سرخط خبرهای سازمان

جشن های آیینی باستانی؛ یک ظرفیت فرهنگی| عیسی کشاورز*

بوی باران| عموما فرهنگ دارای چهار رکن اساسی است . باورها ( مجموعه چیزی هایی که در فرهنگ فعلیت دارد)، هنجارها (مجموعه چیزهایی که در فرهنگ باید وجود داشته باشد) ، ارزش ها ( نگرش های آرمانی موجود در فرهنگ )، فناوری ( چگونگی روابط و انجام امور ) . خصیصه دیگر فرهنگ قابلیت تغییر و انتقال نسلی ، اموختی بودن و انسجام اجتماعی است.

در تقسیم بندی دیگر فرهنگ را به فرهنگ نخبگان و فرهنگ  عامه ( توده ای) تقسیم کرده اند . این دو فرهنگ در فرهنگها و در سیر تاریخی خود در جوامع مختلف  گاهی به شکل تقابلی ، تباینی و تعاملی  مراوده و داد و ستد داشته اند. فرهنگ نخبگان تابع تشریفات ، ایین ها و نمادها ، و محصولات عموما گران وکلاسیک تری را شامل می شود . بیشتر کارکرد های ایین ها و نمادهای فرهنگ نخبگان ، عموما کارکرد هویت بخشی دارند.
اما فرهنگ عامه  ( توده ای ) این تشریفات و قواعد هنجارین گران وسخت را ندارد و با موضوعات دم دستی ، عمومی و باورهای عامیانه  تری را شامل می شود شاید به همین دلیل فرهنگ عامه را ” عتیقات عامه ” می گویند. کالاها فرهنگ عامه در مقابل فرهنگ نخبگان اکثرا ارزان تر ، با کیفیت پایین تر ، انبوه تر  و فاقد وزانت  فرهنگی  است.
خرده فرهنگ و از جمله فرهنگ نخبگان و فرهنگ عامه در میدانگاهی به نام فرهنگ عمومی به اشکال تباینی ،  تعاملی و  تقابلی با هم مراوده و دادو ستد دارند.فرهنگ عمومی عموما کارکرد انسجام بخش بین خرده فرهنگ ها را بر عهده دارد .
به مدد فناوری های نوین ، شبکه های اجتماعی و جهان رسانه ای شده که با پوپولیستی شدن کالاهای فرهنگی و هنری همراه شده است، مفاهیمی چون تجارت فرهنگی و هنری، تولید و مصرف انبوه فرهنگی و شکل گیری صنعت فرهنگ،  سهم فرهنگ عامه (توده ای ) در فرهنگ عمومی بسیار افزایش یافته است و شکل ارتباطی فرهنگ نخبگان و فرهنگ عامه به شکل هژمونیکی و تعاملی گرایش یافته و طبقه متوسط حد و وسط این دو فرهنگ نخبگان و فرهنگ عامه به عنوان فرهنگ طبقه متوسط شکل گرفته که به فراخور زمان و مکان ایین ها ، نمادها و سمبل های این دو فرهنگ را به مدد ارزانی ، فراوانی  ، سرگرمی و… مصرف می کند.
در این مصرف انبوه فرهنگ عامه به علت ویژگی هایی که گفتم از اقبال و فرصت بیشتری  در عمومیت کارکردی در پر کردن اوقات فراغت ، سرگرمی و ایجاد مد و سلیقه های اجتماعی روبرو شده است .
تولید ، توزیع و مصرف کالاها و نمادها و سمبل های فرهنگ عامه ( توده ای ) بسیار ارزان تولید ، تکثیرو سریع در شبکه های اجتماعی فراگیر و مصرف می شود . تولید موسیقی پاپ ، رواج هنرمندان فالش ، نشریات زرد ، صنعت مد و صنعت خرافات جشن ها و آیین ها ،  با عمومیت کارکردی کم کم خود را  به ضرورت کارکردی در فرهنگ عمومی  تبدیل می کنند.
چون فرهنگ عمومی میدانگاه تعاملات و منطقه گفتگو این خرده فرهنگها محسوب می شود و مهمترین وجه مشترک  چهار رکن اساسی فرهنگ که در بالا اشاره کردم  در این حوزه اتفاق می افتد . سبک زندگی در این فرایند صورت بندی می شود .  و سبک اگر نشاط اجتماعی به عنوان یک نیاز اجتماعی مورد توجه نظام فرهنگی قرار دارد و طراحی الگوی اسلامی – ایرانی به عنوان یک روش تعاملی برای هم افزایی ارزشهای مشترک در تولید ارزشهای ملی مد نظر مهندسی فرهنگی کشور قرار دارد ، طبیعا آیین ها و جشن های ایران باستان که توان همزیستی با نظام  ملی را دارند به عنوان یک ظرفیت فرهنگی در  ذیل الگوی اسلامی ایرانی با هدف تولید نشاط ملی باید جا نمایی شوند. نشاط ملی ایرانیان در  زندگی روزمره  می تواند  تلفیقی هم افزا از  آیین ها و جشن های ملی مثل پیروزی انقلاب اسلامی  و …، اعیاد و جشن های مذهبی مثل عید فطر قربان و…، و اعیاد باستانی مثل نوروز و…..  این نمادهای شادی آفرین  وپاسداشت  مراسم ها و آیین ها آنان  به همراه برنامه ریزی و حمایتهای کارشناسی در حوزه فرهنگ عمومی   می تواند تا حدود زیادی نیاز اجتماعی جامعه به تولید نشاد و شادابی در جامعه را تامین و مرتفع سازد و در عین حال از ترویج جشن ها و ایین های  غربی که چندان قرابتی با ذایقه فرهنگی ایرانیان نداشته و ندارد ، بی نیاز سازد.
 به نظر می رسد در طراحی  یک الگوی مهندسی فرهنگی،  ابعاد و شاخص های  جشن ها و آیین های شادی آفرین مثل نوروز ، یلدا ، مهرگان ، تیرگان و…  در فرهنگ و تمدن ایرانی ،  ایین های شادی بخش دین اسلام مثل اعیاد فطر ، قربان و…. و اعیاد اقوام و اقلیت های  قومی و مذهبی  مثل جشن برداشت محصول  و…  در ایران  می تواند یکی از راهکار های مهم  در باز نمایی چرخه تولید و مصرف  طبقه متوسط جامعه   به دلیل مشروعیت ، مقبولیت، معروفیت و معقولیت در سبک زندگی اسلامی – ایرانی   به شمار رود.
 اخیرا برخی ایین ها و جشن ها مثل والنتلین ، هالووین و .. از فرهنگی نا همزیسته با فرهنگ ایرانی و اسلامی وارد ادبیات فرهنگی کشور شده است . قطعا چیستی ، چرایی  و کارکردهای چنین آیین ها و جشن هایی نیاز مند درک و فهم عمیق و اسیب شناسانه است . اما توانش این جشن ها و ایین ها  در تولید ناخالص رضایت و نشاط ملی و اجتماعی قابل انکار نیست و تایید همه انان هم بدون آسیب شناسی و همزیستی ان با فرهنگ متعالی  کار بسیار خطر ناک و پر مناقشه خواهد بود .
باورها ، هنجارها ، نمادها و مناسک این جشن ها در گفتمان فرهنگ ملی ایرانیان متفاوت فهم و درک می شود . و بسیار لازم است مرزهای تعاملی و تقابلی ان از منظر مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی  مورد بررسی قرار گیرد .
 همانطوری که در بالا گفته شد برخی از این  اعیاد مثلا اعیاد هموطنان محترم اقلیت  دینی  مثل عید فطیر کلیمیان  و یا تولد حضرت عیسی مسیحیان ، هم کارکردهای مثبت وهم  همزیستی تاریخی و فرهنگی  خود را با فرهنگ ملی همواره داشته و  دارند. متنها اخیرا برخی اعیاد و جشن ها غربی مثل والنتاین ، هولی هندی  و هالووین قرابت نزدیک و همنشینی شایسته ای در مدل جشن های ایرانی و اسلامی ندارند، همانطوری که گاو بازی اسپانیایی تبار ها و گوجه زنی و میوه پرت کردن و کارناوال های  امریکای لاتین در این فرهنگ جا نمایی ندارد، اما دیده می شود  به شکل فراگیری باز تولید ،  تبلیغ و ترویج می شوند. در حالیکه ، این   جشن ها و نمادها   فرایند  مقبولیت ، مشروعیت ، معروفیت و معقولیت چهار رکن اساسی همنشینی خرده فرهنکها در فرهنگ ملی کشور  ندارند .
به نظر می رسد فرایند تولید و مصرف انبوه کالاهای فرهنگی و عموما کالاها و آیین های شادی بخش به علت کشش و نیاز عمیق جامع ایرانی به شادابی و نشاط اجتماعی و بعضا صنعت سرگرمی سازی و اوقات فراغت و تجاری شدن این چرخه  در کنار  کم کاری و عقیم ماندگی جدی نظام فرهنگی در تولید و توزیع نشاط ملی باعث شده  برخی ایین های و جشن های غربی فرصت بروز و ظهور  در شبکه های اجتماعی پیدا کرده و به شکل انبوه  ترویج شود. د  شاید هم در مقابل برخی هم با ترویج و تبلیغ این  جشن ها  و ایینهایی شادی بخش  که کشش اجتماعی خوبی  و مشتریان دست به نقدی دارد با  جعل و یا باز سازی  ، اعیاد تراشی  و بازار گرمی  می کنند  ممکن است برخی در مقابل جشن های غربی مثل والنتاین و هالووین سعی دارند ما به ازای جشن های باستانی را باز تولید کنند چون این فرایند مهندسی شده و مدیریت شده نیست ممکن است برخی از اعیاد باستانی هم دارای اعتبار تاریخی و یا قرابت فرهنگی در مدل الگوی اسلامی ایرانی نداشته باشند مثلا  . نوروز ، یلدا ، تیرگان ، مهرگان ، اسپندار مرزگان ، اذرگان ، سیزدهگان و.. از این دسته هستند. برخی مثل نوروز کاملا همزیستی و همنشینی و ابعاد چهار گانه را که اشاره کردم دارای می باشند و برخی هم ممکن است نداشته باشند همانطوری که در بالا گفته شد ضرورت تببن ان در الگوی اسلامی ایرانی نشاط و شادابی ملی  احساس می شود .
بدیهی است کارکرد ، آشکار جشن های غربی مثل ولنتاین ، ها لووین و…. تفنن ،   سرگرمی و فرصتی برای شادی  آفرینی در صنعت اوقات فراغت و صنعت خرافات است.  اما.. چون   هیچ پیشینه تاریخی ، همنشینی و قرابتی با ذایقه فرهنگی ایرانیان ندارد دلالت پنهان و معانی ضمنی و انضمامی  دیگری به همراه دارند . این کارکرد پنهان علاوه بر روابط تجاری شده و پیوست اقتصادی آنها ،  کارکرد اید یو لوژیک و فرایند تقابلی با فرهنگ ایرانی – اسلامی است . دلالت های پنهان و پیامهای غیر مستقیم چنین مراسم ها ، جشن ها و ایینهای که به مدد تکنولوژی و شبکه های اجتماعی توانایی خارق العاده ای در گسترش و فراگیر کردن ان دارد  تولید گفتمان چالشی و تقابلی را در اینده  فرهنگی کشور  فراهم می کند.
جشن های ولنتاین و هالووین به دلیل اینکه در ارکان چهار گانه فرهنگ ایرانی و اسلامی جایگاهی ندارد،   باعث لمپنیسم شدن در گفتار، پوشش و کارکرد اجتماعی ، مبتذل شدن و غیر مشروع شدن مناسک و نمادها و کالایی شدن و مادی شدن  روابط فرهنگی ، و با تاسف غیر اخلاقی فرهنگ  شادی و نشاد در فرایند نشاط ملی و مذهبی  و گمگشتی و سر گشتگی  مردم در بین روابط معانی ایجاد شده در بین مردم می شود .
* استراتژیست مد و سبک زندگی
منبع: آفتاب

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا