سرخط خبرهای سازمان

[ویژه روز دانشجو] جنبش دانشجویی ؛ کنشگری پر هزینه اما معکوس | امان اله باطنی

امان اله باطنی*

bateni 93جنبش دانشجویی چیست و چراست ؟ اساسا دانشجویان را می توان یک طبقه یا طیف به شمار آورد و بعد حول مطالبات آنها یک جنبش تعریف کرد ؟ آیا چیزی با نام جنبش در این عصر می تواند بیان کننده تمام آنچه  کنشگری دانشجویان می خوانند باشد؟اساسا می توان کنشگری دانشجویان را حول یک جنبش تعریف نمود ؟ تهدید ها و فرصت های شرایط پیشا دموکراتیک ایران برای داشجویان کجاست و چراست ؟ نقش جنبش داشجویی در مرحله گذار به دموکراسی چه می تواند باشد ؟ اینها همه پرسش هایی ست که در این سالها شاید به کرات بدان پرداخته شده اما هنوز به قوت خود باقیست ….. اما آنچه در این مقال می خواهیم بدان بپردازیم بررسی فرآیند سیاست در ایران وبازخوردهای آن در جنبش دانشجویی و به بیانی کنشگری دانشجویان ؟؟؟

حقیقت آنست که اگر به کشورهای موج اول دموکراسی مطابق نظر ساموئل هانتیگتون بعنوان دموکراسی های تثبیت شده و به بیان جامعه  شناختی دموکراسی های نهادی شده  نظری بیافکنیم خواهیم دید در این کشورها تقسیم بندی هایی در عرصه سیاسی و اجتماعی وجود دارد که طی بیش از یک قرن کارکرد خود را نیز در در ایجاد  و بسط یک جامعه مدنی مستحکم  بخوبی نمایان کرده .این تقسیم بندی ها البته حاصل تجربه تاریخی این کشورها و لااقل چند دهه سنت لیبرالیست .از آن جمله تقسیم و تمییز اندیشه سیاسی ، امر سیاسی و اکت یا عمل سیاسی که توزیع نقش نهادهای مدنی در چارچوب همین تقسیم بندیست …..

۱-اندیشه سیاسی می تواند انگیزه سیاسی  و موتور محرک جامعه مدنی باشد این اندیشه در متن جامعه مدنی؛امر سیاسی را تعریف نموده و به دل جامعه تسری می دهد

۲- امر سیاسی ، همان مسئله سیاسی ست که در گفتمان طبقه الیت و نظریه پردازان سیاست شکل گرفته و آماده تحویل به احزاب و نهادهای مدنیست .

۳-عمل سیاسی ناظر به فعالیت هایی ست که حول امر سیاسی شکل می گیرد که در مقابل اندیشه سیاسی بعنوان یک انگیزه می توان آنرایک انگیخته دانست .

باید گفت  این تقسم بندی ها از آن رو کاربردی ست و توانسته منجر به حکمرانی خوب گردد که در مرحله توزیع نقش میان نهادهای مدنی نیز بدرستی رعایت می شود وبا یکدیگر  به هیچ وجه خلط نمی گردد  .شواهد کافی حاکیست  که در جامعه غرب اندیشه سیاسی ، امر سیاسی و عمل سیاسی هر یک جایگاه خاص  خود را دارد و حوزه فعالیت یک نهاد مدنی ست و نه آنکه حوزه فعالیت تمام نهادهای مدنی و در عمل هیچیک .باری حقیقت آنست  که اگر در یک جامعه برای ایفای مسئولیت های مدنی توزیع نقش صورت نگیرد ، اگر شبکه نقش های  مدنی وجود نداشته باشد، اگر یک نهاد بخواهد یا مجبور باشد بار وضع اندیشه سیاسی ، تعیین امر سیاسی و انجام عمل سیاسی را آنهم در جامعه ای که هنوز شاخص های توسعه سیاسی بسیار پایینست  بر دوش بکشد عملا نه تنها فر سوده خواهد شد  بلکه  در عمل دین  هیچیک از آنها را نیز بدرستی ادا نخواهد کرد . ….در یک دموکراسی خوش کارکرد به تعبیر جامعه شناختی  رابرت مورتون دانشگاهها و محافل آکادمیک ، اندیشکده ها و موسسات مطالعاتی، اندیشه سیاسی را برسازی می کنند ، روشنفکران آن جامعه روشنفکران مولد هستند و اگر لازم باشد به بومی سازی تئوری های سیاسی  می پردازند وپارادیم را مشخص کرده  و  زوایا و خفایای یک اندیشه را در یک گفتمان عمومی برای جامعه آشکار می کنند .این روشنفکران با تمرکز بر مسئله  سیاسی آن جامعه،   امر سیاسی را مشخص می کنند که این در ذات خود بسیار حائز اهمیت می باشد چه آنکه بعنوان مثال امر سیاسی در جامعه ای با مختصات جامعه ما به زعم نگارنده نمی تواند لائیسم و حرکت به سمت جدایی کامل دین از سیاست باشد هر چند می تواند سکولاریسم و یا جدایی نهاد سیاست از نهاد دین باشد و یا امر سیاسی در جامعه ای که فرد گرایی هنوز در روح حیات جمعی آن جایگاهی ندارد نمی تواند به یکباره لیبرالیسم و آزادیخواهی فردگرایانه باشد . با روشن شدن امرسیاسی حال می توان چشم اندازی برای اهداف سیاسی تدوین نمود و بدین گونه عمل سیاسی را کلید زد.در این جامعه امر سیاسی برای برنامه ریزی  و ترسیم چشم انداز تحویل احزاب می گردد. احزاب و مطبوعات  با بسط و اشاعه آن در جامعه دست به ایجاد فرهنگ سیاسی و در واقع توسعه سیاسی می زنند  و بر آن پایه برنامه انتخاباتی تدوین می کنند و در انتخابات  شرکت می کنند  بدین صورت عمل سیاسی انجام میدهند . ….

با تمام آنچه گفته شد حال اگر بخواهیم فرآیند  سیاسی در ایران را با آنچه سخن رفت مقایسه کنیم میبینیم متاسفانه بدلیل فقدان تئوری سیاسی و نبود روشنفکران مولد ، اندیشه سیاسی در وضعیت اسف باری بسر می برد و هنوز تئوری که بتواند میل عمومی جامعه را راهبری  کند وجود ندارد   ، بدنه اجتماع هنوزحتی نمی داند سکولاریسم چیست ؟ لایسم چیست تا چه رسد تفاوت آن ها را نیز تمییز و تشخیص دهد و آن را مبنای تصمیم گیری در بزنگاه نماید .هرم فرآیند سیاسی در ایران هرم معکوسی ست .چنانکه در ایران ابتدا کنش گران ابتدا وارد عمل سیاسی می شوند ، در این حین با امر سیاسی مواجه می شوند و امر سیاسی تازه جرقه های اندیشه سیاسی را در آنها مشتعل می کند .شمار افرادی که سیاست را از عمل سیاسی انجام دادند کم نیست .افرادی چون مصطفی تاج زاده ، اکبر گنجی ، سعید حجاریان ……..این کنش گران پس از انجام عمل سیاسی بعنوان یک انگیخته ، تازه با اندیشه سیاسی مواجه شدند و به ضرورت مطالعه و کار فکری رسیدند و به قولی از انگیخته به انگیزه سیاسی دست یافتند که به نظر می رسد این فرآیند ، فرآیندی معکوس می باشد .این روال روالیست که می تواند با آنچه سعید حجاریان نام آن را دموکراسی از بالا می نهد در ارتباط باشد .

هنوز پاره ای از روشنفکران در اتوپیای چپ و عده ای دیگر در انتزاع راست بسر می برند .هنوز دانشجویان بعنوان کنش گران سیاسی تئوری مشخصی برای سازماندهی مسائل ذهنی خود ندارند .فارغ از این ها ، امر سیاسی نیز در وضعیت رقت انگیزی قرار  دارد ، نامعین و نامشخص است بعنوان مثال مشخص نیست اجرای بدون تنازل قانون اساسی می تواند امر سیاسی  متقدم باشد یا   برگزراری    رفراندم و یا  شرکت در انتخابات …..واین ابهام  اثرات و ثمرات خودرا در عمل سیاسی و فرآیند سیاست در جامعه می گذارد …جنبش دانشجویی نیز از غوطه خوردن در این ابهام بی نصیب نبوده و بطور جدی با آن دست و پنجه نرم می کند ……از همه اسف بارتر آنکه این جنبش یعنی جنبش دانشجویی اگر واقعا و بدرستی با  لحاظ پیش شرط های علمی و عملی یک جنبش ، بتوان اسم آن را جنبش گذاشت مشکلات دیگری را نیز دارد .در نبود یک جامعه مدنی حتی ضعیف ، در فقدان احزاب و نهادهای مدنی حداقلی ، در خلا مطبوعات ، باید گفت این جنبش بتنهایی و بی هیچ پرنسیب و ساختاری دارد بار تولید اندیشه سساس ، تعیین امر سیاسی و انجام عمل سیاسی را بدوش می کشد و متحمل هزینه ها ی بالا و بی فایده زیادی شده است ، چنانکه هزینه هایی که جنبش داشجویی پرداخته به مراتب بیشتر از احزاب و نهادهای مدنی بوده حال آنکه در یک دموکراسی سالم اساسا آنکه هزینه می پردازد احزاب و نهادهای مدنی هستند ، از سوی دیگر تعیین امر سیاسی در دانشگاه باعث شده فضای دانشگاه تحت الشعاع سیاست قرار گرفته فضایی که به هیچ روی برای تولید تئوری مانسب نیست  و این حقیقت راه گذار به دموکراسی را با خلایی جدی مواجه ساخته ، چه آنکه نقش اساسی دانشگاه برای گذار به دموکراسی نه عمل سیساسی ونه تعیین و تدقیق امر سیاسی ست بلکه نقشی عمیق تر یعنی تولید اندیشه سیاسی ست .

 

*عضو شورای مرکزی و رییس کمیته آموزش و پژوهش سازمان عدالت و آزادی

==========================================

ویژه نامه روز دانشجو

به تهیه و تنظیم کمیته مرکزی جوانان و دانشجویان سازمان عدالت و آزادی

سردبیر: پژمان ذکایی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا