‌ی شهری در قرن نوزدهم شکل گرفت-، پوزیتیویسم و مارکسیسم در پس دگرگونی‌های قرن هیجدهم شکل گرفتند. حتی در مواردی ذهنیت و عینیت برخاسته از فضای جدید تحت تاثیر محیط طبیعی -به عنوان یک کل که انسان و اندیشه هایش را در دل خود جا داده-، قرار گرفت. داروینیسم در حقیقت کشف قوانین طبیعی بود که با چهار اصل مهم به شکل قاعده‌ای علمی در آمده بود و البته الگو برداری ازهمین نگاه به طبیعت در قالب گفتمان روشنگری و تاکید بر یکسانی طبیعت و امر اجتماعی، داروینیسم اجتماعی و اصل بقای اصلح و پارادایم نژاد برتر را شکل داد که به عنوان یک جزء، اثر کارکردشان را بر جهان  گذاشتند از جمله بر نسل کشی‌های دومین جنگ جهانی.

در گذشته‌ی بسیار دورتر نیز فلاسفه‌ی یونان باستان، طبیعت را امر جاودانه‌ای می‌دانستند که از توجه انسان بی نیاز است چرا که انسان را تکه‌ای از آن بی‌کران قلمداد می‌کردند اما در دوران مدرن، طبیعت نابود پذیر و جاودانگی آن منوط به آدمی شده است. انسان از قرن هیجدهم تا نیمه‌ی دوم قرن بیستم –قریب به سیصد سال- همه جانبه درحال مواجهه با طبیعت بود و بالاخره از دهه‌ی هفتاد میلادی بود که صیانت از سیستم‌های زیستی (اکوسیستم‌ها) در ذهن اندیشمندان شروع به نهادینه شدن کرد هرچند روند تخریب طبیعت هم‌چنان با قوت ادامه پیدا کرد. به واقع فلسفه‌ی محیط زیست و نهضت سبز و در یک کلام کنش برای محیط زیست، قدمت چندانی ندارد و در بسیاری از جاها از –جمله در کشور ما- نهضتی تقلیل یافته است بدون پیوند و گفتگوی فراگیر میان رشته‌ای بین طیف گسترده‌ای از دانشمندان، روشنفکران، هنرمندان و جامعه‌ی مدنی.

هربرت اسپنسر (اندیشمند به‌نام بریتانیایی) معتقد بود رشد تکاملی ساختار و کارکردهای هر نظامی، ساختار را پیچیده‌تر و تخصصی‌تر می‌کند این پیچیدگی منجر به افزایش تطابق با محیط و بقا نظام در محیط می‌شود. از دل بحران‌های گفته شده در آینده باید شاهد تولید نظرات جدید در ساحت درونی دولت و حکومت برای تدبیر در مدیریت محیط طبیعی به عنوان بستر معیشت باشیم. شاهد واکنشتمام قد حوزه‌ی عمومی در برابر بحران همه گیری باشیم که نیاز به بسیج ساختارهای جمعی در سطوح اجتماعی و سیاسی دارد، باشیم. از راه خلق آثار ادبی و هنری و ارائه‌ی نظریات فلسفی و فتاوای جدید علمای دینی، شاهد تولید الگوهای جدیدی برای انضباط بخشی، انسجام بخشی و خوشبختی بخشی در مناطقی باشیم که لاجرم باید –دستکم برای مدتی- باخشکسالی و هوای خاک آلود، تطابق پیدا کنند. منتظر رواج رویکردهایجدیدی در پیوندبا ساخت، فرآیند و رفتار سیاسی برای افزایش اقتدار عقلانی حاکمیت سیاسی از راه افزایش کارآمدی مدیران و وام گرفتن از قدرت تعیین کنندگی سرمایه‌ی اجتماعی باشیم. در حوزه‌ی اقتصاد شاهد طراحی فرمول‌هایی باشیم که ارزش مادی اجزای محیط طبیعی را به عنوان کالاهای واجد ارزش اقتصادی، محاسبه کند و با اعداد و ارقام، مقرون به صرفه بودن هزینه کردن برای صیانت از کالاهای محیط زیستی را اثبات کند.

تصویر شروع دوران جدیدی که دست پخت دخل و تصرف بشر در محیط طبیعی است را می‌شود در این داستان مینی‌مال اندرو هانت دید:

در طی هزار سال درخت ماموت غول پیکر از زمین لرزه‌ها، آتش سوزی‌ها و خشکسالی‌ها جان به در برده و زیبایی با شکوهی پیدا کرده بود. عمر طولانی او تنها با عمر کوهستان‌هایی که در آن‌ها زیسته بود قابل مقایسه بود. هزار سال دور از دسترس همه.هزار سال فتح نشدن. سرکارگر فریاد زد: چه‌قدر طول می‌کشد بیافتد؟ هیزم شکن تنومند تف کرد و گفت: فوقش چند ساعت. پس کارش را تمام کن.

* ویژه نامه‌ی اصفهان روزنامه‌ی شرق

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا